علاقه‌های سینمایی سلمان رشدی و 'بچه‌های نیمه شب'

به روز شده:  15:47 گرينويچ - جمعه 19 اکتبر 2012 - 28 مهر 1391

کمتر نویسنده ای است که از فیلمی که بر مبنای رمانش ساخته شده، رضایت داشته باشد اما سلمان رشدی، نویسنده رمان مشهور و پرفروش "بچه های نیمه شب"، جزو آن دسته از نویسندگانی است که می گوید از کار دیپا مهتا، فیلمساز هندی که رمانش را به فیلم برگردانده، خشنود است چرا که رشدی خود فیلمنامه آن را نوشته و در تمام مراحل ساخت فیلم در کنار کارگردان و گروهش حاضر بوده است.

اما فیلم "بچه های نیمه شب" که با حضور نویسنده، کارگردان و بازیگران اصلی آن در پنجاه و ششمین جشنواره فیلم لندن به نمایش درآمد، چندان نتوانست رضایت منتقدان و خوانندگان این کتاب را جلب کند.

دیپا مهتا از رمان رئالیستی- جادویی سلمان رشدی، ملودرامی به شیوه فیلم های بالیوودی ساخته که همه کلیشه ها و عناصر جذاب و خوش آب و رنگ ملودرام های هندی از جمله ستاره های زیبا، رقص و آواز و اختلاف دارا و ندار را در خود دارد. "بچه های نیمه شب" نشان می دهد که حضور نویسنده اثر، به عنوان فیلمنامه نویس، شاید نتواند موفقیت اقتباس از یک اثر ادبی برجسته را برای سینما تضمین کند.

"بچه های نیمه شب"، رمانی است که جایزه بوکر سال ۱۹۸۱ و جایزه بوکر بوکرها را در سالگرد بیست و پنجمین و چهلمین سال برگزاری جایزه بوکر، در سال های ۱۹۹۳ و ۲۰۰۸ دریافت کرد.

این رمان که به سبک رئالیسم جادویی نوشته شده، تاریخ معاصر هند، قبل و بعد از استقلال از بریتانیا، جدایی پاکستان واستقلال بنگلادش را از ۱۹۴۷ (سال استقلال هند) تا دهه هفتاد از زبان پسری به نام سلیم سینایی که در شب پانزدهم اگوست ۱۹۴۷ یعنی شب استقلال هند به دنیا می آید، روایت می کند و یکی از نمونه های برجسته ادبیات پسا استعماری محسوب می شود.

سلمان رشدی، علاوه بر حضور در مراسم فرش قرمز جشنواره فیلم لندن، در نشست ویژه ای که به عنوان مسترکلاس در مرکز بی اف آی لندن برگزار شد، شرکت کرد و ضمن تشریح تجربه ها و دیدگاه هایش درباره سینما و اقتباس ادبی، درباره نحوه اقتباسش از رمان "بچه های نیمه شب"، مفصلا توضیح داد.

سلمان رشدی گفت که سال ها می خواست این رمان را تبدیل به فیلم کند و چندین بار نیز امکان ساخت آن پیش آمد اما هر بار به دلایلی میسر نشد. حالا او خود مرتکب عمل اقتباس شده و بیش از هر فیلمنامه نویس دیگری سعی کرده است که به رمانش وفادار باشد و روند کلی روایت و شخصیت ها را دست نخورده نگه دارد.

سینمای طلایی دیروز و سینمای کافی شاپی امروز

رشدی که در خانواده ای مسلمان و در بمبئی بزرگ شده است، درباره خاطرات بصری و تجربه های فیلم دیدنش در زمان کودکی در این شهر گفت:

"من در بمبئی بزرگ شدم که در آن همه جا حرف از فیلم بود. در آن زمان هنوز بالیوود به وجود نیامده بود و سینماهای بمبئی به استودیوهای هالیوود مرتبط بودند و فیلم های کمپانی های پارامونت، متروگلدن مایر، فاکس قرن بیستم و برداران وارنر، در سینماهای بمبئی نشان داده می شدند. عموی من برای فیلم ها سناریو می نوشت و دو عمه من هر دو بازیگر فیلم های هندی بودند. زهره سیدل عمه من، هنوز در ۹۷ سالگی فیلم بازی می کند."

رشدی درباره آشنایی اش با سینمای هنری و پیشتاز جهان گفت: " من در دهه شصت در کمبریج درس می خواندم. دورانی که عصر طلایی سینمای جهان بود و فیلم های گدار، برگمن، فلینی، کوروساوا، ساتیاجیت رای، میکلوش روژا، ویسکونتی و آلن رنه، ساخته می شد. سینمای امروز متاسفانه دیگر مثل آن دوره نیست. سینما امروز مثل کافی شاپ شده است."

پاترپانچالی، شاهکار ساتیا جیت رای

سلمان رشدی روی فرش قرمز در لندن

رشدی آنگاه با نمایش کلیپ هایی از فیلم های مورد علاقه اش، به تحلیل آنها پرداخت و در مورد اهمیت آنها و علت انتخاب هایش توضیح داد.

یکی از این کلیپ ها مربوط به فیلم "پاترپانچالی" شاهکار ساتیاجیت رای، سینماگر هندی و قسمت اول تریلوژی "آپو"ی او بود. این کلیپ مربوط به صحنه ای بود که دورگا (دختر کوچک فیلم) مرده و پدرش که در جستجوی کار به سفر رفته بود حالا بازگشته و برایش پیراهنی به عنوان سوغاتی آورده است اما زنش قدرت این را ندارد که حقیقت مرگ دخترک را برای همسرش بازگو کند. رشدی در توضیح این فیلم گفت: "همشهری کین را فراموش کنید چرا که پاترپانچالی یکی از بزرگ ترین فیلم هایی است که در تاریخ سینما و بهترین فیلمی است که درباره کودکی ساخته شده. فیلمی که قلبتان را می شکند و شما را به گریه می اندازد."

رشدی به قدرت موسیقی در این فیلم اشاره کرد و گفت موسیقی، در بسیاری از لحظه های این فیلم، الزام وجود دیالوگ را نفی می کند. به گفته او "پاترپانچالی"، درس بزرگی برای او بود و به او نشان داد که موسیقی می تواند جای دیالوگ را در فیلم بگیرد.

به گفته رشدی، "پاترپانچالی" نخستین فیلم ساتیاجیت رای بود و با بودجه ای بسیار اندک ساخته شد اگرچه ساتیاجیت رای، قبل از آن به عنوان دستیار با ژان رنوار در فیلم "رودخانه" که در هند ساخته شد، کار کرده بود.

ضد سامورایی کوروساوا

پس از آن رشدی درباره آکیرا کوروساوا و اهمیت فیلم های او حرف زد و کلیپی از فیلم "هفت سامورایی" او را نشان داد.

او گفت همیشه وجه فرمال فیلم های کوروساوا را دوست داشته و ستوده است و نکته جالب در مورد فیلم "هفت سامورایی" برای او، حضور توشیرو میفونه، بازیگر نقش محوری آن بود. به اعتقاد او میفونه، یک ضد سامورایی و آنتی تز همه آن چیزهایی بود که سامورایی ها نمایندگی می کردند.

اپرای فضایی کوبریک

فیلم دیگری که سلمان رشدی برای بحث در مورد آن در این نشست، انتخاب کرد، "ادیسه فضایی ۲۰۰۱" اثر استنلی کوبریک بود که وی از او به عنوان یک اثر "اپرایی فضایی" یاد کرد. به گفته رشدی، "ادیسه فضایی" و "جنگ ستارگان"، نقاط عطف سینمای علمی تخیلی محسوب می شوند چرا که قبل از آنها، فیلم های این ژانر، عموما فیلم هایی با بودجه های کم و جلوه های ویژه ناشیانه بودند اما بودجه های عظیم و جلوه های ویژه بعد از ساخته شدن و موفقیت این فیلم ها بود که به سمت فیلم های علمی تخیلی سرازیر شد. به گفته رشدی، "ادیسه فضایی" فیلمی فلسفی درباره ماهیت زمان، ارتباط انسان و ماشین و رابطه انسان با عالم هستی است و فیلمی است که طرز نگاه به سینمای علمی تخیلی را تغییر داد.

پس از آن رشدی، صحنه ای از فیلم "ادیسه فضایی" را نشان داد که در آن، یکی از فضانوردان، کامپیوتری به نام Hal را در عملی انتقام جویانه، از بین می برد و کامپیوتر نیز ملتمسانه از او می خواهد این کار را نکند. به گفته رشدی، این صحنه، نمونه ای از مکانیزه شدن انسان فضایی و انسانی شدن ماشین (کامپیوتر) است چون مرد فضایی مثل قاتلی است که سرگرم کشتن قربانی خود است و کامپیوتر در حالی که می میرد ترانه ای را زیر لب زمزمه می کند.

به اعتقاد رشدی، بسیاری از صحنه های این فیلم توضیح منطقی ندارند اما ما آنها را می پذیریم. وی توضیح دادن بیش از حد را یکی از بزرگ ترین خطرات نوشتن دانست و گفت کوبریک در این فیلم حداقل توضیح را داده است و این نشانه نبوغ او بود.

"عصر معصومیت، بهترین اقتباس سینمایی"

سلمان رشدی، اقتباس مارتین اسکورسیزی از رمان نیویورکی ادیت وارتن را در کنار "مردگان" جان هیوستن (بر اساس رمان جیمز جویس)، یکی از بهترین اقتباس های سینمایی از آثار ادبی خواند و گفت اسکورسیزی، آخرین فصل کتاب را عینا و خط به خط به فیلم تبدیل کرده است. وی همچنین گفت:

"جامعه طبقاتی نیویورک اواخر قرن نوزدهم و تحول آن، همیشه دغدغه اسکورسیزی بوده و او در این فیلم و فیلم دیگرش یعنی "دارودسته نیویورکی"، فضای آن دوره را خوب درآورده است."

به گفته رشدی، "عصر معصومیت" درباره عشق از دست رفته و درباره آدم های مرفه ای است که در یک نظام طبقاتی گیر کرده اند و شاد نیستند.

اقتباس از بچه های نیمه شب

خلاصه داستان بچه‌های نیمه شب*

سلیم پسر نوازنده دوره گردی است که مادرش بعد از زاییدن او در بیمارستان از دنیا می رود و پرستار بیمارستان با این انگیزه که «بگذار آدم فقیر پولدار و آدم پولدار فقیر شود"، هویت او را با بچه یک تاجر پولدار عوض می کند. سلیم در ناز و نعمت و شیوا در فقر و نکبت با هم بزرگ می شوند و هیچ کس از این راز آگاه نیست جز پرستار بیمارستان که حالا به عنوان خدمتکار برای مادر سلیم کار می کند.

سلیم به تدریج پی می برد که قدرتی فراطبیعی و جادویی دارد و می تواند همه کودکانی را که همزمان با او در یک نیمه شب متولد شده اند از جمله شیوا را فراخواند و...

*رمان بچه های نیمه شب سالها پیش در ایران به ترجمه مهدی سحابی منتشر و در سال ۱۳۶۴ برنده جایزهٔ بهترین رمان خارجی سال در ایران شد ولی بعد از صدور فتوای قتل نویسنده از سوی آیت الله خمینی، این کتاب نیز اجازه تجدید چاپ نیافت.

رشدی گفت که با وجود این که از بچگی عاشق سینما بوده نمی داند چرا این قدر دیر و در ۶۵ سالگی وارد این کار شده است. وی در مورد اقتباس در سینما گفت که اقتباس برای او مثل ترجمه یک متن از یک زبان به زبان دیگر است چرا که ترجمه به ما اجازه می دهد که ادبیات جوامع دیگر را تجربه کنیم اگرچه فرم اثر اصلی همیشه تغییر می کند. به گفته وی، در امر اقتباس از یک رمان مشهور، همیشه دو حالت وجود دارد: این که همه کار بکنی یا هیچ کار نکنی و حد وسطی در این مورد وجود ندارد. به اعتقاد رشدی، فیلم اقتباسی باید به روی پای خود بایستد، نه اینکه سایه کتاب باشد. وی آنگاه به نقل لطیفه ای درباره اقتباس از شاهکارهای ادبی در سینما پرداخت که پیش تر آلفرد هیچکاک آن را در مصاحبه اش با فرانسوا تروفو نقل کرده بود. وی گفت: "دو بز وارد اتاق نمایش فیلم می شوند و قوطی های فیلم ها را باز کرده و شروع به خوردن آن می کنند. بعد از مدتی بز اولی می پرسد، خب چطور بود؟ بز دومی می گوید: فیلم خوبی بود اما کتابش بهتر بود."

سلمان رشدی در مورد اقتباس از رمان بچه های نیمه شب گفت: "۱۵ سال قبل قرار بود بی‌بی‌سی مجموعه ای تلویزیونی بر اساس این رمان تولید کند که قرار بود در سراندیب ساخته شود اما به علت فشار مسلمانان سریلانکا و تهدیدات گروه های تروریستی، ساختن این سریال متوقف شد."

رشدی گفت رائول روئیز فیلمساز شیلیایی نیز قصد داشت فیلمی بر اساس این رمان بسازد اما با او نتوانست به توافق برسد.

وی در توضیح شیوه نگارش فیلمنامه "بچه های نیمه شب" گفت: "در رمان بچه های نیمه شب، سه نوع روایت وجود دارد: روایت شخصی آدم ها که داستان مادر و پسر، عاشقان و زندگی سه نسل است. روایت دوم که روایت تاریخی است و زندگی آن سه نسل در بستر آن می گذرد و روایت سوم، جهان فانتزی و رئالیسم جادویی است. پیش بردن این سه روایت در فیلم در کنار هم کار بسیار دشواری بود. ما سعی کردیم فیلم را رئالیستی کنیم چون ریشه رئالیسم جادویی برخلاف سورئالیسم، که ریشه در خارج از واقعیت دارد، در واقعیت است."

رشدی گفت فیلم "بچه های نیمه شب"، ممکن است اولین وآخرین اقتباس از روی رمان هایش باشد.

سلمان رشدی در پایان این نشست، در واکنش به شلیک نیروهای طالبان به دختر ۱۳ ساله دانش آموز پاکستانی، با وقیحانه خواندن این اقدام گفت: "وقتی دولت پاکستان اجازه می دهد که این نیروها در جامعه در کنار شما رشد کنند، باید انتظار چنین حوادثی را هم داشته باشید."

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.