فراز و فرودهای ارکستر سمفونیک تهران

به روز شده:  18:40 گرينويچ - چهارشنبه 28 نوامبر 2012 - 08 آذر 1391

هفتاد سال از زندگی پر فراز و فرود ارکستر سمفونیک تهران می گذرد و خبرگزاری های ایرانی خبر می دهند که ارکستر اینک کلیک در وضع خوبی به سر نمی برد هرچند که برخی مسئولان از تلاش برای برطرف شدن مشکلات موجود سخن گفته اند.

موسیقی چون شعر و قصه و تصویر نیست که آفریده که شد، کارش تمام شده باشد. موسیقی تا اجرا نشود، حضور بالفعل پیدا نمی کند. مقصود البته موسیقی گروهی است. وگرنه در بداهه نوازی ها- از جمله در موسیقی سنتی ایران- اجرا کننده، همان آفریننده است و پس از اجرا کار به پایان می رسد. اجرای موسیقی گروهی ولی نیاز به ارکستر دارد و ارکستر، همنوازان کارآزموده و رهبران ورزیده می خواهد.

با تاسیس رشته موسیقی نظام در دارالفنون زیر سرپرستی "لومر" فرانسوی، نخستین ارکستر به معنای امروزی آن- حدود صد و پنجاه سال پیش در تهران بنیاد گرفت. ولی این ارکستر، بیشتر به کار نظام می آمد و نواخته هایش در سطح جامعه منتشر نمی شد.

و اما نخستین ارکستر غیر نظامی را حدود یکصد و ده سال پیش "غلامحسین درویش" به وجود آورد که وابسته به انجمن اخوت بود. ارکستر درویش خان با آن که ترکیبی تازه از سازهای ایرانی و فرنگی را در خود داشت ولی قطعات اجرائی آن همچنان سنتی بود و سازها همه همصدا- یا "اونیسون" نواخته می شدند. با این همه اجرای برخی از آهنگ های درویش که آشکارا زیر تاثیر موسیقی سبک غربی ساخته شده و نتیجه سفر او به اروپا بود، آغاز یک حرکت نوآورانه را در موسیقی ایران بشارت می داد. درویش بر این گونه قطعات ارکستری خود حتی نام بعضی فرم های غربی چون مارش و پولکا را نهاده است.

نیاز به ارکستر

در سرآغاز قرن جاری خورشیدی، حضور دو تن از موسیقیدانان تحصیل کره و تازه از اروپا بازگشته، در عرصه موسیقی پیشرو نیاز به کار گروهی و ارکستر را افزایش داد: علینقی وزیری و غلامحسین مین باشیان، هر دو، در اندیشه بنیاد ارکسترهای ورزیده ای بودند که بتواند آفریده های خود آن ها و نیز آثاری از موسیقی بین المللی را به اجرا درآورد. وزیری یک سال پس از تاسیس مدرسه موسیقی خود، در سال ۱۳۰۳ ارکستری با شرکت هنرآموزان مدرسه به وجود آورد که همان ارکستر مدرسه موسیقی نامیده شد و پس از چند سال یک پسوند دولتی نیز بر آن افزوده گردید.

در این ارکستر نیز سازهای ایرانی و اروپائی، با هم ترکیب شده بودند ولی آثار پیچیده تری را که غالبا وزیری خود می آفرید، می نواختند. در این قطعات وزیری با احتیاط تمام، برخی از شِگِردهای ملایم موسیقی نویسی غربی را به کار می برد و ارکستر را به دو صدا- یا چند صدا نوازی عادت می داد.

و اما ارکستری که غلامحسین مین باشیان بنیاد کرد، نخستین ارکستر بزرگ غیر نظامی در معنای بین المللی آن بود. مین باشیان در سال ۱۳۱۳ به ریاست هنرستان عالی موسیقی برگزیده شد و نخستین کار او آن بود که با همکاری هنرجویان و هنرآموزان هنرستان و نیز تعدادی از نوازندگان خارجی یک ارکستر ۴۰ نفره به وجود آورد و نام آن را "ارکستر سمفونیک بلدیه" گذاشت. نخستین کنسرت این ارکستر، در سیزدهم مهر ماه ۱۳۱۳ به مناسبت جشن هزاره فردوسی در تهران و به رهبری مین باشیان برگذار شد. مین باشیان برای این کنسرت از یک گروه آواز جمعی ارمنی به سرپرستی نیکل قلندریان یاری گرفت تا آفریده او را بر روی نوشته ای ار خود او، با عنوان "سه داستان شاهنامه" به اجرا درآورند.

دومین و آخرین کنسرت ارکستر سمفونیک بلدیه، حدود شش ماه بعد، در سوم اردیبهشت ماه ۱۳۱۴ در تهران برگذار شد که برنامه آن را "رقص ایرانی" از مین باشیان و آثاری از موسیقی بین المللی تشکیل می داد. گفتنی است که ارکستر قطعه نسبتا دشواری چون شبی بر فراز کوه سنگی از موسورگسکی را نیز به اجرا درآورد.

پس از این کنسرت، ارکستر سمفونیک بلدیه جای خود را به "ارکستر هنرستان عالی موسیقی" البته با همان نوازندگان سپرد. این ارکستر نیز در سال ۱۳۱۷ که "سازمان پرورش افکار" پدید آمد، به تصمیم کمیسیون موسیقی وابسته به آن که ریاستش باز با مین باشیان بود، به ارکستر استادان اداره موسیقی کشور، تبدیل شد. این ارکستر تازه توانست در سال ۱۳۱۸ با استخدام ده نوازنده از چکسلواکی دامنه کار خود را گسترش دهد و سطح کیفی برنامه های خود را بالا ببرد.

ارکستر سمفونیک دولتی یا دقیق تر بگوئیم ارکستر استادان اداره موسیقی کشور در طول دو سال- تا شهریور ماه ۱۳۲۰- که عوارض جنگ جهانی دوم دامان ایران را نیز گرفت، در جمع دوازده کنسرت در تهران برگزار کرد که برنامه آنها غالبا از آثار موسیقی بین المللی چون بتهوون، بیزه، شوبرت، اسمتانا و دورژاک برگزیده شده بود و گاه تک و توک قطعاتی از موسیقی دانان پیشرو ایران را در خود داشت.

با فراگیر شدن جنگ و اشغال ایران از سوی متفقین همه برنامه های فرهنگی و از جمله کار ارکستر استادان نیز به تعطیل کشیده شد. مین باشیان از همه پست های فرهنگی برکنار شد و نوازندگان چک نیز ایران را ترک گفتند. گفتنی است که همپای ارکستر استادان اداره موسیقی کشور، دو ارکستر کوچک دیگر نیز در تهران بر پا شده بود و فعالیت می کرد. ارکستری متشکل از هنر جویان و هنر آموزان هنرستان که پس از گشایش رادیو تهران، در سال ۱۳۱۹ در آن سازمان نیز به اجرای موسیقی بین امللی می پرداخت و ارکستر سازهای بادی که "حسن راد مرد" و "علیمحمد خادم میثاق" آن را سرپرستی می کردند.

ابتکار محمود

ارکستر سمفونیک تهران

در مهر ماه سال ۱۳۲۰، علینقی وزیری، پس از هفت سال دوباره به کار پیشین خود بازگشت و سرپرستی هنرستان عالی را برعهده گرفت. او ارکستر و اداره موسیقی کشور را از نو وابسته به هنرستان ساخت و نام دیگری بر آن نهاد: "ارکستر هنرستان عالی موسیقی". سرپرستی و رهبری ارکستر از این زمان بر عهده موسیقیدان جوان "پرویز محمود" نهاده شد که به تازگی پس از فراغت از تحصیل از بلژیک بازگشته بود. پرویز محمود، قبل از هر چیز، به نو سازی سازمان ارکستر پرداخت و پس از شش ماه توانست نخستین کنسرت خود را در سالن سینمائی در تهران برگذار کند. آثاری از علینقی وزیری، روح الله خالقی، پرویز محمود و لئون کِنی پر، از آهنگسارزان شوروی که همزمان به ایران دعوت شده بود، به اجرا درآمد. ولی کار هنوز سامان نگرفته بود و ارکستر در انتظار تغییرات دیگری بود. تغییراتی که منجر به تشکیل ارکستر سمفونیک تهران شد.

چیزی نگذشت که پرویز محمود به سبب اختلافاتی که با وزیری پیدا کرد، از رهبری ارکستر کناره گرفت تا به ابتکاری غافل گیر کننده دست بزند. او یاران نزدیک خود را متقاعد ساخت که با هم ارکستری نظیر ارکسترهای سمفونیک جهان ولی غیر وابسته به سازمان های دولتی بنیاد کنند. این ارکستر در آغاز برای صرفه جوئی در هزینه ها در زیر زمین خانه پدری پرویز محمود تمرین می کرد. اعضای ارکستر هم پذیرفته بودند که بدون دستمزد کار کنند، حتی اگر بتوانند پرداخت هزینه های دیگری را به عهده بگیرند. سرانجام با وجود همه دشواری ها ارکستر نو بنیاد توانست سر پای خود بایستد و با تمرین های فشرده آن را برای برگزاری کنسرت آماده کند. پرویز محمود با این ارکستر چند برنامه در تهران (در دانشگاه و در سالن های سینمائی) برگزار کرد و به این ترتیب ارکستر سمفونیک امروزی تهران پا به عرصه وجود نهاد.

در سال ۱۳۲۵ پس از فرو خوابیدن آتش جنگ، پرویز محمود در جای علینقی وزیری نشست و به ریاست هنرستان برگزیده شد و ارکستر هنرستان را در ارکستر سمفونیک خود ساخته ادغام کرد و رهبری ان را به معاون خود روبیک گرگوریان سپرد.

محمود و گرگوریان در کار هنرستان و ارکستر نظر و سلیقه یکسان داشتند. به همین سبب دوره همکاری آن دو را می توان دوره ای بارور برای موسیقی پیشرو ایران به شمار آورد. هم هنرستان عالی موسیقی سر و سامان تازه ای گرفت و هم ارکستر سمفونیک تهران توانست هر سال چند کنسرت برگذار کند و در آن ها علاوه بر آثار بین المللی، آفریده های موسیقیدانان ایران را نیز به اجرا درآورد.

با مهاجرت پرویز محمود به آمریکا در سال ۱۳۲۹، گرگوریان سرپرستی هنرستان را نیز بر عهده گرفت. ولی او نیز یکسال بعد برای همیشه به آمریکا مهاجرت کرد و مدت ها اداره ارکستر سمفونیک تهران گرفتار بی ثباتی شد. روبن صفاریان، مرتضی حنانه و سرژ خوتسیف، هر یک دوره های کوتاهی ارکستر را رهبری کردند. بلند مدت ترین آن ها دوره رهبری حنانه است که به زحمت به یک سال می رسید.

پس از این رهبری های دوره ای نوبت به حشمت سمجری رسید که کمی بیش از دو سال چوب رهبری ارکستر سمفونیک تهران را در دست داشت. او نیز در سال ۱۳۳۵ برای ادامه تحصیل راهی اتریش شد و موسیقیدانی اتریشی که همراه با چند نوازنده اروپائی به استخدام ارکستر درآمده بود به نام "هایمو تویبر" به رهبری ارکستر برگزیده شد. تویبر نزدیک به چهار سال تا بازگشت سنجری روی سکوی رهبری ارکستر باقی ماند. ارکستر در دوره او به سبب تقویت بنیه سازها به خصوص سازهای بادی، امکان اجرای آثار بیشتری را پیدا کرد و به رپرتوار کما بیش گسترده تری دست یافت.

پس از تویبر دوباره حشمت سمجری رهبری ارکستر را بر عهده گرفت و طولانی ترین دوره رهبری آن را به وجود آورد یعنی از سال ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۱.

دوره بارآوری

و اما ارکستر سمفونیک تهران در دو دوره حنانه و سنجری توجه بیشتری به اجرای آثار آهنگسازان پیشرو ایران نشان داده است. زیرا که این هر دو آهنگساز بودند و می خواستند آثار خود را به اجرا درآورند. در ضمن از فکر همتایان خود غافل نبودند! منوئه، ،سوئیت شهر مرجان از حنانه و سوئیت رنگارنگ یا تابلوهای ایرانی از سنجری از قطعات پر اجرای ارکستر به شمار می آمدند.

از آن گذشته ارکستر رپرتوار بین المللی خود را نیز به تدریج گسترش می داد. البته هنوز توان و جرئت رفتن به سوی موسیقی معاصر غرب را نداشت.

در دوره سنجری، ارکستر سمفونیک تهران هم به سبب کوشش های او و هم به سبب موقعیت بهتری که ارکستر پیدا کرده بود، تنی چند از رهبران معروف جهانی به عنوان میهمان ارکستر را رهبری کردند.

حشمت سنجری نیر متقابلا و به عنوان میهمان برخی از ارکسترهای معروف بین المللی را رهبری کرده است. این مراودات طبعا بر رونق کار ارکستر و رشد موسیقی پیشرو افزود. توان فنی ارکتستر سبب افزایش علاقه آهنگسازان پیشرو به آفریدن آثار برتر شد و این افزایش به نوبه خود امکان انتخاب و اجرای آفریده های ایرانی را فزونی بخشید.

رهبری تازه نفس

در سال ۱۳۵۱، حشمت سنجری از کار رهبری ارکستر سمفونیک تهران کناره گرفت و عنان کار را به دست رهبر جوانی سپرد که تازه نفس از راه رسیده بود: فرهاد مشکات که در زمینه موسیقی مدرن معاصر تحصیل و مطالعه کرده بود و کوشش می کرد ارکستر را با موسیقی مدرن نیز اشنا سازد. کار البته ساده نبود و درست به دلیل همین دشواری توفیق چندانی پیدا نکرد. ارکستری که از حد موتسارت، شوبرت و حد اکثر مرسورسگی و خاچاتوریان فراتر نرفته بود، توان آن را نداشت که دست به اجرای وبرن، گزناکیس یا آلبان برگ بزند. مشکات برای افزایش توان ارکستر به استخدام نوازندگان خارجی روی آورد. روشن است که این روش به هویت ملی ارکستر آسیب می رسانید. از این ها گذشته جامعه موسیقی ایران هنوز بایست از مراحل تکوینی دیگری عبور می کرد که بتواند خود را با نوترین پدیده های موسیقی معاصر سازگار سازد. فرهاد مشکات شش سال تا سال ۱۳۵۷، تا آستانه انقلاب، رهبری ارکستر را بر عهده داشت. با بر پائی انقلاب اسلامی او نیز چون بسیاری دیگر از موسیقیدانان پیشرو رهسپار برونمرز گردید.

"پس از انقلاب ارکستر سمفونیک تهران چون بسیاری از نهادهای فرهنگی دیگر از کار باز ایستاد. ولی پس از چند سال که تب انقلاب تا حدودی فرو نشست، ارکستر توانست به همت برخی ار نوازندگان پیشین خود به فعالیت هائی، هر چند محدود بپردازد"

اغمای پس از انقلاب

و اما پس از انقلاب ارکستر سمفونیک تهران چون بسیاری از نهادهای فرهنگی دیگر از کار باز ایستاد. ولی پس از چند سال که تب انقلاب تا حدودی فرو نشست، ارکستر توانست به همت برخی ار نوازندگان پیشین خود به فعالیت هائی، هر چند محدود بپردازد. البته دیگر توان سال های پیش از انقلاب را نداشت. بسیاری از نوازندگان و رهبران برجسته آن از ایران خارج شده بودند. از آن گذشته دستگاه های دولتی دیگر ارجی برای فعالیت های آن قائل نبودند و بودجه مناسبی در اختیارش قرار نمی دادند. کار به جائی رسید که ارکستر حتی نمی توانست قطعات ساده ای را که پیش از انقلاب به راحتی می نواخت، به اجرا درآورد. نوازندگان قدیمی ارکستر خود در دوره هائی کوتاه مدت ارکستر را اداره و رهبری می کردند و آن چه که ارکستر می نواخت بیشتر به سفارش سازمان های انقلابی و اسلامی ساخته می شد. در واقع ارکستر سمفونیک تهران نقش یک رسته موسیقی نظامی و انقلابی را ایفا می کرد.

آشفتگی های پیش آمده سبب شد که یک بار دیگر حشمت سنجری که هم چنان در ایران مانده بود، عنان ارکستر را به دست بگیرد. مهم ترین کار او و ارکستر در این دوره کوتاه، کنسرتی بود که به مناسبت درگذشت مرتضی حنانه رهبر فقید ارکستر برگزار شد. سنجری نیز با این کنسرت از ادامه رهبری چشم پوشید.

با کناره گیری مجدد سنجری به سبب بیماری، رهبری ارکستر بر عهده فریدون ناصری نوازنده قدیمی سازهای کوبه ای قرار گرفت. کار رهبری ناصری هم همچون عمرش دوام نیاورد. پس از او هر چند صباح یکی از رهبران جوان درون و برونمرزی چون علی رهبری، ایرج صهبائی، نادر مشایخی، شهرداد روحانی، منوچهر صهبائی و چند تن دیگر به تناوب ارکستر را رهبری کرده اند. ولی هیچ کدام دوام نیاورده اند.

زندگی ارکستر سمفونیک تهران فرود و فراز های بسیار داشته است ولی این بار به نظر می رسد از آخرین فرود به سادگی برنخواهد خاست. کسی نیست که زیر دست و بالش را بگیرد؟ آیا ارکستری با هفتاد سال فعالیت پر ثمر فرهنگی در حال فرو پاشی است؟

در این زمینه بیشتر بخوانید

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.