'آن مَرد آمد'، نیم قرن نقاشی‌های کتاب‌های درسی پرویز کلانتری

به روز شده:  19:10 گرينويچ - دوشنبه 22 اکتبر 2012 - 01 آبان 1391

نمایشگاهی از نقاشی های پرویز کلانتری از تاریخ ۲۵ تا ۲۷ مهرماه در فرهنگسرای ارسباران تهران، برگزار شد.

"به یاد کودکی"، عنوان نمایشگاهیست از ۲۷ اثر نقاشی پرویز کلانتری در کتابهای درسی که در ابعاد۴۰ در ۶۰ به معرض تماشا گذاشته شده‌اند. این آثار که قدمت برخی از آنها به ۵۰سال پیش می‌رسد، برای نخستین بار در یک نمایشگاه در معرض دید علاقه‌مندان قرار گرفتند.

آن مرد آمد

پسربچه ای بود که از مادرش میخواست تا بر پیراهنهایش دگمه هایی رنگین بدوزد، چرا که مقدر بود راه آینده خویش را با همین رنگها، نشانه گذاری کند.او بر سفیدی دیوار خانه خط میکشید چرا که میبایست با همین خطوط، روح استوار پیشینیان و تاریخ سرزمیناش را ترسیم کند.به دنیا که آمد، سال در همان روز نو شده بود. سبزه بر سر سفره سبز بود و ماهی گُلیها با سرخی منشعب خود در تنگ بلور، تجلی رنگ را مژده میدادند. دیری نگذشت که پا به پای شکوفایی او، کوکب خانم که زنی باسلیقه و پاکیزه بود، با تخم مرغ تازه نیمرو درست کرد و نان و کره و ماست و پنیر هم برسر سفره گذاشت و آن مرد در باران آمد و کبری با دیدن کتاب خیس شدۀ خود تصمیماش را گرفت و حسنک در منزلاش به نگهداری از گاو و گوسفند و خروس پرداخت.

اینها روایتهای آشنایی است که با نقاشیهای پرویز کلانتری در ذهن چندین نسل از ایرانیان، نقش بسته است.

تصمیم پرویز

"برخی از هنرمندان پیرو جنبش "خروس جنگی"، به دنبال کشف هویت ایرانی و سبکی شخصی بودند که اساس آن، استفاده از عناصر بومی و سنتی در بافتی مدرن بودند. چنین گرایشی را می توان در آثار هنرمندانی همچون ناصر اویسی، ژازه طباطبایی، مارکو گریگوریان، هانیبال الخاص و محسن وزیری مقدم مشاهده کرد."

پرویز کلانتری و آثارش را باید در دل جریان مدرنیسم در هنر، نقاشی و ادبیات معاصر ایران بررسی کرد. اواخر دهه سی و اوایل دهه چهل، آغاز تحولات جدی در هنر، ادبیات و سینمای ایران است.

جامعه هنری و ادبی ایران که در آغاز، نوآوریهای نویسندگان و شاعرانی چون صادق هدایت و نیما یوشیج را نمیپذیرفت، به تدریج تغییر ذائقه داده و آغوشش را به روی جریان مدرن و گرایشهای مدرنیستی گشود. اگرچه این حرکتهای مدرن، به سختی و با کندی انجام میشد، اما صدای نفسهای این تحول را در عرصه هنر و ادبیات این دوران، میشد شنید. در چنین فضایی است که تجربیات مدرنیستی پرویز کلانتری،مفهوم پیدا میکند؛ اگرچه جنبش هنر مدرن در ایران، کمی پیشتر، یعنی درسال های دهه بیست و با کارهای نقاشانی چون احمد اسفندیاری، عبدالله عامری، مهدی ویشکایی، منوچهر یکتایی و حسین کاظمی آغاز شده بود.

در همین سالها، بازگشت نقاشانی چون جواد حمیدی، حسین کاظمی، جلیل ضیاپور و محمود جوادی پور از اروپا، عامل دیگری در شکل گیری هنر مدرن در ایران بود. جلیل ضیاپور در "کارگاه آندره لوت" پاریس،کوبیسم را آموخت و این مکتب را با خود به عنوان دستاوردی نو به ایران آورد و به دنبال آن انجمن و نشریه "خروس جنگی"را که شعارش مبارزه با کهنه پرستی بود، راه انداخت. جریانی که بر نسل گسترده ای از هنرمندان از طیفهای گوناگون هنری از ادبیات گرفته تا نقاشی، تئاتر و موسیقی تاثیر گذاربود.

برخی از هنرمندان پیرو جنبش "خروس جنگی"، به دنبال کشف هویت ایرانی و سبکی شخصی بودند که اساس آن، استفاده از عناصر بومی و سنتی در بافتی مدرن بودند. چنین گرایشی را می توان در آثار هنرمندانی همچون ناصر اویسی، ژازه طباطبایی، مارکو گریگوریان، هانیبال الخاص و محسن وزیری مقدم مشاهده کرد.

اما در دهه چهل بود که جنبش هنر مدرن در ایران، شکل رسمی تری به خود گرفت. در این میان، برخی از هنرمندان به دنبال تلفیق هنر مدرن با عناصر کهن بودند. بدین ترتیب موتیفهای ایران باستان (مانند نقش مایه‎های تخت جمشید) با خصلتهای کانستراکتویسیتی و استفاده از خطوط ثلث و نستعلیق در نقاشی، در آثار این دسته از نقاشان، متجلی شد.

مسعود عربشاهی، جعفر روحبخش، پرویز تناولی، ناصر اویسی، ژازه طباطبایی، فرامرز پیلارام و پرویز کلانتری، از جمله افرادی بودند که سعی داشتند هنر مدرن را با سنت گره بزنند. هنرمندانی که بعدها در زمره نقاشان جریانی موسوم به "مکتب سقاخانه" قرار گرفتند. کوشش تمامی این هنرمندان تجلی و بازآفرینی روح ایرانی در قالبی متناسب با روح جاری و تازۀ زمانه در آثارشان بوده است. از میان آنها، پرویز کلانتری هم با استفاده از بافت معماری روستایی و نقشمایه های سنتی، آثار کولاژ گونهاش را شکل میداد.

سقاخانه و کاهگل

"کلانتری در کشیدن تصاویر کتابهای تاریخ، با بهره گیری از کتاب "سفرنامه مادام دیو لافوا" (کتابی که سرتاسرش، تصاویری از تخت جمشید و جاهای دیگر ایران بود که توسط ایرانگردها و باستان شناسهایی که به ایران آمده بودند بازسازی و نقاشی شده بود)، لباس ها و وسایل دوران ایران باستان را بازآفرینی کرد. این تصاویر، زیربنایی شدند برای نقوش دیگر کتابهای درسی در آینده."

کلانتری، در طول زندگی هنری اش، دوره های کاری و سبکهای متفاوتی را تجربه کرده است. او خود در اینباره میگوید: "من جزو کسانی هستم که پراکنده کاری زیاد کرده ام و هربار به دلیلی درگیر سبک و سیاق خاصی شده ام."

او در فاصله سالهای ۴۵ تا ۵۴ به مکتب سقاخانه روی آورد و با بکارگیری عناصر سقاخانه مثل گچ و سرامیک و اشیایی مانند تکه های پارچه، سکه و قفل، آثار زیبایی خلق کرد. خودش در اینباره میگوید: "جذابیت کار سقاخانه برای من در تکه چسبانی و کولاژ است." این تأثیرات را میتوان در تصویرگری‎های مبتنی بر تکه چسبانی و کولاژ کاغذ در تصویرگریهای کتابهای درسی او نیز مشاهده کرد.

کلانتری در ادامۀ جستجوهای هنری اش برای دستیابی به سبکی شخصی، در سال ۱۳۵۳ دورهای را شروع کرد که به دوره نقاشیهای کاهگلی معروف شده است. او خود آغاز این دوره را به سالهای آغازین تدریساش در دانشکده هنرهای زیبا (در گروه معماری) مربوط میداند. وی در سفرهایی که دانشجویاناش را برای بازدید از آثار معماری به شهرهایی نظیر یزد،کاشان و بم میبرد، به شیفتگی و علاقه خود به این فضاها و انس و الفتش به خاک پیبرد.

کلانتری با الهام از آثار مارکو گریگوریان، کاهگل را در نقاشی هایش به کار گرفت، با این تفاوت مهم که گریگوریان آثار انتزاعی خلق میکرد اما کلانتری دلدادگی خود به معماری و عناصر بومی را به تصویر میکشید. وی در سال۱۳۵۱ اولین نمایشگاه مجموعه آثار کاهگلی اش را در گالری سیحون برپا کرد. رنگها در انعکاس نگاه کلانتری بر درون قاب، شفافتر و جاندارتر از واقعیت بودند.مکانها انگار غبار روبی شده اند. او با گستردن خاکی که هرآینه آن را مقدس میدانست، بر سطحی صاف، ارکستراسیونی از فرم و رنگ های بومی می آفرید. نیمی از فضای نقاشی را با رنگهای درخشان در زیر آفتاب تند و سوزان نمایش داده و نیمی دیگر را در سایهای مینهد که همواره خنکای جانِ ساکنان کویر است. در اکثر آثار این دورۀ کلانتری، آدمها غایب اند اما گرمای زندگی و صدای شورانگیز آنها در پس دیوارها احساس می شود. انگار که او به آنها مجالی داده باشد،تا بتوانند خویشتنشان را در اقلیم و فضای زندگی خود بیابند.

من یار مهربانم

"صمد بهرنگی، نویسنده چپ گرا در مقالۀ "مشکل کتابهای درسی" در کتاب انتقادی خود "کندوکاو در مسائل تربیتی ایران" با نگاهی انتقادی در نقد تصویرگری کتابهای درسی آن دوران نوشته است: "در آن کتاب تصویری بود که آذر،دارا و پاپا و مامان جانشان را در حال خوردن شام نشان میداد: میزی در وسط با رومیزی اش، صندلیها دور و بر آن، اتاق بزک و دوزکدار مثل جمال عروس، کارد و چنگال، بشقابهای چینی، تنگها و لیوانهای بلور، و چه و چه. آن وقت من که از شاگردانم میپرسم : بچه ها اینها چکار میکنند؟ همه ماتشان می برد. اگر هم بی مقدمه میگفتم که دارند شام میخورند صددرصد دروغگویم میپنداشتند.""

پرویز کلانتری را باید به عنوان یکی از قدیمی ترین تصویرگران کتاب های کودکان در ایران دانست. از تصویرگران پیش از او که در حوزۀ کتاب های درسی فعالیت کرده اند باید از محمدناصر صفا،جعفر تجارتچی، افضل الدین آذربُد،یحیی دولتشاهی، لیلی تقی پور، ملک الکلامی،رضا شهابی، محمد بهرامی، محمد تقی پور، ابراهیم بنی احمد، محمد جوادی پور، محسن دولو، محمد تجویدی، غلامعلی مکتبی و از همدوره ای هایش از محمدزمان زمانی ،لئونید تاشچیان ،علی اصغر معصومی،احمد صنعتی، آراپیک باغداساریان، نورالدین زرین کلک، فرشته پرویزی، فریدون جهانشاهی، عزیزالله پایان، ژانت میخاییلی، روبن آبداریان و مهرنوش معصومیان نام برد. کلانتری خود، آثار نقاشیاش را ادامۀ خلق تصویرسازی کتابهای درسی اش میداند. طبق فهرست شورای کتاب کودک، کلانتری از سال ۱۳۳۶ تاکنون، ۲۶ کتاب کودکان و نوجوانان را تصویرگری کرده است. تصاویر کتاب های کدو قلقله زن ( اولین تجربه تصویرگری کتاب کودکان )، گل اومد بهار اومد، جم جمک برگ خزون و تصاویر کتاب فراموش نشدنی رنگین کمان نوشته ثمین باغچه بان از جمله آثار او در این حوزه است.

کلانتری در کشیدن تصاویر کتابهای تاریخ، با بهره گیری از کتاب "سفرنامه مادام دیو لافوا" (کتابی که سرتاسرش، تصاویری از تخت جمشید و جاهای دیگر ایران بود که توسط ایرانگردها و باستان شناسهایی که به ایران آمده بودند بازسازی و نقاشی شده بود)، لباس ها و وسایل دوران ایران باستان را بازآفرینی کرد. این تصاویر، زیربنایی شدند برای نقوش دیگر کتابهای درسی در آینده.

آشنایی کلانتری "با همایون صنعتی زاده"، رئیس دانشکده هنرهای زیبا، سبب اشتغال وی در موسسۀ فرانکلین (ناشر کتابهای درسی و نشریۀ پیک) و روی آوردن او به تصویرسازی کتابهای درسی کودکان شد. حضور و همکاری مستمر او با انتشارات فرانکلین منجر به دریافت بورس شش ماهه ای در نیویورک از سوی این مؤسسه به منظور گذراندن دوره هایی جهت آشنایی با تصویرگری و مراحل صفحه آرایی و چاپ کتابهای درسی شد. تصویرسازیهای وی فصلی تازه را در کتابهای درسی به ویژه در مقطع کودکان رقم زد. همچنین رنگهای تخت و درخشان وی جلوه ای نو به کتابهای درسی بخشید. وی در کلاسهای نیویورک آموخت که در تصویرسازی کودک هیچگاه نباید لبخند را فراموش کرد. آدمها باید سمپاتیک و دوست داشتنی باشد.کلانتری با این آموخته ها هنگامی که به ایران بازگشت توانست با ساده ترین خطوط، شخصیتها و فضاهایی را خلق کند که کودکان ایرانی در هر نقطه از کشور، از شمال تا جنوب و از غرب تا شرق بتوانند با آنها ارتباط برقرار کنند.

با این حال، انتقادهایی نیز از سبک کار کلانتری و مضامین تصویرسازی های او برای کتاب های درسی به ویژه از طرف منتقدان مارکسیست صورت گرفته است.

صمد بهرنگی، نویسنده چپ گرا در مقالۀ "مشکل کتابهای درسی" در کتاب انتقادی خود "کندوکاو در مسائل تربیتی ایران" با نگاهی انتقادی در نقد تصویرگری کتابهای درسی آن دوران نوشته است: "در آن کتاب تصویری بود که آذر،دارا و پاپا و مامان جانشان را در حال خوردن شام نشان میداد: میزی در وسط با رومیزی اش، صندلیها دور و بر آن، اتاق بزک و دوزکدار مثل جمال عروس، کارد و چنگال، بشقابهای چینی، تنگها و لیوانهای بلور، و چه و چه. آن وقت من که از شاگردانم میپرسم : بچه ها اینها چکار میکنند؟ همه ماتشان می برد. اگر هم بی مقدمه میگفتم که دارند شام میخورند صددرصد دروغگویم میپنداشتند."

اما این امر ناشی از عدم شناخت تصویرگر این درس از محیط روستایی کشورش نبود، بلکه به سیاستهای تربیتی و یکسان آموزی نهادهای تصمیم گیرنده در تدوین کتب درسی برمیگشت.

ما همه کودکان ایرانیم

کلانتری معتقد است نقاش و تصویرگر، باید شیفتۀ زاد و بومش باشد. ایلات و عشایر ایران، موضوع تعداد زیادی از آثار نقاشی پرویز کلانتری را تشکیل میدهند. وی برای آشنایی بیشتر با آنها، همراه با محمدبهمن بیگی، یکی از خوانین ایل قشقایی با ایل "قشقایی"، همراه شد. زمان آغاز این ایده وقتی بود که موزه مردم شناسی تهران، از او خواسته بود تا نقوش جلها و دست بافته های عشایر را نقاشی کند. در همین هنگام بود که وی به نقش مهم "زن " عشایر در انتقال فرهنگ پی برد. او اعتقاد دارد که مرد کوچنده تنها به دنبال گله میرود اما زن کوچنده در تمام زندگی خود یافته، بافته و ثبت کرده است. کلانتری که در عرصه ادبیات نیز فعال است، در یکی از نوشته هایش چنین مینویسد: "زنان گهواره به دوش که از رود و از کوه میگذرند گویی رود با جریان مداوم اش در تاریخ میماند و کوه نماد مشکلات است و آنها در طول تاریخ طولانی زندگی کوچندگی از مشکلات تاریخ گذشته اند تا میراث فرهنگی خود را به نسل بعد منتقل کنند."

پرویز کلانتری در آثار خود به زندگی حاشیه نشینان کویر نیز آفتاب تابانده و رمه و باغ و درخت را طراوت بخشیده است. او از صبحگاهان، روح زندگی را در دهکده آغاز کرده و هنگام غروب، دهقانان و ماهیگیران را تا خانه همراهی کرده است.

او با رنگ هایی دلپذیر و مفرح، صفحات کتاب های درسی آنها را از شادی سرشار میکرد چرا که معتقد بود عنصر شادی باید مهم ترین ویژگی در خلق کتابهای درسی باشد. کلانتری در باره منابع الهامبخش خود در خلق نقاشیهای کتب درسی میگوید: "من برای خلق شخصیت هایم از طالقان و روستاهای اطراف آن کمک میگرفتم. برای من نقاشی کردن برای یک داستان کودکانه این گونه بود، وقتی نویسنده، متنی را به من میداد من به آن نانوشته های لابه لای متن میپرداختم. مثلاً در داستان "خانه باباعلی"، نویسنده از یک روستایی نام برده بود، اما نگفته بود که فضای اتاقش چگونه است؟ اینکه آینه و شمعدان دارد یا آیا رختخوابهایش را توی چادر شب میگذارد؟ هیچ کدام از اینها را ننوشته بود، اما من اینها را باید نقاشی کنم...بنابراین آن تصویرگر به نانوشته های سطور باید اشاره کند، یعنی مملکت خودش را خیلی خوب بشناسد."

از مهمترین ویژگیهای تصویرگری کتابهای درسی پرویز کلانتری وجود عنصر حرکت در آن هاست. ویژگی ای که نادر ابراهیمی، نویسنده و تصویرگر کتاب های کودکان نیز در کتاب "مقدمه ای بر مصورسازی کتاب کودکان"، بر آن تاکید کرده است: "تصویر تا جایی که ممکن است باید القا کنندۀ نوعی حرکت باشد. نوعی جنبش ، جابجایی، پرواز، زندگی..."

"کلانتری در تمام تصاویری که خلق کرده ، از «حسنک کجایی؟» گرفته تا « روباه و زاغ »، و از «تصمیم کبری» تا « دوستان ما»، آن « لحظه » ای از جهان متن را « صورت» بخشیده است که در آن زندگی جریان دارد."

کلانتری در تمام تصاویری که خلق کرده ، از «حسنک کجایی؟» گرفته تا « روباه و زاغ »، و از «تصمیم کبری» تا « دوستان ما»، آن « لحظه » ای از جهان متن را « صورت» بخشیده است که در آن زندگی جریان دارد.

تغییر کتاب های درسی

امروز، وقتی دانش‌آموزان نسل‌های دیروز ایران، کتاب‌های درسی را ورق می‌زنند، دیگر تصویر حسنک کجایی و کوکب خانم را نمی‌بینند. شخصیت‌هایی که انگار دیگر به تاریخ پیوسته‌اند. حسنک به دلیل شهری شدن زندگی و ناکارآمدی الگوهای زندگی روستایی،حالا تنها خاطره‌ای‌ست نوستالوژیک.

حالا دیگر از دهقان فداکار،شخصیتی که قهرمان واقعی این سرزمین بود و با آتش زدن لباس‌اش در یک شب پاییزی جان صدها مسافر قطار را نجات داد، خبری نیست و دیگر روباه و زاغ،شعر هشت بیتی سرودۀ حبیب یغمایی، یکی از خاطره‌انگیزترین تصاویری که در ذهن ما از کتاب های کودکی‌هامان نقش بسته را نمی‌یابیم. سانسور و ممیزی کتاب در این دوران، زودتر از هرچیز کتاب های درسی کودکان را هدف قرار داد و بر مبنای چنین سیاست‌هایی بود که نقاشی‌های کلانتری را که با شعارها و ارزش‌های جدید امروز ایران همخوان به نظر نمی‌رسید باید حذف می‌شد و هویت جدیدی را که سیاستگزاران فرهنگی آن را تعریف می‌کردند جای آن را می‌گرفت.

اینچنین بود که ممیزان کتاب‌های درسی، بر تن سارا و کبری لباس‌های بلند پوشاندند و موهایشان را زیر روسری‌ها پنهان کردند.نام‌های ایرانی جای خود را به نام‌هایی با هویت مذهبی داد و صورت پدرها، همچون پدربزرگهایمان از ریش پوشیده شد.

در ادامۀ تلاش برای باستان زدایی و نفی و رد تمدن کهن ایرانی،رستم و اسفندیار، و پادشاهان هخامنشی و ساسانی از کتاب‌های درسی‌ تبعید شدند، و دیگر نشانی از ابومسلم خراسانی و یعقوب لیث در آن‌ها نیست.

وزارت آموزش و پرورش،تغییرات گرافیکی و تصویری کتابهای درسی را از حدود چهار سال پیش با تغییر کتاب های درسی سال اول ابتدایی شروع کرد و هر ساله ۲۰ تا ۳۰ درصد کتابها را با توجه به تغییرات متنی و یا مسائل هنری دگرگون می کند.

در تمام کشورها همیشه با گذر زمان و با توجه به پیدایش و طرح مباحث و نظریه‌های تربیتی شاهد تغییراتی در مفاد کتاب‌های درسی بوده‌ایم . این تغییرات در کتاب‌های درسی سالیان اخیر در ایران بقدری چشمگیر بوده است که امروزه جز ردی محو از دروس سالیان پیش چیزی دیده نمی‌شود.

دروسی که سالیان پیش محتوا و تصویرگری آنها با نظارت شورایی از خبره‌ترین نویسندگان و کارشناسان تربیتی، و تصویرگران زبدۀ ادبیات کودک و نوجوان تهیه و تدوین می‌گردید، امروزه دستخوش حذف،جرح و تعدیل شده‌اند و جای آنها را درس‌هایی شعاری، اشعاری سُست با تصاویری زمخت و بی‌روح گرفته است، اما اندک درس‌های مانده از روزگار پیش، با تصویرگری‌های زیبای تصویرگرانی از جمله پرویز کلانتری ،همچنان در میان درس ها جلوه‌گری می کند.

در میان خیل بازدیدکننده های نمایشگاه نقاشی های کودکان کلانتری، به حتم، از کودکان دبستانی تا مردان و زنانی با بیش از نیم قرن زندگی را میشود مشاهده کرد. شاید به دلیل همین جاری بودن در روح زمان است که بسیاری از ما – بچه های چندین نسل مختلف - در آثار او، کودکی هایمان را جستجو میکنیم و هنوز پس از سال ها دغدغۀ آن را داریم که مبادا کتاب را که بازکنیم ، آن دو مرغابی چوب به منقار پر بکشند و آن لاک پشت چوب به دهان را از لای صفحات کتاب درسی مان بردارند و با خود بیرون ببرند.

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.