مدیر جشنواره ادینبورگ: راه برای آثار تازه ایرانی باز است

به روز شده:  12:14 گرينويچ - جمعه 31 اوت 2012 - 10 شهریور 1391

جاناتان میلز، مدیر جشنواره ادینبورگ می گوید که ذهنش برای فکر کردن به آثار تازه ای از ایران باز است

جاناتان میلز از سال ۲۰۰۷ مدیریت جشنواره بین المللی ادینبورگ را به عهده گرفته است؛ جشنواره ای که یکی از بزرگ ترین اتفاقات هنری در جهان محسوب می شود و هر ساله ده ها اجرای مختلف از سراسر جهان، از تئاتر و باله و کنسرت تا اپرا و رقص را در ماه اوت در پایتخت زیبای اسکاتلند گرد می آورد.

در مورد بخش فرینج یا حاشیه جشنواره ادینبورگ، تکلیف روشن است: هر کس می تواند با اجاره یک تالار، یا حتی یک کافه کوچک، اجرای خود را ارائه کند، اما ورود به بخش بین المللی به گذر از چنان دژ محکمی می ماند که هنرمند شناخته شده ای چون آرین موشکین می گوید که چهل و هشت سال برای یافتن امکان اجرا در ادینبورگ صبر کرده است.

کم و کیف انتخاب آثار و چگونگی انجام این کار همواره بحث انگیز بوده است. در مورد جشنواره امسال و نگاه مدیر این جشنواره به هنر ایران، با جاناتان میلز به گفت و گوی اختصاصی نشستم.

شما از سال ۲۰۰۷ مدیریت جشنواره را به عهده گرفتید. آیا در این مدت تغییر عمده ای در جشنواره صورت گرفته است؟

امیدوارم هر مدیر جشنواره ای بر مبنای خواسته ها و اولویت های خود بتواند تغییراتی در هر جشنواره ای انجام دهد. اما باید توجه داشت که تغییر فقط بخاطر ذات انجام تغییر صورت نگیرد. پیش از آغاز تغییر باید تحلیل کرد که چرا تغییر مورد نیاز است. در مورد ادینبورگ، من به دقت تغییراتی را انجام دادم، نه به خاطر شخصیت خود من، بلکه برای تغییراتی که خود جشنواره می طلبید. وقتی در سال ۱۹۴۷ جشنواره افتتاح شد، قرار بود که به شدت با اروپا در ارتباط باشد و حالا این ارتباط در اروپا تثبیت شده، برای همین من فکر می کنم حالا بیشتر نیاز هست تا با بخش هایی از دنیا که ما در موردش کمتر می دانیم مرتبط شویم، جاهایی نظیر آسیا، آمریکای جنوبی و آفریقا. ما نیاز داریم که تبادل فرهنگی بیشتری با آنها داشته باشیم؛ بخاطر دلایل محیطی، سیاسی و البته از همه مهمتر هنری.

امسال زمان برگزاری جشنواره ادینبورگ تداخل کرد با زمان برگزاری المپیک. جشنواره شما چقدر تحت تاثیر المپیک قرار گرفت؟

همزمانی المپیک با جشنواره ادینبورگ به این شکل بود که هفته آخر المپیک، هفته اول جشنواره بود و آخرین هفته جشنواره مصادف بود با آغاز پارالمپیک. این فرصتی بود که شاید در طول عمر آدم فقط یک بار اتفاق بیفتد: یک اتفاق ورزشی بزرگ و یک جشنواره هنری بزرگ در یک کشور، تقریباً به صورت همزمان. ما باور داریم که هر دو سازمان به دنبال ارزش های مشترکی بودند. جشنواره ادینبورگ می خواهد شکل های مختلف خلاقیت انسانی را به نمایش بگذارد و المپیک هم برای نمایش دادن جنبه های مختلف ورزشی انسان ها در سراسر دنیاست. برای همین توانستیم مقامات اسکاتلند، شهرداری و سایر مراکز را متقاعد کنیم که کمک بیشتری به ما بکنند. فرصت مهیا کردن یک تالار بزرگ در نزدیکی های فرودگاه برای جشنواره امسال، نمونه ای از کمک هایی است که باعث شد بتوانیم به داشته های جشنواره اضافه کنیم. در کنار آن مفتخریم که به چهره های جوان، نیمه حرفه ای و نسل جدیدی از استعدادهای تازه فرصت اجرا دادیم و باور داریم که در دهه های بعدی بیشتر درباره این جوان ها خواهید شنید.

سوال من درباره چگونگی انتخاب هاست. شما اجراها را چطور انتخاب می کنید؟ چطور آنها را تماشا می کنید و ملاک تان برای انتخاب و دعوت از آنها چیست؟

جاناتان میلز

"در این مورد که در آن سال آثاری از ایران داشتیم و بعد دیگر نداشتیم، هیچ دلیل خاصی جز اینکه جشنواره سمت و سویی دیگر داشته (تم متفاوتی داشته) وجود ندارد."

انتخاب و دعوت از گروه ها حق مدیر جشنواره ادینبورگ است. البته من گروهی دارم که به من کمک می کنند و مشاوره می دهند. برخی از آثار در دسترس هستند و در تالارهای ما جای می گیرند، به همین دلیل دعوت می شوند. این ممکن است کمی پیش پا افتاده به نظر برسد، اما این نکته خیلی مهم است: گاهی پیش می آید که شما اجرایی را می بینید و می خواهید که حتماً در جشنواره داشته باشید، اما می فهمید که جا دادن آنها در تالارهایی که در اختیار دارید ممکن نیست.

این البته خیلی نومید کننده است اما باید در این باره واقع گرا بود. مساله بعدی مساله هزینه هاست. برخی اجراها بیش از توانایی جشنواره، خرج دارند. با دانستن این، کاری که من سعی دارم انجام دهم این است که تماشاگران در سفری که دعوت می کنیم با ما داشته باشند، جنبه های مختلفی از این سفر را تجربه کنند؛ جنبه های مختلفی چون موسیقی، باله، اپرا، تئاتر و رقص. ما به دنبال الهام هستیم. دوست دارم که هر اثر ساختار و فضای خاص خود را داشته باشد و حس های مختلفی را به ما بدهد. در سال های گذشته بر اساس یک مضمون انتخاب کردم، البته دیگران آن را "تم جشنواره" می نامند و من ترجیح می دهم که اساس انتخابم را مکان بدانم. برای مثال سال گذشته ما آثار متعددی داشتیم از آسیا که ارتباط فرهنگ آسیا و اروپا را بازگو می کرد. امسال هم همان طور که توضیح دادم بیشتر متمرکز بودیم بر ارزش های نسل تازه و جوان ها.

تنها باری که شما آثاری از ایران انتخاب کردید برمی گردد به سال ۲۰۰۸ که دو اثر از عباس کیارستمی و آتیلا پسیانی در جشنواره شرکت داشت. می خواستم بدانم که درباره آثار هنری ایران چه فکر می کنید و آیا علت دعوت نشدن از دیگر آثار ایرانی در سال های بعدتر از آن، می تواند دلایل سیاسی هم داشته باشد؟

من احترام زیادی برای فرهنگ ایران قائلم، همین طور برای همکاران بسیار زیادی که در ایران دارم. من در سال ۲۰۰۸ آثاری از ایران و خاور میانه را به جشنواره دعوت کردم، به این دلیل که در دل سفری بود که تنظیم کرده بودم تا مخاطب را به آن دعوت کنم. در سال های بعدی از زاویه های دیگری نگاه می کردم. سال ۲۰۰۹، جشنواره خیلی اسکاتلندی بود؛ درباره اسکاتلند. سال ۲۰۱۰ درباره دنیای جدید و استعمارگری اروپا بود و جاهایی مثل شیلی، آرژانتین، برزیل، استرالیا و نیوزیلند بیشتر با این جشنواره هماهنگ بود. سال گذشته همان طور که گفتم بر شرق آسیا تمرکز کردیم؛ کشورهایی مثل کره، ژاپن، اندونزی، هند، چین و ویتنام. من می خواستم جشنواره را برای فرصت ها و تاثیرگذاری های تازه باز کنم؛ کاری که با دعوت از چهره هایی مثل آتیلا پسیانی و عباس کیارستمی انجام دادیم؛ اسم ها را فقط برای مثال می آورم. در این مورد که در آن سال آثاری از ایران داشتیم و بعد دیگر نداشتیم، هیچ دلیل خاصی جز اینکه جشنواره سمت و سویی دیگر داشته (تم متفاوتی داشته) وجود ندارد. امروز ذهن من برای فکر کردن به آثار تازه ای از ایران باز است. برای رجوع به ایران و کار کردن با همکارانم به ویژه هنرمندان همکار، آماده هستم با این امید که در آینده آثاری طلایی را برای ادینبورگ بیاورم.

در این زمینه بیشتر بخوانید

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.