کلودیا کاردیناله؛ زیباروی تونس، ستاره ایتالیا

به روز شده:  16:36 گرينويچ - پنج شنبه 25 اکتبر 2012 - 04 آبان 1391

عکسی از یک مصاحبه قدیمی بخش ایتالیایی بی بی سی با کلودیا کاردیناله

آن چشم های زیبای جذاب، آنقدر قدرت داشت که برای چند دهه میلیون ها نفر را در سراسر جهان واله و شیدای خود کند و قدرت بازی او - و شاید به قول خودش بخت و اقبالش برای کار با فیلمسازان شگفت انگیز تاریخ سنما- موجب شد که کلودیا کاردیناله به یکی از بازیگران افسانه ای تاریخ سینما بدل شود.

او تنها رویای مارچلو ماسترویانی از "زن کامل" در هشت و نیم، شاهکار فدریکو فلینی نبود؛ او رویای یک نسل عاشق سینما بود که شیفته وار آثارش را دنبال می کردند: آثار دختری متولد تونس (از والدینی اهل سیسیل ایتالیا) که در سال ۱۹۵۷ در رقابت برای انتخاب "زیباترین دختر ایتالیایی که در تونس زندگی می کند" که توسط سفارت ایتالیا برگزار می شد، به عنوان زیباترین دختر انتخاب شد و به این دلیل به جشنواره ونیز همان سال سفر کرد؛ سفری که زندگی اش را دگرگون کرد، چرا که تهیه کنندگان و فیلمسازان ایتالیایی خیلی زود او را وارد عرصه سینمای حرفه ای کردند.

حالا پنجاه و چهار سال است که کلودیا کاردیناله فیلم بازی می کند و به قول خودش در ۱۳۰ فیلم بازی کرده است که برخی شان جزو ماندگارترین آثار تاریخ سینما هستند؛ از روکو و برادران و یوزپلنگ ساخته های لوکینو ویسکونتی تا هشت و نیم شاهکار فلینی و فیلم های درخشانی چون روزی روزگاری در غرب(سرجیو لئونه) ، راه بدکاران (ماریو بولونینی) و دختری با چمدان(والریو زورلینی).

کاردیناله در هفتاد و چهار سالگی هنوز هم کار می کند

کاردیناله در هفتاد و چهار سالگی هنوز هم کار می کند و به تازگی در فیلم آخر مانوئل دوالیویرا (فیلمساز صد و سه ساله پرتغالی) بازی کرده است.

او به تازگی جایزه یک عمر دستاورد سینمایی را در جشنواره ابوظبی از آن خود کرد. در حاشیه این جشنواره، فرصت یک گفت و گوی اختصاصی کوتاه فراهم شد.

شما بخشی از تاریخ سینما هستید؛ درواقع بخش مهمی از آن. حالا اگر به کار خودتان در طی این همه سال نگاه کنید، چه فکر می کنید؟

فکر می کنم خیلی خوش شانس بوده ام... من وقتی وارد قلب سینما شدم، دهه شصت بود. حالا پنجاه و چهار سال شده که من بازی می کنم و طی این مدت همه جا کار کرده ام؛ از استرالیا تا آمریکا و روسیه و همه جا. با کارگردانان شگفت انگیزی هم کار کرده ام.

شما با چند تایی از بهترین کارگردانان تاریخ سینما کار کرده اید؛ از فدریکو فلینی تا لوکینو ویسکونتی... چه تفاوت عمده ای بین شیوه کار آنها وجود داشت؟

متضاد همدیگر بودند... با لوکینو ویسکونتی مثل بازی در یک تئاتر بود. همه چیز از قبل تعیین شده بود، اما با فلینی، اصلاً فیلمنامه ای وجود نداشت. هم چیز بر مبنای بداهه سازی بود. او با من حرف می زد و بعد ماسترویانی همان ها را که او گفته بود برای من دوباره تکرار می کرد[می خندد]...

خاطرات ایرانی ها از کلودیا کاردیناله

نیکو خردمند-عکس از ایلنا

کلودیا کاردیناله با نام کامل کلود ژوزفین رُز کاردیناله را در ایران سال های گذشته با صدای نیکو خردمند، دوبلور ایرانی می شناسند.

خانم خردمند از پیشکسوت های دوبله ایران، در سال 88 در گذشت و در فیلم هایی مانند یوزپلنگ، پلنگ صورتی، روزی روزگاری در غرب، ماجرای جرالد و یک زوج زیبا به جای کلودیا کاردیناله صحبت کرد.

اگر بخواهید یک فیلم از کارهایتان را انتخاب کنید، کدام یک این شانس را دارند؟ کدام فیلم برای شما خیلی ویژه بود؟

سوال خیلی سختی است... با ویسکونتی، فلینی و بولونینی فیلم های شگفت انگیزی کار کرده ام و خیلی های دیگر مثل کالاتازوف، ورنر هرتزوگ در فیتزکارالدو... خیلی سخت است که بخواهم یکی اش را انتخاب کنم....

قکر می کنید یک بازیگر به مانند کارگردان می تواند "مولف" باشد؟ یعنی بازیگری که شخصیت و حس و حال خود را در هر فیلم می آورد و همه فضای فیلم را حول و حوش بازی و شخصیت اش بنا می کند...

البته بازیگری خیلی اهمیت دارد. اما فیلمنامه خیلی مهم است و کارگردان هم خیلی اهمیت دارد. نکته مهم درباره بازیگری این است که تو باید از درون خیلی قوی باشی. برای این که در برابر دوربین تو شخص دیگری می شوی و وقتی فیلم را تمام می کنی دوباره خودت هستی. برای این کار باید خیلی قوی باشی.

شما هنوز هم کار می کنید و این شگفت انگیز است. آخرین کارتان با مانوئل دوالیویرا بود. این تجربه چطور بود؟

می تونی تصور کنی که کارگردانی صد و سه سال داشته باشد و این همه انرژی داشته باشد؟ فیلمی بود که با آن من به جشنواره ونیز رفتم و حالا هم با فیلم می روم به برزیل... من همه جا می روم که این فیلم را معرفی کنم[می خندد]...

کلودیا کاردیناله

"با ویسکونتی، فلینی و بولونینی فیلم های شگفت انگیزی کار کرده ام و خیلی های دیگر مثل کالاتازوف، ورنر هرتزوگ در فیتزکارالدو... خیلی سخت است که بخواهم یکی اش را انتخاب کنم...."

جشنواره ابوظبی چطور بود؟

شگفت انگیز بود. همه خیلی مهربان هستند. آب و هوا هم عالی است، در پاریس همیشه باران می بارد[می خندد]...

من اهل ایران هستم، شما به ایران سفر داشته اید، نه؟

بله.

زمان شاه...

بله، آن موقع بود. من همه جا بوده ام، چون خیلی دوست دارم سفر کنم [می خندد]...

شما طرفداران خیلی زیادی در ایران دارید...

واقعاً؟

بله... یک کتابفروش را می شناختم که شنیده بودم حدود چهل سال پیش آنقدر عاشق شما بود که تمام مال و دارایی اش را فروخته بود تا بیاید ایتالیا و شما را پیدا کند...

نه!... راست می گویی؟... باورنکردنی است...

بله، در فرودگاه مادرش آنقدر گریه و زاری کرد که او بالاخره از تصمیم اش منصرف شد...

عجب داستانی!

در این زمینه بیشتر بخوانید

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.