چخوف روی طناب آکروبات

دونکا حق نشر عکس t
Image caption "دونکا: نامه ای به چخوف" اجرایی است از یک گروه سوئیسی که بخش هایی از زندگی و نمایش های چخوف را در دل یک آکروبات نمایش می دهد

آنتوان چخوف از پس سال ها هنوز نه تنها در تئاتر و ادبیات محبوب است، بلکه مهر و نشان و تاثیرش را در هنرهای دیگر هم می توان جست و جو کرد؛ و این بار در یک آکروبات هیجان انگیز که این روزها در لندن اجرا می شود.

"دونکا: نامه ای به چخوف" عنوان اجرایی است از یک گروه سوئیسی به کارگردانی دانیل فینزی پاسکا که بخش های کوتاهی از زندگی و نمایش های چخوف را در دل یک آکروبات هیجان انگیز با تماشاگر قسمت می کند.

این نمایش که در کشورهای مختلف اروپا تحسین شده، اولین اجرای خود را در لندن در تالار "کوئین الیزابت" در "ساوت بنک" تجربه می کند و مورد استقبال منتقدان و تماشاگران قرار گرفته است.

کارگردان و نویسنده نمایش می گوید که دوست داشته چخوف را به تمامی و با جزئیات درک کند و نتیجه کنکاش او این اجراست که هماهنگی دارد با جهانی که او در آن زندگی می کند: "جهان دلقک ها."

قصد کارگردان خلق جهانی رویایی است که اینجا در جهان دلقک هایی خلاصه می شود که جهان را به سخره می گیرند و در عین حال گاه حرف های شاعرانه زیبایی هم بر زبان می آورند؛"برای ما دلقک ها روح آدم ها در کفش های آنهاست."

"دونکا" در واقع قصه ای ندارد و برش های مختلفی است با الهام از چخوف که به شکل نمایش، رقص، ویدئو و آکروبات رو در روی تماشاگر قرار می گیرد.

بنای نمایش بر خلق صحنه های سوررئالی است که تماشاگر را به جهان متفاوتی دعوت می کند. پس از مقدمه اولیه، با یک پرده روبرو می شویم که به رنگ های مختلف در می آید و فضایی رویایی دارد. در پشت پرده سایه هایی از آکروبات بازها را می بینیم که در حال انجام کارهای مختلفی هستند، اما خلاقیت اثر جایی بروز می کند که با نورپردازی شگفت انگیز، این سایه ها ابعاد بسیار مختلفی می یابند و هنرمندان پشت پرده را در جلو یا پشت صحنه در ابعاد بسیار کوچک یا بسیار بزرگ می بینیم و تداخل آنها در اندازه های مختلف صحنه های جذابی پدید می آورد.

استفاده خلاقانه از ویدئو در دو بخش نمایش نمود می یابد: دو آکروبات باز به صورت افقی روی زمین دراز می کشند، اما دوربین آنها را از بالا به صورت عمودی بر روی پرده ای که در طرف چپ صحنه قرار دارد، نشان می دهد و بدین ترتیب صحنه کمدی ای خلق می شود که مفهوم آکروبات را به چالش می کشد: در تصویر به نظر می رسد که آنها در حال انجام کارهای بسیار مشکلی در حالت ایستاده هستند، اما در واقعیت سمت چپ، آنها روی زمین دراز کشیده اند و حرکات بسیار ساده ای را انجام می دهند.

حق نشر عکس u
Image caption آکروبات باز قهاری را می بینیم که در یک نور فوق العاده، حرکات چرخشی زیبایی را انجام می دهد و فضا پر می شود از برگ گل های قرمز رنگ

همین زبان طنز را می توان در بخش های مختلف اثر جست و جو کرد. مثلاً تکرار جمله "کنستانتین مرده است" که اشاره دارد به نمایش مرغ دریایی چخوف، به طنز جذابی بدل می شود. یا صحنه رقص فلامنکو؛ که به تمامی به زبان طنز اجرا می شود و رقصنده قهار آن، تمام مدت در حال لیز خوردن است و در عین خلق یک صحنه کمدی، در حال رقص فلامنکویی است که تماشاگر نمونه آن را به این شکل به یاد نمی آورد.

اما دو صحنه شاعرانه نمایش، اثر را فارغ از جهان چخوف به اثری پرقدرت و تاثیر گذار بدل می کند: در صحنه یخ، با لوستری روبرو هستیم که از یخ ساخته شده و در حین اجرا در حال آب شدن است. در زیر این لوستر بازیگران با شکستن یخ ها صحنه شگفت انگیزی می سازند که با نوای حزن انگیز آکاردئون- که در گوشه چپ و به صورت زنده نواخته می شود- فضا را برای یک صحنه سوررئال دیدنی آماده می کند تا در نهایت با پائین آمدن لوستر، بازیگران تکه های یخ به زیبایی طراحی شده لوستر را از آن جدا می کنند و می شکنند.

صحنه زیبای دوم جایی است که پرده برای بار دوم جلوی صحنه را می گیرد و پشت پرده سایه یک آکروبات باز را می بینیم که با یک حلقه حرکات دیدنی ای انجام می دهد. به زودی پرده کنار می رود و آکروبات باز قهاری را می بینیم که در یک نور فوق العاده، حرکات چرخشی زیبایی را انجام می دهد که به رقص مدرن پهلو می زند و فضا پر می شود از برگ گل های قرمز رنگی که صحنه را به یک رویای زیبای فراموش نشدنی بدل می کند.