«صورت، آیینۀ شخصیت انسان»

به روز شده:  14:27 گرينويچ - جمعه 12 اکتبر 2012 - 21 مهر 1391

«صورت» دو تا «انسان» که تا هویت آنها را از همنسلهای علیزادۀ طوسی بپرسید، می گویند «اسپنسر تریسی» و «کاترین هپبورن»، از بزرگترین هنرپیشه های هالیوود قدیم.

این بندۀ حقّ در صورت طبیعی و دست نخوردۀ هیچ انسانی هیچ عیبی نمی بیند، چون اگر می دید، بندۀ حقّ نمی شد. در یک جامعۀ انسانی که در حکم یک خانوادۀ بزرگ در یک خانه است، هرکس مختار و آزاد است که با هر جای بدنش هر کاری می خواهد بکند. من وقتی که رو به روی شما ایستاده ام و شما را می بینم، دست و سینه و شکم و پشت نمی بینم. سرو صورت شما را می بینم، یعنی شما را در صورتتان می بینم.

ما آدمیزادها «انسانِ» همدیگر را در «صورتِ» همدیگر می بینیم. اگر من و شما با هم آشنا شده باشیم، و آشنایی ما عمیق و معنی دار شده باشد، آنوقت شخصیت انسان همدیگر را هم در صورت همدیگر می بینیم. امّا وقتی به یک گوسفند، یا یک شتر، یا یک طاووس، یا یک قورباغه نگاه می کنیم، اگر اشتباه نکنم، معمولاً موجودیت آنها را در شکل و تر کیب کلّی آنها می بینیم، یعنی مثلاً شتر منهای دمش، یا منهای گردن درازش، یا منهای کوهانش، شتر نیست. شتر یکپارچه و درسته، همان طور که آنجا جلو چشم ما ایستاده است، شتر است و ما «شتریت» او را در صورتش نمی بینیم، و این صورت برای ما آیینه ای نیست که بخواهیم با نگاه کردن به آن «شخصیت شتری» او را تماشا کنیم.

الآن دارم از خیلی دور می شنوم که یک نفر که سالهاست یک شتر دارد و روی شترش اسم گذاشته است و با هم رابطۀ دوستانه پیدا کرده اند و آن انسان صاحبِ شتر سرش را به سر شترش می چسباند، یا از یک طرف توی یک چشم او نگاه می کند و برای او درد دل می کند، دارد خِطاب به من می گوید:

هرچه به اجزای کلّۀ این شتر نگاه می کنیم، چیزی از شخصیتِ فردی او نمی بینیم.

«این چه حرفی ست می زنی! هر شتری برای خودش روح دارد! شخصیت دارد! تو با شتر زندگی نکرده ای تا این را بفهمی! همین طور هوایی یک چیزی می گویی!»

و من هم از دور به این آقا می گویم: «حقّ با شماست! من دربارۀ «شتر» به طور کلّی حرف می زنم، و گرنه «شتر» شما که البتّه روح دارد، شخصیت دارد، توی دنیای خودش غزلهای عشقی و عرفانی هم می گوید، امّا متأسّفانه وقتی آدمی مثل من رو به رویش می ایستد، توی صورتش و نگاه چشمهایش در مجموع چیزی از دَهها و صدها حالت و احساس متفاوت یا متضادّ را نمی بیند تا آن را به خاطر بسپرد و دفعۀ دیگر که شتر روح دار و شخصیت دار شما را دید، او را به جا بیاورد!

خلاصۀ حرف من دربارۀ صورت به معنای شخصیت انسان این است، که شما اگر از آن جوانهایی هستید که، خانم یا آقا، می خواهید:

ابروتان را سوراخ کنید و از این سوراخ سنجاق قفلی آهنی یا طلایی آویزان کنید؛

طرف راست یا چپ دماغتان را سوراخ کنید و تویش نگین شیشه ای یا الماس با دورۀ برنجی یا طلای سفید فرو کنید؛

شاید این شتر برای صاحبش شخصیت فردی داشته باشد، روح داشته باشد، غزلهای عشقی و عرفانی هم بگوید، امّا برای دیگران فقط شتراست و توی صورتش هیچ چیز خاصّی پیدا نیست.

می خواهید زیر بناگوشتان تصویر عقاب یا مارمولک خالکوبی کنید؛

یا موهاتان را از دو طرف بتراشید و از وسط به صورت لالۀ تاج خروس دربیاورید، یا آنهارا نه بور، نه قهوه ای روشن، نه خرمایی، نه سیاه، بلکه قرمز، آبی، زرد، سبز، یا بنفش بکنید؛

و خلاصه با این صورت طبیعی و دست نخوردۀ خودتان که صورت شماست و هیچ عیبی ندارد، و به قول حافظ» شیرازی، «آیینۀ خدا نما»ست، صد جور دست ور کنید و صد جور زینت آذینش بکنید؛

من حقّ فضولی ندارم، و غلط می کنم اگر فضولی کنم، ولی شما هم نباید از من انتظار داشته باشید که از نگاه کردن به «آیینۀ سر و صورت» شما، «شخصیت انسانی» شما را «دُرست» ببینم!

در این زمینه بیشتر بخوانید

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.