پینا باوش در لندن؛ رقصی در ستایش زندگی زیر رگبار باران

حق نشر عکس pna

شهرت جهانی پینا باوش، طراح رقص آلمانی، که از او به عنوان «یکی از هنرمندانی که زندگی بشر را در قرن بیستم دگرگون کرد» یاد می کنند، لندنی ها را بر آن داشت که در یک تدارک دو ساله، در یک برنامه کم نظیر به مناسبت المپیک، ده اجرا از آثار پینا باوش را به عنوان برنامه ای ویژه با علاقه مندان هنر قسمت کنند تا پیش درآمدی باشد برای جشنواره ها و برنامه های هنری گسترده ویژه المپیک.

این برنامه یک ماهه که توسط دو مرکز هنری بزرگ لندن، سدرلرز ولز و باربیکن، تدارک دیده شده، «شهرهای جهان ۲۰۱۲» نام دارد که علت این نامگذاری برنامه ای بود که پینا باوش در زمان حیات از سال ۱۹۸۶ آغاز کرد و تا آخرین سال عمرش (۲۰۰۹) ادامه داد و در آن به دعوت شهرهای بزرگ جهان، گروه او مدتی را در هر شهر می گذراندند و بعد بر اساس تجربه زندگی شان رقصی را خلق می کردند که حالا اجرایی از همه آنها- بدون حضور پینا باوش در پشت صحنه- رو در روی علاقه مندان اوست.

این آثار و این شهرها عبارتند از : ویکتور (رم)، فقط تو (لس آنجلس)، مثل یک پشه روی سنگ، آره آره آره (سانتیاگوی شیلی)، تن چی (سایتاما)، پنجره پاک کن (هنگ کنگ)، بلوز بامبو(کلکته)، نفس(استانبول)، آگوآ (سائوپولو)، پالرمو پالرمو (پالرمو) و مرغزار (بوداپست).

پینا باوش ابایی نداشت که پا در حیطه های تازه ای بگذارد و از این رو موفق شد رقص مدرن را بدون واهمه از ترکیب با تئاتر (و البته سود جستن از تجربه های آلمانی ها در این ترکیب از دهه بیست تا به آن روز) چندین گام به جلو ببرد. پینا جهان تازه ای خلق می کند با مختصات و مایه های خاص خود، که از نگاه هنرمندی به غایت باهوش و حساس خبر می دهد.

در عین حال باوش رقصنده های شگفت انگیز مختلفی را از سراسر جهان در گروه خود جمع کرد، که نتیجه اش- در سال های آخر- اجراهای درخشانی در باربیکن لندن و جشنواره بین المللی ادینبورگ بود؛ که به ویژه اجرای ادینبورگ، از کمال و پختگی کامل باوش حکایت داشت.

پینا از رقصنده هایش می خواست به درون خود نفوذ کنند و در این راه، فراتر رفتن از بدن گام اول به نظر می رسید. به همین دلیل ریختن خاک روی بدن آنها یا غوطه ور شدن شان در آب، تنها بخشی از اجرای عادی آنها بود و به مدد رقصنده هایی توانا و یکه این مهم میسر می شد؛ رقصنده هایی که غالب شان در فیلم درخشان سه بعدی ویم وندرس (پینا، محصول ۲۰۱۱- که نقش بسزایی در شهرت بیشتر پینا باوش داشت، اما چه حیف که او زنده نماند تا ترجمان سینمایی کامل رقصش را تماشا کند؛ که آن طور که خود وندرس می گوید بیست سال کار داشت تا راهی برای تصویر کردن رقص پینا بیابد) به ایفای نقش پرداختند و غالب این رقصنده ها را می توان در این اجراهای تازه در لندن دید.

مهمترین مایه آثار پینا باوش روابط انسانی است. غالب آثار او برمبنای روابط زوج ها شکل گرفته اند و زوایای مختلفی از رابطه را می شکافند. به همین دلیل زوج های جوان یا پیر نقش مهمی در آثار او ایفا می کنند و رقصنده های او گاه شامل پیرمردها و پیرزن هایی هم می شود که پا به پای جوان ها در نقش خود می درخشند.

همه چیز از ارتباطات و حرکات ساده شروع می شود و به عمق می رود. برای مثال در «پنجره پاک کن»، زوجی در دو سوی یک میز نشسته اند و هر یک در حرکتی میز را به سوی خود می کشند که جدای از حرکات موزون مدرن آن - که رفته رفته به رقصی باشکوه بدل می شود- از اختلافات زناشویی ای حرف می زند که تم اصلی اثر است.

حق نشر عکس pna
Image caption رقص های طراحی شده توسط پینا از لحاظ بصری بسیار چشمگیرند

نکته جذاب در آثار باوش دخیل کردن تماشاگر در جهان نمایش است. رقصنده/ بازیگرها در غالب آثارش در بخشی از اثر با تماشاگران حرف می زنند و گاه به میان آنها می آیند. مثلاً در «ویکتور»، تکه های نان و شیرینی از روی صحنه بین تماشاچی ها تقسیم می شود. حتی در صحنه ای بازیگر/ رقصنده علیه تماشاگران می شورد و می گوید: « از من چی می خوائین؟»

در «پنجره پاک کن» در طول اجرا، در بخش های مختلف، بازیگری از تماشاگران می پرسد که چه میل دارند و با رفتن به پشت صحنه برای آنها قهوه و چای یا میوه می آورد. درخواست های تماشاگران خود به نوعی حس تعلیق بدل می شود و گاه آنها چیزی درخواست می کنند که تهیه اش در آن لحظه امکان پذیر نیست، اما همان بازیگر پس از یک ساعت از پشت صحنه باز می گردد و با خوشحالی همان خوردنی یا نوشیدنی درخواستی را به همان تماشاگر می دهد.

جدای از این، رقص های پینا باوش از لحاظ بصری بسیار چشمگیرند. حضور انبوهی برگ گل که به صورت یک تپه درآمده اند و در عین حال در تمام طول رقص از سقف به پائین می ریزند، ترکیب بصری شگفت انگیزی خلق می کند که چشم نواز است. یا وجود تلی از خاک در گوشه های صحنه که کسی در بالای آن ایستاده و هر از گاه بخشی از آن را پائین می ریزد، از حضور سهمگین جهانی حرف می زند که در کنار ما حضور دارد و شاید یادآور گورکنی باشد که در جایی به انتظار ما نشسته است.

از سویی آب به یکی از موتیف های اصلی آثار او بدل می شود؛ گاه شخصیت ها آب را بر روی هم می پاشند و گاه - در یکی از آنها- در زیر باران سیل آسایی که تمام صحنه را فرا می گیرد، می رقصند و زیبایی زندگی را جشن می گیرند.

مطالب مرتبط