حماسه صحرایی دیوید لین؛ به مناسبت پنجاه سالگی "لارنس عربستان"

به روز شده:  14:31 گرينويچ - سه شنبه 11 دسامبر 2012 - 21 آذر 1391

۵۰ سال قبل، در روز دوشنبه دهم دسامبر ۱۹۶۲، تماشاگران سینما در سینما ادئون لستر اسکوئر لندن به تماشای نسخه ۳ ساعت و ۴۲ دقیقه ای فیلم "لارنس عربستان"، اثر حماسی دیوید لین درباره کلنل تی ای لارنس نشستند.

در این نمایش ویژه سلطنتی، علاوه بر دیوید لین و سم اسپیگل، تهیه کننده و برخی از بازیگران فیلم، ملکه الیزابت دوم و همسرش نیز حضور داشتند.

اما دو شب قبل از نمایش فیلم، خراشیده شدن نسخه هفتاد میلیمتری فیلم، دیوید لین و همکارانش را به شدت نگران کرد. چرا که نسخه اریجینال فیلم، ۶۵ میلی متری بود که تنها دو نسخه از آن به صورت هفتاد میلیمتری چاپ شده بود و یکی از آنها برای نمایش در نیویورک ارسال شده بود اما اَن وی کوتس، تدوینگر فیلم، قبل از این که فیلم از طریق هواپیما به نیویورک ارسال شود، به فرودگاه هیترو رفت و آن را برای اکران سلطنتی فیلم در لندن، قرض گرفت.

سام اسپیگل (تهیه کننده این فیلم و فیلم قبلی دیوید لین یعنی "پل رودخانه کوای") نمی خواست عمر شریف (بازیگر عرب فیلم) در این نمایش شرکت کند چرا که می خواست همه مطبوعات و رسانه ها به بازیگری که او تازه کشف کرده بود، یعنی پیتر اوتول (در نقش لارنس عربستان) توجه کنند اما عمر شریف به خواست او اعتنایی نکرد و در این برنامه شرکت کرد و بیش از دیگر بازیگران، مورد توجه عکاسان و خبرنگاران قرار گرفت.

نسخه اصلی فیلم، ۲۲۲ دقیقه بود اما زمان نمایش عمومی، به ۲۰۲ دقیقه کاهش یافت. با این که دیوید لین با اکراه موافقت کرده بود که تهیه کننده، فیلم را ۲۰ دقیقه کوتاه کند اما نسخه ای که شب دهم دسامبر در لندن نمایش داده شد، نسخه کامل فیلم بود. "لارنس عربستان" در همان سال بعد از فیلم "چگونه غرب تسخیر شد"، در مقام دومین فیلم پر فروش بریتانیا قرار گرفت.

در سال ۱۹۷۰ دوباره بخش دیگری از فیلم حذف شد و نسخه ای که ۱۵ دقیقه کمتر از نسخه ثانویه بود به بازار ارائه شد.

تا اینکه دیوید لین در سال ۱۹۸۸، موافقت تهیه کننده را برای تدوین دوباره فیلم و افزودن نماهای حذف شده جلب کرد و نسخه ای را که به "دایرکترز کات" (برش کارگردان) معروف است، بیرون داد.

این نسخه، با صدای دالبی ۶ بانده و زیر نظر رابرت ای هریس، ترمیم شد، کسی که قبلا فیلم "ناپلئون" ابل گانس را مرمت کرده بود.

برای ترمیم نسخه اصلی لازم بود که صداهای برخی از بازیگران دوباره ضبط شود. برای این منظور، صدای پیتر اوتول، الگ گینس، آنتونی کوئین و آرتور کندی را در لندن و نیویورک دوباره ضبط و صدا گذاری شد.

نسخه ای که اینک کمپانی سونی پیکچرز، آن را به صورت دیجیتال مرمت کرده و بیرون داده، همان نسخه کامل موسوم به "برش کارگردان" است که برای نخستین بار در ۱۶ نوامبر به وسیله موسسه فیلم بریتانیا در سینمای ان اف تی لندن به نمایش درآمد و پس از آن نیز در سینماهای سرتاسر بریتانیا اکران شد.

به گفته گرور کریسپ، مشاور اصلی تیم ترمیم، نسخه فعلی به نسخه اصلی بسیار نزدیک است چون نسخه اصلی در طول زمان، کیفیت رنگی اش را از دست داده و رنگ باخته تر شده اما حالا رنگ ها شفاف و برجسته اند.

چهره تاریخی لارنس

"لارنس عربستان" را رابرت بولت، فیلمنامه‌نویس و نمایشنامه‌نویس سرشناس انگلیسی، به همراه مایکل ویلسن بر اساس زندگی تامس ادوارد لارنس، افسر ماجراجوی انگلیسی نوشت.

تامس افسری انگلیسی بود که در زمان جنگ جهانی اول از طرف دولت انگلستان، به عنوان رایزن نظامی، به اردوگاه شاهزاده فیصل (با بازی الگ گینس) در حجاز پیوست و در کنار عرب ها با ترک های عثمانی جنگید و به قهرمان آنها بدل شد.

حجاز در آن زمان تحت تسلط ترک‌های عثمانی بود که در جنگ جهانی اول متحد آلمان بودند و به همین دلیل دشمن انگلستان محسوب می‌شدند.

در این دوران پادشاهی و امارت حجاز در دست شریف حسین بود و سرهنگ "لارنس"، نماینده دولت انگلیس در دربار وی محسوب می شد.

یکی از خواست های لارنس، ایجاد دولت متحد عربی بود. او به کمک شاهزاده فیصل، قبایل پراکنده عرب را متحد ساخت و در نبرد علیه ترک های عثمانی سازماندهی کرد.

محبوبیت لارنس بعد از حملات موفقیت آمیز او علیه ارتش عثمانی در بندر عقبه، در میان اعراب افزایش یافت و از سوی آنان لقب "لارنس عربستان" را کسب کرد.

اگرچه لارنس در جبهه انگلستان جنگید و از منافع این کشور در برابر دولت عثمانی دفاع کرد اما دیوید لین در فیلم خود، او را مردی معرفی کرد که قواعد متعارف انگلیسی را پس می زند و خود را تسلیم فرهنگ و زندگی عربی کرده و سعی می کند به هویت آنها درآید.

لارنس در عربستان، به مطالعه فرهنگ اعراب پرداخت و نه تنها زبان عربی را به خوبی فرا گرفت بلکه لهجه‌های قبایل مختلف سرزمین حجاز را نیز آموخت. او از پوشیدن لباس عربی و زندگی مثل مردان قبایل بیابانی احساس غرور می‌کرد.

تامس لارنس در سال ۱۹۳۵ در تصادف با موتورسیکلت، جانش را از دست داد. فیلم دیوید لین با صحنه مرگ او در این تصادف شروع می شود و بعد به صورت فلاش بک تنها دو سال از زندگی او از ۱۹۱۶ تا ۱۹۱۸ را روایت می کند.

شاهکار یا اثری متوسط

تصویری از یک نسخه نادر از کتاب اصلی لارنس عربستان

دیوید لین، استاد کارگردانی فیلم های حماسی و باشکوه است و در کارنامه او فیلم های پرخرج و عظیمی همچون "پل روخانه کوای"، "دکتر ژیواگو"، "گذری به هند" و "دختر رایان" دیده می شود اما "لارنس عربستان" شاید جاه طلبانه ترین و عظیم ترین فیلم دیوید لین باشد. فیلمی حماسی، باشکوه و پرخرج که با شرکت تعدادی از بزرگ‌ترین بازیگران سینما یعنی عمر شریف، پیتر اوتول، آنتونی کوئین، و آرتور کندی ساخته شد و جوایز اسکار متعددی از جمله جایزه‌ی بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین مونتاژ(اَن وی کوتس)، بهترین فیلمبرداری (فردی یانگ)، بهترین موسیقی فیلم (موریس ژار) و بهترین بازیگری (برای پیتر اوتول و عمر شریف) را به دست آورد.

دیویدلین و سام اسپیگل، تهیه کننده فیلم نمی خواستند حماسه ای تاریخی به سبک سیسیل به دومیل بسازند؛ برای همین به جای هنرپیشه ای مثل چارلتون هستون، ترجیح دادند از بازیگری گمنام یعنی پیتر اوتول در نقش لارنس استفاده کنند.

با این حال دیوید لین و فیلمنامه نویسش، رابرت بولت، ترجیح دادند به جای تکیه بر وجوه اسرارآمیز و تاریک شخصیت لارنس (مثلا سادومازوخیسم او که برخی مورخان بر آن تکیه کرده اند)، بر وجه حماسی شخصیت او تاکید کرده و از او یک قهرمان بسازند.

"لارنس عربستان" فیلمی کاملاً مردانه بود و حتی یک بازیگر زن هم در نقش اصلی نداشت و از این نظر نیز در میان آثار حماسی تاریخی، کاملا غیرمتعارف محسوب می شود. عمر شریف، بازیگر فیلم با کنایه درباره آن گفته است: " اگر تو آن مردی باشی که پول دارد و یک نفر پیش ات می آید و می گوید می خواهد فیلمی بسازد که داستان آن در صحرا می گذرد و نه هنرپیشه معروف دارد، نه زن تویش هست و نه عشقی در کار است و خیلی هم صحنه های مهیج و اکشن ندارد و زمان آن هم ۴ ساعت است، چه خواهی گفت؟"

این فیلم، محصول همکاری مجموعه ای از بهترین عوامل سینمایی از بازیگر گرفته تا فیلمنامه نویس، آهنگساز و فیلمبردار با دیوید لین بود.

فیلمنامه آن را رابرت بولت (نویسنده نمایشنامه مردی برای تمام فصول) نوشت، فِرِدی یانگ آن را فیلمبرداری کرد و موسیقی حماسی آن را آهنگساز برجسته مجار، موریس ژار ساخت.

حضور بازیگران قدرتمندی چون الگ گینس، آنتونی کویین، عمر شریف، خوزه فرر، آرتور کندی، آنتونی کوایل و کلود رینس، نیز سهم زیادی در موفقیت فیلم داشت.

کارگردان های برجسته ای چون مارتین اسکورسیزی، سام پکین پا، جرج لوکاس و استیون اسپیلبرگ، سبک بصری آن را ستودند و به گفته خود از آن تاثیر گرفتند.

"اگر تو آن مردی باشی که پول دارد و یک نفر پیش ات می آید و می گوید می خواهد فیلمی بسازد که داستان آن در صحرا می گذرد و نه هنرپیشه معروف دارد، نه زن تویش هست و نه عشقی در کار است و خیلی هم صحنه های مهیج و اکشن ندارد و زمان آن هم ۴ ساعت است، چه خواهی گفت؟"

عمر شریف، بازیگر فیلم

"لارنس عربستان" در نظرخواهی سال ۱۹۹۹ موسسه فیلم بریتانیا (بی اف آی)، مقام سوم را در میان صد فیلم برتر سینمای بریتانیا کسب کرد و بعد از "مرد سوم" کارول رید و "برخورد کوتاه" دیوید لین قرار گرفت. در نظرخواهی کارگردان های نشریه سینمایی سایت اند ساوند نیز به عنوان یکی از ده فیلم برتر تاریخ سینما، برگزیده شد.

جاناتان روزنبام، منتقد برجسته آمریکایی در مقاله اش با عنوان "بازگشت چشمان آبی" در شیکاگو ریدر در مارس ۱۹۸۹ از "لارنس عربستان" به عنوان شاهکار یاد کرد و به آن چهار ستاره داد. وی همچنین آن را در رده فیلم های حماسی از نوع "اسپارتاکوس" کوبریک، "شاه شاهان" نیکلاس ری، "ده فرمان" سیسیل ب دومیل و "خروج" اتو پر مینجر، طبقه بندی کرد. با این حال او آن را در مرتبه ای بسیار پایین تر از فیلم هایی که همزمان با "لورنس عربستان" در سال ۱۹۶۲ اکران شدند، از جمله "مردی که لیبرتی والانس را کشت" ساخته جان فورد، "لولیتا" استنلی کوبریک، "هاتاری" هوارد هاوکز، "سیر دراز روز در شب" ساخته سیدنی لومت و "کاندیدای منچوری" جان فرانک هایمر قرار داد.

به گفته روزنبام، "لارنس عربستان" همچون قهرمانش، اثری آمرانه، هوشمندانه، زیبا، اسرارآمیز، مغرور امپریالیست، خودشیفته و گزافه گوی است.

اما اندرو ساریس، منتقد دیگر آمریکایی در کتاب "سینمای آمریکا"، آن را سطحی و بسیار ضعیف ارزیابی کرد و پیتر باگدانوویچ، فیلمساز و منتقد سینما نیز آن را اثری متوسط خواند.

فیلمبرداری فردی یانگ با دوربین سوپرپاناویژن ۷۰ میلی‌متری از صحراهای مراکش و اردن خیره‌کننده است و جزو زیباترین تصاویری است که تاکنون از بیابان های خشک و کاروان شترها در سینما ارائه شده است. اگرچه تنها روی پرده بزرگ واید اسکرین است که می توان گرمای سوزان صحرا، هُرم داغ آفتاب و عطش جنگجویان را حس کرد.

یکی از به یاد ماندنی ترین صحنه های فیلم، لحظه ای است که فردی یانگ با لنز تله بسیار قوی، عمر شریف را همچون نقطه ای سیاه در دل صحرا نشان می دهد که از دور نزدیک و نزدیک تر شده تا در هیئت سواری سیاهپوش کاملا در معرض دید تماشاگران قرار می گیرد.

همین طور صحنه ای که لارنس با لباس عربی سپید در میان جنگجویان سیاه پوش عرب احاطه شده، کنتراست خیره کننده ای دارد و دیوید لین او را همچون مسیح نشان می دهد که حواریون او را دربر گرفته اند.

موسیقی حماسی موریس ژار

ابتدا قرار نبود که موریس ژار موسیقی این فیلم را بسازد. آهنگسازانی چون مالکوم آرنولد، ویلیام والتون، بنجامین بریتن، و آرام خاچاطوریان برای این کار دعوت شدند. دیوید لین از موریس ژار نیز خواست که فقط برای قسمت‌هایی از فیلم موسیقی بنویسد. ژار نیز در فرصت اندکی که در اختیار داشت موسیقی کل فیلم را در ظرف ۴ هفته نوشت که مورد پسند لین قرار گرفت. ژار خود می‌گوید در طول این مدت شب‌ها فقط دو تا سه ساعت می‌خوابیده است. با این حال به‌رغم زمان اندک و فشردگی کار، او موفق شد موسیقی ضربی و حماسی ای برای فیلم بنویسد که ترکیبی از تم های وحشی و تغزلی عربی و تم های نظامی و مارش‌گونه بود.

در این زمینه بیشتر بخوانید

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.