«ادب از که آموختی؟»

به روز شده:  16:46 گرينويچ - جمعه 10 اوت 2012 - 20 مرداد 1391

روح علاّمه دهخدا می فرماید: «من زبان فارسی را هم از مردم ساده یاد گرفتم، هم از سخنورانی مثل سعدی شیرازی.» (تصویر از روی جلد کلیات سعدی – نشر محمّد)

این رفیق ایرانی نقّاشِ من که حالا دیگر باید معروف حضور مبارکتان باشد ... چی؟ اسمش؟ ببخشید! به هر دلیلی که شما جایز بدانید، اسمش را نشنیده می گذاریم. بله، این رفیق نقّاش، برعکس بعضی از نقّاشها، با ادبیات کلاسیک آشناست، زبان فارسی را خوب می داند، و در ضمن صحبت تا دلتان بخواهد امثال و حکم و کلمات قصار به کار می برد.

دیروز، یادم نیست به چه مناسبت، به این حکایت از «گلستان سعدی» اشاره کرد که: «لقمان را گفتند ادب از که آموختی؟ گفت از بی ادبان: هرچه از ایشان در نظرم ناپسند آمد، از فعل آن پرهیز کردم!»

در همان لحظه من به یاد اخلاق و رفتار خیلی از نوجوانهای انگلیسی امروز افتادم که از هر لحاظ با اخلاق و رفتار همسنّ و سالهای دو سه نسل پیش از خودشان از چی بگویم تا چی؟ بله، از «چاله میدان» تا «بهارستان»، فرق می کند.

بعضی از حرفهای بزرگان بعد از حلاّجی بزرگ نمی ماند

نگاه می کنم، می بینم تقریباً در تمام برنامه های تلویزیونی ای که مخصوص بزرگسالهاست، گوینده ها و مجریها، زن و مرد، سر و وضعشان خیلی مرتّب و سنگین و رسمی است، مردها اکثرآً با کت و شلوار و کراوات، و زنها اکثراً با بلوز و دامن در صحنه ظاهر می شوند، طرز حرف زدن همه شان مال آدمهای تحصیلکرده و با شخصیت است، طوری که به جای «الیزابت دوّم»، اگر الآن «ویکتوریا» ملکۀ این مملکت می بود، نمی توانست از هیچ چیزشان ایراد بگیرد.

امّا از برنامه های مخصوص بچّه ها و نوجوانها چی بگویم! انگار مقامات کانالهای تلویزیونی وظیفۀ اخلاقی و ملّی دارند که منتهای سعی خودشان را بکنند تا گوینده ها و مجریهای این برنامه هاشان موجوداتی باشند که با اجق وجق پوشی و شلختگی و ولنگاری و بی بند و باری و دهن لقّی و بد لهجگی و هزار و یک حُسن دیگر، بتوانند برای نسل آینده، به اصطلاح، «الگوی آدمیت مدرن» واقع بشوند، ان شاءالله!

به رفیق نقّاش گفتم: «خوب، خودمانیم، با این قهرمانها و بُتهایی که خیلی از برنامه های تلویزیونی برای بچّه ها و نوجوانها می سازند، بازهم می شود انتظار داشت که همۀ بچّه ها و نوجوانهای امروز «لقمان حکیم» باشند و گوش به حرف «سعدی شیرازی» بدهند؟ و ادب را از بی ادبان بیاموزند؟»

روح سعدی می فرماید: «کسی که از امثال و حکم دهخدا بی خبر باشد، از من بی خبر است!» (تصویر از سایت «دُرج»، کتابخانۀ الکترونیک شعر و ادب فارسی)

رفیق نقّاش گفت: «حرفهای تو درست، ولی درستی حرفهای تو نمی تواند معنیش این باشد که حرف لقمان نادرست است!»

این حرف رفیق نقّاش قند توی دلم آب کرد، چون از همان اوّل منتظر همچین جوابی بودم تا بگویم: «رفیق عزیز، پنبۀ خیلی از حرفهای بزرگ بزرگِ بزرگان حکمت و اخلاق و تربیت هیچوقت حلاّجی نشده است، از آن جمله همین حرف جناب لقمان! ایشان وقتی می توانست رفتار و کردار بی ادبها به نظرش ناپسند بیاید که خودش آدم با ادبی باشد و ادب را از با ادبها آموخته باشد، وگرنه همۀ بچّه ها باید از همان اوّل لقمان به دنیا بیایند!»

بحثمان کش پیدا کرد و هی از «گلستان» و «بوستان» حرفهایی دربارۀ تأثیر «همنشین بد» و «همنشین خوب» در اخلاق رفتار آدمیزاد به یاد مان آمد و بالاخره به این نتیجه رسیدیم که هر نسلی باید هر میراثی را خوب وارسی کند و با عقل سلیم ته و تویش را دربیاورد، حتّی اگر میراث، حکمت افلاطون باشد!

در این زمینه بیشتر بخوانید

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.