گریس کلی؛ فرشته‌ای در قصه پریان

به روز شده:  16:21 گرينويچ - جمعه 14 سپتامبر 2012 - 24 شهریور 1391
گریس کلی

گریس کلی تنها پنج سال در اختیار هالیوود بود و تنها در یازده فیلم هنرنمایی کرد

عمر سینمایی گریس کلی، مثل زندگی او کوتاه بود: او تنها پنج سال در اختیار هالیوود بود و تنها در یازده فیلم هنرنمایی کرد، اما تا امروز یکی از درخشان‌ترین ستاره‌های سینما باقی مانده است. ۱۴ سپتامبر سی سال از مرگ گریس کلی می‌گذرد.

بیوگرافی‌نویسان و روزنامه‌های جنجالی دوست دارند زندگی گریس کلی را مثل "قصه پریان" روایت کنند: دختری زیبا و تنها که شاهزاده‌ای او را با خود به کاخ قصه‌ها برد. تنها اشکال این است که این قصه پایانی تراژیک داشت و با مرگی زودرس ناتمام ماند.

گریس کلی ۱۲ نوامبر ۱۹۲۹ در فیلادلفیا (ایالت پنسیلوانیا) به دنیا آمد. پدر و مادرش ورزشکارانی موفق و مرفه بودند که به هنر نیز علاقه داشتند.

گریس کلی با وجود سخت‌گیری و مخالفت خانواده، مصمم بود که به دنیای نمایش وارد شود.

پس از گذراندن دوره‌ای در آکادمی هنرهای نمایشی، در نیویورک به روی صحنه تئاتر رفت و در چند سریال تلویزیونی نقش گرفت. اما به زودی برای کار در سینما راهی هالیوود شد.

ستاره‌ای بدرخشید

درخشش گریس کلی در هالیوود برق‌آسا بود. در سال ۱۹۵۱ در ۲۲ سالگی در فیلمی به نام "چهارده ساعت" به کارگردانی هنری هاتاوی نقشی کوتاه ایفا کرد. اما دومین نقشی که ایفا کرد برای کارنامه هنری او تعیین‌کننده بود.

گریس کلی در سال ۱۹۵۲ در فیلم "ماجرای نیمروز" High Noon در نقش همسر جوان گری کوپر، کلانتر دلیر و سرسخت آبادی ظاهر شد. این وسترن کلاسیک به کارگردانی فرد زینه‌مان با اقبال زیادی روبرو شد و راه موفقیت گریس کلی را هموار کرد.

گریس کلی

بازی گریس کلی در سال ۱۹۵۲ در فیلم "ماجرای نیمروز" در نقش همسر جوان گری کوپر راه موفقیت را برای او باز کرد

سال بعد گریس کلی در فیلم "موگامبو" به کارگردانی جان فورد، در کنار دو بازیگر برجسته، کلارک گیبل و آوا گاردنر، بازی خوبی ارائه داد.

زیبایی چهره، حرکات ظریف و رفتار با وقار گریس کلی، که نشان یا سبک او شناخته شد، چیزی بود که عامل موفقیت او برای "ستاره" و بعدها "ملکه" شدن بود. آلفرد هیچکاک بود که در این ظرافت نوعی فریبندگی و فتنه‌انگیزی دید و از آن یک استیل یا سبک ساخت.

هیچکاک در زیبایی و وقار این بازیگر، "ظرافت سکسی" و در نگاه مهربان او یک femme fatal (هیولازن) کشف کرد و آن را در بزرگترین اندازه به روی پرده سینما آورد.

هیچکاک با گریس کلی سه فیلم پیاپی کارگردانی کرد: "ام را به نشانه قتل بگیر"، "پنجره رو به حیاط" و "دستگیری یک دزد". به ویژه در فیلم "پنجره رو به حیاط" (پنجره عقبی – محصول ۱۹۵۴) که هیچکاک آن را "سینمایی‌ترین" کار خود دانسته، زیبایی و ظرافت گریس کلی به بخشی درونی و جدایی‌ناپذیر از درونمایه و سبک فیلم بدل شد.

صحنه طولانی بوسه یا مغازله در این فیلم معروفیت زیادی دارد. جیمز استوارت در نقش یک خبرنگار عکاس که پای او شکسته، با پای گچ گرفته خانه‌نشین شده و حالا جز این که از پنجرۀ اتاق به خانه‌های همسایه بنگرد و "چشم‌چرانی" کند، کاری ندارد.

در این لحظات سرشار از ملال و نومیدی است که سایه‌ای روی او می‌افتد و بعد نیمرخ زنی آشکار می‌شود که برای بوسیدن مرد روی او خم شده است. مرد هنوز نمی‌داند که زن یک "فرشته" است و موهبتی بزرگ به او روی آورده.

سال ۱۹۵۵ برای گریس کلی سالی مهم بود و او در اوج موفقیت قرار داشت. از او چهار فیلم روی اکران بود، بالاترین دستمزد را در میان زنان هالیوود داشت و جایزه اسکار هم گرفت.

موقعی که گریس کلی برای شرکت در جشنواره سینمایی کن به "سواحل لاجوردی" جنوب فرانسه رفته بود، با پرنس راینر (راینیه) سوم، شاهزاده موناکو آشنا شد. شاهزاده به دنبال شکار یک "عروس" بود، اما یک "فرشته" را به تور انداخت.

گریس کلی و امیر موناکو

ازدواج گریس کلی و امیر موناکو در ۱۹ آوریل ۱۹۵۶ طی مراسمی پرشکوه انجام گرفت

ازدواج آنها در ۱۹ آوریل ۱۹۵۶ طی مراسمی پرشکوه انجام گرفت که رسانه‌های عامه پسند آن را "یک قصه سیندرلایی" دانستند و به آن "عروسی افسانه‌ای قرن" لقب دادند.

این که ثروت و مکنت آن دربار در گذشته با "کار و زحمت" دزدان دریایی گرد آمده بود و شکوه و جلال امروز آن از "کسب و کار" کازینو و قمار می‌گذشت، اهمیت زیادی نداشت.

آخرین وسوسه هیچکاک

آلفرد هیچکاک عاشق ستاره‌های موبور خود بود و به گریس کلی هم سخت دل بسته بود، هرچند او را "زیادی کامل" می‌دانست. او از پشت کردن گریس کلی به هالیوود سخت ناراحت بود.

تنها چند سال پیش از آن هیچکاک یک "بلوند" بی‌نظیر را از دست داده بود: اینگرید برگمن، که پس از رابطه و بعد ازدواج با روبرتو روسلینی، سینماگر ایتالیایی، از هالیوود خداحافظی کرد.

"دستگیری یک دزد" سومین کار هیچکاک با گریس کلی از کارهای کمابیش ضعیف استاد شناخته می‌شود. او آرزو داشت که دست کم یک بار دیگر گریس کلی را به سینما برگرداند.

در سال ۱۹۶۲ که "استاد تعلیق" قصد داشت فیلم "مارنی" را کارگردانی کند، به گریس کلی نامه نوشت و از او دعوت به کار کرد. خبرنگاران گزارش داده بودند و طبعا سینماگر بزرگ هم شنیده بود که "فرشته" در کاخ سلطنتی موناکو در "قفس طلایی" گرفتار شده است.

گفته‌اند که گریس کلی یک هفته تمام در کنجی خزید و زیج نشست و سرانجام تصمیم گرفت که دعوت استاد را رد کند. نقش "مارنی" نصیب تیپی هدرن شد، یک بلوند فتنه‌انگیز دیگر.

"هنگامی که روز ۱۳ سپتامبر ۱۹۸۲ خودروی گریس کلی در راه موناکو روی جاده لغزید و به عمق دره‌ای ۴۰ متری سقوط کرد، باز هم روزنامه‌ها از دست پنهان تقدیر و سایر چیزهای مرموز سخن به میان آوردند. "

"مارنی" زنی از خانواده‌ای متشخص بود که از روی ناراحتی عصبی کارش به دزدی کشیده بود، و حالا هیچکاک انتظار داشت که این نقش را گریس کلی، علیاحضرت ملکه موناکو ایفا کند.

درباره سرگذشت گریس کلی در زمانی که ملکه موناکو بود داستان‌های راست و دروغ زیادی به هم بافته شده است. از جمله گفته‌اند که او در کاخ سلطنتی سرنوشتی تلخ پیدا کرد و از فرط بیچارگی و افسردگی به الکل و مواد مخدر روی آورد.

ظاهرا امیر موناکو که سالها بعد در ۸۲ سالگی درگذشت (در سال ۲۰۰۵) زندگی را بر ستاره پیشین هالیوود سخت گرفته بود. جناب پرنس خوشبختانه نتوانست نمایش فیلم‌هایی که گریس کلی بازی کرده بود را در سراسر جهان قدغن کند، و به ممنوع کردن آنها در قلمرو پادشاهی موناکو قناعت کرد.

هنگامی که روز ۱۳ سپتامبر ۱۹۸۲ خودروی گریس کلی در راه موناکو روی جاده لغزید و به عمق دره‌ای ۴۰ متری سقوط کرد، باز هم روزنامه‌ها از دست پنهان تقدیر و سایر چیزهای مرموز سخن به میان آوردند.

گریس کلی پس از یک شبانه روز اغما، در ۵۲ سالگی در بیمارستانی درگذشت، که امروز به نام او خوانده می‌شود.

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.