هنریک ایبسن، خالق هدا گابلر و عروسکخانه، در تئاتر ایران

حق نشر عکس Gustav Borgen
Image caption تفسیرها از آثار هنریک ایبسن، آغاز عصری نو در هنرهای نمایشی بود

امروز (۲۳ می)، سالگرد درگذشت هنریک یوهان ایبسن شاعر، نمایش نامه نویس و درام پرداز بزرگ نروژی و خالق نمایشنامه های مهمی چون دشمن مردم، خانه عروسک (عروسکخانه)، مرغابی وحشی، هدا گابلر، براند و جان گابریل بورکمن است. نمایشنامه نویس تاثیرگذاری که در ۲۳ می ۱۹۰۶ بر اثر سکتۀ مغزی درگذشت.

ایبسن، نمایشنامه نویسی واقع گرا بود که در آثارش با نگاهی تیره و بدبینانه به جهان و زندگی بشر اروپایی نگاه کرد و ارزش ها، سنت ها و باورهای خشک و متحجر اجتماعی را زیر سوال برد. آثار ایبسن به دلیل درونمایه های سنت ستیزانه اش به مذاق جامعه زمانش خوش نمی‌آمد و بسیاری را علیه او می‌شوراند. نمایشنامه "دشمن مردم" ایبسن در واقع واکنش انتقادی او به جامعه محافظه کار و سنتی نروژ و نگاه بسته و محدود آنها به آثار اوست.

درام های ایبسن از نظر فرم غیر ارسطویی و از نظر درونمایه، واقع گرا و انقلابی بودند و در آنها روابط انسانی از دریچۀ بیان زندگی درونیِ فرد، نمایان می شد.

ادبیات دراماتیک ایبسن در زمان خود بسیار رادیکال بود و تحول تازه ای را در عرصۀ درام مدرن سبب شد. تفسیر های موجود از اجرای آثار ایبسن، آغاز عصری نو در هنرهای نمایشی بود. عصری که به اتمام نرسیده و همچنان پویا و جستجوگر با وام گیری از آثار درام نویس بزرگ نروژی، به خلق آثاری بدیع و متفاوت سرگرم است.

ایبسن و تئاتر مدرن در ایران

تاثیر غیر مستقیم درام نوین غرب بر درام تازه پاگرفتۀ ایران، ابتدا در نیمۀ سدۀ نوزدهم، با اجراهای صحنه ای که از تفلیس و ایروان به ایران می آمدند اتفاق افتاد. تاثیر مستقیم این آثار بسان تاثیری که بر درام سراسر دنیا گذاشته بودند در ایران بعد از چندین دهه و به یاری نهضت ترجمه مجال بروز یافت.

نهضت ترجمه در ایران نخست از میانۀ سدۀ نوزدهم با ترجمۀ کتاب های تاریخی آغاز شد. در مدت کوتاهی شمار زیادی رمان تاریخیِ نو ترجمه شد و کمی پس از آن ترجمۀ رمان های تاریخی رمانتیک به بازار راه یافت. نتیجۀ این تلاش گشایش راهی بود به سویِ نگرش های تازه که می توان آنها را اولین تلاش برای نگارش نمایشنامه به سبک اروپایی به شمار آورد.

سبک واقع گرا و غیر ارسطویی ایبسن تاثیر فراوانی بر درام معاصر ایرانی نهاد که از آن میان می توان به بهرام بیضایی، اکبر رادی، غلامحسین ساعدی و علی حاتمی اشاره کرد.

واقع گرایی و عینیت گرایی در نمایشنامه های ایبسن سبب شد که نمایشنامه نویسان ایرانی بتوانند هم بر شیوۀ داستانی سنتی (حکایات) که مدتی طولانی در ادبیات کشور رواج داشت، چیره شوند و هم اینکه با بهره گیری از شیوه های تئاتر سنتی، رویکردهای نو در نمایشنامه نویسی پدید آورند.

تاثیر پذیری نمایشنامه نویسان ایرانی از ایبسن

در سال های میانی دهۀ چهل، نمایشنامه نویسان یا با استفاده از شیوه های تئاتر سنتی ایران، نمایشنامه هایی متاثر از درونمایه های آثار ایبسن ارائه کردند یا به نمایشنامه هایی پرداختند که از نظر ساختاری و شخصیت پردازی به همان شیوۀ روان نویسیِ نمایشنامه های ایبسن بود.

اکبر رادی با الهام از روش پیشبرد عناصر درام در آثار ایبسن، و استفاده از پروسۀ کنش دراماتیک، از تاثیر پذیرفته ترین نمایشنامه نویسان از ایبسن به شمار می رود.

پس از او "بهرام بیضایی " با استفاده از بُن مایه های اسطوره ای و افسانه ای ایران در نمایشنامه های " اژی دهاک"، "آرش"، "سلطان مار"، "هشتمین سفر سندباد"، "دیوان بلخ" و "مرگ یزدگرد" همچون ایبسن در "پرگینت"، عرصۀ درام را به قلمروهای حماسه و اسطوره کشید.

غلامحسین ساعدی (گوهرمراد) نیز از ایبسن، کارکردهای نماد و سمبُل را به عاریت گرفت و رویکردهای روانشناختی را در نمایشنامه هایش به کار بست.

علی حاتمی نیز با به کار بردن افسانه های منظوم برای صحنۀ نمایش در نمایشنامۀ "حسن کچل" و اجرای آن در سال های میانی دهۀ چهل، بیژن مفید با وام گیری از زبان محلی و قومی در "پرگینت"، و در سال های بعد، شماری دیگر از نمایشنامه نویسان ایرانی، در یک یا چند اثرشان، این تأثیرپذیری را به نمایش گذاشته اند.

در این دوره شماری از متونِ نمایشیِ مختلف به وجود آمدند که می توان جانمایۀ تفکر ایبسنی را در آنها به روشنی ردیابی کرد، به ویژه نگاه موشکافانه به رابطۀ میان فرد و جامعه که وجه مشترک بسیاری از آنان بود. هرچند چگونگیِ شکلِ پرداختن به همان موضوعاتِ مشترک، بنا بر اوضاع فرهنگی دوران در سبک ها و شیوه های مختلف زیباشناختی بود.

Image caption جهانگیر الماسی و نسیم ادبی در تئاتر امپراتور بر اساس نمایشنامه "جان گابریل بورکمن" که پنج سال پیش در تهران اجرا شد. عکس از ناصر عرفانیان

در این میان به همتِ درام پردازان شیوه ای نو خلق شد که نتیجۀ حاصل از وفاداری به شکل نمایش های سنتیِ تعزیه و نقالی و قرار دادنِ آن به عنوانِ پایه و تلفیق آن با شیوۀ نمایشنامه نویسی نوین بود. در ایجاد این سبک،چهار چوب های اولیۀ قالب روایی پابرجا بود.

نمایشنامه نویسان دهه های چهل، شیوۀ روایی را اساس کار خود قرار دادند. این نوع تئاتر به طور معمول بر اساس وقایع و داستانهای مربوط به اسطوره ها و افسانه هایی بود که برای تماشاگر ملموس بودند با این تفاوت که دیگر همچون نمایش های گذشته نیازی به تمهیدهای تعلیق و حادثۀ غیرمنتظره نداشت. در این سبک نو، رخدادهای تاریخی و انطباق آنها با اوضاع اجتماعی روز، به سبک ایبسن پدیدار شد.

نمایشنامه نویس بحرانی زمانمند را محورِ ساختارِ نمایش قرار می داد تا به وسیلۀ آن انتقادش را از تضادهای موجود در جامۀ زمانِ معاصرِ به شیوۀ نمایشنامه های تاثیر گذار رئالیستیِ تازه وارد شده بیان کند. در این شیوۀ بیانیِ تازه، از روشِ گذشته نگر ایبسن مبنی بر یادآوری زمان گذشته در زمان حال استفاده شد، و همچنین شخصیت ها، همواره کلیدی بودند برای جاری ماندنِ روحِ گذشته در زمانِ اکنونِ اثر.

امروزه نمی توان از درام معاصر ایران اسم برد، و اشاره ای به تاثیرات ایبسنی بر آن نکرد. حتی ساخته شدن فیلم سینمایی " سارا " اثر داریوش مهرجویی در سینمای مدرن ایران، بر اساس خانه عروسک ایبسن (عروسکخانه)، بر این سهم بزرگ صحه می گذارد.

سایۀ ایبسن بر اجراهای صحنه ای تئاتر ایران

تاثیر اجرای نمایشنامه های ایبسن و دیگر نمایشنامه نویسان نوین اروپا بر بیانِ مسائلی چون سنت شکنی، آنارشیسم، فردگرایی، عرفان باوری و گفتمان فلسفی را نمی توان نادیده گرفت.

آثاری چون "خانۀ عروسک"،"دشمن مردم"، "هِدا گابلر"، "اشباح" و "ایوُلفِ کوچک" زمانی از پرمخاطب ترین نمایشنامه های بر روی صحنه رفته در ایران بودند و این اقبال به آثار ایبسن همچنان در فضای تماشاخانه های ایران موج می زند.

این اجراها در اوایل دهۀ ۱۳۳۰ سبب جنجالهای گسترده ای در میان جماعت هنر و همچنین سیاست شدند.

"خانۀ عروسک" و " دشمن مردم" به خاطر درونمایه های انتقادی و اجتماعی چالش برانگیزشان، نخستین آثار ایبسن بودند که بر صحنه های تئاتر ایران اجرا شدند.

خانۀ عروسک نخستین بار در سال ۱۳۳۷ توسط یکی از نخستین کارگردانان تئاتر زن ایرانی، مهین اسکویی، در ایران به روی صحنه رفت. کمی بعد نورا، قهرمان نمایشنامه اسطورۀ آزادیِ زنان شد و موجی از طرفدارن حامی حقوق زنان را با خود همراه کرد.

"دشمن مردم"، دیگر نمایش تاثیر گذار این نویسنده برای اولین بار در ایران توسط "سعید سلطانپور" شاعر، نویسنده و کارگردان چپ گرا و از منتقدان نظام سلطنتی، در سال ۱۳۴۸ اجرا شد اما بعد از مدت کوتاهی اجرای آن متوقف شد و سلطان پور و برخی عوامل گروه او به زندان افتادند. سلطان پور، نام این نمایش را برای مصونیت از تیغ سانسور، به "دکتر استوکمان" که نام شخصیت اصلی نمایشنامه است، تغییر داد.

دریافت های نخستین از نمایشنامه های این نویسنده بزرگ، بر بستر اجتماعی و سیاسی خاص آن دوران صورت گرفت، در نتیجه این آثار اغلب، به شیوه ای سیاسی درک شده و به اجرا درآمدند. در حقیقت نقد آثار ایبسن، پیش از اجرای نمایشنامه های وی اتفاق افتاد،آن هم بیشتر در راستای اندیشه های چپ مارکسیستی.

حق نشر عکس fars
Image caption کارگردان و دست اندرکاران تئاتر هدا گابلر به دادسرا احضار شدند

منتقدان و مفسران چپ گرای آثار ایبسن، اغلب، آثار ایبسن را در راستای مبارزۀ طبقاتی در اروپای سدۀ نوزدهم تعبیر می کردند. در صدر این فهرست، امیرحسین آریانپور قرار دارد که با انتشار کتاب "ایبسن آشوبگرای"، بابِ این گفتمان سوء تفاهم بر انگیز را گشود.

بنابراین انگیزه های نورا و دکتراستوکمان در نمایشنامه های "خانه عروسک" و "دشمن مردم"، انگیزه های مبارزۀ طبقاتی تفسیر شده و تضادهای نمایشی ، بازتاب تضادهای اجتماعی شمرده شدند.

حدود دو دهه به طول انجامید تا زیبایی شناسی کارهای ایبسن به صورت شکل گرایانه و بر پایۀ نمادگرایی و رومانتیسم آثارش تفسیر شود.

آثار ایبسن، هنوز در ایران خوانده و اجرا می شوند اگرچه با محدودیت ها و ممیزی های بسیاری مواجه اند.

آخرین بار نمایشنامه هداگابلر به کارگردانی وحید رهبانی در سال ۸۹ سالن چهار سوی مجموعه تئاتر شهر روی صحنه رفت اما به دلیل مشکلاتی که به خاطر درونمایه نمایش و نوع پوشش بازیگران زن آن به وجود آمد، پس از چند شب اجرا، در نهایت توقیف شد و گرفتاری هایی برای کارگردان و بازیگران آن به وجود آمد.

این نمایش رفتارهای اجتماعی "هدا"، زنی زیبا و نازپرورده را نشان می دهد که تمام مردان را شیفتۀ خودش می کند.

خبرگزاری فارس، این نمایش را به "ترویج اباحه‌گری، ابتذال و عادی‌سازی چندشوهری، اختلاط زن و مرد و استفاده از نمادهای یک فرقه انحرافی موسوم به ‌بردگی جنسی و فراماسونری" متهم کرد.

مطالب مرتبط