فرهاد: از 'دیروز' تا 'جمعه'

به روز شده:  11:52 گرينويچ - پنج شنبه 30 اوت 2012 - 09 شهریور 1391

فرهاد مهراد؛ تولد: ۲۹ دی ۱۳۲۲ در تهران؛ مرگ: ۹ شهریور ۱۳۸۱ در پاریس

آهنگسازان و ترانه سرایان که در سال ۱۳۴۸ گروه طنین را پدید آوردند کمابیش از همان آغاز برای عرضه آفریده های خود از موهبت حضور دو صدای برجسته نیز برخوردار بودند: گوگوش و فرهاد.

گوگوش همچنان به کار خود در بیرون از ایران ادامه می دهد ولی فرهاد، زودهنگام از دار دنیا رفت. نهم شهریور ماه امسال یعنی امروز، پنج شنبه، ده سال از مرگ او می گذرد.

فرهاد مهراد که در نهم دی ماه ۱۳۲۲ در تهران زاده شده بود، خواننده ای از نوع دیگر بود. صدائی از جنس دیگر داشت. صدائی که می توان آن را "تفسیری" نامید. نکته های مهم متن را برجسته می کرد. موثرترین صدا بود در راه رسیدن به آن چه ترانه های نو در پی آن بودند؛ آزادی.

آن گونه که فرهاد خود می گفت، روی آوردنش به ترانه خوانی کاملا اتفاقی بود. در سال ۱۳۴۲ در یک گروه چهار نفری در هتلی در اهواز گیتار می نواخت ولی در قراردادش به خطا آمده بود که آواز نیز می خواند. همین خطا سبب شد که با شتاب چند ترانه به زبان انگلیسی را تمرین کند و روی صحنه بخواند.

فرهاد پس از آن با یک گروه دیگر، به نام گروه سل، وابسته به یک موسسه نیکوکاری آمریکائی، به همکاری پرداخت. او در همین موسسه با موسیقی سیاهان آمریکائی آشنا شد و به ویژه دل به صدای "ری چارلز" بست- شاید به این دلیل که دوستانش صدای او را نیز شبیه صدای ری چارلز می دانستند.

جایگاه بعدی صدای فرهاد در رستوران کوچینی در تهران بود. او در این رستوران با گروه تازه به شهرت رسیده "بلک کتز" همکاری داشت ولی در آن جا نیز از خواندن ترانه به فارسی پرهیز می کرد و ترانه های ری چارلز و بیتل ها را باز می خواند، از جمله "دیروز" را که برخی می گفتند آن را حتی بهتر از بیتل ها می خواند.

نقطه عطف در زندگی فرهاد در همان سال ۱۳۴۸- سال بنیاد طنین - پیش آمد. هنگامی که به پیشنهاد و اصرار اسفندیار منفردزاده، آهنگساز فیلم و ترانه، در فیلم "رضا موتوری" شرکت کرد و ترانه او، "مرد تنها" را با متنی از شهیار قنبری خواند.

فرهاد می گفت که "مرد تنها" پس از ترانه های عارف قزوینی شاید نخستین ترانه با مضمون اجتماعی باشد. البته پس از عارف نیز ترانه های با مضمون اجتماعی پدید آمد ولی به هر حال "مرد تنها" در نوع خودش از ابتکار و بداعت برخوردار بود، و از آن گذشته راه را برای ساخت و پرداخت ترانه های متعهدانه هموار کرد.

پس از "مرد تنها" دو سال بعد یعنی در سال ۱۳۵۰ نوبت به "جمعه" رسید که دستاورد فراموش ناشدنی همکاری فرهاد با شهیار و اسفندیار است. شهیار دلتنگی های روز جمعه را وسیله ای برای بیان دلتنگی های بزرگ جامعه قرار داده است.

فرهاد می گوید: متن جمعه، به گونه ای بود که گوئی میلیون ها نفر دارند آن را فریاد می کنند... شاید، آهنگساز آن، اسفندیار، چشم به برخی از واقعه های سیاسی داشته است.

اسفندیار منفردزاده از سوی دیگر می گوید: با آن که فرهاد کششی به سوی ترانه های اعتراض نداشته ولی با خواندن نخستین ترانه های او و شهیار قنبری، از جمله جمعه، به یک خواننده معترض تبدیل شده است.

داره از ابر سیا خون می چکه/ جمعه ها خون جای بارون می چکه

نفسم در نمی یاد/ جمعه ها سر نمی یاد/ کاش می بستم چشامو/ این ازم بر نمی یاد...

اشتیاق به همکاری با فرهاد

پس از توفیق فراگیر "جمعه" آهنگسازان و ترانه سرایان جوان دیگر نیز مشتاق همکاری با فرهاد شدند.

از آهنگسازان، واروژان، "هفته خاکستری" را به صدای او سپرد، محمد اوشال "خسته" و "اسیر شب" را. از ترانه سرایان، ایرج جنتی عطائی، "سقف" را برای او سرود و اردلان سرفراز " آینه ها" را.

با این همه بیشترین ترانه های فرهاد، کار مشترک اسفندیار منفردزاده و شهیار قنبری است. دو فقره از "شبانه" های احمد شاملو نیز در کارنامه پیش از انقلاب فرهاد به چشم می خورد که با موسیقی روان و سازگار اسفندیار به ترانه هائی ماندگار تبدیل شده اند.

نظام جمهوری اسلامی در پی پیروزی انقلاب اسلامی جلوی تولید و پخش ترانه های اعتراضی را گرفت و بسیاری از ترانه پردازان و اهالی هنر را نا امید کرد.

فرهاد آن گونه که اسفندیار منفردزاده می گوید، پیش از انقلاب نیز "مسلمان معتقدی" بوده، نماز و روزه اش ترک نمی شده و سر در قرآن و نهج البلاغه داشته است. روشن است که او با چنین زمینه هائی چگونه با انقلاب اسلامی برخورد کرده است. آن ها که مومن و معتقد نبودند هم تحت تاثیر انقلاب قرار گرفتند، چه برسد به "معتقدان".

اسفندیار منفردزاده می افزاید که فرهاد می پنداشت که انقلاب اسلامی سبب تحکیم ایمان و اعتقاد در جامعه خواهد شد، یعنی رویاهای او به تحقق خواهد پیوست. همین اعتقاد سبب شده که اسفندیار منفردزاده او را به اجرای تفسیری ترانه "محمد" - با ترانه سیاوش کسرائی- که بعدها نام وحدت بر آن نهاده شده، برانگیزد.

فرهاد خود گفته است: وحدت یا محمد را باید حد کمال شعر و موسیقی به شمار آورد. ضبط ترانه وحدت یا محمد، صدای او را خسته کرده، چون می خواست آن را با تمام وجود بخواند.

وحدت در سال اول انقلاب به دفعات از رسانه های ایران پخش شد، اما بعدها آن هم مانند بسیاری ترانه های دیگر به بایگانی سپرده شد. از آن پس فرهاد سرخورده و هراسیده مدتی خاموش ماند و بعدها که آب ها از آسیاب افتاد با حزم و احتیاط از نو مجوز تازه پیدا کرد به شرط آن که زبان به ترانه های اعتراض نگشاید و فقط "عاشقانه و عارفانه" بخواند.

استفاده با احتیاط از این مجوز سبب انتشار آلبومی با عنوان "خواب در بیداری" در سال ۱۳۷۲ شد. پس از آن در سفرهائی که بی سر و صدا به اروپا و آمریکا داشت، توانست "شب"هائی را با ترانه های تازه و اعتدالی برگزار کند و چند کاست و دیسک و دی وی دی به یادگار بگذارد.

می گویند آلبوم دیگری با عنوان "آمین" در دست تهیه داشته است که نتوانست آن را به انجام برساند.

برف

آخرین آلبوم منتشر شده او که پیش از مرگ از سوی بنگاه موسیقی آونگ در کالیفرنیا به بازار آمده "برف" (۱۳۷۶) نام دارد. برف، نخستین ترانه از آلبوم است که با شعری به همین نام از نیما یوشیج پیوند خورده. فرهاد در برف کوشیده صدای خود را چاشنی هشداری کند که نیما به ناهشیاران داده است:

من دلم سخت گرفته است از این/ میهمان خانه مهمان کش روزش تاریک/

که به جان هم/ نشناخته، انداخته است/ چند تن خواب آلود/ چند تن ناهموار/ چند تن ناهشیار....

پس از آن رفته است به سراغ ترانه ای قدیمی و ماندگار که خیلی ها با آن کلنجار رفته اند: مرغ سحر، دستاورد مشترک مرتضی نی داوود و ملک الشعرای بهار. نسخه ای از این ترانه که توسط فرهاد خوانده شد، برداشت تازه ای است که شاید آدم باید گوشش به آن عادت کند تا لذت ببرد.

یکی دو رباعی منسوب به ابوسعید ابوالخیر با موسیقی شهبازیان، متنی از سراینده ای ناشناس درباره گاندی و خواب و بیداری با متنی از خوان رامون خیمه نز، " وقتی بچه بودم" با شعری از اسماعیل خوئی، و "کتیبه" با شعری از فریدون رهنما که نوعی پیشگوئی مرگ است، قطعات بعدی آخرین آلبوم فرهاد است. آیا فرهاد نیز مرگ خود را در خواب دیده است؟

گرم و زنده/ بر شن های تابستان/ زندگی را بدرود خواهم گفت/

زمان در من خواهد مرد/ و من در زمان خواهم خفت

مرگ زودرس، زندگی را از فرهاد و فرهاد را از موسیقی پاپ ایران گرفت. جای او را به آسانی نمی توان پر کرد.

در این زمینه بیشتر بخوانید

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.