«آسمان خراش»

حق نشر عکس no credit
Image caption بلندترین آسمان خراش لندن، که می گویند سرمایه اش مال امیرنشین نفتی «قطر» است

به تازگی باز خبری شنیدم دربارۀ بلندترین آسمان خراش لندن، که می گویند سرمایه اش مال امیرنشین نفتی «قطر» است و با نزدیک به سیصد و ده متر ارتفاع، در میان بلندترین آسمانخراشهای دنیا مرتبۀ پنجاه و هشتم را دارد و اگر در کنار آسمانخراش «برج خلیفۀ» امیر نشین نفتی «دوبی» با هشتصد و بیست و هشت متر ارتفاع بایستد، مثل یک پسر بچّۀ یکساله است که در کنار پدر بلند قدّ خودش ایستاده باشد، و در این حال «ابرج البیتِ» مَلِک نشینِ نفتی «عربستان سعودی» عموی کوتاه قدش خواهد شد، که با ششصد و یک متر ارتفاع در میان بلندترین آسمانخراشهای دنیا در مرتبۀ دوّم ایستاده است.

این که هر مملکتی، و در هر مملکت هر شهری، بخواهد بلندترین آسمان خراش را داشته باشد، هیچ تازگی ندارد. نمی دانم اگر شما دربارۀ قدمت این جور بلند پروازیهای آدمیزاد فکر کنید، به یاد کیها و چیها می افتید.

این بندۀ حقّ به یاد کسانی مثل «شدّاد» می افتم و «بهشت» او، و «نمرود» و جنگ او با خدا و آسمانش، و به یاد نبو کَد نَصَّر یا بُختُنَصَـَر و «حدائق معلّقۀ» او می افتم که شاید خودش همان شدّاد باشد و حدیقه هایش همان قصری باشد که او «بساخت بزرگ، یک خشت از زر و یک خشت از سیم، و باغی بکرد در آنجای، درختان و میوه ها از گوهرها کرد، و به جای خاک عنبر و مشک و زعفران بیخت، و در عِوضِ آب و ریگ، در جویهای عسل و شیر و لؤلؤ و مرجان به کار داشت.»

حق نشر عکس no credit
Image caption آسمانخراش «برج خلیفه» درامیر نشین نفتی «دوبی» به ارتفاع هشتصد و بیست و هشت متر

نمرود هم که می دانید با همان ترفند کیکاووسی، یعنی بستن چهارتا عقاب به چهار گوشۀ تختش به طرف آسمان پرواز کرد و با پرتاب تیری از کمان، به خیال خودش خدای ابراهیم را کشت، غافل از اینکه خدای احد واحد به هر جبّاری آن قدر فرصت می دهد تا غلظت جهلش وگند غرورش به نهایت برسد، و آنوقت در مورد نمرود یک پشّه را مأمور کند که برود، از راه بینی مغزش را بخورد و آن ذوالجلال و الجبروت را در منتهای نکبت و عذاب هلاک کند.

امّا، البتّه، هر اهل کتابی می فهمد و تصدیق می کند که امراء و ملوک مؤمن و صدّیقی که امروزه با هدایت سازمانهای سرمایه گذاری اسلامی بخشی از درآمد ناچیز نفتی خود را صرف ساختن بلندترین آسمانخراشهای دنیا می کنند، هدفشان این است که سودهایی که فی سبیل الله از محلّ این سرمایه گذاریها به حاصل می آید، صرف خَیرات و مَبرّات و صَدَقات شود و کافّۀ امور تشکیلاتی و مالی این ابنیۀ مبارکه از کلّ مباشرات و معاشرات نامشروع و از وساوس خمریه و قمریه و هواجس لهویه و لَعِبیه دور بماند، ان شاءالله.

حق نشر عکس no credit
Image caption آتشبازی در جشن بیست میلیون دلاری افتتاح مجموعۀ تفریحی هزار و پانصد میلیون دلاری جزیرۀ مصنوعی «نخل» در امیر نشین «دوبی»

بنا بر این، بانیان این آسمانخراشها در اطراف عالم و این کوشکها و باغچه های بهشتی در جزایر مصنوعیِ خیلی عالی تر و مالی تر از برج بابل و حدائق معلّقه و بهشت شدّاد، که همه از «خیرالنّاس» عصر هستند و بَری از « شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاس»، و متّکی به هدایت مشاوران خدا شناس و مباشران خدا ترس، بدیهی است که تا روز حساب در پناه ایزد منّان در امن و امان خواهند بود.

فقط نکتۀ لازم البحث و واجب التّوضیح اینکه در عصر ما که عصر فضاست، نه آن عصری که امراء و ملوکش خیال می کردند نوک برج نود و یک متری بابل می تواند سقف «آسمان» خدا را «خراش» بدهد، شاید بهتر باشد که به این ساختمانهای بلند نگوییم «آسمانخراش» تا گنجشکه از این همه اغراق تعجّب نکند و به ما نگوید : «یک چیزی بگویید که بگنجد!»