«در خدمت دشمن فاتح»

به روز شده:  19:30 گرينويچ - جمعه 04 ژانويه 2013 - 15 دی 1391

امبروز بیرس، طنز نویس آمریکایی، مؤلّف کتاب «لغتنامۀ شیطان».

اگر قول «جلال الدّین محمّد مولوی»، که نیمیش از «بلخ» بود و نیمیش از «قونیه»، درست باشد که هر کسی با ظنّ خودش یار دیگران می شود، ما چرا نشویم؟

مثلاً می بینید «امبروز بیرس» (Ambrose Bierce)، طنز نویس آمریکایی (۱۹۱۳-۱۸۴۲)، در یکی از کتابهای معروفش، به اسم «لغتنامۀ شیطان»، (۱) لغت «مانویت» را این طور تعریف می کند: «مذهب باستانی ایران مبنی بر جنگ مُدام بین خوبی و بدی. وقتی که خوبی از جنگ دست کشید و تسلیم شد، ایرانیها رفتند به دشمن فاتح پیوستند.»

خوب، درست یا غلط، گفته است دیگر. همان طور که «آریان» (۲)، مورّخ و فیلسوف یونانی تبار رومی، گفته است: «دشمنان ما مادها و پارسیهایند، مردمی که قرنها زندگانی ای آرام و پر تجمّل داشته اند، ولی ما مردم مقدونیه نسلهای نسل در مکتب جنگ و خطر تعلیم دیده ایم. از این مهمّتر اینکه ما مردمی آزاده ایم، و آنها برده اند.»

و «ارسطو» (۳)، «معلّم اوّل»، از قول شاگرد گجسته اش «اسکندر» گفته است: «ایرانیها با اینکه از نژاد پست تری هستند، بر حدّ اقلّ چهار پنجم جهان امروز تسلّط دارند. آنها فرمانروایی می کنند و ما عین قورباغه عاطل و باطل نشسته ایم.»

خوب، اسکندر است دیگر، همعصر «داریوش سوّم» و منقرض کنندۀ شاهنشاهی «هخامنشی». معلّمش «ارسطو» بوده است، و معلّمِ معلّمش «افلاطون»، و معلّمِ معلّمِ معلّمش «سقراط». منی که اصلاً نمی دانم معلّمِ «داریوش سوّم» کی بوده است، در میدان بحث با آیات زردشت و مانی و مزدک که نمی توانم به جنگ «اسکندر» بروم.

ارسطو یا ارسطاطالیس، معلّم اسکندر گجسته، شاگرد ناخلفی که از درسهای استاد چیزی به یادش نماند.

اینها را گفتم که بگویم اگر امثال امبروزها و آریانها و اسکندرها با ظنّهای خودشان یار ما «پرشینها» (Persians) شده اند، من هم می خواهم با ظنّ خودم، در یک نکته یار «اِنگلیشها» (English) بشوم که چهل سالی است، در خاک سیاه نمناکشان هوای جِرم آلودشان را استنشاق کرده ام و با آب رودخانۀ «تِیمز»شان غذا پخته ام (۴).

حتماً شنیده اید که یکی از صفتهایی که به انگلیسیها بسته اند، «خونسردی» است، و شاید با توجّه به خیلی چیزهای دیگری که دربارۀ انگلیسیها شنیده اید، باور هم کرده اید که «انگلیسیها آدمهای خونسردی هستند».

نه خیر! به نظر این بندۀ حقّ این حکم در مورد انگلیسیها ناقص است. برای اینکه تعریف این خصلت انگلیسیها، به قول منطقیون، «جامع و مانع» باشد، باید بگوییم: «انگلیسیها آدمهای ترسویی هستند که خونسرد به نظر می آیند، وفقط خداست که از دلشان خبر دارد!»

چی؟ نه خیر! همۀ آنچه توی دلشان هست، به روان پزشکشان هم بروز نمی دهند. مثلاً در شرایطی که خون یک ایرانی به جوش می آید و فریادش به آسمان می رود، در مورد یک انگلیسی که مثلاً ساکت و سر به زیر توی صف بیست نفرۀ یک بانک ایستاده است که از چهارتا باجه اش، فقط پشت یک باجه اش یک کارمند تازه کار جواب مشتریها را می دهد، و با احتساب هر مشتری اقلاً سه دقیقه، باید شصت دقیقه انتظار بکشد تا نوبتش برسد، درجۀ حرارت خونش را فقط با شیوۀ حکیمانۀ ابن سینایی (۵) می شود فهمید.

با لهجۀ غلیظ فارسی به زبان انگلیسی فریاد زدم: «کو؟ کجاست رئیس این بانک؟ این چه مسخره بازی ای است! کجایند این کارمندها!» و هنوز به اعتراضهای خنجری نرسیده بودم که دو تا فرشته از آسمان آمدند و با عذرخواهی پشت باجه ها نشستند، و اوّلین کسی که با حرارت زیاد برای من کف زد، همان انگلیسی ساکت و خونسرد بود!

______________________________________

۱- لغتنامۀ شیطان (The Devil's Dictionary) کتابی است که نویسنده در آن برای کلمه هایی معیّن، وابسته به موضوعات و مسائل سیاسی و اجتماعی و اخلاقی، با طنزی ظریف و گیرا تعریفی جدید و مناسب زمان ارائه کرده است و خوانندۀ ایرانی را به یاد «لغتنامه» عبید زاکانی می اندازد.

۲- آریان (Lucius Flavius Arrianus Xenophon)، مورّخ، دولتمرد، فرمانده نظامی و فیلسوف یونانی تبار رومی قرن دوّم میلادی، مؤلّف کتاب معروف «لشکرکشیهای اسکندر» (Anabasis of Alexander).

۳- ارسطو یا ارسطاطالیس (Aristotle، به یونانی Ἀριστοτέλης)، فیلسوف و بحرالعلوم یونانی (تولد ۳۸۴ پیش از میلاد- فوت ۳۲۲ پیش از میلاد) که عالمان مسلمان به او لقب «معلّم اوّل» داده اند و «ابو نصر محمد بن محمد فارابی» را «معلّم ثانی» خوانده اند.

۴- گفته ام «با آب رودخانۀ تیمزشان غذا پخته ام» و نگفته ام «آب رودخانۀ تیمزشام را نوشیده ام»، چون بسیاری از مردم از آب لوله کشی لندن برای همه چیز و همه کار استفاه می کنند، جز آشامیدن، و معمولاً برای آشامیدن آبهای بطری شدۀ چشمه ای و معدنی، مثل آب «اویان» (Evian) فرانسه یا آب چشمه های «اسکاتلند» مصرف می کنند.

۵- شیوۀ حکیمانۀ ابن سینایی را می توان اشاره ای دانست به شیوۀ تشخیص بیماریهای «جسمی- روانی» یا سایکوسوماتیک با یک سلسله سؤالهای سنجیده و روانکاوانه از بیمار و تجزیه و تحلیل جوابهای بیمار. به عبارت دیگر عبارت «شیوۀ حکیمانۀ ابن سینایی» استعاره ای است از دریافتن حقیقت یک واقعه با ترفندهای زیرکانه.

در این زمینه بیشتر بخوانید

برنامه های قبلی

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.