ده شب گوته؛ سی و پنج سال بعد

به روز شده:  18:37 گرينويچ - جمعه 12 اکتبر 2012 - 21 مهر 1391
 پوستر شب‌های گوته

سی و پنج سال پیش در پاییز ۱۳۵۶، اعضای کانون نویسندگان ایران در دوره دوم تجدید حیات کانون، ده شب شعر و سخنرانی را در محل انجمن روابط فرهنگی ایران و آلمان واقع در خیابان پهلوی برگزار کردند که به واسطه میزبانی و همکاری انستیتو گوته تهران به "شب های شعر گوته" معروف شده است. برگزاری جلسات شعرخوانی، نمایشگاه های هنرهای تجسمی و حتی پخش فیلم در انستیتو گوته - نماینده فعال بخش فرهنگی سفارت آلمان در تهران- سابقه ای طولانی داشت؛ آنچه در گام نخست، ده شب شعر پاییز ۵۶ را از سایر جلسات شعر خوانی انستیتو گوته متمایز می کرد این بود که بر خلاف موارد پیشین ابتکار عمل را نه یک ارگان ثبت شده و رسمی وابسته به دولت( انجمن ادبی تهران) که کانون نویسندگان ایران، تنها نهاد صنفی مستقل نویسندگان و شاعران ایران، به دست گرفته بود.

کانون نویسندگان از اواخر سال ۴۶ و در پی تحریم و مقابله با مراسمی حکومتی به نام "کنگره شعرا و نویسندگان و مترجمان ایران" شکل گرفته بود و با انتشار بیانیه ای در دفاع از آزادی بیان و منافع صنفی اهل قلم در بهار ۴۷ فعالیتش را آغاز و علنی کرده بود. دو سال بعد کانون نویسندگان، بی آن که هرگز موفق به گرفتن مجوز رسمی حکومت برای ادامهء فعالیت هایش شده باشد و در پی دستگیری و ممنوع القلم شدن برخی از اعضای کانون و نهایتاً مرگ جلال آل احمد به تعطیلی کشانده شده بود.

کانون نویسندگان از اواخر سال ۴۶ و در پی تحریم و مقابله با مراسمی حکومتی به نام "کنگره شعرا و نویسندگان و مترجمان ایران" شکل گرفته بود و با انتشار بیانیه ای در دفاع از آزادی بیان و منافع صنفی اهل قلم در بهار ۴۷ فعالیتش را آغاز و علنی کرده بود. دو سال بعد کانون نویسندگان، بی آن که هرگز موفق به گرفتن مجوز رسمی حکومت برای ادامهء فعالیت هایش شده باشد و در پی دستگیری و ممنوع القلم شدن برخی از اعضای کانون و نهایتاً مرگ جلال آل احمد به تعطیلی کشانده شده بود.

"وقتی در شهریور ۵۶ پیشنهاد برگزاری ده شب متوالی شعرخوانی از طرف جلال سرفراز، خبرنگار روزنامه کیهان با هیات دبیران موقت کانون نویسندگان ایران در میان گذاشته شد، کمتر از یک سال از دومین دوره فعالیت های کانون می گذشت. روی کار آمدن دولت دموکرات جیمی کارتر در آمریکا، سیاست های فرهنگی حکومت ایران را هم اندکی تحت تاثیر قرار داده بود."

وقتی در شهریور ۵۶ پیشنهاد برگزاری ده شب متوالی شعرخوانی از طرف جلال سرفراز، خبرنگار روزنامه کیهان با هیات دبیران موقت کانون نویسندگان ایران در میان گذاشته شد، کمتر از یک سال از دومین دوره فعالیت های کانون می گذشت. روی کار آمدن دولت دموکرات جیمی کارتر در آمریکا، سیاست های فرهنگی حکومت ایران را هم اندکی تحت تاثیر قرار داده بود. دولت جمشید آموزگار، تجمعات صنفی را اندکی بیش از گذشته برمی تابید و با کمی چرخش، تسامح بیشتری نسبت به فعالیت های فرهنگی اهل قلم داشت. فضای نسبتاً باز سیاسی، فرصتی طلایی برای شاعران و نویسندگان بود تا پس از سال ها صدایشان را کمی بلندتر به گوش مردم شنوا برسانند.

مهندس رحمت الله مقدم مراغه ای، در اولین شب از ده شب شعر، به نمایندگی از هیات دبیران موقت کانون، نویسندگان بیانیه ای را می خواند که موضع و انگیزه ی کانون از برگزاری چنین نشستی را روشن می کند: "غرض بیش از همه آن خواهد بود که کانون نویسندگان ایران بیشتر و بهتر شناسانده شود و خواست اساسی آن، یعنی آزادی اندیشه و قلم، و راستای کوشش های آن به منظور آنکه این آزادی در عمل بنشیند و به صورت یکی از داده های عادی زندگی اجتماعی ما درآید به اطلاع همگان برسد... اعضای پراکندۀ کانون فراهم آمدند و با استفاده از مختصر گشایشی که دست داده است و با تکیه به روشن بینی و موقع شناسی رای درست و پشتیبانی فعال همۀ کسانی که خواستار و مشوق و پاسدار اندیشه و هنرند فعالیت از سر گرفتند. و اکنون، این شب های شعر و سخنرانی نموداری از حیات تازه کانون نویسندگان ایران است که امیدواریم هر چه نیرومندتر و بارورتر ادامه یابد.

بودند کسانی که برگزاری این مراسم را بازی و فریب زیرکانه ی حکومت می دانستند که به این وسیله می خواهد با شعار فضای باز سیاسی، هم آبرویی برای خود دست و پا کند و هم با استفاده از این فرصت کوتاه، مخالفان واقعیش را شناسایی کند تا در وقتی مناسب تر، خدمتشان برسد و با آنها تسویه حساب کند.

"وزارت اطلاعات در آغاز ده شب شعر، بخشنامه ای به رسانه های جمعی ابلاغ می کند مبنی بر این که هیچ گونه مطلب و خبری در ارتباط با این شب ها نباید منتشر شود با وجود این گاه روزنامه ها و مجلات، به اشاره و بسیار مختصر از شب های شعر می نوشتند و بررسان و مفتشان هم ظاهراً ندیده می گرفتند."

در بیانیه پایانی کانون نویسندگان، که در شب دهم و توسط هوشنگ گلشیری خوانده شده است، به این موضوع به عنوان یکی از بدگمانی های رایج آن ایام دربارهء متولیان ده شب شعر اشاره شده: "ما را متهم کردند که وقتی رسماً ممیزان وجود دارند، و همچنان اختناق آشکار و پنهان مسلح به پیشرفته ترین و جهنمی ترین وسایل و ابزار ممکنه پای می فشارد ما، این چندین و چند تن، نمایشی ترتیب داده ایم تا ـ خدای ناکرده ـ این طاق و ایوان همه چیزش ویران را بزک کنیم."

پاسخ اعضای کانون به این اتهام این بوده است که "تشخیص درست موقعیت و همت این و آن به ما امکان داد تا بگوییم در این سال ها چه بر سر فرهنگ آورده اند، چگونه همه چیز و هر چیز را واژگون و معلق، مسخ و کج و معوج نشان دادند تا شما، تک تک شما، بدانید که اگر این شب ها جایی دیگر ادامه نیافت، اگر به این قلم ها کتاب منتشر نشد، اگر کانون نویسندگان، خانه ای از آن نویسندگان و شما نداشت، اگر نشریه ای منتشر نکرد، اهمال از جانب ما نبوده است.

بنا به گفته بسیاری از کسانی که در این شب ها مشارکت داشتند و نیز کسانی که از سر ترس یا ملاحظاتی، شرکت نداشتند حکومت، برگزاری چنین گردهمایی هایی را از اساس، خوش نمی داشت. رودربایستی با میزبان آلمانی و لزوم حفظ وجهه فرهنگی حکومت پیش دول خارجی، راه را برای لغو مراسم می بست اما کاهدان، همچنان از آن حکومت بود. چنین می شود که وزارت اطلاعات در آغاز ده شب شعر، بخشنامه ای به رسانه های جمعی ابلاغ می کند مبنی بر این که هیچ گونه مطلب و خبری در ارتباط با این شب ها نباید منتشر شود (بولتن خبری کانون نویسندگان ایران، بهمن ۱۳۵۶، ص ۱۵) با وجود این گاه روزنامه ها و مجلات، به اشاره و بسیار مختصر از شب های شعر می نوشتند و بررسان و مفتشان هم ظاهراً ندیده می گرفتند. تنها نمونه نقض این داستان، کنار گذاشته شدن سیروس علی نژاد از روزنامه آیندگان پس از چاپ گزارش هایی از این شب های شعر است. برخوردی که یک بام و دو هوا بودن سیاست ها و بلاتکلیفی کارگزاران حکومت را نشان می دهد.

"استقبال گسترده مردم و حضور بیش از شصت شاعر و نویسنده، از طیف های مختلف فکری و سیاسی، که همه کم وبیش یک حرف دارند و از خفقان و سانسور حاکم دل چرکینند، فضا را پر هیجان و کمی امنیتی می کند. با وجود این خشونتی رخ نمی دهد و مراسم، بدون درگیری با پلیس به پایان می رسد. چیزی که پس از این تا انقلاب ۵۷، در جلسات شعرخوانی پیرو این ده شب اجتناب ناپذیر می شود."

شرکت جمعیتی عظیم، از سراسر کشور در این برنامه، بر اهمیت و تمایز آن از سایر جلسات شعرخوانی می افزاید. دکتر هانس بکر، رئیس وقت انستیتو گوته به خاطر می آورد که جمعی از نویسندگان برای طرح پیشنهاد برگزاری ده شب شعر به او مراجعه کردند و پس از توافق اولیه ، محل برگزاری شب های شعر نه انستیتو گوته که باغ انجمن روابط فرهنگی ایران و آلمان تعیین شد با این استدلال که احتمالاً جمعیتی بیش از گنجایش انستیتو، در شب های شعر حاضر خواهند شد. پیش بینی ها درست بود. جمعیتی که در این شب ها حاضر شدند حتی بیش از گنجایش باغ بودند و بین ده تا پانزده هزار نفر تخمین زده شده اند. خیابان هایِ اطراف از بعد شب اول، به بلندگو مجهز می شوند تا صداهای داخل باغ را به گوش جمعیتی که در خارج از باغ، زیر باران، ایستاده اند برسانند. استقبال گسترده مردم و حضور بیش از شصت شاعر و نویسنده، از طیف های مختلف فکری و سیاسی، که همه کم وبیش یک حرف دارند و از خفقان و سانسور حاکم دل چرکینند، فضا را پر هیجان و کمی امنیتی می کند. با وجود این خشونتی رخ نمی دهد و مراسم، بدون درگیری با پلیس به پایان می رسد. چیزی که پس از این تا انقلاب ۵۷، در جلسات شعرخوانی پیرو این ده شب اجتناب ناپذیر می شود.

درباره اثرات و نتایج ده شب شعر کانون نویسندگان ایران، در انستیتو گوته بسیار نوشته اند. در مجموعه ای که درباره این شب ها منتشر می شود تلاش بر این خواهد بود که به این موضوع با جزئیات بیشتری پرداخته شود.

در این زمینه بیشتر بخوانید

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.