آلوده کردن بهشت در جشنواره کن؛ گفت‌وگو با فاتح آکین

حق نشر عکس no credit

فاتح آکین فیلمساز شناخته شده اهل آلمان است که تبار ترکیه ای دارد و طی سال های گذشته، با فیلم هایی چون "لبه بهشت" و "رد شدن از پل" در جشنواره های مختلف جهانی مطرح و تحسین شده است.

آکین اولین فیلم بلندش را در سال ۱۹۹۸ در حالی که تنها بیست و شش سال داشت، ساخت و این فیلم جایزه یوزپلنگ نقره ای جشنواره لوکارنو را برایش به ارمغان آورد.

در سال ۲۰۰۴ برای فیلم شاخ به شاخ جایزه خرس طلایی جشنواره برلین را برد و به شهرت جهانی رسید. فیلم لبه بهشت (۲۰۰۷) جایزه بهترین فیلمنامه کن را برایش به ارمغان آورد.

شخصیت های آکین غالباً مردمانی از اهالی ترکیه هستند که در آلمان زندگی می کنند. در شاخ به شاخ با مردی با تابعیت ترکیه - آلمان روبرو هستیم که در حدود چهل سالگی با مرگ همسرش به الکل و کوکائین پناه برده و سرانجام خودش را با اتومبیل به دیوار می کوبد تا بمیرد، اما زنده می ماند و در کلینیک، با زنی برخورد می کند که او هم خودکشی کرده است.

مساله سنت ها وفرهنگ ها و مشکلاتی که مردم ترکیه می توانند در جامعه میزبانی چون آلمان داشته باشند، مساله اصلی غالب فیلم های آکین است.

لبه بهشت هم داستان مهاجری از اهالی ترکیه را بازمی گوید که پس از دیدار با یک فاحشه، گمان می کند دوای درد تنهایی خود را یافته است.

با این حال، درکمدی پرتب و تاب Soul Kitchen، قهرمان آکین که رستورانی به همین نام را به راه انداخته و غذای ارزان می فروشد، ریشه یونانی دارد.

اما در مجموع، آکین را می توان فیلمسازی دانست که غالباً با ریشه ها و سنت های سرزمین مادری اش کار می کند و دنیای خاص خود را بر همین مبنا می سازد.

حالا او در فیلم تازه اش مستقیم به ترکیه بازگشته است. این فیلم با عنوان آلوده کردن بهشت، که در جشنواره کن امسال به نمایش درآمد، مستندی است درباره روستای آباء و اجدادی او در ترکیه که به قول او روزگاری بهشت بوده و حالا با تصمیمات غلط مقامات سیاسی آلوده شده است.

فیلم داستان روستای کوچکی به نام جامبورنو در شمال شرقی ترکیه را روایت می کند که مناظر طبیعی بسیار زیبایی داشته و از ده سال قبل با تصمیم مقامات برای داشتن یک زباله دانی در بالای روستا، به نابودی کشیده شده است.

فیلم که طی پنج سال ساخته شده، مبارزه مردم این روستا برای گرفتن حق خود را تصویر می کند.

این گفت و گو در حاشیه برگزاری جشنواره فیلم کن صورت گرفته است.

در این فیلم نوعی رجعت وجود دارد؛ رجعت به جایی که پدر بزرگ و مادربزرگ تان از آنجا هستند. می خواستید برگردید و ببینید چه بلایی بر سر جایی آمده که شما «بهشت» اش می نامید؟

حق نشر عکس no credit
Image caption فاتح آکین: صبح یک مستند تماشا می کنم، ظهر یک فیلم هنری، مثلاً از ایران، و شب رمبو تماشا می کنم

من داشتم "لبه بهشت" را فیلمبرداری می کردم که به این سوژه برخوردم و خواستم فیلم اش کنم. روزهای فیلمبرداری "لبه بهشت"، همزمان شد با تظاهرات مردم و من فکر کردم باید این تظاهرات را فیلم کنم و بعد چیزهای دیگری به آن اضافه کنم. قصه این طوری شروع شد و همین طور فیلمبرداری را ادامه دادم. نمی دانستم که چقدر طول خواهد کشید، به کجا خواهد رفت و چطور تمام خواهد شد. بعد رفتم برای مصاحبه ها و تابستان سال گذشته با فیلمبردار رفتم و گفتم چه نماهایی می خواهم. آخرین بار در ماه نوامبر برای تمام کردن فیلمبرداری به آنجا سفر کردم و فکر کردم که فیلم برای کن می رسد.

فیلمبرداری را اولین بار کی شروع کردید؟

سال ۲۰۰۷.

شرایط به همین بدی بود؟

بدتر هم بود....باید مجوز می گرفتم و آنها به من مجوز دادند اما قبل از این که مجوز بدهند خیلی کارها کردند، خیلی چیزها را جمع کردند و تمیز کردند و بعد به من مجوز دادند.

معمولاً فیلم های تان درباره ترک های مقیم آلمان است. چه شد برگشتید به ترکیه؟

نوعی بازگشت به ریشه ها بود. مردم این روستا خیلی چیزها به من یاد داده اند و زندگی من را خیلی غنی تر کرده اند. ترک ها در آلمان خیلی متفاوت از ترک های داخل ترکیه هستند. ترک های آمریکا هم متفاوت هستند. مردم ترکیه اما خالص هستند. این که در فیلم می بینید در رگ و خون آنهاست. من چیزی را نچیدم. فقط داشتم درباره فساد حرف می زدم. در تمام دنیا این فساد وجود دارد. تفاوت زیادی هست بین مردمی که در کشورها زندگی می کنند و کسانی که بر آنها حکم می رانند. ما جنبش سبز را در ایران داشتیم، جنبش اشغال وال استریت و بهار عربی داشتیم. من طرفدار محیط زیست هستم و سبزها، اما در برخی جاها سبزها، سبزهای واقعی نیستند. سینما می تواند در خدمت اهداف شیطانی باشد، اما من فکر می کنم سینما را می توان در جهت مخالف هم استفاده کرد. من وقتی فیلم هایی از ایران می بینم و جنبش سبز را دنبال می کنم، به فکر فرو می روم که چه کار می توانم بکنم؟ چطور می توانم کمک کنم...

تصویری که از مردم این روستا نشان می دهید به شکلی می تواند نمادین باشد؛ چون مردم به نوعی علیه سیاستمداران هستند...

وقتی با دولت می جنگید خیلی مشکل است. دولت ها قوی و بزرگ هستند. مردم در این روستا علیه آنها بودند، چون می گفتند شما باید راه حلی پیدا کنید و این شرایط درست نیست.

فکر نمی کنید که سبک فیلم، متفاوت از باقی آثار شما به ویژه کارهای متاخرتر نظیر فیلم Soul Kitchen است؟ غالب فیلم های شما شبیه همدیگر بودند، حالا اما این یکی متفاوت است....

من البته قبلاً هم مستند ساخته ام... فکر می کنم همیشه فیلم هایم متفاوت بوده اند. لبه بهشت خیلی آرام بود، به شکلی شبیه فیلم های نوری بیلگه جیلان، اما Soul Kitchen خیلی تند بود و سریع پیش می رفت. باید بگویم «سبک» را دوست ندارم. در واقع سبکی ندارم. هنوز خیلی جوانم و می خواهم یاد بگیرم.... خیلی فیلم های متفاوت و زیادی می بینم. صبح یک مستند تماشا می کنم، ظهر یک فیلم هنری، مثلاً از ایران، و شب رمبو تماشا می کنم! به هر حال پذیرای هر نقدی هستم. منتقدها قدرت واقعی را دارند. اسلحه دست آنهاست و اگر این را بگیری، چیزی نمی ماند.

فکر می کنید عکس العمل ها در ترکیه به چه شکل خواهد بود؟

وقتی مردم فیلم را ببینند، خودشان را در آن خواهند دید. اما فاشیست ها همه جا هستند. فاشیست ها خواهند گفت تو از خارج از کشور می آیی و این چیزها را فیلم می کنی و در جشنواره کن نشان می دهی. این درست نیست. من از خارج از کشور نمی آیم. اینجا روستای من است. اینجا زمین من است. پدربزرگ من در آن زمین ها خوابیده؛ نمی خواهم این زمین ها آلوده شود. اینجا مال من هم هست... مردم ترکیه در واقع انقلابی هستند اما با تلویزیون و پول و لباس می خواهند سرشان را گرم کنند و روحیه غریزی انقلابی را از آنها بگیرند.... اما حالا جهان در تغییر است. مردم در حال بیدار شدن هستند.

بنابر این در فیلم موضع داشتید...

بله، نمی خواهم خنثی باشم. من موضع دارم. نمی خواستم فیلم خیلی جنجالی باشد، اما به شیوه ای آمریکایی می خواستم مستقیم باشم و همه چیز را بدون دور زدن به شکلی سر راست روایت کنم.

مطالب مرتبط