ده شب گوته؛ خاطره روزهایی که بازار شعر داغ بود

به روز شده:  12:05 گرينويچ - چهارشنبه 17 اکتبر 2012 - 26 مهر 1391

'همان موقع هم کم نبودند کسانی که این شب ها را توطئه می دانستند'

سی و پنج سال پیش در پاییز ۱۳۵۶، اعضای کانون نویسندگان ایران در دوره دوم تجدید حیات کانون، ده شب شعر و سخنرانی را در محل انجمن روابط فرهنگی ایران و آلمان واقع در خیابان پهلوی (ولی عصر فعلی) برگزار کردند که به واسطه میزبانی و همکاری انستیتو گوته تهران به "شب های شعر گوته" معروف شده است.

سخنرانان شب سوم این برنامه ها، بهرام بیضایی و شمس آل احمد بودند. فاروق امیری، شاعر ساکن سوئد که در این شب به همراه محمد زهری، طاهره صفارزاده، سیروس مشفقی و محمد کسیلا شعر خوانی داشت، خاطرات خود را درباره شرکتش در شب های گوته نوشته است که در زیر می خوانید.

من در سال ۱۳۴۶ بعد از خدمت سربازی به عنوان سپاهی دانش در آذربایجان به طور جدی به کار شعر پرداختم و در سال ۴۹ مجموعه کوچکی به نام «با چشم های تماشائی شما» منتشر کردم.

کارهای من از سال ۴۹ تا ۵۶ در مجله فردوسی چاپ می شد که مسئولان صفحه شعرش به ترتیب عبدالعلی دستغیب، اسماعیل نوری علاء و اسماعیل نوری زاده بودند.

برای چاپ اشعار بسیار صریح و به اصطلاح انقلابی البته محدودیت بسیار وجود داشت. من یک بار برای آقای نوری زاده قعطه ای را خواندم، ایشان ضمن تشویق گفتند که امکان چاپ قطعاتی از این دست در هیچ نشریه ای وجود ندارد. در آن سال ها، من کارمند وزارت دارائی و دانشجوی دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران بودم و در اعتصاب ها هم شرکت می کردم اگرچه در راه انداختن آن ها هیچ دخالتی نداشتم.

در دانشکده اقتصاد کسانی مانند دکتر منوچهر زند حقیقی و ناصر پاکدامن تدریس می کردند که از مخالفان حکومت وقت و بسیار باسواد و شایسته بودند. من در شب شعر دانشکده اقتصاد و تالار نقش شرکت کردم و علاوه بر مسئولان صفحه شعر فردوسی بخصوص اسماعیل نوری علاء، ناصر پاکدامن و کیومرث منشی زاده مشوق من در کار شعر بودند.

در سال ۵۶ به تشویق و همت دوستم جلال سرفراز به عضویت کانون نویسندگان ایران در آمدم و هم از طریق او در جریان ده شب قرار گرفتم و در جلساتی هم شرکت کردم.

"من از طریق روزنامه کیهان در جریان برگزاری قریب الوقوع ده شب قرار گرفتم. در شب سوم باران سختی می بارید و به خاطر دارم برگزارکنندگان اصرار داشتند مطلبی به غیر از برنامه تعیین شده گفته یا قرائت نشود"

نکته عجیب این است که من از هواداران اتحادیه کمونیست های ایران و توزیع کننده نشریه حقیقت در بعد از انقلاب بودم و آقای سرفراز از هواداران و اعضا و بعدها از اعضای کمیته مرکزی حزب توده بود ولی از دوستی ما نه تنها در طول سالیان کاسته نشد بلکه بسیار نزدیک تر شدیم.

باران سخت

به هر حال من از طریق روزنامه کیهان در جریان برگزاری قریب الوقوع ده شب قرار گرفتم. در شب سوم باران سختی می بارید و به خاطر دارم برگزارکنندگان اصرار داشتند مطلبی به غیر از برنامه تعیین شده گفته یا قرائت نشود و جمله معروف «باد کارتر وزیدن گرفته است» را من از آنها شنیدم.

آن شب با وجود باران، جمعیت زیادی گرد آمده بودند و بسیار برانگیخته به نظر می آمدند؛ قرار بود شاعران به ترتیب حروف الفبا شعر بخوانند ولی طاهره صفارزاده گفت یا اول می خواند یا اصلاً نمی خواند. من که نفر اول بودم مخالفتی نکردم و اهمیتش را هنوز هم درک نکرده ام.

در ضمن چون در جریان برگزاری این شب ها نبودم از جزئیاتش بی اطلاعم. جلال سرفراز بهتر می داند. من در آن شب، شش قطعه قرائت کردم به نام های "تربیع"، "شاعرالزمان"، "ساردین"، "راست رنجگاه"، "شعر دانی چیست؟" و "المقنع".

فردایش در جلسه پرسش و پاسخ، بهرام بیضائی و من حضور داشتیم و به سئوال های نسبتاً صریح و تند پرسندگان که عمدتاً دانشجو بودند پاسخ دادیم؛ برای من بودن در کنار هنرمند بزرگی مثل آقای بیضائی افتخار بود. می توانم بگویم که به عللی که آن موقع برای من ناروشن بود، مخالفین حکومت شاه فعال شده بودند.

"آن روز ها بازار شعر بسیار داغ شده بود و من در یک شرکت کارگزار بورس تهران کار می کردم. در آنجا هم درباره این شب ها صحبت می شد و نشریات هم اخبارش را می نوشتند"

با وجودی که یک سال قبلتر در زندان ها و محاکمات بسیار سخت می گرفتند و شکنجه و اعدام و زندان های طولانی در پیش بود ولی در سال ۵۶ چند بار اعلامیه سازمان چریک های فدائی به دست من رسید؛ در حالی که در سال های قبل با اینکه دانشجو بودم فقط یک بار آن هم رونویسی از یکی از اعلامیه های مجاهدین را دیده بودم ولی اکثر همدوره های من سمپات چریک ها و مجاهدین بودند.

در شب های شعر گوته هم بیشتر شرکت کنندگان با توجه به جوانی شان احتمالا دانشجو بودند. روز سئوال و جواب از من سئوال شد که چرا شعر نو این قدر پیچیده و دور از ذهن است و من در پاسخ گفتم "اصولا شعر همین طور است؛ این پیچیدگی مختص به شعر نو نیست."

یک نفر اعتراض کرد که شعر های قدیم را همه می فهمند و به وجود دیوان حافظ در هر خانه ای اشاره کرد. من هم متقابلا به وجود قرآن در هر خانه ای اشاره کردم و این امر را، دلیل درک این کتب ندانستم. آقای بیضائی هم حرف مرا تائید کردند.

برگزار کنندگان ده شب البته هنرمندان منسوب و هودار حزب توده بودند- کسانی مانند به محمود به آذین و محمود دولت آبادی و شاید افراد مستقلی مثل محمدعلی سپانلو. در برگزاری این شب ها سیمین دانشور، غلامحسین ساعدی، هوشنگ گلشیری، منوچهر هزار خانی، باقر پرهام و فریدون تنکابنی موثر بودند و آنها را در جلسات کانون می دیدم و گفتگو می کردم.

آن موقع احمد شاملو در ایران نبود. طاهره صفارزاده و علی موسوی گرمارودی هم به عنوان شاعر شهرت کافی داشتند برای اینکه دعوت شوند. دستگاه های امنیتی هم کوشش کافی برای کنترل کرده بودند و حضورشان در بین جمعیت و در بیرون محسوس بود.

"این شب ها احتمال داشت که بعد از انقلاب درسال ۵۹ تجدید شود که با مخالفت صریح حزب توده و هوادارانش که در کانون دست بالا را داشتند، منتفی شد که داستان جداگانه ای دارد"

در آن زمان من، مثل امروز نه شهرتی داشتم نه طرفدارانی که دستگاه های امنیتی حساسیتی بخواهند نشان بدهند؛ لاجرم خوفی هم نمی توانست وجود داشته باشد. آنها بیشتر روی افراد شناخته شده و زندان رفته حساس بودند و اگر اوضاع طور دیگری پیش رفته بود، بی شک برگزارکنندگان و بسیاری از شرکت کنندگان از طرف حکومت شاه تنبیه می شدند.

این شب ها احتمال داشت که بعد از انقلاب در سال ۵۹ تجدید شود که با مخالفت صریح حزب توده و هوادارانش که در کانون دست بالا را داشتند، منتفی شد که داستان جداگانه ای دارد.

آن روز ها بازار شعر بسیار داغ شده بود و من در یک شرکت کارگزار بورس تهران کار می کردم. در آنجا هم درباره این شب ها صحبت می شد و نشریات هم اخبارش را می نوشتند. شب های بعد حتی شلوع تر شد؛ به طوری که هرکسی می رفت بیرون می ماند، ولی همان موقع هم کم نبودند کسانی که این شب ها را توطئه می دانستند.

اهمیت این ده شب در سایه حوادث بعد قرار گرفت و توسط جمهوری اسلامی عمداً مورد بی اعتنائی واقع شد ولی اگر کسی ادعا کند که در روشن شدن موتور انقلاب، این ده شب تاثیر داشت، سخنی به گزاف نگفته است.

در این زمینه بیشتر بخوانید

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.