زندگی خصوصی و حریم عمومی؛ سوفی کل و خواندن دفترچه خاطرات مادر

سوفی کل از معروف ترین هنرمندان معاصر فرانسه است که از اتفاقات شخصی و روزمره برای خلق آثار خود شامل عکس، چیدمان و ویدئو سود می جوید.

آخرین نمایشگاه او با عنوان « راشل، مونیک» در بخش اصلی جشنواره شصت و شش ساله آوینیون شرکت دارد و یک کلیسای قدیمی محل برپایی این نمایشگاه پر سر و صداست.

سوفی کل تمام نمایشگاه را بر محور مادرش بنا می کند؛ مادری که چند سال قبل درگذشته و یاد و خاطره و تاثیرش با او باقی مانده است.

سوفی کل ابایی ندارد که خصوصی ترین لحظات مادرش را با مخاطب قسمت کند و از این رو تمام دفترچه های خاطرات او را در این نمایشگاه می خواند.

خودش می گوید که نمی داند در طول این بیست و دو روز برپایی جشنواره و این نمایشگاه، خواهد توانست تمام خاطرات مادرش را بخواند یا نه، اما تمام این دفاتر در گوشه ای در کنار صندلی ای که کل بر روی آن می نشیند و در کنار آن تنها یک لباس مادرش آویزان شده، در یک قفسه قرار گرفته اند و کل هر روز از صبح تا عصر در حال خواندن این خاطرات است که گاه به خصوصی ترین وجوه زندگی مادرش ارتباط دارد.

شاید از همین روست که کل به هیچ کس اجازه ضبط صدا یا تصویر ویدئویی او را در هنگام خواندن این خاطرات نمی دهد؛ اما شاید به عنوان یک حرکت پیشرو در هنر مفهومی، این نوعی تناقض به نظر می رسد: چرا که سوفی کل به عنوان هنرمندی معروف است که حریم های شخصی افراد را درهم می شکند و بدون اجازه، آنها را در خیابان تعقیب می کند و ازشان عکس می گیرد.

سوفی کل هنرمندی خودآموخته است که آغاز کار هنری اش به دوره بیکاری اش در جوانی بازمی گردد. زمانی که بیست و شش سال داشت و در پاریس بیکار بود و نمی دانست چه باید بکند، شروع کرد به تعقیب مردم در خیابان و عکس گرفتن از آنها.

تعقیب یک مرد

اولین اتفاق مهم هنری در زندگی او زمانی بود که مردی را تا ونیز تعقیب کرد و حاصل کارش را به شکل یک کتاب به چاپ رساند که در آن مثلاً هر ورود و خروج این مرد و حضور او در اماکن مختلف عکاسی شده و در کنار عکس ها، به شکل کارآگاهی، قید شده بود که این عکس مربوط به چه ساعتی است و این مرد ناشناس در حال انجام چه کاری است.

معمولاً مردان زنان را تعقیب می کنند و سوفی کل با این کار، عملی مردانه را در اثرش ثبت می کرد. او در کارهای بعدی اش هم به این نوع نگاه وارونه توجه نشان می دهد؛ همین طور به موضوعات «کارآگاهی» که اساساً عملی مردانه است و او خودش را در قالب یک کارآگاه جا می زند. علاقه او به سوژه کارآگاه و تعقیب به حدی بود که از مادرش خواست تا به کارآگاهی پول دهد تا او را تعقیب کند و طی زمان های مختلف از او عکس بگیرد و کل آن را «تامین شواهد عکس گرفته شده برای وجود خودش» نامید.

Image caption سوفی کل می گوید چشم های این زرافه او را یاد چشمان مادرش می اندازد

حالا در غیاب مادر، جهان او به سوژه اصلی نمایشگاه سوفی کل بدل شده است. کل هنرمندی است که به شدت در قالب هنر مفهومی کار می کند و از جهان اطراف اش برای خودشناسی سود می جوید.

مرگ مادر

یکی از این شخصی ترین موارد این نمایشگاه، لحظات مرگ مادرش است که به صورت ویدئویی ضبط شده و به صورت ویدئو آرت در این نمایشگاه به نمایش درآمده است.

در این ویدئو آخرین لحظات زندگی مادر سوفی کل را می بینیم؛ مادر او در بستر مرگ واپسین کلماتش را بر زبان می آورد. او موسیقی موتزارت مورد علاقه اش را طلب می کند و سرانجام در لحظه آخر، کلمه «اندوه» را بر زبان می آورد که کلید اصلی این نمایشگاه است. "اندوه" کلمه ای است که بارها بر در و دیوار و چیدمان های مختلف تکرار شده است.

سر و گردن یک زرافه خشک شده یکی از چیدمان های این نمایشگاه است که کل در کنار آن می نویسد: « زمانی که مادرم مرد، این زرافه خشک شده را سفارش دادم و در آتلیه ام نصب کردم. اسمش را گذاشتم مونیک. چشم های او مادرم را به خاطرم می آورد و اندوه را.»

شصت و ششمین دوره جشنواره آوینیون تا بیست و هشتم ژوئیه ادامه خواهد داشت.

مطالب مرتبط