'باغبان' محسن مخملباف، جرم‌های تازه یک فیلمساز

به روز شده:  10:57 گرينويچ - سه شنبه 16 اکتبر 2012 - 25 مهر 1391
باغبان مخملباف

"باغبان" آخرین اثر محسن مخملباف برای نخستین بار در شانزدهمین جشنواره فیلم پوسان و دوازدهمین دوره جشنواره بیروت به نمایش در آمد و جایزه بهترین مستند این جشنواره را به دست آورد. این فیلم از جهاتی فیلم متفاوت از یک فیلمساز ایرانی به شمار می آید.

فیلم "باغبان" روایت سفر پدر و پسری فیلمسازست که برای تحقیق درباره یک دین، "آیین بهایی"، به اسراییل و به باغ های بهایی سفر می کنند و با یک باغبان بهایی و چند بهایی دیگر آشنا می شوند . آنان در این سفر از دیدگاه موافق و مخالف دین، به طرح پرسش هایی درباره نقش و تاثیر دین در زندگی بشر و رابطه آن با قدرت و گسترش نفرت در جهان می پردازند. پدر هنوز امیدوار است که دینی پیدا شود که بتواند راهی برای پیشبرد صلح و مهربانی در جهان ارایه دهد ولی پسر همه ادیان را عامل خشونت و جنگ می داند. پدر خوش بین به دین، مفتون خشونت پرهیزی باغبان و باغش می شود و پسر دین گریز تلاش می کند پدر را از فرو افتادن به ورطه دینی دیگر باز دارد. اما پدر که آداب باغبانی آموخته، دوربینش را می کارد و به آن آب می دهد. تقابل این دو نسل، پدر و پسر، و جدل و گفت و گوی آنها عامل اصلی پیش برنده فیلم باغبان است.

این فیلم تلاشی ست برای طرح سوالاتی دربارۀ "رهایی انسان از خشونت و ناامیدی." این که سهم دین در تولید و بازتولید خشونت در جهان چیست؟ و این که "اصلا آیا خداوند در زمین به این بزرگی، جا کم داشته که دو دین بزرگ، یهودیت و اسلام، را در فاصله یک کوچه از همدیگر به وجود آورده؟" آیا می توان گفت که نسل جوان "تکنولوژی" و همۀ ملزوماتش را یک دین جدید می داند؟

محسن مخملباف که سال هاست خارج از ایران زندگی می کند و بعد از حوادث مربوط به آخرین انتخابات ریاست جمهوری، ناگهان در قامت یک فعال سیاسی به مخالفت گسترده با مقامات ارشد جمهوری اسلامی پرداخت، در یک سال گذشته در سکوت کامل مشغول ساخت این فیلم بوده است. او بعد از سال ها سکوت در عرصه فیلمسازی بار دیگر نشان می دهد که همان فیلمساز پیش بینی ناپذیری است که به هر فیلم به عنوان یک کشف می نگرد و سینما را وسیله ای برای طرح پرسش های ذهنی آدمی جست وجو گر می داند و نه وسیله ای صرفا سرگرم کننده.

محسن مخملباف پیش از این در چند کشور فیلم ساخته بود ولی فیلمسازی در اسرائیل تجربه ای بسیار متفاوت است. او که در سال های اخیر به علت مخالفت با آیت الله خامنه ای تحت فشار بوده، روزهای سختی را پیش رو خواهد داشت.

جرم های تازه مخملباف

"باغبان در اورشلیم، حیفا و عکا ساخته شده است. بیت‌المقدس یا اورشلیم یا هر نام دیگری که براین شهر بگذارند، کانون مهم ترین ادیانی است که الهی خوانده می شوند. حیفا و عکا هم برای بهاییان شهرهایی مقدس اند. "

آقای مخملباف علاوه بر همه اتهامات پیشینش در جمهوری اسلامی، اکنون با دو اتهام بسیار بزرگ دیگر هم روبروست. او به عنوان یک ایرانی به اسراییل سفر کرده، کشوری که جمهوری اسلامی وجودش را به رسمیت نمی شناسد و سفر به آن را برای شهروندان ایرانی ممنوع کرده؛ افزون بر این، فیلمی ساخته درباره ادیان با محوریت "آیین بهایی"، دینی صد و هفتاد ساله که زادگاهش ایران بوده و حدود هفت میلیون پیرو درسراسر جهان دارد اما حکومت ایران آن را "فرقه ای ضاله" می داند و پیروانش را معمولا به اتهام " ترویج" این آیین مورد آزار و اذیت قرار می دهد.

آیین بهایی با وجود شهرتی که در در دنیا دارد و به رغم این که از ایران برخاسته، در زادگاهش ناشناخته مانده و به علت تبلیغات و تهدیداتی که قبل و بعد از انقلاب علیه ان صورت گرفته، کمتر کسی با مبانی اش آشنایی دارد. حالا در این فیلم محسن مخلمباف به عنوان یک پدر از نسل سنتی تر و نسلی که هنوز به آرمان ها امید دارد، به این آیین یا دین ایرانی پرداخته تا ببیند آیا هنوز می توان برای رفع خشونت در جهان به باورهای یک دین دل بست یا نه. این فیلم به هیچ دینی توهین نمی کند، با احترام از مذاهب یاد می نماید و محسن مخملباف فیلمساز به کمک تکنیک فاصله گذاری، خودش را از شخصیت "محسن مخملباف" بازیگر که به باغ بهایی ها سفر کرده و مجذوب باورهای باغبان بهایی شده، جدا می کند. در عین حال، میثم به عنوان نماینده نسل جوانی که در پی جهانی عاری از خشونت است، سوالاتی اساسی در مورد نقش و جایگاه ادیان در جهان امروز مطرح می کند.

گرچه در غرب ساختن فیلم درباره یک گروه یا یک آیین و سفر به کشوری دیگر به این منظور عادی و رایج است ولی چنین کاری برای یک فیلمساز ایرانی جرم مهمی به شمار می رود.

"گرچه در غرب ساختن فیلم درباره یک گروه یا یک آیین و سفر به کشوری دیگر به این منظور عادی و رایج است ولی چنین کاری برای یک فیلمساز ایرانی جرم مهمی به شمار می رود. "

فیلم باغبان در اورشلیم، حیفا و عکا ساخته شده است. اورشلیم مرکز مهم ترین ادیان جهان، اسلام، یهودیت و مسیحیت است. مسجدالاقصی، قبله اول "مسلمانان" و محل معراج پیامبر اسلام در اورشلیم قرار دارد. دیوار ندبه، چسبیده به مسجد الاقصی و جایی است که به باور "یهودیان" از آخرین بقایای هیکل سلیمان تشکیل شده و محل دعا و منبع الهام برای یهودیان در اسراییل و سراسر جهان به شمار می رود. مسلمانان هم معتقدند که پیامبر اسلام، در سفر خود به معراج، مرکبش را به جایی نزدیک این دیوار بسته است. چند کوچه آن طرف تر هم کلیسایی وجود دارد که به باور " مسیحیان " محل به صلیب کشیده شدن و به معراج رفتن مسیح است. این همه یعنی آن که بیت المقدس یا اورشلیم یا هر نام دیگری که براین شهر بگذارند، کانون مهم ترین ادیانی است که الهی خوانده می شوند. حیفا و عکا هم برای بهاییان شهرهایی مقدس اند. "عکا" آرامگاه بهاءالله، پیامبرتبعیدی آیین بهایی در دوره قاجار و "حیفا" آرامگاه سیدعلی‌محمد باب است که خود را قائم آل محمد می نامید. او آیین بابی را بنیان گذاشت و به باور بهاییان به "ظهور" بهاءالله بشارت داد. در سال ۲۰۰۸ میلادی این دو آرامگاه و باغ ها و ساختمان های مرکز جهانی بهایی در حیفا و عکا در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شدند. محسن و میثم مخملباف برای طرح پرسش هایی درباره دین در جهان معاصر دوربینشان را برداشته و به اورشلیم، حیفا و عکا رفته اند.

ردپای محسن مخملباف قبلی

فیلم در نگاه اول هیچ شباهتی به آثار قبلی محسن مخملباف ندارد. شاید اگر مقایسه ای در کار باشد بتوان "باغبان" را به "گبه" نزدیک تر دید تا فیلم های دیگرش. باغبان فیلمی است بدون فیلمنامه متعارف، بدون بازیگر و پر از حرف های فلسفی درباره "شناخت آدمی از جهان پیرامون."

ساختار

مخملباف

"باغبان" در برخی بخش ها ساختاری مستندوار و دربخشی دیگر ساختاری فرا واقعی دارد

"باغبان" در برخی بخش ها ساختاری مستند وار و در بخشی دیگر ساختاری فرا واقعی دارد. این فیلم به لحاظ تصویری حاصل چند مصاحبه با پیروان آیین بهایی، تصاویر آرشیوی و همچنین صحنه هایی از باغ های بهایی در"حیفا " است. گفت و گو و جدل پدر و پسر در لابه لای این تصاویر وجه دراماتیک و پیش برنده فیلم است. سه دوربین یا زاویه دید در فیلم وجود دارد. دوربین و نگاه پدر (محسن)، دوربین و نگاه پسر (میثم) و دوربین و نگاه فیلمساز که محسن مخملباف باشد.
فیلمساز با یک فاصله گذاری روشن و مشخص در آغاز و پایان فیلم وارد ماجرا و بحث در باغ های بهایی می شود و با یک فاصله گذاری مشخص هم از آنجا خارج می شود.

اما نگاه محسن مخملباف همان نگاه سینماگر شاعر است که در این تصاویر در پی صدای آب، باغ، نوازش گل و بلبل، پرنده، سیب و آیینه و دریاست. در همین ساختار او با رویکردی فرم گرایانه به خلق تصاویر فراواقعی اما در عین حال بسیار ساده ای می پردازد که در ذات خود شاعرانه اند.

در این فیلم فیلمساز به دنبال تعمق در زوایای روح بشر است و برای این درک صبوری می کند. یک جور مدیتیشن بصری؛ اتفاقی که در فیلم هم می افتد.

پلی به عرفان و سیب و آیینه

از شیخ نجیب الدین علی ابن بزغش شیرازی، عارف قرن نهم پرسیدند که سر توحید به مثالی روشن کن؛ گفت "دو آیینه و یک سیب." فیلم به روشنی در بخش هایی تلاش دارد که تصویری از شرایط ایده آل انسانی باشد و به کارگیری آیینه های برابر هم در باغ، تمثیلی از همین وضعیت است. آدم هایی با آیینه هایی روبه روی هم، سرشار از زیبایی ها.

بازی‌ها

فیلم باغبان

فیلم تلاش دارد که تصویری از شرایط ایده آل انسانی باشد و به کارگیری آیینه های برابر هم در باغ، تمثیلی از همین وضعیت است

اگر در این فیلم دنبال بازیگر بگردید، کاملا مایوس خواهید شد. در اولین جدل بین پدر و پسر، پسر از پدر انتقاد می کند که چرا برای فیلم بازیگر مشهوری نیاورده و پدر می گوید که به "انسان" فکر می کند. می گوید هنرپیشه لازم ندارد و سینما باید "انسان" را نشان بدهد. با این همه در فیلم آدم هایی هستند که خودشان را "بازی" می کنند. پدر و پسر هم پیش از آن که در نقش های خود بازی کنند به طرح پرسش های خود می پردازند.

تصویر

فیلم تداوم همان انقلاب دیجیتال در صنعت سینماست. این که "تو حرفی برای گفتن داشته باش؛ وسیله مهم نیست." د راین فیلم دیگر از آن لشکر آدم های پشت صحنه و در صحنه خبری نیست. همه عوامل، دستیاران و تدارکات حذف شده اند. دوربین های بزرگ، دکور ها، گریم ها، وسیله های حرکتی دیده نمی شوند و فیلم در دو نفر خلاصه شده است. محسن و میثم مخملباف در فیلم با دوربین کوچکشان سعی می کنند تصاویر زیبا و "کارت پستالی" از باغ های پر گل و گیاه بهایی ارائه کنند. تصاویر و میزانسن هایی که در سینما طرفداران و جذابیت های خودش را دارد.

جایگاه باغبان در کارنامه محسن مخملباف

"حال در ابتدای چهارمین دهه‌ فیلم‌سازی به نظر می‌رسد که مخملباف به سبکی خاص گرایش یافته:‌ سبکی سرشار از ایجازهای شاعرانه و نماد سازی های هندسی با رنگ و گل و نور و فرم ها و البته سینمایی بدون قصه و پر از سوال های فلسفی برای بشر امروز."

کارنامه‌ فیلمسازی مخملباف بسیار متنوع است. نام او در سال‌های نخستین پس از انقلاب به عنوان یک هنرمند انقلابی با فیلم‌هایی مثل "توبه‌ نصوح" و "استعاذه" بر سر زبان‌ها افتاد. اندکی بعد "دستفروش" تحسین منتقدان و جشنواره‌های بین‌المللی را برانگیخت. در اواخر دهه‌ شصت، مخملباف با آفرینش "نوبت عاشقی" و "شب‌های زاینده رود" مغضوب حکومت و محبوب مخالفان شد. پس از آن بود که تماشاگران از "هنرپیشه" و "ناصرالدین شاه آکتور سینما" و منتقدان از "گبه" استقبال کردند. سرانجام عرصه چنان بر او تنگ شد که ایران را ترک کرد و به فیلم سازی در افغانستان "سفر قندهار"، تاجیکستان "سکوت" و "سکس و فلسفه"، و هندوستان "فریاد مورچه‌ها" پرداخت.

حال در ابتدای چهارمین دهه‌ فیلم‌سازی به نظر می‌رسد که مخملباف به سبکی خاص گرایش یافته:‌ سبکی سرشار از ایجازهای شاعرانه و نماد سازی های هندسی با رنگ و گل و نور و فرم ها و البته سینمایی بدون قصه و پر از سوال های فلسفی برای بشر امروز. باغبان ادامه همین رنگ آمیزی های تصویری و سوالات مناقشه برانگیز است.

در کارنامه محسن مخملباف "باغبان" بدون تردید بحث برانگیزترین فیلم اوست. خودش می گوید "باغبان" گامی در جهت شکستن سانسور علیه آیینی با ریشه های "ایرانی" است. اما او که این بار پر سر و صداتر از همیشه نظرش را مطرح کرده روزهای سختی در پیش دارد. مخالفانش در ایران او را متهم خواهند ساخت که فیلمی برای تبلیغ یک "فرقه ضاله" ساخته و بنیان اسلام را هدف گرفته و موافقانش خواهند گفت که این فیلم تلاشی است برای یافتن راهی برای دعوت به صلح و زیبایی در جهانی که بوی جنگ می دهد.

در این زمینه بیشتر بخوانید

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.