جشنواره ونیز؛ از مرید و مرادی تا 'به سوی شگفتی'

به روز شده:  16:32 گرينويچ - پنج شنبه 06 سپتامبر 2012 - 16 شهریور 1391

نمایی از فراتر از خشم (تاکشی کیتانو)

شصت و نهمین دوره جشنواره بین المللی فیلم ونیز، با هیاهو و جنجال های همیشگی اش از چهارشنبه هفته گذشته افتتاح شده تا فیلم هایی از کشورهای مختلف برای به دست آوردن شیر طلایی با هم رقابت کنند.

نگاهی داریم به چند فیلم مطرح روزهای اول جشنواره.

مرید و مراد به شیوه شرقی

پل تامس اندرسون چهره جوان با استعداد این سال ها که هر چند سال یک بار فیلم می سازد- و شاهکاری چون ماگنولیا را در کارنامه دارد- این بار در مرشد(The Master)، به رغم آن که فیلم خوش ساختی را با تماشاگر قسمت می کند، در حد و اندازه انتظار از این فیلمساز مولف نیست.

مرشد حکایت مردی است که دچار اختلال روحی می شود و در برخورد با شخصی که به شکلی در کار هیپنوتیزم- درمانی است و مریدانی دارد، شیفته و شدای او می شود و راه درمان خودش را می جوید.

حکایت این شیفتگی، ذره ذره شکل می گیرد و تماشاگر را تا حدی با خود همراه می کند، اما در نهایت فیلم در صحنه هایی به تکرار می رسد و در پایان از عمق فیلمی چون ماگنولیا یا حتی شب های بوگی فاصله دارد.

شرح این درمان که با شیفتگی محض شخصیت اصلی همراه است ، حکایت مرید و مرادی را به شیوه ای شاید از نوع شرقی بیان می کند و هر دو بازیگر اصلی - در نقش مرید و مراد- حضور پرقدرتی دارند و البته هوشمندی میزانسن ها و فضاسازی را در غالب صحنه های می توان حس کرد، اما افسوس که فیلمنامه تامس اندرسون، قابلیت های بیشتری ندارد.

کیتانو و تکرار خویشتن

تاکشی کیتانو چند سال قبل فیلمی ساخته بود درباره خودش؛ درباره کارگردانی که سوژه ای برای فیلمسازی ندارد. فراتر از خشم(Outrage Beyond) شاید به نحوی تلویحی ادامه ای بر آن فیلم است: کارگردانی که سوژه ای برای فیلمسازی ندارد و باز به دنیای یاکوزاهای ژاپنی - که بارها دستمایه کار او قرار گرفته اند- باز می گردد و باز در همان فضا، به شکلی همان شخصیت ها را تکرار می کند.

فراتر از خشم البته فیلم نسبتاً خوش ساختی است، اما مشکل از آنجا آغاز می شود که کیتانو دقیقاً مشابه های همین فیلم را در کارنامه اش به ثبت رسانده و مشخص نیست که ضرورت ساخت فیلم دیگری دقیقاً با همان حال و احوال، چیست.

شخصیت های کیتانو آدم های آشنای دنیای مافیای ژاپنی هستند که فیلمساز هیچ تلاشی برای متفاوت نشان دادن آنها ندارد؛ در عوض - به غایت- به قهرمان پروری علاقه نشان می دهد و شخصیت های یک بعدی اش را بر اساس کلیشه های موجود بسط و گسترش می دهد و تنها در پایان سعی دارد با یک شوک کمدی، فیلم را تمام کند تا شاید تماشاگر با تصویری متفاوت از خشونت های بیش از حد فیلم، سالن را ترک کند.

تنهایی آدم های امروز

پاسکال بونیتزر، منتقد شناخته شده کایه دو سینما در آخرین فیلم اش، به دنبال هورتنس(Cherchez Hortens) آدم های معاصر در پاریس امروز را می کاود و موفق می شود در سبک و سیاقی شبیه به دیگر فیلمساز برجسته فرانسوی، آرنولد دپلشن، تنهایی و تلخی زیستن بشر معاصر را در حال و هوایی کمدی و مفرح تصویر کند.

شخصیت های بونیتزر، ساده و عادی اند؛ آدم هایی از زندگی روزمره که در موقعیت هایی قرار می گیرند که معنا و مفهوم زندگی شان تغییر می کند. کریستین اسکات تامس شخصیت کارگردان تئاتری را بازی می کند که دچار عشقی فارغ از چارچوب خانواده می شود و همسر او- که شخصیت اصلی است- در ارتباط با او و پدر عجیب و غریب اش- که یک مقام دولتی است- به جایی نمی رسد و تنهایی اش افزون می شود. فیلم روایت این تنهایی است و لحظه های نابی هم خلق می کند: با دوربینی آرام که بیشتر از شخصیت ها فاصله می گیرد و تنها ناظر اعمال آنهاست و در پایان فرصت را مهیا می کند برای پایانی خوش اما باور پذیر.

زیر سایه نام؟

نمایی از به سوی شگفتی(ترنس مالیک)

به سوی شگفتی (To the Wonder) ترنس مالیک یک تجربه سطحی به نظر می رسد که این بار با دوربین کوچک و احتمالاً بدون فیلمنامه، نماهای غالباً بی ربط به هم را بدون پیشبرد شخصیت ها به هم می چسباند تا شاید به گمان خودش اودیسه دیگری در احوال انسان باشد.

دوربین مالیک یک زوج را در پاریس دنبال می کند و به مانند یک جهانگرد، فضای ذوق زده ای از پاریس را به ما نشان می دهد بی آن که نریشن های بیشماری که حرف ها و فکرهای درونی شخصیت ها را روایت می کند- و به زور به ما حقنه می شود- کوچک ترین کمکی به ما در شناخت این شخصیت ها و شکل گیری همذات پنداری ما با آنها داشته باشد.

شخصیت های گم و نا آشنای مالیک در آمریکا ادامه پیدا می کنند، بی آن که هیچ اتفاقی بیفتد و کماکان دوربین غیر حرفه ای به مانند یک جهانگرد تصاویر کوتاهی را از آنها ضبط می کند، گویی که در برابر یک دوربین کوچک خانوادگی در حال ضبط تصاویر خود هستند و دارند "نمایش" بازی می کنند. فیلم به همین ترتیب جلو می رود بی آن که تغییری در آن اتفاق بیفتد؛ به شکلی که به راحتی می توان یک ساعت از فیلم را دور انداخت یا ده ساعت دیگر به آن اضافه کرد؛ بی آن که شکل و ساختار و مضمون فیلم تغییری کند.

اما احتمالا اگر کس دیگری جز ترنس مالیک - با انبوهی جایزه و تحسین های بی حد و حصر- این فیلم را می ساخت، کسی حاضر نبود حتی ده دقیقه اش را تماشا کند؛ چه رسد به نمایش در بخش مسابقه ونیز و احتمال حتی برنده شدن جایزه و البته تحسین منتقدانی که گاهی مرعوب اسامی می شوند.

در این زمینه بیشتر بخوانید

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.