جمیله ندایی، قصه گوی شهر قصه، از بیژن مفید می گوید

به روز شده:  16:22 گرينويچ - شنبه 17 نوامبر 2012 - 27 آبان 1391

جمیله ندایی، قصه گوی نمایشنامه شهر قصه و به کلام خودش "همکار و همراه بیژن مفید" در زندگی و بسیاری از آثار او در پی انتشار مطلبی در بیست و هشتمین سالمرگ بیژن مفید، توضیحاتی را برای بی بی سی ارسال کرده است:

پیشکسوتان امروز؛ همکلاسان دیروز

مدیران هنرستان هنرپیشگی در دورانی که بیژن تحصیل کرده است، دکتر مهدی فروغ و دکتر مهدی نامدار بوده اند. جمشید لایق، رضا بدیعی، پرویز بهرام، فهیمه راستکار، علی نصیریان، جعفر والی و... از همکلاسان او بوده اند.

من جمیله ندایی از سال ۱۳۴۲ در گروه هنر ملّی و تئاتر برنامه دوم رادیو و آتلیه تئاتر و گروه بازیگران شهر در کارگاه نمایش و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان به عنوان بازیگر، دستیار کارگردان و مدیر تولید با بیژن مفید همکاری کرده ام و به دلیل زندگی مشترک، شاهد به وجود آمدن بیشتر نمایشنامه های چاپ شده، چاپ نشده، اجرا شده و اجرا نشده اش بوده ام. زمان نوشتن و اجرای "ماه و پلنگ" در جشن هنر شیراز سال ۱۳۴۸ هرگز به طور جدّی به شباهت های نقش پلنگ و زندگی دکتر مصدق نپرداخت. تنها سال ۱۳۶۲ و ۱۳۶۳ در لس آنجلس با اجرای دوباره و تغییرات در متن نمایشنامه "ماه و پلنگ" ، نقش پلنگ را به تنهایی دکتر مصدق تشبیه کرد.

در مورد به وجود آمدن تئاتر ملّی و گروه هنر ملّی سخن بسیار است و در چند جمله نمی شود خلاصه کرد. منابع درست و نادرست بسیارند. من فکر می کنم بهترین منبع کتاب "تئاتر، هویت و نمایش ملّی" اثر عبّاس جوانمرد کارگردان و مدیر گروه هنر ملّی ست.

من سال ۱۳۴۳ و ۱۳۴۴ کارآموز و بازیگر این گروه بوده ام و بیژن مفید در غیاب عبّاس جوانمرد، زمان نوشتن متن شهر قصّه حدود شش ماه با بازیگران گروه هنر ملّی کار کرد و مدتی با بازیگران گروه، کار بدنی و صدا و متن خوانی می کرد. بعد از این دوره با بازیگران نوجوان و آماتور، من و بهمن مفید آتلیه تئاتر را به وجود آورد.

بیژن مفید و کشف استعدادها

اساس کار بیژن مفید مطلقاً بداهه سازی نبود. بیژن مفید اصلا نمایشنامه ای به نام آدم و حوّا ندارد. اساس کار بیژن مفید تجربه های متعدد با بازیگر و جستجوی فراوان هر نقش با بازیگران بود.

جستجو در نحوه اجرا و کار با متن در سال های چهل و پنجاه مشغله تقریباً تمام بازیگران و کارگردانان و نمایش نویسان ایران بود.

امکان دیدن نمایش های روحوضی در جنوب شهر و نمایش های تعزیه در شهرهای مختلف فراهم بود. بیژن مفید معمولا برای مشاهده و مطالعه با بازیگران به تجربه های متعدد دست می زد. اتود "آدم و حوّا" را من دفعات متعدد در گروه هنر ملّی با بهمن مفید سال ۱۳۴۳ و بعد ۱۳۵۰ با صدرالدین زاهد، برای تمرین ذهن بازیگر در جمع خصوصی، اجرا و بازی کردیم.

سال ۱۳۴۳ برای نمایشنامه "ماه و پلنگ" و سال ۱۳۵۰ برای نمایشنامه "جان نثار" و "مهد علیا و مهد سفلا". بیژن هرگز تصمیم نداشت اتودهای تمرین با بازیگران را نمایشنامه کند. تمرینات و اتودها در ماه های متوالی تمرین، به متن اصلی نمایشنامه قوت اجرایی می داد. بیژن دیالوگ ها را بر اساس کار با بازیگر بسیار تغییر می داد ولی هرگز هیچ بداهه ای را تبدیل به نمایشنامه نمی کرد. یکی از مثال های مهم در این مورد، اتود بسیار جالب "سد کاظم" در زمان تمرین شهر قصّه در آتلیه تئاتر است ( زمستان ۱۳۴۶). در این اتود، مرد غریبی به یک قهوه خانه وارد می شود و در گوشه ای می نشیند. او پالتویش را بر سر کشیده است که دیگران او را نشناسند. مشتریان قهوه خانه از سد کاظمی صحبت می کنند که در زندان است و این روزها آزاد می شود. این ایده را ما روزهای زیادی تمرین می کردیم و حتی چند بار من، نقش سد کاظم را بازی کردم و چند عکس هم از اجراها گرفته ام. چند سال بعد "محمود استاد محّمد" بازیگر نقش "خر" در نمایشنامه "شهر قصّه"، همین اتود را تدوین کرد و چاپ کرد. یادم هست "ژانت لازاریان" خبرنگار مجلّه فردوسی که تمرین ها را دیده بود، چندین بار به منزل ما آمد و خواست که بیژن در این مورد حرفی بزند یا اعتراضی کند. بیژن معتقد بود ایده ها و اتودها مهم نیست. پروراندن یک ایده در نوشتن نمایشنامه و بعد نحوه کار و اجرا روی آن متن، تئاتر را به وجود می آورد.

شهرقصه؛ چهل و هفت سال پیش

شهر قصّه در سال ۱۳۴۵ با بازیگران گروه تئاتر برنامه دوم رادیو که ایرج گرگین مدیرش بود ضبط تمرینی شد. من و بهمن مفید هم شرکت داشتیم چون هر دو نفر ما در نمایشنامه های رادیویی که بعضی به ترجمه و کارگردانی بیژن مفید بود شرکت داشتیم. در ضبط اصلی با بازیگران آتلیه تئاتر ( همین متن موجود) بیژن مفید در نقش ملا، شتر و صداهای زمینه، بهمن مفید در نقش خرس، فرهاد صوفی در نقش سگ، حسین والامنش در نقش فیل، محمود استادمحمد در نقش خر، آرش استادمحمد در نقش میمون، عباس جاویدان در نقش بز، سهیل سوزنی در نقش طوطی، تهمینه مدنی در نقش خاله سوسکه، هومن مفید در نقش آقاموشه و جمیله ندایی در نقش قصّه گو.

این متن با آهنگ ها و آوازها حدود هشت ساعت بود که با درایت یوسف شهاب که مدیر صدای تلویزیون ملّی ایران بود ساعت ها کوتاه و بلند و ادیت شد و بیژن تصمیم داشت هشت قصّه نیم ساعتی برای پخش تلویزیونی تهیّه کند اما بعد تصمیم گرفت فقط چهار قصّه در مرحله اول به صحنه برود.

چون نمایش به صورت ( پلی بک ) بود بیشتر بازیگران نقش خود را بازی می کردند اما نقش ملا را عباس جاویدان در شروع و بعد بازیگران دیگر و نقش شتر را در شروع اردوان مفید و بعد بازیگران دیگر و نقش خرس را فرخ صوفی و نقش بز را رشید کنعانی بازی می کرد.

این نمایش در جشن هنر شیراز، تئاتر بیست و پنج شهریور، چند شهر جنوب ایران و انجمن اطلاعات بانوان در مدتی حدود دوسال اجرا شد.

در روزهای اول نوروز ۱۳۴۸ به مدت چهار شب، هژیر داریوش به عنوان کارگردان فنّی، فیلمبرداران پلاتوی تلویزیون ملی ایران و دکور منوچهر صفرزاده اجرا و پخش شد. همین نسخه امروز دست به دست می گردد.

در سال ۱۳۴۸، منوچهر انور و بیژن مفید فیلمنامه جدیدی بر اساس شهرقصّه نوشتند که منوچهر انور در ارگ بم با شرکت بسیاری از بازیگران شهر قصّه و بازیگران دیگر کارگردانی کرد. نقش گوینده را پروانه معصومی و نقش آقاموشه را سعید کنگرانی بازی کرد. قبل از شروع فیلمبرداری اختلافات سلیقه در نحوه کار و دلگیری هایی بین گروه فیلمبرداری و تهیه کننده و بیژن مفید پیش آمد و به همین دلیل من نخواستم نقش خودم را بازی کنم. فیلم صدابرداری سر صحنه نشد و در صداگذاری بعدی، ایرج انور، مدیریت صداگذاری را انجام داد. از این فیلم نسخه ای در سینماتک فرانسه موجود است و مدت هاست که به نمایش گذاشته نشده است.

من و بیژن از سال ۱۳۴۸ تا ۱۳۵۷، شروع و تاسیس کارگاه نمایش، مدتی با گروه آتلیه تئاتر و بعد با گروه بازیگران شهر همکاری کردیم. در این مرکز تجربه و تحقیق بیش از اجرا مدّ نظر بود و بسیاری از نمایش ها در سالن کوچک کارگاه نمایش و سالن بزرگ تئاتر شهر و جشن هنر شیراز به اجرای عمومی در می آمد. بیژن در آغاز کار گروه بازیگران شهر در نمایشنامه ( ناگهان هذا جبیب الله) نوشته عباس نعلبندیان با کارگردانی آربی آوانسیان بازی کرد و این نمایش درسال ۱۳۵۱ در جشن هنر شیراز و تئاتر شهر و جشنواره نانسی شرکت کرد. نمایشنامه "جان نثار" و "سهراب، اسب، سنجاقک" به نوشته و کارگردانی بیژن مفید از سال ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۶ در کارگاه در رپرتوار اجرا می شد.

"جان نثار" متن نوشته شده ایست که مطلقاً بداهه سازی ندارد. بازیگران این نمایش پرویز پورحسینی، صدرالدین زاهد، محمد باقر غفاری، رضا ژیان و رضا رویگری هستند.

این نمایش در سال ۱۳۵۱ و ۱۳۵۲ اجرای عمومی و ۵۰۰۰ تماشاچی داشت. من دستیار کارگردان این نمایش بودم. لازم به تذکر است که هیچ کدام از نمایشنامه های کارگاه نمایش به اداره بازخوانی نمی رفت اما اداره ساواک بسیار به کارگاه نظر داشت که در حوصله این متن نیست.

بیژن با گروه بازیگران شهر، نمایش "ترس و نکبت رایش سوم" را در سالن کارگاه نمایش سال ۱۳۵۳ به صحنه برد. در این نمایش من دستیار کارگردان بودم.

کانون پرورش فکری و بیژن مفید

بیژن مفید برای کانون پرورش کودکان چندین قصّه کودکان را تنظیم و کارگردانی کرد که به صورت صفحه چهل و پنج دور منتشر شد؛ مثل "قصه کرم ابریشم" نوشته نورالدین زرین کلک با صدای جمیله ندایی، سوسن تسلیمی، میترا قمصری، شیما مفید.

"پسرک چشم آبی" نوشته جواد مجابی با صدای بیژن مفید، جمیله ندایی، سیاوش طهمورث، علیرضا مجلل، سوسن تسلیمی، میترا قمصری و نوشته های خودش: "شاپرک خانوم"، "ترب"، "کوتی موتی" با بازیگران بالا نیز از آن جمله است.

سال ۱۳۵۰ وقتی شاپرک خانوم در خانه ما نوشته می شد "دان لافون" کارگردان آمریکایی و بیژن همزمان نمایشنامه را به زبان انگلیسی ترجمه کردند که در آمریکا منتشر شد.

این نمایش با کارگردانی دان لافون و بازیگری اردوان مفید، سوسن فرخ نیا، رضا بابک، بهرام شاه محمدلو، خسرو شایسته، مرضیه برومند در گروه تئاتر کانون پرورش کودکان و نوجوانان اجراهای متعدد داشت.آهنگ ها و شعرها و آوازها هم ساخته خود بیژن مفید است.

در سال ۱۳۵۹ بیژن مفید و ایرج گرگین، شرکتی برای تولید متن ایجاد کردند که چندین کار خود بیژن از جمله "شاپرک خانوم" با گروه جدید و چند کار از نویسندگان دیگر را تولید کردند.

سال ۱۳۶۱ هر دو ازایران خارج شدند و در لوس آنجلس همان کپی ها را تکثیر کردند و نام شرکتشان در ایران چل طوطی و در امریکا "امید" بود.

در لس آنجلس نمایش "شهر قصه" و "ماه و پلنگ" را با بازیگران فارسی زبان و "سهراب ،اسب و سنجاقک" را به زبان انگلیسی با بازیگران امریکایی به صحنه برد اما هرگز گروهی تشکیل نداد.

نمایشنامه های شهر قصه، ماه و پلنگ، در انتشارات جشن هنر و نمایشنامه "جان نثار" در انتشارات "کارگاه نمایش" چاپ شده است.

نمایشنامه "ترب" و "کوتی موتی" در انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان چاپ شده است.

نمایشنامه شاپرک خانوم به فارسی چاپ نشده و فقط به صورت نوار صدا و نوشته دستی وجود دارد. نمایشنامه "بزک نمیر بهار میاد" فقط به صورت نوار صدا وجود دارد: با صدای جمیله ندایی، خسرو شایسته، اصغر عابدیان و بیژن مفید . آوازها و اهنگ ها به وسیله خود بیژن مفید اجرا شده است. این نمایش در جشن هنر شیراز، سال ۱۳۵۲ با صدای پلی بک و کارگردانی "ماریا کریشنا" و بازیگران همان صداها و چند بازیگر فرانسوی چهار بار اجرا شد. نمایشنامه "سهراب، اسب و سنجاقک" و "عقاب و روباه" اجرای عمومی داشته اما هنوز چاپ نشده است.

نمایشنامه "ماه و پلنگ" و "سهراب، اسب و سنجاقک" به انگلیسی چاپ شده است. از او چندین نمایش اجراشده و چاپ نشده و مقدار زیادی دست نوشته و شعر وجود دارد که کم کم در بنیاد بیژن مفید به چاپ خواهد رسید.

در این زمینه بیشتر بخوانید

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.