ناگفته‌هائی درباره شب‌های شعر گوته و پس لرزه‌های آن

به روز شده:  14:06 گرينويچ - جمعه 19 اکتبر 2012 - 28 مهر 1391

جواد طالعی، نویسنده و شاعر مقیم آلمان است . او در زمان برگزاری شب های شعر کانون نویسندگان ایران در سال ۵۶ که با همکاری انستیتو گوته در باغ انجمن روابط فرهنگی ایران و آلمان بر پا شد، روزنامه نگار روزنامه کیهان بود و در شب دهم به همراه کیومرث منشی زاده، اسماعیل خویی و فریدون فریاد شعر خواند. سخنرانان آن شب، محمود اعتماد زاده (م.ا. به آذین) و هوشنگ گلشیری بودند.

آنچه در ادامه می آید یادداشتی از جواد طالعی درباره آن شب ها است:

برگزاری شب های شاعران و نویسندگان در مهرماه سال ۱۳۵۶ در واقع برآیند نزدیکی اعضای کانون نویسندگان و تحریریه روزنامه کیهان بود.

پیوند میان بخشی از تحریریه کیهان با کانون نویسندگان ایران، از تیرماه سال ۱۳۵۶ از طریق چند عضو تحریریه کیهان که در عین حال در نشست های غیرعلنی کانون نویسندگان ایران نیز شرکت داشتند برقرار شده بود.

در همین ایام بود که یک روز جلال سرفراز که هم عضو تحریریه کیهان و هم عضو کانون نویسندگان بود، در تحریریه کیهان ایده برگزاری شب های شعرخوانی در انجمن گوته را با من در میان نهاد. او گفت که اعضای کانون تمایل دارند که این شب ها با مشارکت کیهان برگزار شود. من به سرفراز توضیح دادم که در خارج از جامعه مطبوعات، بیشتر مردم روزنامه ها را وابسته به حکومت یا دست کم فرمانبردار اراده حاکمیت می شناسند، در حالی که داوری همگانی درباره کانون چیز دیگری است. بنابراین برگزاری مراسمی با مشارکت این دو نهاد می تواند سبب استقبال کمتر از آن شود.

پییشنهاد متقابل من این بود که کانون خود اقدام به برگزاری شب ها کند و ما کیهان و سایر روزنامه هائی را که در آن ها نفوذ داشتیم، برای پوشش خبری گسترده این برنامه بسیج کنیم. این پیشنهاد در جمع گروهی از اعضای کانون که به گونه ای نقش یک هیئت دبیران مخفی را ایفا می کردند مورد تایید قرار گرفت. نشست های غیرعلنی کانون آن زمان در دفتر مهندس رحمت الله مقدم مراغه ای در حوالی میدان سنائی تهران برگزار می شد. مقدم مراغه ای بعد از انقلاب نخستین استاندار آذربایجان شرقی شد.

از آن پس، بخش عمده ای از بار اجرائی تهیه مقدمات این شب ها بر دوش جلال سرفراز بود. او توانسته بود همکاری گروهی از دانشجویان را نیز برای پخش پوسترها و تراکت های شب ها و سایر امور اجرائی جلب کند. در چند مورد من و جلال مجبور شدیم پوسترها را در صندوق عقب خودروی من بگداریم، به تعدادی از دانشکده های تهران برویم، آن ها را شتابزده روی تابلوهای اعلانات نصب کنیم و به سرعت از محل دور شویم.

استقبالی که قابل پیش بینی نبود

"در بسیاری لحظات بیم یورش پلیس به حاضران می رفت، اما حکومت از این کار خودداری کرد. شاید پشتیبانی صریح روشنفکران برجسته ای مثل ژان پل سارتر، سیمون دوبوار، لوئی آراگون و دیگران که شهرت و اعتباری جهانی داشتند، این کار را بر حکومت دشوار می کرد."

در آغاز قرار بود که شب ها در محل انجمن گوته برگزار شود. انجمن گوته چند سال قبل از آن نیز شاهد برگزاری شب های شعری بود که با حضور جمعیتی چندصدنفره برگزار شد. این بار اما در مرحله تهیه مقدمات ده شب شعر، اعضای فعال کانون نویسندگان به تدریج دریافتند استقبال از این شب ها بسیار گسترده تر از حدی خواهد بود که پیش بینی کرده بودند. در نتیجه آن ها از دکتر بکر رئیس وقت انستیتو گوته درخواست کردند که به جای محل انجمن گوته، باغ آلمان در قلهک را در اختیار کانون قرار دهد. دکتر بکر با این امر موافقت کرد.

پس از برگزاری موفقیت آمیز شب های شاعران و نویسندگان، پیوند میان هسته مرکزی کانون نویسندگان و روزنامه نگاران معترضی که برخی از آن ها عضو کانون هم بودند، عمق بیشتری یافت.

پنج ماه بعد از برگزاری ده شب شعر، در پایان اسفندماه سال ۱۳۵۶ نامه سرگشاده ای در اعتراض به سانسور، خطاب به دکتر جمشید آموزگار نخست وزیر وقت به امضای بیش از ۱۸۰ روزنامه نگار رسید. از آنجا که مدیران مطبوعات با انتشار چنین نامه ای موافقت نمی کردند، متن آن در مرکز موقت کانون در هزاران نسخه تکثیر و پخش شد. همکاری میان روزنامه نگاران و کانون، در مراحل بعد بیشتر شد و بسیاری از روزنامه نگاران به عضویت این نهاد در آمدند.

پشتیبانی بین المللی از شب های شعر

جیمی کارتر

گشایش تدریجی سیاسی جامعه ایران را جیمی کارتر، رئیس جمهور دموکرات آمریکا از محمدرضاشاه پهلوی خواسته بود

شب های شاعران و نویسندگان در شرایط سیاسی ویژه ای برگزار شد که پس از قریب سه دهه خودکامگی، امکانات تازه ای برای خروج ایران از انسداد سیاسی فراهم شده بود. گشایش تدریجی سیاسی جامعه ایران را جیمی کارتر، رئیس جمهور دموکرات آمریکا از محمدرضاشاه پهلوی خواسته بود.

آخرین شاه ایران، به رغم استبدادی که در داخل کشور اعمال می کرد، به افکار عمومی غرب بسیار اهمیت می داد. در هر سفارتخانه و کنسولگری مهم ایران در غرب یک نفر ماموریت داشت که تمام نشریات حوزه کار خود را دائما کنترل کند و هر آنچه را درباره رژیم ایران می نویسند بدون سانسور و به صورت بریده جراید به مرکزی در وزارت خارجه بفرستد. این بریده جراید، بدون سانسور در تهران به "بولتن محرمانه" ای تبدیل می شد که در نسخه های بسیار معدود تهیه و برای وزیر دربار، رئیس دفتر شاه، سرپرست سازمان امنیت، نخست وزیر و چند مقام دیگر فرستاده می شد. تهیه کنندگان بولتن محرمانه موظف بودند حتی بدترین اتهامات یا فحاشی ها نسبت به شاه و دولت را در این بولتن منعکس کنند تا دولت بتواند در برابر آن ها واکنش مناسب نشان بدهد. این واکنش ها هم معمولا به دادن آگهی های پرهزینه در روزنامه های منتقد غربی محدود می شد، زیرا دولت های دوست معمولا نمی توانستند مانع کار روزنامه ها شوند.

در چنین شرایطی، هرچند که در تمام ده شب برگزاری شب های شاعران و نویسندگان باغ آلمان تحت کنترل نیروهای نظامی و انتظامی بود و در بسیاری لحظات بیم یورش پلیس به حاضران می رفت، اما حکومت از این کار خودداری کرد. شاید پشتیبانی صریح روشنفکران برجسته ای مثل ژان پل سارتر، سیمون دوبوار، لوئی آراگون و دیگران که شهرت و اعتباری جهانی داشتند، این کار را بر حکومت دشوار می کرد. آن ها در نامه مشترکی با نزدیک به ده امضا، اعلام کردند که با تمام توان از تلاش نویسندگان و شاعران ایرانی علیه سانسور پشتیبانی می کنند.

اصلاح طلبی هائی که به انقلاب انجامید

انقلاب ایران

هنگام برگزاری این شب ها و حتی تا ماه ها پس از آن، هیچکس تصور نمی کرد که جامعه ایران شاهد انقلاب باشد

در سال های اخیر، بسیاری بر این نکته تاکید ورزیده اند که نخستین و آخرین همایش ده ها شاعر و نویسنده ایرانی در مهرماه سال ۱۳۵۶ به روند انقلابی که در بهمن ماه یک سال بعد به حکومت پادشاهی در ایران پایان داد و جمهوری اسلامی را جایگزین آن کرد، سرعت بخشید.

این ادعا، از این منظر درست است که ده شب شعر پس لرزه هائی هم داشت که در دانشگاه صنعتی آریامهر و چند همایش سیاسی و فرهنگی دیگر به رودرروئی نیروهای امنیتی و پلیس با دانشجویان و روشنفکران انجامید و شرایط را با سرعتی بیش از حد انتظار حکومت و مخالفان بحرانی کرد.

اما برخورد واقع گرایانه با تاریخ ایجاب می کند که این نکته را فراموش نکنیم: هنگام برگزاری این شب ها و حتی تا ماه ها پس از آن، هرچند می شد پیش بینی کرد که رفاه اقتصادی ناشی از ورود دلارهای نفتی، بدون گشایش سیاسی، حکومت و جامعه را با چالش های سترگی روبرو خواهد کرد، اما هیچکس تصور نمی کرد که جامعه ایران شاهد انقلاب باشد. در آن زمان در اجتماعات اصولا نامی هم از آیت الله خمینی شنیده نمی شد. جامعه ایران، در آن مقطع، خواستار اصلاح ساختارهای حکومتی و تامین آزادی های سیاسی بود. همه اسنادی که از آن دوران برجای مانده اند این را ثابت می کنند. اتفاقات بعدی بود که این مسیر را کاملا عوض و به انقلاب منتهی کرد.

در این زمینه بیشتر بخوانید

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.