مرتضی ثاقب‌فر و سرگذشت تلخ و پرتلاطم روشنفکران ایرانی

به روز شده:  16:40 گرينويچ - سه شنبه 01 ژانويه 2013 - 12 دی 1391
مرتضی ثاقب فر

عکس از نوشا احمدپور

مرتضی ثاقب‌فر، مترجم، نویسنده و شاهنامه شناس ایرانی، یکشنبه شب گذشته در سن هفتاد سالگی بر اثر خونریزی مغزی در بیمارستان رسول اکرم تهران در گذشت.

او از پرکارترین مترجمان ایران بود و در زمینه تاریخ ایران باستان، کمتر کسی به اندازه او آثار مورخان غربی را ترجمه کرده است. بویژه در تاریخ هخامنشیان می توان او را صدرنشین مترجمان ایرانی دانست.

مرتضی ثاقب فر تألیفاتی هم در زمینه های شاهنامه فردوسی و همچنین جامعه شناسی داشت، هرچند شخصیت فرهنگی او تا حدود زیادی هم متأثر از اندیشه و رفتار سیاسی اش بود که ملی گرایی ایرانی و دلبستگی به ایران باستان در آن موج می زد.

زندگی این او بویژه از آن جهت شایان توجه و بررسی است که نمونه ای شاخص و کامل از تلخیها و تلاطماتی را حکایت می کند که نسلی از فرهنگیان و روشنفکران معاصر ایرانی پشت سرگذاشته اند.

از مارکس تا آگاهی آریایی

"بسیاری از روشنفکرانی که راه چپ رفتند، از خانواده های مرفه طبقه متوسط وابسته به دیوانسالاری حاکم بودند، مرتضی ثاقب فر نیز به خانواده ای تعلق داشت که منزل شخصی اش، باغ و ملک صدراعظم دوره قاجار بود و برخی از خویشاوندانش از سرمایه داران مهم دوره پهلوی بودند."

مرتضی ثاقب فر نمونه ای از نسلی از روشنفکران ایرانی بود که مدتی راه چپ و مارکسیسم پیموده و سپس به راست و ملی گرایی روی آوردند. مرتضی ثاقب فر هم از ترجمه اصول فلسفه مارکسیسم آفاناسیف به تألیف کتاب آگاهی ایرانی رسید که به گفته خودش، با خشم و خروش و شوری دیوانه وار به شیوه نیچه و به پارسی سره نوشت و "آگاهی آریایی" را در کالبد شاهینی به تصویر کشید که پس از هزار سال ترک سرزمین اصلی اش و رفتن به اروپا، بازمی گردد و بر ستیغ دماوند می نشیند و با دیدن وضع اندوهبار ایران، نخست می گرید و سپس به یادآوری افتخارات گذشته اش می پردازد ولی سرانجام به خود نهیب می زند و نبرد با کرکسهای مادی، تازی و هگلی را آغاز می کند. این نبردها، گفتگوهایی جدلی اند میان "شاهین آگاهی" و "کرکسهای دژآگاهی".

ثاقب فر که به گفته خودش، زمانی رفقای چپ چنان بر مارکسیسم مسلطش می دیدند که کمترین احتمال"خطر انحراف ایدئولوژیک" او را نمی دادند، به جایی رسید که سالها پس از انقلاب به دنبال تأسیس حزبی به نام جنبش مشروطه خواهان ایران رفت (که برای آن درخواست مجوز از دولت هم کرد اما پاسخ رد شنید) و به نام این "جنبش" خطاب به مقامات جمهوری اسلامی بیانیه داد و اعلام کرد که در جبهه ای واحد همراه با داریوش فروهر، رهبر حزب ملت ایران، به مبارزه ‌ای یکپارچه با استبداد و ارتجاع برخواهد خاست و تا حصول آزادیهای اساسی و ایجاد نظام مردمسالاری در ایران از پای نخواهد نشست.

از طنز روزگار، او در خانه ای بزرگ شده بود که مالک پیشینش، میرزا احمدخان مشیرالسلطنه، نمادی از استبداد در تاریخ ایران بود. دوران صدارت مشیرالسلطنه به استبداد صغیر شهرت دارد؛ دوره به توپ بستن نخستین مجلس قانونگذاری ایران و سرکوب مشروطه خواهان.

"در میان پنجاه و نه عنوان ترجمه کتاب از مرتضی ثاقب فر که در سایت شخصی اش فهرست شده، از آثار مهم علمی در زمینه تاریخ و جامعه شناسی به چشم می خورد تا کتابهایی که او به ناچار و تنها با انگیزه مالی ترجمه و با نام مستعار به چاپ سپرده است."

بسیاری از روشنفکرانی که راه چپ رفتند، از خانواده های مرفه طبقه متوسط وابسته به دیوانسالاری حاکم بودند، مرتضی ثاقب فر نیز به خانواده ای تعلق داشت که منزل شخصی اش، باغ و ملک صدراعظم دوره قاجار بود و برخی از خویشاوندانش از سرمایه داران مهم دوره پهلوی بودند.

باز هم از ویژگی روشنفکران نسل مرتضی ثاقب فر، درآمیختن فعالیت فرهنگی با سیاسی است که به قربانی شدن فعالیت فرهنگی شان به پای فعالیت سیاسی و اصرارشان بر ناسازگاری دائم با فرادستان و نظام حاکم می انجامد. تاوانی هم که او پس داد، علاوه بر وقفه های پیاپی در کارهای پژوهشی و فرهنگی اش، محرومیتی همیشگی از ثبات در زندگی و برخورداری از کاری دائم بود که می توانست به شکوفایی و باروری قابلیتهایش کمک بیشتری کند.

پیش از انقلاب به دلیل ارتباطی که با فعالان چپ داشت و حتی خطر پناه دادن فراریانشان در خانه اش را به جان می خرید، سرانجام از بیم ساواک، با اینکه عملاً نشانه ای از اینکه تحت تعقیب باشد ندیده بود، کار و خانه و زندگی را رها کرد و سه سال و نیم همراه با خانواده اش در مخفیگاهی در دروس شمیران زندگی کرد. سرانجام خود را به شهربانی معرفی کرد و دریافت که هراسش بیهوده بوده و در حالی که انتظار مجازات سنگینی را می کشید بی آنکه آزار و شکنجه ای ببیند پس از ده روز آزاد شد.

پیش از انقلاب چهره های فرهنگی بانفوذی همچون احسان نراقی بودند که افرادی با پیشینه ای همچون مرتضی ثاقب فر را از بیکاری و وقفه در ادامه تحصیل نجات می دادند. مرتضی ثاقب فر هم پس از پایان زندگی مخفی و بازداشت به کمک احسان نراقی جذب مؤسسه تحقیقات و برنامه ریزی علمی و آموزشی شد و سپس از همین مؤسسه بورسیه گرفت و برای تحصیل راهی پاریس شد.

"مرتضی ثاقب فر هم پس از پایان زندگی مخفی و بازداشت به کمک احسان نراقی جذب مؤسسه تحقیقات و برنامه ریزی علمی و آموزشی شد و سپس از همین مؤسسه بورسیه گرفت و برای تحصیل راهی پاریس شد."

اما پس از انقلاب با اینکه با در دست داشتن مدرک کارشناسی ارشد (فوق لیسانس) جامعه شناسی از فرانسه بازگشته بود، یک سال و نیم بیکار ماند و در خانه مادرهمسرش زندگی کرد، پس از آن هم جز کار به عنوان مترجم و ویراستار برای رشته ای از مؤسسات فرهنگی و انتشاراتی و مطبوعاتی مختلف که هیچکدام ثابت و پایدار نبودند نصیبی نداشت. خود و خانواده اش زندگی سختی سپری کردند و سرانجام هم پانزده سال آخر عمرش را به خانه نشینی گذراند.

هرچند بیشترین تولید فرهنگی او در همین پانزده سال خانه نشینی بود که به ترجمه دهها عنوان کتاب عمدتاً برای انتشارات ققنوس گذشت.

از آفاناسیف تا فردوسی

در میان پنجاه و نه عنوان ترجمه کتاب از مرتضی ثاقب فر که در سایت شخصی اش فهرست شده، از آثار مهم علمی در زمینه تاریخ و جامعه شناسی به چشم می خورد تا کتابهایی که او به ناچار و تنها با انگیزه مالی ترجمه و با نام مستعار به چاپ سپرده است.

از جمله مهمترین ترجمه های او می توان به این نامها اشاره کرد: فرهنگ و دموکراسی، ایران باستان، دیباچه ای بر جامعه شناسی، ایدئولوژیهای مدرن سیاسی، هخامنشیان، نفت و قدرت در ایران، تاریخ ایران کمبریج، از ایران زرتشتی تا اسلام، ایران در دوره پهلوی، رضا شاه و شکلگیری ایران نوین، شاهنشاهی ساسانی، شاهنشاهی اشکانی، شاهنشاهی هخامنشی، یونانیان و بربرها، تاریخ هرودوت، تاریخ جهان باستان کمبریج، شهریار، دین مهر در جهان باستان، تاریخ هخامنشیان دانشگاه گرونینگن هلند، اخلاق پروتستانی و روح سرمایه داری (اثر ماکس وبر).

فعالیت سیاسی مرتضی ثاقب فر از دوره تحصیلش در دبیرستان فرانسوی رازی در تهران آغاز شده بود که او به جبهه ملی گروید و در تظاهرات دانش آموزی شرکت می جست. اما در دوره دانشجویی به مارکسیسم روی آورد و در اعتراض به سیاست تحریم همه پرسی اصلاحات ارضی جبهه ملی را ترک گفت و به جریان چپ انشعابی از جبهه ملی پیوست.

در سال پایانی تحصیل در دانشگاه به دلیل رهبری تعطیلی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران بازداشت و به سه ماه زندان و پنج سال محرومیت از حقوق اجتماعی به جرم اقدام علیه امنیت ملی محکوم و از دانشگاه هم اخراج شد تا اینکه چند سال بعد از خدمت سربازی در سپاه بهداشت و نام نویسی دوباره در دانشگاه، تحصیلاتش را در رشته علوم اجتماعی به پایان برد.

"در دوران فاصله گرفتن از مارکسیسم و رشد علائق ملی گرایانه در او بود که به مطالعه جدی شاهنامه فردوسی رو آورد و نخستین حاصل این مطالعات را در سلسله مقالاتی در فصلنامه جهان نو منتشر کرد."

دوره کوتاه مدت زندان، پایان فعالیت عملی سیاسی مرتضی ثاقب فر را رقم زد. از آن پس هرچند همچنان ارتباطش را با فعالان چپ ادامه داد اما منتقد این جریان و مخالف فعالیت مسلحانه بود تا آنجا که رساله ای هم به نام "کوششی در شناخت در رد شیوه و برخی اندیشه های جریان چپ" نوشت.

در همان دوران فاصله گرفتن از مارکسیسم و رشد علائق ملی گرایانه در او بود که به مطالعه جدی شاهنامه فردوسی رو آورد و نخستین حاصل این مطالعات را در سلسله مقالاتی در فصلنامه جهان نو منتشر کرد.

جدی ترین کارش روی شاهنامه، کتاب شاهنامه و فلسفه تاریخ ایران بود که نگارش آن در سال ۱۳۶۴ به پایان رسید اما تا سیزده سال بعد امکان انتشار نیافت.

او همچنین عضو کمیته علمی همایش بین المللی هزارمین سالگرد سرایش شاهنامه فردوسی بود که دو سال پیش در تهران برگزار شد.

از مرتضی ثاقب فر علاوه بر شاهنامه شناسی، مقالات متعددی هم در زمینه های مختلف علوم اجتماعی در مجله های دانشمند و نگاه نو منتشر شده بود.

(بخشی از اطلاعات این مقاله بر اساس گفتگوی مسعود لقمان با مرتضی ثاقب فر است که در سایت شخصی آقای ثاقب فر درج شده است)

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.