«نه خیر!ایرادشان وارد نیست!»

به روز شده:  18:29 گرينويچ - جمعه 09 نوامبر 2012 - 19 آبان 1391

«مرحوم» دودو (dodo)، پرندۀ بی پروازی که به یاری جانورهای گوشتخوار، و بیش از همه آدمیزد، در سال 1681 میلادی نوعش به طور کلّی از صحنۀ حیات محو شد، غفر الله ذنوبنا!

نمی دانم شما وقتی کلمۀ «مرحوم» را می شنوید، چه احساسی می کنید؟ آیا احساسی می کنید که با احساس یک لحظه پیش از شنیدن این کلمه فرق دارد؟ این را هم نمی دانم که تا حالا هیچوقت با شنیدن این کلمه توی فکر رفته اید و از خودتان پرسیده اید:

«راستی، چرا یک نفر تا همین یک لحظه پیش که زنده بود، آدمیزاد بود، مثل همۀ آدمیزادهای دیگر، خوب یا بد، اسم داشت و برای معرفیش کافی بود که فقط اسمش را بگوییم، و اگر خیلی باش خودمانی نیستیم، یک عنوان آقا یا خانم هم به سر اسمش بچسبانیم و مثلاً بگوییم: آقای آسمان جلُ، یا خانم آسمان پناه؟ امّا همینکه جان آفرینِ بخشندۀ مهربان جانش را پس گرفت و انداختش توی خاکدانی، فوراً یک «مرحوم» به اسمش می چسبد و حالا حالا از اسمش کنده نمی شود؟»

می فرمایید: «حالا حالا ها یعنی تاکی؟»

من خودم هم همین سؤال را از خودم کرده بودم که به صرافت افتادم این موضوع را با شما در میان بگذارم. دیروز داشتم توی اینترنت دنبال مطلبی دربارۀ «میرزادۀ عشقی» می گشتم، دیدم برای خیلیها هنوز، بعد از هشتاد و هشت سال، وقتش نرسیده است که عنوان «مرحوم» را از سر اسم این شاعر بی نیاز از همه چیز بردارند و بگذارند آزادِ آزاد، همان میرزادۀ عشقی باشد و «به حقّ» یا «به باطل» هرچه می خواهند، درباره اش بگویند.

«مرحوم» فتحعلی شاه قاجار که 153 سال بعد از آخرین «دودو» به رحمت ایزدی پیوست، امّا از خودش 144 تا پسر به یادگار گذاشت (بله، در حدود 800 تا زن داشت! دختر؟ مخفی بماند!)

بعد ویرم گرفت، ببینم مثلاً «فروغی بسطامی»، شاعر عهد فتحعلیشاه قاجار، بعد از یک قرن و نیم، کّلاً و کاملاً از همنشینی دائم با عنوان «مرحوم» خلاص شده است یا نه؟ دیدم نه! هنوز هم بزرگوارهایی هستند که او را در زندان «رحمت» نگهداشته اند تا از عالم غیب خبر برسد که کار رحمت خداوند غفّارُ الذّنوب در مورد این عبد عاصی به پایان رسیده است.

مثلاً معرّفی این شاعر در یکی از سایتهای اینترنتی این طور شروع می شود: «يکى از شعراى عاليقدر و غزلسرايان برجستهٔ دو قرن اخير، مرحوم ميرزا عباس فروغى بسطامى است...»

نه خیر! ایرادتان وارد نیست. درست است که در مورد کسانی مثل «سعدی» یا «فردوسی»، که از درگذشت اوّلی در حدود هزار سال و از در گذشت دوّمی بیشتر از هفت قرن می گذرد، معمولاً به جای «مرحوم» در سر اسم، عبارت «رحمة الله علیه» را بعد از اسم می آورند!

و درست است که کلمۀ «مرحوم» و «رحمت» از یک ریشه است، امّا اوّلی طوری است که انگار می شود صفت یا لقب طرف، مثل اینکه بگوییم «مُرده ابوالقاسم فردوسی»، «مُرده سعدی شیرازی»، «مُرده احمد شاملو»، درصورتی که با عبارت «رحمة الله علیه» یا «علیه الرّحمة» اسم مستقلاً سر جایش می ماند و به ش «رحمت خدا بر او باد» یا «رحمت بر او باد» اضافه می شود.

«مرحوم» صراحی که قاچاقی زنده است و حافظ در اشاره به آن فرموده است: « صراحی می‌کشم پنهان و مردم دفتر انگارند/ عجب گر آتش این زرق در دفتر نمی‌گیرد!»

چی؟ می گویید مرحوم یعنی به «رحمت خدا واصل شده» یا «آمرزیده»!

درست می فرمایید، امّا معنی ای که مردم ازش می فهمند، «درگذشته» و «فقید» و «فوت شده» و «مُرده» است (1). در حوزۀ علم لغت و زبان که با هم تعارف نداریم!

ضمناً هرکس مُرد که صد در صد آمرزیده نیست. «خدا آمرزیده» با «خدا بیامرزدش» خیلی فرق می کند! فرقش را خدا خوب می داند!

و ضمناً چرا با اطمینان به خودمان نگوییم که فردوسیها و سعدیها و ابن سیناها و بیرونیها و عشقیها و نادر پورها و صادق هدایتها و امثال اینها همۀ رنجهایی که بردند، برای این بود که با گنجهایی که به جا می گذارند، زنده بمانند و تا ابد مثل بقیه «مرحوم» نشوند!

_______________________________________

1- انگلیسیها هم در موردهایی در اشاره به کسی که به تازگی مرده باشد و بعضی یا بسیاری از کسانی که او را می شناخته اند، از مردنش خبر نداشته باشند، به جای «مرحوم» در سر اسم او کلمۀ «لِیت» (Late) را می آورند که در اصل «صفت» (adjective) و «قید» (adverb) است، به معنی دیر، دیرهنگام، دیر موقع، دیر رس، تأخیر کرده، اواخر، اخیر، تازه رایج. امّا در مورد اینکه این کلمه چه طور معنای «مرده»، «فقید» یا «درگذشته» پیدا کرده است، و در چه موردهایی به کار می رود، نظرهای متفاوتی ارائه شده است. اگر زنی در صحبت با کسی بگوید «مای لیت هاسبند» (My late husband)، یعنی «شوهر فقید من»، می خواهد به طرف صحبت خود بفهماند که شوهرش مرده است. در موردی هم که از شخص معروفی حرف بزنند که به تازگی مرده باشد، ولی هنوز بسیاری از مردم از مرگ او خبر نداشته باشند، مثلاً در اشاره به «گور ویدال» (Gore Vidal)، نویسندۀ معروف آمریکایی، که در 31 ژوئیۀ 2012 فوت کرد، معمولاً تا مدّتی، نه بیش از چند ماه، در رسانه ها می گویند و می نویسند «لیت گور ویدال». معنی کلمۀ «Late» هم نزدیک به قیدهای «Lately» و «Recently» است، یعنی فلانی که «اخیراً» هنوز زنده بود و حالا زنده نیست. ضمناً با به کار بردن «Late» به جای «مُرده» (Dead) از تأثیر تلخ و ناگوار این کلمه می کاهند. خلاصه اینکه اگر «Late» را در فارسی به «مرحوم» ترجمه می کنند، اشکالی ندارد، امّا معنای این دو کلمه از لحاظ کیفیت و خصوصیت فرهنگی کاملاً متفاوت است.

در این زمینه بیشتر بخوانید

برنامه های قبلی

  • «نیمۀ بهتر»
  • «ششمین سالگرد حرفهای شش من یک غاز!»
  • «صورت، آیینۀ شخصیت انسان»
  • «ارمنیهای ایران»
  • «با شعر جور در نمی آید!»
  • «در دادگاه عدل طبیعت»
  • «بورژوا و شبه بورژوا»
  • «حرفهای ساده و حرفهای حکیمانه»
  • «روانشناسی نفرین و فحش»
  • «قرّة العیون ربّة النّوع تجارت»
  • «بیچاره کلمۀ فلسفه!»
  • «ادب از که آموختی؟»
  • «قضیۀ پدر بزرگ و نوه»
  • «اَلعاقِلُ یَکفیهِ الاِشارَه»
  • «اندر معنی لغت کانیبالیسم»
  • «خدا ترس و پرهیزگار»
  • نامه ای از لندن: جزیره جذامیها
  • «آسمان خراش»
  • «قضیۀ تشکّر بی پاداش»
  • «در ایستگاه تشنگی، منتظر اتوبوس آبشخور»
  • «مزدورهای شیطان»
  • «اندر ترجمۀ فکر به واقعیت»
  • «اندر معرّفی یک کتاب لا نَظیرَ لَه»
  • «بلای دوگانگی زبان»

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.