«بورژوا و شبه بورژوا»

به روز شده:  16:21 گرينويچ - جمعه 14 سپتامبر 2012 - 24 شهریور 1391

وُلتر (Voltaire)، نویسنده و مورّخ و فیلسوف فرانسوی قرن هجدهم، منادی برابری حقوق انسانی، آزادی مذهب، آزادی بیان، و جدایی دین از حکومت، نه روستایی بود، نه از طبقۀ اشراف، یک بورژوای اصیل بود

این فقط ما فارسی زبانها نیستیم که خیلیهامان اصلاً نمی خواهیم بدانیم که فلان کلمه در قدیم و در اصل چه معنایی داشته است، بلکه صاحبهای امروزی زبانهای اروپایی هم که «جدّة الاجداد» زبان همه شان «سانسکریت»، خواهر تنیِ «پارسی باستان» است، رفتارشان با زبان مادر مُرده با رفتار ما چندان فرقی نمی کند!

چیزی که باعث شد من این موضوع را مطرح کنم، این است که چند روز پیش یک هموطن اهل فکر و قلم که فکر می کند علاوه بر زبان فارسی وعربی، زبان انگلیسی هم توی چنگولش است، و ضمناً خودش را یک سوسیالیست خدا پرست می داند، با لحن یک مارکسیست عامی می گفت:

«راستی، خود «بورژوازی» چی هست که بعضیها اصرار دارند به یک مشت نو کیسۀ تازه به دوران رسیده بگویند «شبه بورژوآ»؟ این کلمه را با لحنی هم ادا می کنند که انگار می خواهند طعنه زده باشند و گفته باشند «جواهر بدلی»، در مقابل «جواهر اصل!»

کتاب نایاب «علم کلمه : رساله ای در باب ریشه یابی و معانی اصلی لغات»، تألیف «سوشیو دایلاتزه» (Soshio Dailatze) . می گویید: «به حقّ اسمهای نشنیده!؟»

راستش من حال و حوصلۀ بحث با این جور آدمها را ندارم، آدمهایی که خودشان «بورژوای بدلی» هستند و با اینکه پیش خیلی از آدمهای مثل خودشان اقیانوس العلوم حساب می شوند، هنوز معنی اصلی «بورژوا» را نمی دانند و آن را «ثروتمند و دارندۀ سرمایه و ابزار تولید» معنی می کنند! فقط برای اینکه بی احترامی نکرده باشم و جوابی به او داده باشم، گفتم: «نمی دانم! می گویند دیگر!»

اگر حال و حوصلۀ بحث با او را می داشتم، اقّلاً به او می گفتم: «عزیز جان، کلمۀ بورژوا که پدرش فرانسوی است و جدّش «لاتین»، در اصل به معنی «شهر نشین» بوده است، در مقابل کلمۀ «ده نشین» یا «دهاتی». از همان سه چهار هزار سال پیش، آدمهای ده نشین زراعت می کردند و زندگی ساده ای داشتند، و خانۀ ساده ای، و فرهنگ ساده ای، و شعر و قصّه و رقص و ساز و آواز خودشان را داشتند، و جز زندگی کردن و شکر خدا را گفتن فلسفه ای نداشتند، و اگر تک وتوکی از آنها گرفتار شکّ و سؤالهای گُنده می شدند، عاقبت سر از شهر در می آوردند!»

اگر حال و حوصلۀ بحث با او را می داشتم، به او می گفتم: «عزیز جان، تمدّن بشر از شهرنشینی شروع شد، و آنچه امروز در دنیا اجزای اصلی تمدّن و فرهنگ بشر را تشکیل می دهد، عدّه ای از شهر نشینها، که همان «بورژوآهای اصل» باشند، به وجود آورده اند. امّا البتّه از همان اوّل هم نمی شد به هر کس که توی شهر زندگی می کند و هیچ سهمی در پیشبرد تمدّن و فرهنگ عمومی بشر ندارد، گفت بورژوآ، ودر نتیجه همیشه اقلیتی از شهرنشینها بورژوای اصل و اصیل بوده اند و اکثریت آنها شبه بورژوآ و ثروتمند نو یا کهنه کیسه و تازه یا کهنه به دوران رسیده!»

همین بزرگمرد، ابو ریحان بیرونی، هم که یکهزار و سی و نُه سال از عمرش می گذرد، یک بورژوای اصیل بود و خودش خبر نداشت

اگر حال و حوصلۀ بحث با او را می داشتم، به او می گفتم: «عزیز جان، آن کلمۀ «دهقان» هم که امروز برای من و تو و ایشان بیشتر معنی روستایی و دهاتی و زارع دارد، و مُعَرّبِ کلمۀ «دهگان» است، درست که به سابقۀ معنیش برسی (۱)، می بینی از لحاظ خصوصیات طبقاتی و فکری و فرهنگی، تقریباً معادلِ «شرقی» همان کلمۀ غربیِ «بورژوا» ست که در عهد «فردوسی طوسی» هنوز معنی اصلیش را داشت و هنوز هم این کلمۀ فارسی در زبان عربی همان معنی اصلیش را دارد!»

و آنوقت کلمۀ «دهقان» را توی یک کتاب لغت عربی به انگلیسی، مثلا تألیف «هانس ویر» (Hans Wehr) پیدا می کردم و می گذاشتم جلوش: «شخص مهمّ و معتبر، عالی مقام، در ایران قدیم رئیس و رهبر، مثال: دهاقین السیاسة، یعنی رهبران و بزرگان سیاسی».

_______________________________

۱- لطفاً اگر حال و حوصله دارید، برای اطلاّع بیشتر از سابقۀ معنی کلمۀ «دهقان» به لغتنامۀ «دهخدا» مراجعه بفرمایید.

در این زمینه بیشتر بخوانید

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.