'احمد محمود، نویسنده انسان گرا' در آپارات

به روز شده:  19:21 گرينويچ - چهارشنبه 26 دسامبر 2012 - 06 دی 1391

'احمد محمود، نویسنده انسان گرا' در آپارات

این هفته فیلم 'احمد محمود، نویسنده انسانگرا' ساخته بهمن مقصودلو در آپارات به نمایش در می آید.

تماشا کنیدmp4

برای پخش این فایل، نرم افزار "جاوا اسکریپت" باید فعال شود و تازه ترین نسخه "فلش" نیز نصب شده باشد

پخش ویدیو با ویندوز میدیا پلیر

این هفته فیلم ' احمد محمود، نویسنده انسانگرا' ساخته بهمن مقصودلو در آپارات به نمایش در می آید.

این روزها مقارن هشتاد و یکیمین سالگرد تولد، احمد محمود یکی از مطرح ترین نویسندگان در ادبیات معاصر ایران است . نمایش این فیلم یادی است از این نویسنده تاثیرگذار.

درباره فیلم

آپارات

نمایی از فیلم 'احمد محمود، نویسنده انسان گرا'

احمد محمود ظرف پنجاه سال از فعالیت های هنری اش، حدود نه مجموعه داستان کوتاه، شش رمان و دو فیلمنامه نوشت، اما مغضوب بسیاری از دولت های حاکم بر ایران هم در قبل و هم در بعد از انقلاب بود.

در فیلم 'احمد محمود، نویسنده انسانگرا'، این نویسنده گوشه هایی از زندگی، خاطرات دوران کودکی، جوانی و بازداشتهایش را و نیز دیدگاهها یش را باز می گوید. بهمن مقصودلو، سازنده این فیلم، شانس این را داشته که سه ماه قبل از در گذشت احمد محمود با او باشد و زندگی احمد محمود را در واپسین ماههای زندگی اش به تصویر بکشد.

ویژگی فیلم

حضور احمد محمود ویژگی منحصر به فردی به فیلم می دهد. فیلم تلاشی است برای ثبت تصویری از احمد محمود و زندگی اش به عنوان یک نویسنده. احمد محمود در این فیلم بخش هایی از رمان همسایه ها را بازخوانی می کند. فیلم حاوی تصاویری ارزشمند از احمد محمود است و در عین حال به شدت متمرکز بر گفتگو با خود نویسنده درباره فعالیت های ادبی اوست، اگرچه اطلاعات زیادی به ما درباره جنبه های دیگر زندگی او نمی دهد.

درباره کارگردان

بهمن مقصودلو، مستند ساز ایرانی مقیم امریکا است. او که منتقد قدیمی و شناخته شده ای در ایران است ، در کنار فیلم سازی در زمینه تهیه کنندگی و پژوهش سینما نیز فعالیت دارد. او از زمان اقامت در امریکا، تهیه کننده ۱۵ فیلم مستند و سینمایی بوده است. فیلم 'احمد محمود نویسنده ای انسان گرا' در سال ۲۰۰۲ یعنی سه ماه قبل از فوت احمد محمود ساخته شد. این فیلم بخشی از مجموعه ای از تک نگاریهای آقای مقصودلو درباره شاعران و نویسندگان معاصر ایران است که در دهه گذشته، ساخته شده است. آقای مقصودلو درباره این فیلم می گوید که این فیلم را در آخرین سفرش به ایران ساخته و برای تهیه آن دوسال زحمت کشیده است.از فیلمهای دیگر مقصودلو که قبلا در برنامه آپارات به نمایش در آمده است می توان به "احمد شاملو: شاعر بزرگ آزادی" (محصول سال ۲۰۰۰ ) و " ایران درودی: نقاش لحظه های اثیری" (محصول سال ۲۰۱۰)اشاره کرد.

بهمن مقصودلو

بهمن مقصودلو، کارگردان

نگاه کارگردان

احمد محمود شاید مهمترین نویسنده اجتماعی ایران بعد از مشرطیت باشد و شاید تنها رمان نویس ایرانی بود که توده های مردم قصه هایش را می خواندند و با او ارتباط برقرار می کردند. احمد محمود، انسانی بسیار شریف و انسان گرا بود که در زیر سیطره دو رژیم طاقت آورد، مقابله کرد، مبارزه کرد، سکوت نکرد، از هیچ چیز نهراسید و فقط نوشت.احمد محمود با دورژیمی که سانسور، هنرمندآزاری، عدم آزادی بیان، رنج ودرد، زندان و شکنجه از مشخصات بارزشان بود، درآویخت و آثاری برجسته و ماندنی از بی عدالتی و ستم ورزی بر توده تنگدست از خود باقی گذاشت. احمد محمود دست نوشته های 'همسایه ها' را قبل از چاپ، روزهای جمعه در منزلش در امیریه تهران برای من می خواند. او از دوستان بسیار نزدیک و نازنین من بود که بسیار از او آموختم و صفات والای انسانی اش را همیشه ستوده ام. کمتر گفتگو کرد و جلوی دوربین هیچ فیلم سازی قرار نگرفت.عزمم را جزم کردم که فیلمی از او بسازم تا در تاریخ تصویری ایران، باقی بماند. خوش حالم که این کار صورت گرفت. او هم با اعتمادی که به من داشت در منزلش، یک هفته تمام، صبح و عصر رو به دوربین صادقانه حرف زد و درد دلش را گفت. آخرین دیدارم با او هرگز از ضمیرم پاک نمی شود. محمود بیمار بود و نمی شد او را به مکان های دیگری برای تصویربرداری کشاند. فیلمبرداری هم یک هفته به طول کشید. تابستان سال ۲۰۰۲ بود. عصر روز آخر وقتی با او خداحافظی می کردم تا در خانه همراهی ام کرد و گفت: ' قبل از بازگشت تو را باید ببینم. کارت دارم. مواظب خودت باش.' محمود می دانست سخت تحت فشار هستم و تلفن و تهدید به منزلم قطع نمی شد. قول دادم که برای دیدنش باز خواهم گشت. اما دیگر هیچ چیز دست خودم نبود و چند روز بعد مجبور شدم ایران را ترک کنم و دیگر دیداری میسر نشد. احمد سه ماه بعد درگذشت ولی مگر می توان نگاه نافذ و مملو از محبت او را، ایستاده بلند در قاب در منزلش در حال دور شدن ماشین را فراموش کرد؟ روحش شاد

خلاصه فیلم هفته گذشته 'سپیدار و کلاغ' ساخته مهدی غضنفری

آپارات

نمایی از فیلم 'سپیدار و کلاغ'

برای خیلی از شهرنشین ها ، روستا در بهترین شرایطش یک مکان توریستی به حساب می آید. البته نه همه روستاها، بلکه جاهایی که به دلیل طبیعت یا معماری خاص شان اسم و رسمی به هم زده اند . با وجود این که کوچ از روستا ها به شهر در ۳۰ – ۴۰ سال گذشته تبدیل به یک پدیده فراگیر شده و خیلی از روستاها، بدل به مکان هایی متروکه شده اند، اما هنوز هم نبض زندگی در روستا می تپد، در تنورها نان پخته می شود ، خروس ها می خوانند و چوپان ها چوپانند. 'سپیدار و کلاغ' یک فیلم خاص است که می توان با آن سری به یاد روستا زد و در سکوت به تماشای یک روز زندگی در یک روستا نشست.

نظرات بینندگان درباره فیلم هفته گذشته

کیهان از کرمانشاه

بسیار جالب و تماشایی بود به گونه ای که بیننده را با زیبایی های بصریش مجذوب خود می کرد. زیر نویس های مستند گاهی کمک برای رفع ابهام صحنه های مختلف بودند و گاهی خود نیز در برخی موارد طولانی و مبهم بودند. صحنه های فیلم القا کننده بی آلایشی ،سادگی،نوعی رکود و یکنواختی زندگی روستایی است و انتخاب موسیقی مناسب هم این حس را تقویت نموده است. متاسفانه نظرات کارشناس برنامه اغلب منفی و دلسرد کننده بود.

محمد

صحنه های فیلم خیلی جالب بود اما نوشته هایش زیاد و نامفهوم بود. به قول کارشناس برنامه گاهی آدم صحنه ها را به خاطر متن از دست می داد.

راحله از ارومیه

فیلم هایی که از آپارات پخش می شوند اکثرا با ارزش و هنری هستند، همین طور فیلم 'سپیدار و کلاغ ' واقعا زیبا و گیرا ساخته شده ، خیلی لدت بردم.

متن این فیلم بسیار زیبا بود و با تصویر خیلی هماهنگ بود.انگار می خواست تلنگری به بیننده بزند که او را از خواب بیدار کند و از پوسته عادت ها و روزمرگی بیرون آید، ولی به نظرم بهتر بود فیلم، گفتار متن می داشت.

من با صحبتهای کارشناس برنامه آقای جاهد مخالفم آن جا که در مورد یکی از جملات فیلم (که خودشان منظورش را نگرفته بودند) به نظرشان این جمله ( که در مورد مرگ گفته شده) بی معنا و گنگ جلوه می کرد. این حرف عین این می ماند که بخواهیم از نقاشی یک نقاش ایراد بگیریم که بهتر بود منظره را این طور می کشید و یا این قسمت را حدف می کرد. این حس نویسنده و فیلمساز است که از درونش بیرون آمده و ما نمی توانیم از او ایراد بگیریم و بگوییم چون ما معنی اش را نفهمیدیم پس بی معنا است. در حالی که معنی درون خود اثر هست و نیاز به تفسیر ندارد و هر کسی به فراخور روح و حس و حالش معنی آن را می گیرد.

محمد

فیلمی با تصویر برداری فوق العاده و تدوین فوق العاده که تصاویر بکری از زندگی روستائی به نمایش می گذاشت. من این طور فهمیدم که این فیلم یک موزیک تصویری و یا یک شعر تصویری بود و جریان زندگی و مرگ را به نمایش گذاشته بود. اما اگر به جای زیر نویس گفتار متن داشت با تمرکز بیشتری می شد تصاویر را دید.

حسین

در فیلم کودکی دو بار آب می‌نوشد و در زیرنویس با فونتی فانتزی، دوبار نوشته می‌شود: 'تشنه‌ام' یا در جای دیگر، روی تصویر زنِ سال‌خورده‌ای که نان می‌پزد، می‌خوانیم: 'مادرم'

به ‌نظر نگارنده، این‌گونه شرح دادن تصاویر نه تنها «خلسه شاعرانه» محسوب نمی‌شود، بلکه توهین مستقیم به‌سطح شعور تماشاگر است و بس.

فرشاد

من سر کار هستم و فیلم را از اینجا با سرعت کم اینترنت دیدم. سرعت کم باعث پایین بودن کیفیت بود و هیچ نوشته ای از نوشته های زیر فیلم را نتوانستم بخوانم و وقتی در پایان شنیدم که جمله های نوشته شده خیلی مهم بوده ، کلی حالم گرفته شد، چون تصاویر فیلم برایم بسیار خوب بود و به نظر من تصاویر فیلم تا قبل از سکانس بلند گو خیلی خوب بود.

رشید

فیلم به غایت زیبایی بود. بر خلاف تصور منتقد برنامه این فیلم صرفاً روایت زندگی روستایی نبود. روستا نمادی برای بیان اندک فضای باقی مانده برای انسان امروزی در ارتباط بی واسطه و مستقیم با طبیعت و در واقع با خودش بود. در دنیای فاصله های انسان از انسان و انسان از خود و ماشینی شدن زندگی این فیلم تلنگری بود که ما سادگی حیات و مفاهیم مرتبط با آن چون صبح، مرگ، درد و عشق را فراموش کنیم. ما حتی از آنها نیز تصویری ماشینی ساخته ایم ،آنجا که فیلم مرگ را رشد دهنده ی حیات می داند و عاملی بر زایشی دیگر می شمارد از نقاط اوج آن به شمار می آید.

امیر

فیلمساز نماهای خوب وزیبائی را گرفته بود. با زیر نویس زیاد ارتباط برقرار نکردم . بعضی جاها زیر نویس با تصویر تطابق نداشت. موسیقی فیلم چندان برایم جالب نبود. من اگر جای فیلمساز بودم بیشتر از موسیقی محلی یا به عبارتی فولک آن روستا و یا در کلیت آن شهرستان را استفاده می کردم تا از موسیقی آنجلوپولوس استفاده کنم .زمان فیلم خیلی کوتاه تر از این ها می باید می شد چون بعضی صحنه ها خیلی بلند و خسته کننده بود، مثلا جایی که زن روستایی دارد نان می پزد.

شادی

مناظر فیلم بسیار زیبا و بکر بود و کاملا" انسان را در فضای روستا فرو می برد ولی بهتر بود فیلم به جای نوشتاری که در زیر تصاویر داشت گفتار متن می داشت چون وقتی فیلمی زیرنویس دارد معمولا" یا تصویر از دست می رود یا نوشته و اگر هم به هردو برسیم باز نمی توانیم به طور کامل یکی از آنها را درک کنیم و نکته دیگر اینکه متاسفانه مشخص نشده بود این روستا در کجا واقع شده است.

ملیحه

خیلی لذت بردم از سادگی و بی آلایشی فیلم. برداشت زیبایی که زیرنویس به بیننده می داد بسیار زیبا و شاعرانه بود. به نظرم اگه متن زیرنویس کمی خلاصه تر بود و از جملات بلند استفاده نمی شد بیننده را از متن فیلم جدا نمی کرد.

گویش روستاییان فارسی بود. این نوع گویش را در جنوب خراسان رضوی شنیدم. البته سبک زندگی شان هم خیلی به این منطقه نزدیک بود.

محسن

فیلم را دیدم. فیلم خوبی بود. قابهای خوبی داشت. فیلم مستند شاعرانه بود. تنها نکته ایی که من را مکدر کرد متن فیلم بود که خیلی زیاد بود. انگار این متن شاعرانه سر میز مونتاژ به بیشتر صحنه های فیلم تحمیل شده بود. به نظر من ۸۰ درصد این متن اظافه بود. اما در کل فیلم خوبی بود.

روشنک

فیلم از لحاظ احساسی مرا کاملا درگیر کرد ولی واقعا زیرنویس هایش مانع دیدن کامل فیلم بود. به علاوه، بعضی قسمت های نوشته ها واقعا با تصویر پیوندی نداشت و استعاری می شد که این با رئالیسم موجود در فیلم تناسخی نداشت و من را اذیت می کرد. در کل فیلم خوبی بود.

محسن

این فیلم مربوط به روستای من ، قراچه است. روستایی در استان خراسان ، شهرستان کاشمر، بخش کوهسرخ ، فیلم در سال ۱۳۸۶ فیلمبرداری شده است. در چند فصل مختلف، اما در مورد نظر آقای جاهد که فرمودند نمی شود فهمید که فیلم مربوط به ایرانه؟ باید بگویم که سنگ قبرهایی که در فیلم نمایش داده شده است، گویای این موضوع اند که این فیلم در ایران می گذرد. اما فکر میکنم آقای غضنفری عمدا ازروستا اسمی نبردند.

پویا

این انتخاب موسیقی را می‌شود وحشتناک لقب داد. بیشتر شبیه گلچین یک نفرعلاقه مند به موسیقی فیلم می مانست.

مهدی

فوق العاده بود. مخصوصا صحنه های زیبا و آرام کننده روستای بکر و شاداب . منتظر فیلمهای مستند بعدی این فیلمساز هستیم.

نصرت

مستند فوق العاده ای بود. موسیقی متن و زیرنویس وهمچنین تصاویر گرفته شده بسیار هنری و به جا انتخاب شده بودند. نقد فیلم هم خوب بود ولی ای کاش منتقد نگرش خود را کمی عمیق تر و دقیق تر بر مستند نشان می داد و قسمتهایی از این مستند را که فیلمساز سعی کرده بسیار با معنا جلوه دهد,را بهتر موشکافی می کرد.

سعید

فیلم خوبی بود و جناب جاهد با تمام احترامی که برایشان قائلم فیلم را زیادی کوبید.

آنا

خوب بود. به آدم آرامش می داد. پلان های گرفته شده را دوست داشتم . ولی به قول آقای جاهد کاش آن نوشته های ادبی زیر تصویر نبود. خیلی از جاها تصویر فدای نوشته می شد.

مرتضی

از دیدن فیلم لذت بردم چسبید. به نظر من وجود نوشته های متن خوب بود و بهتر بود درنوع فونت دقت بیشتری می شد چون ریز بود و از حجم این نوشته ها هم کم می شد چون در جاهایی احساس می کردم تکراری هستند و صرفا برای خالی نبودن تصویر ارائه شده اند. به هر حال به کارگردانش تبریک میگویم. دستشان درد نکند که من را هم به دیدن بخشی از طبیعت ایرانم دعوت کرد.

آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات:

کلیک aparat@bbc.co.uk

زمان پخش برنامه آپارات

به وقت تهران به وقت کابل به وقت دوشنبه به وقت گرینویچ
پنجشنبه

۲۱:۰۰

۲۲:۰۰

۲۲:۳۰

۱۶:۳۰

تکرار جمعه

۱۱:۰۰

۱۲:۰۰

۱۲:۳۰

۰۶:۳۰

تکرار شنبه

۱۳:۰۰

۱۴:۰۰

۱۴:۳۰

۰۸:۳۰

تکرار چهارشنبه

۲۴:۰۰

۰۱:۰۰

۰۱:۳۰

۱۹:۳۰

تکرارپنج شنبه

۱۶:۰۰

۱۷:۰۰

۱۷:۳۰

۱۱:۳۰

در این زمینه بیشتر بخوانید

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.