'روی مرز نومیدی' در آپارات

به روز شده:  21:20 گرينويچ - چهارشنبه 05 دسامبر 2012 - 15 آذر 1391

'روی مرز نومیدی' در آپارات

این هفته فیلم 'روی مرز نومیدی' ساخته نیما سروستانی فیلمساز ایرانی مقیم سوئد به نمایش در می آید.

تماشا کنیدmp4

برای پخش این فایل، نرم افزار "جاوا اسکریپت" باید فعال شود و تازه ترین نسخه "فلش" نیز نصب شده باشد

پخش ویدیو با ویندوز میدیا پلیر

این هفته فیلم 'روی مرز نومیدی' ساخته نیما سروستانی فیلمساز ایرانی مقیم سوئد به نمایش در می آید.

درباره فیلم

آپارات

نمایی از فیلم 'روی مرز نومیدی'

زمانی روزانه ۱۰ میلیون لیتر سوخت از مرزهای غربی ایران قاچاق می شد. بخشی از این قاچاقچی ها زن ها و کودکانی اند که فقط دنبال تامین معاش زندگی اند. منطقه کردستان ایران در سال های بعد از جنگ همیشه منطقه ای مناسب برای قاچاق بوده است. از قاچاق چای و مشروبات الکلی به داخل ایران گرفته تا قاچاق نفت و بنزین از ایران به ترکیه و عراق."روی مرز نومید ی" داستان مرزنشینان منطقه کردستان ایران است که برای رهایی از فقر علی رغم سختی کار و خطرات آن به قاچاق نفت می پردازند.

ویژگی فیلم

فیلم 'روی مرز نومیدی' یک مستند مشاهده گر و بی قضاوت است که داستان مرزنشینهای ایران و عراق و نبرد آنان با فقر از طریق قاچاق را روایت می کند. دوربین فیلم ساز طوری با مهارت با شخصیتهای فیلم همراه شده که آنها حضور آن را حس نمی کنند و از این طریق فیلمساز ما را در لحظات منحصر به فرد رنجها و شادی هایشان سهیم می کند.

آپارا

نیما سروستانی، کارگردان

درباره کارگردان

نیما سروستانی متولد سروستان از استان فارس ایران است. وی کار هنری را قبل از سال ۵۷ با مجسمه سازی شروع کرده و هم زمان در روزنامه پارس شیراز و آیندگان می نوشته است . وی از سال ۱۳۶۳ در سوئد کار و زندگی می کند و در این کشور رو به مستند سازی آورده و سالهاست که به عنوان مستند ساز فعالیت می کند. از فیلمهای وی می توان به 'ارزش من پنجاه گوسفند بود' ( ۲۰۱۰) ، حراج کلیه ایرانی(۲۰۰۷) میهمان مرد مرده (۲۰۰۴) ، برهنه و باد ( ۲۰۰۳) و دایره بسته (۱۹۹۷) اشاره کرد که بعضی از آنها در جشنواره های بین المللی به نمایش در آمده اند و تحسین شده اند.آخرین کار نیما سروستانی 'بی برقع در بند' نام دارد که به تازگی ساخته شده و به زندگی زنان در یکی از بازداشتگاه های افغانستان می پردازد.

نگاه کارگردان

هنگامی که آمریکا در سال ۲۰۰۳ عراق را بمباران می کرد، من به همراه همکار سوئدی ام اخبار جنگ را برای تلویزیون اس وی تی سوئد گزار ش می کردیم. ما از طریق مرزهای کردستان ایران وارد خاک عراق شدیم. اولین موردی که توجه مرا جلب کرد لاشه اسبهایی بود که در گوشه و کنار راه های مرزی افتاده بودند. بعد از کمی پرس و جو دریافتم که این اسبها متعلق به کردهای ایرانی است و به وسیله آن ها اجناس مختلف را به آن سوی مرز حمل می کردند و اسبها زمانی که در تیر رس مرزبانان قرار می گرفته اند، از پای در آمده اند. این تصاویر من را به این فکر انداخت که پس از اتمام جنگ فیلمی درباره زندگی مرزنشینان ایران و عراق بسازم که نتیجه اش شد 'روی مرز نومیدی'. این فیلم گوشه ای از زندگی هم وطننان کرد ما را به تصویر می کشد.

درباره فیلم هفته گذشته 'رسانه عشق' ساخته الی صفری

آپارات

نمایی از فیلم 'رسانه عشق'

ایران کشوری است که در زمان وقوع انقلاب و بعد از آن حدود ۱۸۰ سالن سینما یعنی نزدیک بیش از نیمی از سالن های سینمایش به آتش کشیده شده یا تخریب شده و یا بسته شده است و اصولا از ابتدا رابطه درخشانی بین نهاد روحانیت و سینما وجود نداشته و به نظر می آید که هنوز هم ندارد. حالا دراین بین ، ناگهان در طول این سال ها یک روحانی پیدا می شود که با عبا و عمامه ، عاشق سینما شده است. فیلم 'رسانه عشق' حکایت علی فصیحی روحانی خلع لباس شده ای است که سالها قبل در ایران به فعالیتهای مربوط به سینما و سینماگران مرتبط بوده و حتی به روحانیون فیلم نشان می داده است. وی در آخر برای مدتی به زندان می افتد و خلع لباس می شود.

نظرات بینندگان درباره فیلم هفته گذشته

آیت

فیلم جالبی بود و موضوع تازه و نویی داشت. بیان خود کاراکتر البته خیلی خوب بود که مخاطب را تا آخر فیلم با خودش می کشاند. در آخر انتظار ادامه فیلم را داشتم و پایانی دور از انتظار داشت.

آذر

شاید فیلم کمی ضعیف بود اما موضوع بسیار جالب بود. و آن نمای پایانی در جواب این سوال که آیا دوست داری این لباس رو دوباره بپوشی جالب بود. من فیلم را دوست داشتم .

رضا

فیلم جالبی بود. همیشه نقد کردن در ایران دچار مشکلاتی است، فرقی بین روحانی و غیر روحانی نیز در این زمینه نیست..

حمید

از وسط های فیلم آن را دیدم ولی عجیب برایم جذاب بود به ویژه آن خلوص و وارسته گی که در آقای افصحی دیدم.ای کاش می دانستم الان کجاست و چه می کند؟

محسن

به کسی که سینما را به روحانیت ترجیح داد باید احسنت گفت.

فریبا

خیلی جالب بود که می دیدم یک آخوند اینقدر روشنفکر بود.

حسین

در ابتدای فیلم«افصحی» رو به طلاب می‌کند و بخشی از دیالوگ «هم‌چون در یک آینه» [اینگمار برگمان] را چنین تکرار می‌کند: «خدا، عشق است» فیلم در به ‌تصویر کشیدن فردی که سعی دارد مُبلغ و لژیونر «عشق» و «سینما» باشد موفق عمل می‌کند. «رسانه عشق» فیلم خوش‌ساخت و با تاریخ‌ مصرف بالایی ا‌ست که توانسته پا به‌ پای شجاعت و توانایی‌های بازیگر اول خود پیش برود و به‌مرور زمان بوی کهنگی هم نگیرد. در جایی دیگر از فیلم می‌شنویم: «خیال، منشا عمل و حرکت در زندگی‌ست»؛ اما چنین به‌نظر می‌رسد که سیاست‌مدارن حاکم از این جمله‌ی تاثیرگذار چیزی نمی‌دانند. راستی، شاید«علی افصحی» ورژن تکامل یافته‌ی «حسین سبزیان» فیلم «کلوزآپ نمای نزدیک» [عباس کیارستمی] باشد که در پس هیاهوی تلخ روزگار «فیداوت» شد.

حامد

فیلم بسیار خوبی بود، ریتم روان و تدوین خوبی داشت.

زهره

جزء اولین بارهایی بود که از دیدنخلع لباس شدن یک آخوند ، ناراحت نشدم.

رضا

لباس پیغمبر اسلام که درجه اش بسیار بالاتر از همه روحانیون است مثل بقیه مردم، یک لباس عادی بود.

تی پی جی

خیلی به دلم نشست. چهره اش، مدل حرف زدنش، صداقتش، روح تمیزش من را به خودش جلب کرد این روحانی جالب به نام افصحی.

سهراب

از فیلم لذت بردم. روند نمایشی فیلم عالی بود و موضوع بسیار بسیارجالبی داشت. سوال جالبی که فیلمساز در اواخر فیلم از آقای فصیحی پرسید که : آیا دوست دارین دوباره این لباس رو به تن کنید؟ و جواب آقای فصیحی واقعا برایم جالب بود.

علیرضا

من هم شاید در این شرایط از آخوند خوشم نیاید ولی میدانم برای رسیدن به جامعه متمدن باید گفتگو از یک جایی شروع شود. باید یک فرقی من با آن تفکر داشته باشم و آن هم این است که من میگویم هم تو و هم من حق داریم حرفمان را بزنیم و حق داریم اعتقاد به هر چه که اعتقاد پیدا می کنیم داشته باشیم و حق داریم لباسی را که دوست داریم بپوشیم.

شراره

افکاری که حصارها را کنار بزنند، می توانند حقایق را ببینند و رشد نمایند. این فرد روحانی سعی نمود با عینکی که برایش ساخته بودند به سینما نگاه نکند و خودش با دیدن فیلم های ساخته شده ساده انگار نباشد و مفاهیم آن ها را درک کند و به شناخت دست یابد. کاش همه ما با شناخت و مطالعه به حقایق دست می یافتیم و بر روی امواجی که دیگران برایمان می سازند حرکت نمی کردیم. در این صورت اصلاحات واقعی صورت میگرفت و جامعه با آگاهی رشد میکرد.

مهرنوش

تمام مدت تماشای فیلم از بازی زیرپوستی حضرات حرص خوردم. از اینکه پیچش دست خودشان است، از اینکه برای تدریس در دانشگاه راحت دروغ گفته اند و کسی کاری به ایشان نداشته است، از اینکه وقتی پای مغازله باشد، همه چیز حلال است، از اینکه چطور ساختار فرهنگی را دست گرفته اند و همه چیز را به نفع خودشان مصادره کرده اند، از اینکه کسی که توانایی خواندن یک نامه ساده اداری را بدون تپق ندارد( آن هم وقتی که برای این فیلمبرداری چندین بار تمرین کرده)، می نشیند سر میزی با غولهای سینمای ایران و صاحبان ایده به حاشیه رانده شده اند.

بابک

کار خوبی بود. اما به نظرم ریتم حرکت کار خیلی کند بود و گاه برخی تصاویر بی معنی بود و یا ارتباطی بین بحث و مخاطب برقرار نمی کرد. برای نمایش احساس و یا لطافت عشق و یا نمایش گرایش به امری معنوی، الزامی نیست که ریتم کار کند شود. به نظرم این کندی، روی اثرگذاری کار نیز تاثیر دارد. در مجموع خوب بود اما این نقیصه و بحث تصاویری که می توانست بسیار بهتر و زیباتر باشند، ضعف عمده کار بود.

هادی

بسیار لذت بردم . موضوعی شاید نو بود که مانورزیادی می شود با آن داد می توانی خیلی از مرزهای افکار عمومی را بشکنی و با در نظر گرفتن خط قرمزهای موجود گاهی ناخنکی به آن طرف خط بزنی . چون کارگردان می خواست گذشته را بیان کند، دستش بسته بود و سعی کرده بود به عکسها و تعریف خاطره ها بسنده کند. گاهی از فیلمهای آرشیوی استفاده کرده بود ولی باز هم بیننده یک فیلم مستند را راضی نمی کرد. این فبلم یک روایت بود از یک اتفاق نادر .کاش ۲۰در صد روایت بود وباقی فیلم جایگاه و وضعیت علی افصحی در زمان حال. به هرحال از نظر من ساخت فیلم پراکنده ،عدم انسجام ،خالی بودن جایگاه تمثیل ، گم شدن ریتم داستانی و بالاخره استفاده نکردن فیلمساز از شاخصه های تصویری بجای روایتهای پی درپی از مشکلات فیلم بود. از امتیازات فیلم می توان به جذابیت موضوع ، پررنگ کردن نقش عشق در فیلم، نمایش یک خانواده گرم ایرانی است.

بهروز

فیلم جالبی بود . من با ایشان سالها در زمان دانشکده ارتباط بزدیک داشتم ولی از یک موضوع سر درنیاوردم ایشان در آن سالها آقای انگجی بودند ولی در فیلم افصحی معرفی شده بود؟؟

مجید

فیلم عالی بود. موضوع فیلم آن چنان برای کسانی که داخل کشور زندگی می کنند، تکان دهنده و عجیب بود که نواقص فنی و حرفه ای فیلم مهم و یا قابل توجه نبود. ظهور این دست روحانیون نقطه عطف و مایه الفت بین جامعه کنونی و مذهب است و با ظهور آنان گمشده آن دسته از جوانان امروز که گرایش به مذهب دارند ولی هیچ فصل مشترکی بین آرمانها ، علایق ، و حتی تفریحات سالمشان و مذهب پیدا نمیکنند پیدا می شود. این تنها راهی است که شاید بتوان نسل اخیر را به برگشت از بی مذهبی ،لاقیدی ، بی دینی و حتی بی اخلاقی ناشی از عدم توجه به دغدغه های امثال افصحی ها ، ترغیب نمود.

محسن

آن سکانسی که مراجع فیلم می دیدند ، حالت صورتشان در حال دیدن ژولیت بینوش در فیلم آبی معرکه بود.

بهرنگ

خیلی جالب بود.یادداشت برداری مععمین جالبترین بخش این فیلم بود.معلوم بود که که این موضوع مثل مباحث فقهی براشون جذاب هست.

اردلان

موضوع خوبی بود برای یک فیلم مستند ولی کاش بیشتر برای ساخت این فیلم سعی می شد تا ریتم کار به این کندی نباشد و فیلم از این حالت خسته کننده در می آمد. و بعضی از نماهای نامربوط فیلم کاش حذف می شد.در مجموع فقط یک ایده خوب برای ساخت یک مستند بود.


آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات: کلیک aparat@bbc.co.uk

زمان پخش برنامه آپارات

به وقت تهران به وقت کابل به وقت دوشنبه به وقت گرینویچ
پنجشنبه

۲۱:۰۰

۲۱:۰۰

۲۱:۳۰

۱۷:۳۰

تکرار جمعه

۱۱:۰۰

۱۱:۰۰

۱۱:۳۰

۰۷:۳۰

تکرار جمعه

۲۴:۰۰

۲۴:۰۰

۰۰:۳۰روز بعد

۱۹:۳۰

تکرار شنبه

۱۳:۰۰

۱۳:۰۰

۱۳:۳۰

۰۸:۳۰

تکرارچهارشنبه

۲۴:۰۰

۲۴:۰۰

۰۰:۳۰روز بعد

۱۹:۳۰

تکرار پنج شنبه

۱۶:۰۰

۱۶:۰۰

۱۶:۳۰

۱۱:۴۰

*ممکن است هنگام پخش خبر فوری، محتویات این صفحه و این برنامه بدون اعلام قبلی تغییر کند.

[an error occurred while processing this directive]

در این زمینه بیشتر بخوانید

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.