«به شرط اینکه ادبیات باشد»

به روز شده:  18:18 گرينويچ - جمعه 14 دسامبر 2012 - 24 آذر 1391

مئات (Maat) الهۀ حقیقت، عدالت و نظم در آیین مصر باستان.

هفتۀ پیش کلّی صغری و کبری چیدم تا شما را به این نتیجه برسانم که «ادبیات مقدّس است»! و با این جملۀ سه کلمه ای حرفم را تمام کردم، در حالی که از دور صدای شما را می شنیدم که با تعجّب و دلخوری می گویید:

«آقا، این چه حرفی ست که می زنی؟ الآن از هر صد تا کتابی که در هر جای این دنیا به اسم ادبیات در می آید، نود و نُه تاش چیزهایی است که اگر بگوییم مقدُس است، کُفر گفته ایم!» و من هم در همان لحظه، در غیاب شما، توی دلم گفتم، و حالا هم با صدای بلند در حضورتان می گویم: «بله، ادبیات مقدّس است، به شرط اینکه ادبیات باشد!»

و اضافه می کنم که ارزش ادبیات به دو اصل است و هر دو اصل به یک اندازه مهمّ است. اصل اوّل اینکه دور از «حقیقت» نباشد و در خدمت حقیقت باشد، و اصل دوّم اینکه «زیبایی» هنری داشته باشد. مثلاً شیخ عطّار نیشابوری در نوشتن داستان منظوم «منطق الطّیر»هم اصل اوّل ادبیات را رعایت کرده است، چون در این داستان سمبولیک خواسته است از یک «حقیقت» روشن در دنیای معنوی انسان حرف بزند، و آن اینکه اگر جویندۀ «خدا» هستیم، باید او را در خود بجوییم نه در بیرون از خود، و هم اصل دوّم را، چون این حقیقت را به صورت داستانی زیبا و با نظمی روان و محکم بیان کرده است.

روی جلد «تذکرة الاولیاء» به تصحیح رینولدز نیکلسون، مدرّس زبان فارسی در دانشگاه کمبریج، که با مقدّمه ای از محمّد قزوینی، در سال 1905میلادی در شهر لیدن هلند چاپ شد.

امّا همین شیخ عطّار نیشابوری کتاب دیگری نوشته است به نثر با عنوان «تذکرة الاولیاء» در شرح حال و کرامات و اقوال هفتاد و دو تن از صوفیان بزرگ که «میرزا محمّد بن عبدالوهّاب قزوینی» در مقدّمۀ خودش بر این کتاب (۱) گفته است که یکی از دلیلهای اهمیت این کتاب این است که «با ملاحظۀ قلّت وجودِ نثر در زبان فارسی» در قرن پنجم و ششم هجری، کتابی که در آن عصر «به این درجه شیرین و ساده نوشته شده باشد، خیلی قدر خواهد داشت.»

و خود «شیخ عطّار» هم در «آغاز کتاب»، برای نوشتن این کتاب چندین و چند «سبب» و «باعث» ذکر کرده است، از جمله اینکه این کتاب «کتابی است که مخنّثان را مرد کند، و مردان را شیر مرد کند، و شیر مردان را فرد کند ، و فردان را عین درد کند، که هر که این کتاب را چنانکه شرط است برخواند، آگاه گردد که آن چه درد بوده است در جانهای ایشان...»

و «ایشان» همان هفتاد و دو تن از صوفیان بزرگند، از آن جمله «حسین منصور حّلاج» که «... در ابتدا که ریاضت می کشیدی، دلقی داشت که بیست سال بیرون نکرده بود. روزی به ستم از وی بیرون کردند. گزندۀ بسیار در وی آفتاده بود. یکی از آن وزن کردند، نیم دانگ بود...»

دست یک هنرمندِ، لابد فقیرِ هندی، که دارد صورت «ساراسواتی» (Saraswati)، الهۀ دانش و خرد و هنر و موسیقی را برای یک جشن مذهبی نقاشی می کند.

و دیگری «اویس قرنی» که: «... یک سال و دو سال برآمدی که او را وجهی نبودی که بدان روزه گشادی. طعام او آن بودی که گاهگاه هستۀ خرما برچیدی و شبانگاه بفروختی و در وجه قوت صرف کردی و بدان افطار کردی...»

و دیگری «رابعۀ عَدَویَه» تنها زن در میان این هفتاد و دو صوفی بود که شبی چند تا مهمان داشت. «رابعه چراغ نداشت. ایشان را دل روشنایی خواست. رابعه به دهن پُف کرد در سر انگشت خویش، و آن شب تا روز انگشت او چون چراغ می افروخت و تا صبح بنشستند در آن روشنایی.»

حالا دیگر با شماست که یکبار دیگر «تذکرة الاولیاء» را بخوانید و ببینید به نظر شما مثل «منطق الطّیر» به تمامی «ادبیات» هست یا نه.

_______________________________________________

۱- میرزا محمّد بن عبدالوهّاب قزوینی، معروف به «عّلامه قزوینی»، ادیب و پژوهشگر تاریخ و فرهنگ ایران (۱۳۲۸-۱۲۵۶)

۲- بخشی از متن فارسی «تذکرة الاولیاء» به تصحیح رینولدز نیکلسون (Reynolds A Nicholson)، مدرّس زبان فارسی در دانشگاه کمبریج، و با مقدّمه ای از محمّد قزوینی، در سال ۱۹۰۵میلادی در شهر لیدن هلند چاپ شد.

در این زمینه بیشتر بخوانید

برنامه های قبلی

  • «ادبیات مقدّس است»
  • «پدران ما گفته اند...»
  • «حرفۀ پاپ و هنر آواز»
  • «یک پایش می لنگد »
  • «نه خیر!ایرادشان وارد نیست!»
  • «نیمۀ بهتر»
  • «ششمین سالگرد حرفهای شش من یک غاز!»
  • «صورت، آیینۀ شخصیت انسان»
  • «ارمنیهای ایران»
  • «با شعر جور در نمی آید!»
  • «در دادگاه عدل طبیعت»
  • «بورژوا و شبه بورژوا»
  • «حرفهای ساده و حرفهای حکیمانه»
  • «روانشناسی نفرین و فحش»
  • «قرّة العیون ربّة النّوع تجارت»
  • «بیچاره کلمۀ فلسفه!»
  • «ادب از که آموختی؟»
  • «قضیۀ پدر بزرگ و نوه»
  • «اَلعاقِلُ یَکفیهِ الاِشارَه»
  • «اندر معنی لغت کانیبالیسم»
  • «خدا ترس و پرهیزگار»
  • نامه ای از لندن: جزیره جذامیها
  • «آسمان خراش»
  • «قضیۀ تشکّر بی پاداش»
  • «در ایستگاه تشنگی، منتظر اتوبوس آبشخور»
  • «مزدورهای شیطان»
  • «اندر ترجمۀ فکر به واقعیت»
  • «اندر معرّفی یک کتاب لا نَظیرَ لَه»
  • «بلای دوگانگی زبان»

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.