«نیمۀ بهتر»

به روز شده:  20:03 گرينويچ - جمعه 02 نوامبر 2012 - 12 آبان 1391

نه خیر! این آقا یک سلمانی کنار خیابانی است در «هانوی»، پایتخت ویتنام و جوان زیر تیغ او هم یک توریست است.

«مارگارت»، مادر یکی از همسایه های انگلیسی توی کوچۀ ما چون خیلی پیر و علیل است، هفته ای دو بار یک پرستارِ جوانِ سفید پوستِ بلند قدِ خوش صورتِ اهلِ آفریقای جنوبی، به اسم «کایلا» می آید تر و خشکش می کند.

این بندۀ حقّ هم سالهاست که سرم را در یکی از سلمانیهای بازار محلّه اصلاح می کنم که صاحب انگلیسی خُلّصش، آقای «سویینی» (Sweeney)، در این هجده نوزده سال گذشته هفت هشت باری وردست عوض کرده است، امّا حالا چند سال است که یک جوان اهل جنوب سوریه، به اسم «منصور» جزو وردستهای ثابت اوست.

می فرمایید: «خوب، که چی؟ که با این مقدّمۀ بی ربط چی می خواهی بگویی؟»

بله، الآن عرض می کنم. در حدود یک سال پیش تصادفاً همین «منصور» داشت سرم را اصلاح می کرد که یک خانم جوان آمد توی مغازه و به همه سلام کرد و «منصور» با عذر خواهی از من شروع کرد با این خانم جوان، خیلی خودمانی، به حرف زدن. من رویم را که برگرداندم طرف آنها، دیدم آن خانم جوان «کایلا»، پرستار مادر پیر و علیل همسایۀ انگلیسی توی کوچۀ ماست.

چارلی چاپلین 63 ساله و نیمۀ واقعاً بهترش، اونا اونیل 26 ساله، دختر یوجین اونیل، در سفرشان به لندن.

«کایلا» تا چشمش به من افتاد، لبخند زد و سلام کرد. حالا دیگر هر وقت من تصادفاً توی کوچه مان به «کایلا» بر می خورم، می گویم سلام مرا به «منصور برساند، و هر وقت می روم به سلمانی و «منصور» را می بینم، می گویم سلام مرا به «کایلا» برساند.

با اظهار ممنونیت از همۀ بزرگوارهای صبوری که تا اینجا حرفهای مرا گوش کرده اند یا خوانده اند و هنوز نگفته اند: «خوب، که چی؟ با این مقدّمۀ درازِ بی ربط چی می خواهی بگویی؟»، می خواهم بگویم: همان طور که می دانید، انگلیسیها گاهی وقتها، و بیشتر هم به شوخی، به جای «همسر» می گویند «بِتِر هاف» (Better Half) «نیمۀ بهتر»، همسرم، «مای بِتِر هاف»، «نیمۀ بهترم».

البتّه این اصطلاح در اصل انگلیسی نیست و نوشته اند که اوّلین بار آن را «هوراس» (Horace)، شاعر معروف رومی قرن اوّل پیش از میلاد، در قصیده ای که برای ولی نعمت و دوستش، مِسیناس (Maecenas)، سیاستمدار و حامی هنر و ادبیات ساخت، او را «نیمه بهتر» وجود و روح خودش خواند و آرزو کرد که خودش پیش از ممدوح و نیمۀ بهترش بمیرد:

سر فیلیپ سیدنی (Sir Philip Sidney)، شاعر و نویسندۀ انگلیسی (1586-1554): «عزیزم، نیمۀ بهترم، فکر می کنم که اکنون باید از پیش تو بروم.»

«اگر تو، ای نیمۀ بهترم، درگذری،

من، این نیمۀ دیگر، با چه امیدی بمانم؟

چه چیز روح مرا، که دیگر نه کامل است،

نه گرامی، آرامش خواهد داد؟» (۱)

دیروز که باز تصادفاً «کایلا» را سر کوچه مان دیدم و بعد از یک احوالپرسی کوتاه از خودش و نامزدش، «منصور»، باش خدا حافظی کردم، گفتم: «سلام مرا به نیمۀ بهترت برسان!»

و «کایلا» لبخند زد و گفت: «نیمۀ بهترش منم!»

آنوقت بود که من رفتم توی فکر و دیدم، این انگلیسیهای اهل آداب و اصول، شاید بدون اینکه بدانند یا بخواهند، دارند از این تعارف مدّاحانۀ «هوراس» با یک جور شوخ طبعی ریاکارانه استفاده می کنند. زنه را که تنها می بینند، شوهره نیمۀ بهتر است، و شوهره را که تنها می بینند، زنه نیمۀ بهتر می شود! و خلاصه به این نتیجه رسیدم که... که چی؟ شما چی فکر می کنید؟

من خودم که فکر می کنم مرد یک انسان مستقل و کامل است، زن هم یک انسان مستقل کامل. خوب، بله، زن و شوهرند، دوستند، همدمند، همسفرند، امّا نیمۀ بهتر یا بدتر همدیگر نیستند! و چه بهتر!

________________________________________

۱- هوراس، که اسم کاملش «کویینتوس هوراسیوس فلاکوس» (Quintus Horatius Flaccus) است، و ۶۵ سال پیش از میلاد مسیح به دنیا آمد و ۸ سال پیش از میلاد مسیح از دنیا رفت، یکی از معروفترین آفریننده های شعر غنایی در امپراتوری روم بود. آثار او، شامل «قصیده ها» در چهار دفتر، «طنزها»، «رسالات» و «هنر شاعری» بارها به انگلیسی ترجمه شده است. ضمنا گفته اند و شنیدنی است که «سر فیلیپ سیدنی» (Sir Philip Sidney)، شاعر و نویسندۀ انگلیسی (۱۵۸۶-۱۵۵۴)، اوّلین کسی بود که با الهام از عبارت «نیمۀ بهتر» در قصیدۀ «هوراس»، این استعاره را در اثر داستانی معروفش «آرکادیا» (Arcadia) به کار برد، در این جمله از داستان:

«او گفت: عزیزم، نیمۀ بهترم، فکر می کنم که اکنون باید از پیش تو بروم.»

نامه ای از لندن (۳۱۴) ۲ نوامبر ۲۰۱۲

در این زمینه بیشتر بخوانید

برنامه های قبلی

  • «ششمین سالگرد حرفهای شش من یک غاز!»
  • «صورت، آیینۀ شخصیت انسان»
  • «ارمنیهای ایران»
  • «با شعر جور در نمی آید!»
  • «در دادگاه عدل طبیعت»
  • «بورژوا و شبه بورژوا»
  • «حرفهای ساده و حرفهای حکیمانه»
  • «روانشناسی نفرین و فحش»
  • «قرّة العیون ربّة النّوع تجارت»
  • «بیچاره کلمۀ فلسفه!»
  • «ادب از که آموختی؟»
  • «قضیۀ پدر بزرگ و نوه»
  • «اَلعاقِلُ یَکفیهِ الاِشارَه»
  • «اندر معنی لغت کانیبالیسم»
  • «خدا ترس و پرهیزگار»
  • نامه ای از لندن: جزیره جذامیها
  • «آسمان خراش»
  • «قضیۀ تشکّر بی پاداش»
  • «در ایستگاه تشنگی، منتظر اتوبوس آبشخور»
  • «مزدورهای شیطان»
  • «اندر ترجمۀ فکر به واقعیت»
  • «اندر معرّفی یک کتاب لا نَظیرَ لَه»
  • «بلای دوگانگی زبان»

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.