به یاد روشنک، گوینده برنامه‌ 'گلها'ی رادیو

حق نشر عکس n
Image caption روشنک، گوینده برنامه های رادیویی گلها، در روستای آهار نزدیک تهران به خاک سپرده شد

روشنک، گوینده برنامه های رادیویی گلها، چند روز پیش از دنیا رفت.

می دانیم که بخش بزرگی از جاذبه موسیقی آوازی ایران از شعر در آمیخته با آن برمی می خیزد. تا آن جا که برای خیلی از "جمع شنوندگان"، موسیقی بی کلام بی محتوا و ملال آور تلقی می شود. از بد و خوب این عادت موسیقائی که بگذریم، به سبب این تلقی، شیوه آمیزش شعر با موسیقی اهمیت ویژه پیدا می کند. شعر گاه با موسیقی پیوند می خورد و تبدیل به تصنیف و ترانه می شود و گاه از طریق دکلاماسیون بر زمینه ای از موسیقی همراه، جلوه برجسته تری پیدا می کند.

دکلاماسیون یا دکلمه شعر در گذشته های دورتر در ایران، با صدا سازی های افراطی و سانتی مانتال همراه می شد که سخت مصنوعی جلوه می کرد و در واقع به جای افزودن بر تاثیر شعر، آن را از توش و توان می انداخت. در حالی که شعر باید همان گونه که ذاتش اقتضا می کند ادا شود. اهمیت شعر را خوب خواندن کم تر از ارزش شعر خوب سرودن نیست.

با بنیاد برنامه گلهای جاویدان در رادیو ایران (۱۳۳۵) که برنامه های گلهای دیگر را نیز به دنبال داشت (گلهای رنگارنگ، یک شاخه گل، گلهای صحرائی و برگ سبز) پیوند شعر و موسیقی از یک سو و دکلاماسیون متناسب با شعر از سوی دیگر زیر نظارت قرار گرفت.

ناظر اصلی، داوود پیرنیا، که خود شعر شناس بود، گویندگان ورزیده ای را برای شعر خوانی پرورانید. یکی از آنان صدیقه سادات رسولی بود که به توصیه پیرنیا نام استعاری "روشنک" را بر خود نهاد. شاید به این سبب که شعرها را روشن و شفاف می خواند. البته او هفت سالی می شد که در رادیو کار می کرد و طبعا از یک آزمون رادیوئی گذر کرده بود. روشنک به قول خودش از سومین برنامه گلها، شعر خوانی خود را با این دو بیت آغاز کرد:

«طاعت از دست نیاید گنهی باید کرد/ در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد

شب که خورشید جهان تاب نهان از نظر است/ طی این مرحله با نور مهی باید کرد»

روشنک با اولین شعر خوانی ها به شهرت رسید و مدت ها صدایش بخش جدائی ناپذیر برنامه گلها بود.

صدای لطیف موزیکال، ادای دقیق و درست واژه ها و تاکیدهای بجا بر روی آن ها، شعر را تاثیرگذارتر می کرد و جمع شنوندگان را از پیر و برنا، خاص و عام مجذوب خود می ساخت.

روشنک خود می گفت که از زمان پخش نخستین برنامه ها، مردم در کوچه و خیابان راه بر او می بسته اند تا شعرهائی را که خوانده است به خط خود برای آن ها بنویسد و او هم برایشان این بیت حافظ را می نوشته است که :

«نخست موعظه پیر می فروش این است/ که از معاشر ناجنس احتراز کنید!»

او می افزود: اکنون اگر بخواهد چیزی بنویسد، این بیت را نقل خواهد کرد:

«از امروز کاری به فردا ممان/ چه دانی که فردا چه آرد زمان»

معمولا کسی که به شهرتی چنین می رسد، مورد حسادت و غبن همتایان خود قرار می گیرد. ولی روشنک در این میان یک استثاء است. همه گویندگان دیگر گلها- و به طور کلی رادیو ایران، صدای نرم و لطیف و ادای شعر دل انگیز و تاثیرگذار او را از جنسی دیگر می دانستند.

روشنک صدای شفاف و روشن گلها، شوربختانه در روزهای پایانی هفته گذشته چشم از جهان فرو پوشید. ولی صدای او باقی است. زیرا که تنها صداست که می ماند!

مطالب مرتبط