ده شب؛ تجربه ای که تکرار نشد

به روز شده:  19:24 گرينويچ - جمعه 26 اکتبر 2012 - 05 آبان 1391
ده شب

ایده برگزاری «ده شب » ابتکار هیات دبیران وقت کانون نویسندگان ایران بود

نعمت میرزازاده، متخلص به میم. آزرم، شاعر ایرانی مقیم پاریس است. او در ده شب شعر و سخنرانی کانون نویسندگان ایران که در مهر ۱۳۵۶ در محل باغ انجمن روابط فرهنگی ایران و آلمان در تهران برگزار شد شرکت داشت و در شب دوم، شعر معروف سحوری را به همراه چند شعر دیگر خواند. آنچه در پی می آید گزیده ایست از سخنان نعمت آزرم درباره آن ده شب.

ایده برگزاری "ده شب " ابتکار هیات دبیران وقت کانون نویسندگان ایران بود اما پیشاپیش روشنگری چند نکته درباره چگونگی این کار بایستگی دارد. نکته اول این که اصولًا برنامه شب های شعر در انستیتو گوته - انجمن روابط فرهنگی ایران و آلمان - با "ده شب" شعر آغاز نشده است و تا آنجا که من به یاد می آورم از اوایل دهه پنجاه در پاییز هر سال این برنامه شب های شعر در محل این انجمن در "اوایل خیابان وزرا" با دعوت و حضور چند شاعر برگزار می شده است.

به عنوان نمونه، من جزوه شعری از آن شبها را داشتم مربوط به سال ۱۳۵۳ که در آن نصرت رحمانی،کیومرث منشی زاده و اسماعیل خویی شعرخوانی داشتند. این جزوه به دو زبان فارسی و آلمانی از سوی انستیتو گوته منتشر شده بود. نکته دوم این که تا آنجا که مربوط به انستیتو گوته بود می خواستند مراسم به همان گونه سنتی در حیاط انجمن برگزار شود.

اوایل مهرماه ۱۳۵۶ روزی آقای جلال سرافراز از روزنامه کیهان به خانه ما زنگ زد و به من گفت: امسال قرار است شب شعر گوته با شاعران انقلابی برگزار شود و نام آقایان سیاوش کسرایی، هوشنگ ابتهاج، سعید سلطان پور و مرا (نعمت میرزازاده) بر زبان آورد و افزود روزنامه کیهان، داوطلب و مسئول برگزاری آن برنامه خواهد بود. من با سپاس از ایشان یاد آوری کردم که به عنوان عضو و مسئول انتشارات کانون نویسندگان - اکنون که چند ماهی است کانون دوباره فعالیتش را آغاز کرده است - تنها در برنامه ای که از سوی کانون برگزار شود، شرکت و فعالیت خواهم کرد و بعد موضوع را با هیات دبیران آقایان منوچهرهزار خانی، به آذین، اسلام کاظمیه، فریدون تنکابنی و رحمت الله مقدم مراغه ای در میان گذاشتم و به یاد دارم که دوستان دیگر دعوت شونده نیز همین گونه پاسخ داده بودند.

"برگزاری «ده شب» برآیند فعالیت های نه سالۀ چهره های سرشناس کانون نویسندگان ایران بود که به بهای زندان های گوناگون و فراوان در دفاع از آزادی اندیشه و بیان و مخالفت با سانسور- که اساسنامه کانون نویسندگان بود - کوشیده بودند و در میان طبقه روشنفکر جامعه و اهل کتاب و مطالعه اعتبار بسیار داشتند."

نکته سوم اینکه کانون نویسندگان ایران در بهار سال ۱۳۵۶ دور دوم فعالیت هایش را - پس از هشت سال فترت ناگزیر- نیمه علنی آغاز کرده بود. دوره اول کار کانون از فروردین۱۳۴۷ تا اسفند ۱۳۴۸ بیشتر طول نکشیده بود، که با بازداشت چند تن از مسئولین کانون که برای ثبت کانون به ادارات مربوطه مراجعه کرده بودند کانون عملاً تعطیل شد.

برگزاری "ده شب" برآیند فعالیت های نه سالۀ چهره های سرشناس کانون نویسندگان ایران بود که به بهای زندان های گوناگون و فراوان در دفاع از آزادی اندیشه و بیان و مخالفت با سانسور- که اساسنامه کانون نویسندگان بود - کوشیده بودند و در میان طبقه روشنفکر جامعه و اهل کتاب و مطالعه اعتبار بسیار داشتند.

همچنین توجه به این نکته ضروری است که کانون نویسندگان ایران هم از آغاز در اعتراض به اعلام برپایی "نخستین گنگره نویسندگان ایران در حضور شاه و شهبانو" که با امضای مشترک وزارت دربار و وزارت فرهنگ و هنر قرار بود به زودی برگزار شود، به وجود آمد - کنگره ای که تا فروپاشی سلطنت برپا نشد- و به موجب اساسنامه اش مرکزی برای نویسندگان معترض و آزادیخواه بود و منظور از نویسنده افزون بر شاعر و رمان نویس، محقق، مترجم ادبی هم بود.

سهراب سپهری

سهراب سپهری به دلیل بیماری غایب آن ده شب بود

بنابراین نویسندگان نه به اعتبار تعلق ایدئولوژیک شان بلکه به اعتبار پذیرفتن اساسنامه کانون نویسندگان و داشتن دو کتاب به عضویت کانون نویسندگان درمی آمدند و روشن است که در فقدان مطلق احزاب سیاسی کانون های دمکراتیک زبان، وجدان جمعی جامعه می شوند.

تا آنجا که من آگاهم سازمان امنیت کشور(ساواک) درباره کنترل این شب ها یا اطلاع از محتوای برنامه با هیات دبیران کانون نویسندگان تماس نگرفته بود؛ البته اسلام کاظمیه به عنوان نماینده هیات دبیران، همراه با جلال سرفراز از روزنامه کیهان مسئولیت پاسخگویی به مقامات انتظامی را در باب مسئوولیت پذیری کانون در اجرای آن شب ها به عهده داشتند.

دولت نیز با آغاز فضای باز سیاسی نمی توانست اصولًا با برگزاری چنین شب هایی مخالفت آشکار بکند و به یاد داشته باشیم که چند ماه پیش از برگزاری "ده شب" اعضای کانون نویسندگان ایران در تاریخ ۲۸ تیرماه همان سال در نامه سرگشاده ای با۹۸ امضا به نخست وزیر وقت، خواهان فعالیت آزاد کانون نویسندگان ایران شده بودند.

از آنجا که پیش بینی می شد برنامه "ده شب" مورد استقبال گروه بسیاری فراتر از گنجایش حیاط انستیتو گوته خواهد بود، انستیتو گوته پذیرفت که این برنامه به جای اجرا در حیاط انجمن روابط فرهنگی - که معمولًا برگزار می شد- در باغ بزرگ انستیتو گوته نزدیک میدان تجریش که گنجایش هزاران نفر را داشت برگزار شود.

"به فاصله اندکی پس از برگزاری« ده شب » چندین نفر از مشارکت کنندگان در برنامه «ده شب» همچون منوچهر هزار خانی ،اسلام کاظمیه و خود من مشمول مزایای فضای باز سیاسی شدیم و از سوی مردم شاه دوست و مهین پرست چنان کتک کشنده ای خوردیم که با مرگ فاصله ای نداشتیم."

نوبت من در شب دوم بود و من به عنوان شاعر مجموعۀ سحوری می باید روشی را انتخاب می کردم که موجب تعطیل آن " شب ها " نشود؛ نکته ای که محمدعلی سپانلو در کتاب سرگذشت کانون نویسندگان در انتقاد به تندروی یکی از شعر خوانان یادآوری کرده بود: "کسانی مثل ساعدی و م.آزرم که می توانستند به اندازۀ او یا بیشتر از او هیجان انگیز و "جمعیت پسند" سخن بگویند یا شعر بخوانند اما به خط مشی کانون احترام گذاشتند. آزرم پیش از شعر خوانی اش گفته بود در هر کار جمعی به ناگزیر ملاحظاتی است....".

حضور در مراسم "ده شب" البته بی مخاطره نبود و تجربه نشان داد که در فضای به اصطلاح باز سیاسی وظیفه نهادهای رسمی انتظامی در برخورد با نویسندگان و شخصیت های سیاسی آزادیخواه به "لباس شخصی ها" واگذار شده است. چنانکه به فاصله اندکی پس از برگزاری" ده شب " چندین نفر از مشارکت کنندگان در برنامه "ده شب" همچون منوچهر هزار خانی ،اسلام کاظمیه و خود من مشمول مزایای فضای باز سیاسی شدیم و از سوی مردم شاه دوست و مهین پرست چنان کتک کشنده ای خوردیم که با مرگ فاصله ای نداشتیم.

در همین رابطه گفتنی است که در آن " ده شب" اهل قلمی هم در برنامه شرکت کرده بودند که عملًا همان شب عضو کانون بودند، نه پیش از آن و نه بعد از آن و از سوی دیگر برخی از چهره های شناخته شده کانون نخواستند که در برنامه شرکت داشته باشند.

مهمترین آسیب تندروی در آن شب ها، در درجه نخست توقف ادامه برنامه کانون بود؛ چنان که شعرخوانی سعید سلطان پور اعتراض شدید مسئوولین انستیتو گوته و تهدید تعطیلی آن شب ها را برانگیخت، که البته با پوزش خواهی مسئولین کانون و قول اینکه دیگر تکرار نشود، مسئله رفع و رجوع شد و درباره احتمال برخورد با پلیس البته ماشین های پلیس در دوسوی در باغ ورودی انستیتو گوته استقرار یافته بودند اما به گونه ای که اسلام کاظمیه روایت می کرد توافق شده بود امنیت مراسم در داخل باغ به عهده خود کانون باشد.

"پیداست که در شرایط ممنوعیت احزاب سیاسی، نهادی دمکراتیک مثل کانون نویسندگان ایران در آن شب ها فریادهای درگلو خفه شده آزادیخواهان را بازتاب دهد؛ اما چنین تجربه ای بعداز انقلاب نمی توانست تکرار شود و این طبیعی بود."

من از شب اول تا شب دهم که پایان برنامه بود همۀ شب ها بودم؛ و روز بعداز شعر خوانی ام برای پرسش و پاسخ در حیاط انستیتو گوته حاضر شدم و در این رابطه خاطره ای در ذهنم زنده مانده است: دو دانشجو که درباره چرایی حضور نداشتن سهراب سپهری اختلاف نظر داشتند، یعنی یکی از اینان بر این باور بود که چون شب های شعر ویژه شعر مقاومت و انقلابی است، حضور سهراب سپهری در این شب ها ضرورت ندارد اما دوستش حضور سپهری را لازم می دانست و از من نظر خواستند؛ گفتم:"نخست اینکه حضور نداشتن شاعر بزرگ سهراب سپهری در این برنامه از جمله به دلیل بیماری شدید ایشان است- سپهری به فاصله کمی از آن شب ها به علت ابتلا به سرطان خون جوان مرگ شد- دیگر اینکه سپهری از نظر من یکی از چند شاعر بزرگ روزگار ما است که کارهای ماندگار دارد؛ چنانکه اگر من بخواهم از مشروطیت تا به امروز تنها ده شاعر برگزینم قطعاً سپهری در شمار آن ده نفر خواهد بود و اگر مسئله این باشد که چرا در روزگاری این چنین خشن که درگیری شعر مقاومت با مسائل اجتماعی را ایجاب می کند او در شمار شاعران متعهد نیست، می گویم بله اینکه نبردی بر سر آزادی و استبداد درگیر است و جبهه ها روشن، تردیدی نیست و بیشترین اعتراض یک منتقد به شاعری مثل سپهری می تواند این باشد که در جبهه جنگ چرا مثلا عطر فروشی می کند؛ اما من می گویم هیچ عیبی ندارد، چرا که خشونت ارزش نیست بلکه به مبارزین آزادی تحمیل می شود. چه عیبی دارد که مبارزان در کنار بوی خون و باروت، بوی خوش عطر را نیز بشنوند تا فراموش نکنند که رسالت انسان مهربانی است؛ آنچه مهم است این است که گلاب، گلاب قمصر کاشان باشد و نه از این گلاب های تقلبی بازار دور حرم مشهد و معصومه قم".

پیداست که در شرایط ممنوعیت احزاب سیاسی، نهادی دمکراتیک مثل کانون نویسندگان ایران در آن شب ها فریادهای درگلو خفه شده آزادیخواهان را بازتاب دهد؛ اما چنین تجربه ای بعداز انقلاب نمی توانست تکرار شود و این طبیعی بود.

"درباره سازماندهی آن شب ها ایراد بزرگی که بر کانون وارد است غفلت ازفیلم برداری و عکس برداری منظم از آن مراسم است که کاملاً یک امر تاریخی بود. چنین است که امروز به جز ضبط صوتی ناقصی از آن برنامه در دست نداریم."

پس از انقلاب نیروهای اجتماعی به دلایل گوناگون از جمله صف بندی های مشخص در رابطه با قدرت سیاسی الویت ها را به ارزش های عام مثل آزادی نمی دادند و نمونه اش تجربه ناکام شب های " آزادی و فرهنگ " بود که کانون نویسندگان ایران در برنامه داشت که در پاییز ۱۳۵۸- به یاد "ده شب " ۱۳۵۶- درمیدان چمن دانشگاه تهران برگزار کند با این که رئیس وقت دانشگاه تهران - دکتر محمد ملکی- با خوش رویی و حسن تفاهم کتباً درخواست کانون نویسندگان ایران را برای این کار پذیرفت اما وزیر کشور دولت موقت آقای بازرگان با این استدلال که تامین امنیت محل با توجه به سرباز بودن آن از عهده مامورین انتظامی بیرون است با اجرای آن در دانشگاه تهران موافقت نکرد و از سوی دیگر در درون کانون نیز اعضای منسوب به حزب توده ایران برگزاری شب های "فرهنگ و آزادی" را در جهت تضعیف حکومت برآمده از انقلاب برآورد و با آن به مخالفت برخاستند.

اما درباره سازماندهی آن شب ها ایراد بزرگی که بر کانون وارد است غفلت از فیلم برداری و عکس برداری منظم از آن مراسم است که کاملاً یک امر تاریخی بود. چنین است که امروز به جز ضبط صوتی ناقصی از آن برنامه در دست نداریم. البته به فاصله کوتاهی از برگزاری " ده شب" نخست در پاریس برگزیده ای در سه نوار زیر عنوان شب های سحوری به همت بانو مولود خانلری و دوستانشان منتشر شد و همچنین گزیده دیگری از آن شب ها از سوی کنفدراسیون محصلین و دانشجویان ایرانی انتشار یافت.

باری از اهمال کانون درباره ضبط دقیق آن برنامه که بگذریم اما کوشش مسئولان کانون در حسن برگزاری این شب ها به ویژه آقایان باقر پرهام ،اسلام کاظمیه و به آذین از هر جهت چشمگیر و شایسته قدردانی استو

در این زمینه بیشتر بخوانید

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.