تولدت مبارک آقای جیمزباند

به روز شده:  16:49 گرينويچ - 04 نوامبر 2012 - 14 آبان 1391

ایان فلمینگ، خالق جیمز باند، همیشه آرزو داشت، نخستین جیمزباند سینما را آلفرد هیچکاک با شرکت کری گرانت در نقش مامور دو صفر هفت برای رمان او یعنی "گلوله آتشین" (ثاندربال) بسازد اما آرزوی او هرگز برآورده نشد چرا که هیچکاک که در آن زمان درگیر ساختن فیلم "روانی" بود، پیشنهاد تهیه کنندگان جیمزباند را برای کارگردانی نپذیرفت.

"دکتر نو" که در سال ۱۹۶۲ به وسیله ترنس یانگ ساخته شد، نخستین فیلم از مجموعه فیلم های جیمزباند است که شون کانری را به عنوان نخستین جیمزباند سینما به تماشاگران معرفی کرد.

ایان فلمینگ قبل از اکران فیلم "پنجه طلایی" (گلدفینگر) در سال ۱۹۶۴ از دنیا رفت و تنها جیمزباندی که بر پرده سینما دید، شون کانری بود که از دیدنش راضی نبود و پس از تماشای فیلم "دکترنو" به محققی که کنارش نشسته بود، گفت: "وحشتناک است". او آن قدر زنده نماند تا جیمزباندهای دیگر سینما از جمله دنیل کریگ، جیمزباند جدید را ببیند و احتمالا هرگز گمان نمی کرد که مامور ضد جاسوسی آفریده خیال او، سال ها بعد از مرگ او، به زندگی اش نه در دنیای ادبیات بلکه بر پرده سینما ادامه دهد.

اکنون ۶۰ سال از نوشته شدن نخستین داستان جیمزباند یعنی "کازینو رویال" به وسیله ایان فلمینگ و ۵۰ سال از ساخته شدن نخستین فیلم سینمایی جیمزباند یعنی "دکتر نو" به کارگردانی ترنس یانگ و با شرکت شون کانری درنقش جیمزباند می‌گذرد. اینک "اسکای‌فال" (Skyfall) به کارگردانی سام مندس، بیست و سومین فیلم از سری فیلم های جیمز باند با شرکت دنیل کریگ، مامور دو صفر هفت جدید سینماست که در پنجاهمین سالگرد تولید فیلم های جیمزباند - از زمان "دکتر نو" - بر پرده سینماهای جهان آمده است.

جیمز باند

ایان فلمینگ در سال ۱۹۶۴ از دنیا رفت و تنها جیمزباندی که بر پرده سینما دید، شون کانری بود که از دیدنش راضی نبود

دنیل کریگ، بازیگر انگلیسی، ششمین بازیگری است که تاکنون در قالب جیمز باند فرو رفته و پس از فیلم های "کازینو رویال" و "ذره‌ای آرامش"، این سومین بار است که در نقش مامور دو صفر هفت ظاهر شده است. در حالی که فیلم قبلی او یعنی "ذره ای آرامش"، نه در گیشه موفق نبود و نه مورد توجه منتقدان قرار گرفت، "اسکای فال" تاکنون هم در گیشه موفق بوده و هم منتقدان سینمایی، نقدهای مثبتی بر آن نوشته اند و برخی آن را بهترین فیلم جیمزباند سینما ارزیابی کرده اند که به واقع چنین است و مندس، رئالیستی ترین و باورپذیرترین جیمزباند سینما تا این لحظه را خلق کرده است.

سام مندس، در این کار، گروهی از بهترین عوامل سینمایی از فیلمنامه نویس و فیلمبردار گرفته تا آهنگساز و برخی بازیگران سرشناس مثل رف فینس، خاویر باردم، جودی دنچ و آلبرت فینی را به خدمت گرفته است.

راجر دیکینز، فیلمبردار بریتانیایی که بیشتر با برداران کوئن (جایی برای پیرمردها نیست) و خود سام مندس در "راه فنا" و "رولوشنری روود" کار کرده بود، استوارت بیرد، تدوین گر فیلم‌های اکشن از جمله فیلم "کازینو رویال" از مجموعه جیمزباند و تامس نیومن، آهنگساز فیلم های قبلی مندس، از همکاران او در این فیلم بوده اند. ابتدا قرار بود پیتر مورگان (نویسنده فراست/نیکسون و ملکه)، فیلمنامه آن را بنویسد اما با کناره گیری او از پروژه، نیل پرویس و رابرت وید (هر دو از فیلمنامه نویسان فیلم های قبلی جیمزباند) و جان لوگان (هیوگو و گلادیاتور)، نوشتن فیلمنامه را به عهده گرفتند.

جیمزباند این بار مامور مقابله با حمله سازمان یافته تروریستی علیه سرویس اطلاعاتی سری بریتانیا (MI6) می شود که به وسیله رائول سیلوا(با بازی خاویر باردم)، مامور سابق ام آی سیکس، تدارک دیده شده است. باند این بار مامور می شود تا حافظه کامپیوتری را که حاوی اطلاعات همه ماموران نفوذی ناتو در سازمان های تروریستی است و از یک مامور مقتول ام آی سیکس به سرقت رفته، نجات دهد.

شمایل ماندگار سینما

"ام (جودی دنچ)، رئیس ام آی سیکس و مافوق جیمزباند، در جایی از فیلم "اسکای فال" خطاب به جیمز باند می گوید: "تو قواعد بازی را بلدی. تو سال هاست که داری این بازی را می کنی.""

جیمزباند، تنها مامور فیلم های جاسوسی و تریلر در سینماست که توانسته از دهه شصت تا امروز دوام بیاورد. این پرسش همواره مطرح است که راز ماندگاری و بقای جیمزباند در چیست؟ چگونه این مامور ضدجاسوسی ام آی سیکس که چندان کاریزماتیک نیست و خصوصیت اخلاقی منحصر به فردی هم ندارد، توانسته در همه دوران ها و اعصار برای تماشاگران سینما جذاب باشد و فروش فیلم ها را تضمین کند.

در واقع جیمزباند، یکی از معدود فیلم های دنباله دار در سینماست که پیرامون یک شخصیت محوری با ویژگی های ثابت و تعریف شده ساخته شده. او کاراکتری است که هیچ گاه پیر نمی شود و با این که پنجاه سال از نخستین حضور او بر پرده سینما می گذرد، همچنان سرزنده و چالاک است و می تواند زنان زیبا را شیفته خود سازد و از پس ماموریت های خطرناک برآید و دشمنانش را به سادگی از پا درآورد. چرا که او قهرمان همان دوره ای است که فیلم در آن ساخته می شود و در بستر رویدادها و حوادثی قرار می گیرد که حوادث آن روز جهان اند و مردم واقعی (تماشاگران سینمای باند) نیز با آن درگیرند.

ایدئولوژی جیمزباند

هنگامی که دنیل کریگ در قسمتی از نمایش افتتاحیه المپیک لندن امسال که دنی بویل، کارگردان بریتانیایی آن را تدارک دیده بود، همراه با ملکه بریتانیا با چتر نجات به درون استادیوم می پرید، این باور را در اذهان عمومی تقویت کرد که جیمزباند دیگر یک اسطوره و قهرمان ملی بریتانیاست که همسو با اهداف دولت بریتانیا و در کنار ملکه، برای حفظ منافع آن در جهان می جنگد. در آخرین صحنه "اسکای فال" نیز، او را بر بام ساختمان ام آی سیکس می بینیم که فاتحانه و پرغرور به پرچم بریتانیا که در مقابل او در اهتزاز است، می نگرد.

جودی دنچ نیز که قبلا او را در نقش الیزابت اول و ملکه ویکتوریا دیدیم، بیشتر از رهبر یک سازمان جاسوسی، ملکه بریتانیا را در ذهن تداعی می کند که دو صفر هفت، در خدمت او و سازمان زیرنظر اوست. اگرچه "اسکای فال"، آخرین حضور جودی دنچ به عنوان رئیس MI6 در فیلم های جیمزباند بوده و رف فینس، جایگزین او خواهد شد.

جیمز باند

هنگامی که دنیل کریگ در قسمتی از نمایش افتتاحیه المپیک لندن همراه با ملکه بریتانیا با چتر نجات به درون استادیوم می پرید، این باور را در اذهان عمومی تقویت کرد که جیمزباند دیگر یک اسطوره و قهرمان ملی بریتانیاست

جیمزباند، قهرمان محصول جنگ سرد بود. در داستان های ایان فلمینگ، اتحاد جماهیر شوروی (کمونیسم)، دشمن بزرگ بود که در برابر دنیای آزاد غرب (کاپیتالیسم) قرار داشت و جیمزباند به عنوان نماینده این جهان آزاد در مبارزه ای بی امان با اشرار وابسته به اردوگاه کمونیستی بود و از همه هوش، دانش و توان فیزیکی اش در این راه استفاده می کرد.

اما دنیای سیاست از زمان ایان فلمینگ و "دکتر نو" تغییر کرده در نتیجه به تبع آن، جیمزباند نیز می بایست تغییر می کرد و بسته به شرایط سیاسی جهان و برای گشایش کار فروبسته قدرت های جهانی به ویژه بریتانیا، به ماموریت فرستاده می شد و در موقعیت های دراماتیک پرهیجان قرار می گرفت.

دیگر پرده آهنین اتحاد جماهیر شوروی دریده شده، دیوار برلین سقوط کرده، جنگ سرد ابرقدرت ها پایان یافته و معادلات جهانی با غول آسا شدن تدریجی جمهوری خلق چین، سربرآوردن انقلاب اسلامی، گسترش اندیشه اسلام سیاسی و رادیکال، ظهور القاعده و تروریسم، تغییر کرده است.

تروریست های فیلم "اسکای فال"، قبل از انجام عملیات تروریستی، پیامی به این مضمون روی شبکه کامپیوتری مسئولان ام آی سیکس می فرستند: "به گناهانت فکر کن" که آشکارا، درونمایه ای مذهبی دارد و بیانگر هویت دشمنان جدید جیمزباند و دولت بریتانیاست.

بنابراین دیگر مامور سرویس اطلاعاتی سری بریتانیا (ام آی سیکس)، نمی تواند ماموری رمانتیک، شوخ طبع و بذله گو باشد. او به مهارت ها و توانایی های تازه تری برای مقابله با دشمنان و تبهکاران نیاز دارد. دیگر MI6 قدرت مطلق نیست و دشمنان بریتانیا، به مدد تکنولوژی دیجیتال، قادرند، وارد سیستم کامپیوتری شبکه ضد جاسوسی بریتانیا شده و با فشار دکمه ای، ساختمان ام آی سیکس را به هوا بفرستند.

جودی دنچ، در جلسه ای که برای بررسی عملکرد او تشکیل شده، به درستی خطاب به کسانی که او را محاکمه می کنند، می گوید: "دشمنان ما مثل سایه اند. آنها مثل جیمزباند همه جا هستند. شاید یکی از میان خود ما باشند. آنها دیگر یک کشور نیستند و روی نقشه وجود ندارند بلکه افرادی هستند که در سایه زندگی می کنند." (نقل به مضمون)

به عقیده اُمبرتو اکو، تبهکاران دنیای باند غالبا از اروپای مرکزی یا از مناطق بالکان و مدیترانه می آیند و از نظر نژادی خالص نیستند. آنها غالبا مردانی همجنسخواه، ثروتمند و از نظر سازمانی افرادی مبتکر و دانا هستند. در "اسکای فال"، سیلوا (خاویرباردم)، آشکارا تمایلات همجنس خواهانه خود را در صحنه ای که به زخم سینه جیمزباند دست می کشد، برملا می سازد.

امبرتو اکو

به عقیده اُمبرتو اکو، تبهکاران دنیای باند غالبا از اروپای مرکزی یا از مناطق بالکان و مدیترانه می آیند و از نظر نژادی خالص نیستند

به اعتقاد جرمی بلک نیز، تبهکاران داستان های باند و دشمنان او، ریشه طبقاتی ندارند. به باور این نویسنده، نژادگرایی یکی از ویژگی های داستان های ماجرایی و تریلر بریتانیایی، به ویژه در دهه شصت بود که جیمزباند نیز محصول همین دوران است.

نوستالژی سام مندس

سام مندس در "اسکای فال"، رویکردی نوستالژیک به گذشته جیمزباند دارد. تیتراژ دنیل کلاینمن با ویژگی های گرافیکی، رنگ بندی و تصاویر سیلوئتش، بیننده را یاد کارهای موریس بایندر، طراح تیتراژ فیلم های قدیمی جیمزباند می اندازد. از سوی دیگر باند به جای اتومبیل های مدرن، از اتومبیل کلاسیک دهه شصتی استون مارتین که مسلسل در آن تعبیه شده استفاده می کند. همین طور تم اصلی "گلدفیلنگر" که تم موسیقی آیکونیک جیمزباندهای دهه شصت است، در چندین صحنه فیلم شنیده می شود.

سکانس نهایی فیلم که در خانه ای قدیمی در اسکاتلند و در ملک اجدادی جیمزباند اتفاق می افتد، کاملا رنگ و بویی کلاسیک دارد و با زرق و برق دنیای فیوچریستیک جیمزباند بیگانه است. حضور آلبرت فینی با تفنگ ها و کاردهای شکاری اش، این باور را تشدید می کند و اگر وجود هلی کوپترهای تبهکاران و مسلسل های فوق مدرن آنها نبود، به سختی می شد قبول کرد که با یک فیلم جیمزباندی مواجه ایم.

ویژگی های شخصیتی جیمزباندهای سینما

فلاش بکی سریع به جیمزباندهای قبلی سینما از شون کانری گرفته تا پیرس برازنن و اینک دنیل کریگ، نشان می‌دهد که این نقش تا چه حد تغییر کرده و چگونه با زمان پیش رفته و متحول شده است.

شون کانری، هنرپیشه اسکاتلندی، نخستین بازیگری بود که در نقش جیمز باند بازی کرد. او شش بار در نقش جیمزباند ظاهر شد. پس از او جورج لیزنبی (یک بار)، راجر مور (هفت بار)، تیموتی دالتون (دو بار) و پیرس برازنن (چهار بار)، در قالب شخصیت جیمزباند فرو رفتند.

"راجر مور، آخرین جیمزباندی بود که بر پرده سینماهای ایران ظاهر شد. چرا که جیمزباند، قهرمانی نبود که با معیارها و ضوابط سیاسی ایدئولوژیک مسئولان فرهنگی جمهوری اسلامی سازگار باشد. او مامور سرویس اطلاعاتی بریتانیا بود و در جهت پیشبرد سیاست های ملکه بریتانیا و و "انگلیس مکار" حرکت می کرد."

هر کدام از این بازیگران، ویژگی‌های شخصیتی خود را نیز به کاراکتر باند افزودند و در واقع این کاراکتر با "خود" آن‌ها عجین شده است.

مثلا جیمزباندی که شون کانری نقشش را بازی می‌کرد، آدم رمانتیک عاشق پیشه‌ای بود که در عین حال شم پلیسی و ضد جاسوسی قوی‌ای هم داشت و یا راجر مور نیز مرد شوخ طبع، هوسباز و زن‌باره‌ای بود که کمتر از او خشونت سر می‌زد.

راجر مور به جیمزباند، هویت شوخ طبع و کمیکی داد. او برخلاف شون کانری به جای سیگار معمولی، سیگار برگ کشید و به جای مارتینی، ویسکی بوربون نوشید. منتقدان نیز او را جذاب تر، افسونگرتر و شاداب تر از شون کانری یافتند اگرچه موسسه فیلم بریتانیا، فیلم "مرد بازو طلایی" او را مایوس کننده ترین فیلم جیمزباند در دهه هفتاد نامید.

راجر مور، آخرین جیمزباندی بود که بر پرده سینماهای ایران ظاهر شد. چرا که جیمزباند، قهرمانی نبود که با معیارها و ضوابط سیاسی ایدئولوژیک مسئولان فرهنگی جمهوری اسلامی سازگار باشد. او مامور سرویس اطلاعاتی بریتانیا بود و در جهت پیشبرد سیاست های ملکه بریتانیا و و "انگلیس مکار" حرکت می کرد. ضمن آنکه خصوصیات اخلاقی اش از جمله زن بارگی اش با ارزش های اسلامی شدیدا در تضاد بود.

تیموتی دالتون را بسیاری از منتقدان بدترین جیمزباند سینما ارزیابی کرده اند. او نه جذابیت راجر مور را داشت و نه اقتدار شون کانری و به هیچ وجه کاریزماتیک نبود. اگرچه برخی منتقدان او را نزدیک ترین بازیگر به نقش واقعی جیمزباند در رمان های فلمینگ دانستند.

هر چه زمان پیش‌تر رفت بر خشونت شخصیت جیمزباند افزوده شد و خصلت‌های رمانتیک او کاهش یافت. از این گذشته، فیلم‌های جیمزباند نه تنها از نظر موضوع، تغییر کردند، بلکه از نظر سبک و شیوه اجرایی نیز دستخوش تحول چشم گیری شدند. این تغییرات بسیار وسیع بود و از طرز لباس پوشیدن جیمزباند و زنان فیلم تا نمایش سکس و روابط جنسی جیمز باند با دختران لوند و سکسی دوروبرش تا اتومبیل ها، سلاح ها و ابزار تکنولوژیک فوق مدرن و بعضا تخیلی و تا نوع اکشن فیلم را دربر می گرفت.

دنیل کریگ، جیمزباند جدید سینما

جیمز باند

شاید بعد از پیرس برازنان، دنیل کریگ بهترین گزینه برای بازی در این نقش اسطوره ای سینما بود

شاید بعد از پیرس برازنن، دنیل کریگ بهترین گزینه تهیه کنندگان سری فیلم های جیمزباند برای بازی در این نقش اسطوره ای سینما بود. کریگ از میان چهره هایی چون هیو جکمن، جرارد باتلر و کلایو اون که رقیب او برای این نقش بودند، انتخاب شده بود و از میان همه جیمزباندهایی که تاکنون سینما به خود دیده، شخصیتی جدی تر، خشن تر، سخت تر، تیره تر و رئالیستی تر دارد و بیش تر از بقیه به قهرمان داستان های فلمینگ نزدیک تر است. اگرچه او نسبت به شون کانری یا پیرس برازنان، جذابیت کمتری دارد و کمتر کاریزماتیک است اما بسیار واقعی تر از آنهاست. او کم حرف می زند و بیشتر نگاه می کند، کمتر رمانتیک است و علیرغم شجاعت و جسارتی که در مقابله با دشمنانش نشان می دهد، آسیب پذیرتر از جیمزباندهای قبلی است.

به اعتقاد مارک فورستر، کارگردان فیلم قبلی جیمزباند (ذره ای آرامش)، دنیل کریگ با خصوصیات فیزیکی‌اش، و با شیوه بازی‌اش، باند را از تک بعدی بودن درآورده و به او جنبه‌ای رئالیستی بخشیده است.

او برخلاف شون کانری و راجرمور اصلا اهل شوخی و بگو و بخند نیست اگرچه حس طنز کوبنده ای در حرف هایش وجود دارد. در "اسکای فال"، وقتی او بعد از مدتی مفقود بودن، به لندن باز می گردد، رئیس اش (ام) از او می پرسد: "کدوم جهنمی بودی؟" و او در جواب می گوید: "از مرگ لذت می بردم." شاید همین خصوصیات ساده شخصیت جیمزباند باشد که او را از همتایان قبلی‌اش متمایز می‌کند.

"اسکای فال" در واقع یک نوع ساختارشکنی از شخصیت باند است. باندی که در فیلم های قبلی حتی زخم هم برنمی داشت، در این جا تیر می خورد از ناحیه شانه زخمی می شود و بعد هم ناپدید می شود و همه فکر می کنند که او کشته شده است. اما باند ممکن است تیر بخورد و زخمی شود اما او قرار نیست بمیرد چرا که این اسطوره باید زنده بماند و به نسل های آینده منتقل شود و به زندگی خود بر پرده سینما ادامه دهد.

دنیل کریگ در "اسکای فال"، برخلاف جیمزباندهای دیگر، فرصت چندانی برای عشق و عاشقی و هم‌خوابگی ندارد. صحنه های سکس او بسیار خفیف و کوتاه است. ارتباط عاطفی او با ایو محدود به صحنه ای است که در آن ایو با تیغ سلمانی، ریش او را می تراشد و اروتیسمی خشن را به نمایش می گذارد. هم آغوشی او با سورین نیز زیر دوش حمام و از پشت شیشه بخارگرفته نشان داده می شود.

جیمز باند

دنیل کریگ در "اسکای فال"، برخلاف جیمزباندهای دیگر، فرصت چندانی برای عشق و عاشقی و هم‌خوابگی ندارد

شخصیت کریگ نسبت به جیمزباندهای قبلی، عمق و پیچیدگی و جنبه های انسانی و عاطفی بیشتری دارد. او اگرچه مامور سرویس امنیتی و جاسوسی بریتانیاست و باید از مافوق حرف‌شنوی داشته باشد، اما در همه حال این گونه رفتار نمی‌کند. در "اسکای فال"، او اگرچه به سازمانش وفادار است اما آدم مطیع و مامور چشم و گوش بسته‌ای نیست و هر جا که لازم ببیند، دستور مافوق را زیرپا می‌گذارد. به عنوان نمونه، او برخلاف نظر رئیس جدید ام آی سیکس، برای رد گم کردن، ام (جودی دنچ) را برداشته و به ملک پدری اش در اسکاتلند می برد.

خاویرباردم، بازیگر اسپانیایی در نقش دشمن جیمزباند و ام آی سیکس، همانند غالب نقش هایش، خصوصیاتی شیطانی و تهدید کننده دارد. اگرچه ظاهر هموسکسوئل او و خنده های هیستریک اغراق آمیزش، باور پذیری شخصیت او را نزد تماشاگر، کمتر می سازد.

تحول گجت های جیمزباند

آیکونوگرافی فیلم های جیمز باند در قرن بیست و یکم، بیانگر تغییرات و تفاوت های اساسی شمایل های این فیلم ها با فیلم های دهه های پیشین است و نشان می‌دهد که علاوه بر تغییر نوع لباس و ظاهر جیمزباند و زنان او، اسلحه‌ها، ابزار تکنولوژیک و اتومبیل‌ها نیز دچار تغییرات اساسی شده است.

فیلم‌های جیمزباند همیشه پر از ابداعات تکنولوژیک بوده، از دستگاه‌های الکترونیکی جاسوسی و استراق سمع گرفته تا دوربین‌ها و موبایل‌های پیچیده و اتومبیل‌های نامرئی. از این نظر، فیلم‌های جیمزباند همانند داستان‌های علمی تخیلی، کیفیتی پیش‌گویانه داشته و از سطح دانش فنی زمان خود بسی جلوتر بوده‌اند.

با این حال در "اسکای فال"، جز هفت تیری که "کیو" به جیمزباند می دهد و مجهز به ردیاب است و شبکه کامپیوتری پیچیده و گیج کننده ام آی سیکس، از این به اصطلاح گجت‌های عجیب و غریب جیمز باند، چندان خبری نیست.

تغییر سبک فیلم

سام مندس

مندس، اگرچه سبک بصری و آرامش فضای فیلم هایش را به درون فیلم جیمزباند آورده اما همچنان مجبور است توقعات تماشاگر از مامور دو صفر هفت را برآورده سازد

سبک و ساختار فیلم‌های جیمز باند از طراحی تیتراژ آن گرفته تا موسیقی، فیلمبرداری، بازیگری و تدوین آن در طول زمان متحول شده است.

"اسکای فال" همانند "ذره ای آرامش"، از نظر ریتم و سبک بصری تا حد زیادی متاثر از سری فیلم‌های "بورن" است به ویژه در صحنه‌های تعقیب و گریز با موتورسیکلت و اتومبیل در خیابان های استانبول که مثل اغلب صحنه‌های تعقیب و گریز جیمزباند، بسیار تند، هیجان‌انگیز و نفس‌گیر است.

مندس، اگرچه سبک بصری و آرامش فضای فیلم هایش را به درون فیلم جیمزباند آورده اما همچنان مجبور است به قواعد بازی تن بدهد و توقعات تماشاگر از مامور دو صفر هفت را برآورده سازد. بنابراین دنیای جیمز باند او نیز همچنان هیجان انگیز، پرزرق و برق و عجیب و غریب است.

"اسکای فال"، لوکیشن های متنوعی دارد و در مکان‌های مختلف مثل چین، ترکیه، اسکاتلند و لندن فیلمبرداری شده که این تنوع لوکیشن ها، به جذابیت فیلم افزوده است.

نماهای هوایی راجر دیکینز (فیلمبردار فیلم) از شب شانگهای با نور فانوس ها بر روی آب، خیره کننده است. همین طور فیلمبرداری او در مترو و تونل های زیرزمینی لندن و سکانس های پرهیجان تعقیب و گریز در خیابان ها و بازارهای شلوغ استانبول یا صحنه درگیری نفس گیر جیمزباند با یکی از تروریست ها بر سقف یک قطار، تحسین برانگیز است.

در این زمینه بیشتر بخوانید

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.