هیچکاک و بینوش در آوینیون

بینوش حق نشر عکس r
Image caption اجرای نمایش از ال تا ایکس به صورت روخوانی با حضور ژولیت بینوش، سایمون مک برنی و جان برجر به اجرا درآمد

شصت و ششمین دوره جشنواره آوینیون که یکی از بزرگ ترین جشنواره های هنری جهان است، در حالی به کار خود ادامه می دهد که آثار ارائه شده در دو بخش IN (بخش اصلی جشنواره ) و OFF (بخشی که همگان با کرایه یک تالار یا کافه می توانند در آن شرکت کنند) به مانند هر سال تماشاگران زیادی را در این ماه از سراسر جهان به خود جلب کرده و صدها اجرای روزانه از صبح تا شام- در تالارهای بزرگ تا کافه های کوچک و حتی خیابان ها- کم و بیش مخاطبان خاص خود را دارد و البته - برخلاف ادینبورگ بارانی - آفتاب دلپذیری همراه جشنواره، میزبان علاقه مندان است و همه چیز را زیباتر می کند.

هیچکاک و تروفو

گفت و گوی فرانسوا تروفو فیلمساز معروف فرانسوی با آلفرد هیچکاک، فیلمساز افسانه ای، شاید معروف ترین مصاحبه تاریخ سینما باشد(که توسط پرویز دوایی به فارسی هم برگردانده شده و چندین بار به چاپ رسیده است).

حالا این گفت و گو دستمایه نمایشی است به نام "هیچ"(مخفف هیچکاک) که هر روز در جشنواره آوینیون در بخش OFF اجرا می شود و تماشاگران زیادی هم دارد.

این نمایش که توسط آلن ریو و استفان بولان نوشته و توسط سباستین گارال کارگردانی شده است، شرح دیدارهای تروفو و هیچکاک است که به زبان طنز ماجرای تلاش تروفو برای راضی کردن هیچکاک برای انجام این مصاحبه را روایت می کند.

هرچند نمایش به لحاظ فرم به شکل کاملاً سنتی اجرا می شود، اما بازی های خوب و شباهت بازیگران به هیچکاک و تروفو(و البته گریم خوب آنها) و ارجاع های بیشمار سینمایی، آن را برای یک عاشق سینما(و البته عاشق هیچکاک) دیدنی تر می کند.

در طول نمایش ماجرای مرگ مریلین مونرو- که در زمان جاری در نمایش به تازگی اتفاق افتاده- تا فیلم ژول و ژیم تروفو - که همان زمان ساخته شده- جایگاه ویژه ای پیدا می کند و حتی هیچکاک به طعنه درباره رابطه تروفو و ژان مورو از او می پرسد. در عین حال مرگ مونرو به علاقه هیچکاک به موطلایی ها ربط پیدا می کند و همسر هیچکاک- آلما هیچکاک- که در تمام نمایش حضور دارد، نسبت به علاقه مردها به موطلایی ها واکنش نشان می دهد.

از طرف دیگر اشاره های سینمایی متن برای یک اهل سینما بسیار جذاب است: از نامه هانری ژرژ کلوزو به هیچکاک درباره شیطان صفتان و شوخی هیچکاک درباره صحنه حمام در فیلم روانی تا حرف زدن درباره سرگیجه و مجله کایه دو سینما و اصلاً حضور صدای ناظری که گاه وارد ماجرا می شود و این شخص "مگ گافین" نامیده می شود؛ اصطلاحی که تنها دوستداران سینما و هیچکاک معنای آن را می دانند.

ژولیت بینوش و جان برجر

بزرگداشت جان برجر، نویسنده، نمایشنامه نویس و منتقد هنری بریتانیایی، بخشی از برنامه های جشنواره آوینیون امسال است که اولین بخش آن با عنوان "از ای تا ایکس" اجرا شد.

این اجرا که به صورت روخوانی بود با حضور ژولیت بینوش، سایمون مک برنی و خود جان برجر در حیاط بنای تاریخی "پله دو پاپ"(قصر پاپ) به اجرا درآمد و معماری گوتیک این بنای چند صد ساله و فضای تاریخی حاکم بر آن، بر جذابیت این اجرا- که به شکلی شعرگونه توسط دختر جان برجر(کاتیا) به فرانسه برگردانده شده- افزود.

این متن برجر شرح احوال زن و مردی است که در زندان در دو سوی دیوار قرار دارند و عشق و سیاست ماجرا را پیش می برد. بینوش با تسلط شگفت انگیزی متن را روخوانی کرد و برجر و مک برنی( با لهجه انگلیسی شان ) را به حاشیه برد. بینوش که تنها پشت یک میز نشسته بود، با قدرت بیان خود و افزودن احساسات از بغض تا گریه، به کمک فضای غریب حاکم بر این بنای تاریخی، تماشاگران را به شدت در اجرا درگیر می کرد.

پازلی به وسعت تاریخ

حق نشر عکس y

یکی از جذابیت های جشنواره آوینیون- که البته متاسفانه در این سال ها کم رنگ تر شده- فرصت دادن به کارهای تجربی و غریبی است که معمولاً فرصت اجرای آنها در مکان های دیگر وجود ندارد.

یکی از این آثار شگفت انگیز رقصی است به نام "پازل" که توسط سیدی لاربی چرکائوی طراحی شده و در آن رقصندگان توانایی از سراسر جهان گرد آمده اند تا اجرایی متفاوت را رقم بزنند.

این اجرا در داخل تالارهای بسته و محدود نیست و مخاطبان برای تماشای آن باید با اتوبوس نیم ساعتی را در دل کوه ها در راه باشند تا در مکانی حیرت انگیز در میان صخره ها به تماشای این اثر بنشینند.

در دل کوه، صحنه بزرگی طراحی شده که رقصندگان بر روی این صحنه با سنگ های بزرگی رقص های مدرن خود را اجرا می کنند. در واقع سنگ به موتیف اثر بدل می شود و به صورت مکعب های بزرگ بر روی صحنه تا سنگ های کوچکی که در دست رقصندگان است- و در چندین صحنه پرتاب هم می شوند- تا سنگ های صخره های واقعی در پس زمینه در دل طبیعت، همه با هم ارتباط پیدا می کنند و جهان اثر را درباره سختی و مصائب زندگی و چرخه تاریخی تلاش انسان برای عبور از آن ترسیم می کنند و به مخاطب اجازه می دهند که در فضایی به دقت طراحی شده و حرکات موزونی بسیار تاثیرگذار، خلقت انسان و تاریخ آن را با رجوع به مذهب و اسطوره ها- از سنگسار کردن تا خلق هنری و پیکر تراشی که در یک صحنه درخشان تراشیدن مجسمه با بدن رقصنده ها متجلی می شود- دنبال کند.

می ماند تنها یک افسوس که خالقان اثر در انتها ناگهان به مضمونی کاملاً سیاسی و باب روز درباره انتفاضه علاقه نشان می دهند- حتی با نوشتن کلمه "انتفاضه" به عربی بر روی سنگ- و از ابهت و جلال مضمون نمایش می کاهند و در صحنه های آخر بسنده می کنند به شعار سیاسی که نسبتی با جهان گسترده اثر ندارد.