دیکتاتور و شاعر، بر صحنۀ تئاتر ملی اسلو

به روز شده:  22:47 گرينويچ - جمعه 25 ژانويه 2013 - 06 بهمن 1391

جان هوج می‌گوید مرشد و مارگریتا، رمان معروف میخائیل بولگاکوف، الهام بخش او برای خلق این اثر بوده

برای نخستین بار، تالار اصلی عمارت تئاتر ملی اسلو پایتخت نروژ، میزبان اجرای نمایشنامۀ «دیکتاتور و شاعر» نوشتۀ «جان هوج»، نویسندۀ اسکاتلندی تبار است.

این نمایشنامه که نام اصلی آن همدستان (Collaborators)است، بارها در لندن و شهرهای دیگر جهان اجرا شده و برنده جایزه سِر لارنس الیویه در سال ۲۰۱۲ به عنوان بهترین نمایش اول یک نمایشنامه نویس بوده است.

این اثر در سایۀ طنزی تلخ و خط داستانی و شیوۀ اجرایی ابزورد، به کشمکش‌های پرفراز و نشیب هنرمندان روسیه و رویارویی مدام آنان با معضلاتی چون شکنجه، سانسور، عدم امنیت و آزادی بیان در دوران حکومت خودکامۀ «یوسف استالین» می‌پردازد، و با دقیق شدن به زندگی آکنده از هراس «میخائیل بولگاکوف»،چشم‌اندازی از چالش‌های اکنون بشریت را به تصویر می‌کشد.

این اثر که نخستین بار در ۲۵ اکتبر ۲۰۱۱ در نشنال تیاتر لندن با بازی الکس جنینگز در نقش بولگاکف و سایمن راسل در نقش استالین به روی صحنه رفته است، حالا در نشنال تیاتر (تئاتر ملی) اسلو در حال اجراست.

میخائیل بولگاکف

میخائیل بولگاکف

شتیل بنگ هانسن، کارگردان نروژی که سابقۀ درخشانی در تئاتر این کشور دارد و به خاطر سبک تصویری و تحلیل خاصش از متن‌های نمایشی معروف است، اکنون به کمک طراح صحنه همیشگی‌اش جان- کریستین الساکر، نمایشنامه جان هوج را با نام دیکتاتور و شاعر بر صحنه تئاتر نروژ آورده است. این دو پیش از این نمایش فانی و الکساندر نوشته اینگمار برگمن، نویسنده و کارگردان بزرگ سوئدی را در نشنال تیاتر اسلو بر صحنه برده‌اند.

جان هوج در این نمایشنامه برداشت خود نسبت به دوره‌ای از تاریخ را در قالب یک فانتزی مدرن و در بستری از تصاویر طنزآمیز غنی و در پس پردۀ تاریک و سوررئالی از حقیقت گرد هم آورده است. وی می گوید «مرشد و مارگریتا» رمان معروف میخائیل بولگاکوف، الهام بخش او برای خلق این اثر بوده و به شخصیت های این نمایش با تامل بر برخی آدم های نمایشنامه های « مولیر» و «باتوم» نمایشنامه های دیگری از بولگاکوف جان بخشیده است.

هیولا بر ماشین تحریر

هیج جا برای تو امن نیست. هر کنشی که از تو سر زند، همواره به عملی غیرعقلانی برای قدرتمندان مبدل می‌شود. زندگی برای تو یکسره به ریسکی عظیم می‌ماند، چرا که هر لحظه ممکن است دستگیر شوی: در خانه‌ات، در محل کارت، در خیابان، یا در جمع دوستانت. تو هیچ کجا قادر به پنهان شدن نیستی چراکه مدام تحت کنترلی؛ تلفن‌های تو شنود می‌شود و به هر محفلی که وارد می‌شوی ممکن است آنجا خبرچینی برای تو گماشته شده باشد. سنجش وجود تو وابسته به هنجارهای قدرتی بالاتر از توست؛ و حقیقت چیزی بیش از کاردستیِ دروغین دستمالی شده‌ای نیست.

"مسکو در زمان استالین مکانی پر اضطراب برای افرادی با ذوق و قریحه و هول‌آورتر از آن، برای انسانهایی با آرمان‌های آزادی خواهانه بود. بولگاکف این دو روحیه را یکجا در خود داشت."

مسکو در زمان استالین مکانی پر اضطراب برای افرادی با ذوق و قریحه و هول‌آورتر از آن، برای انسانهایی با آرمان‌های آزادی خواهانه بود. بولگاکف این دو روحیه را یکجا در خود داشت.

روایت این نمایش را کشمکش خواستِ بودن و هویت خواهیِ میخائیل بولگاکف نویسنده، و استبداد افسار گسیختۀ استالین دیکتاتور روسیه شکل می‌دهد. در سال ۱۹۳۸ میلادی، استالین که در آستانۀ شصت سالگی است، می خواهد تا نمایشنامه‌ای رومانتیک بر اساس زندگی‌اش نوشته شود.

شب دوم اجرای تئاتر مولیر،نوشته بولگاکف، درحالی که نویسنده به همراه همسرش در آپارتمان خود مشغول به استراحت است دو پلیس مخفی به سراغ او آمده و دستور توقیف نمایش را به او می‌دهند. آنها تنها یک راه برای او باقی می‌گذارند: نگارش نمایشنامه‌ای رومانتیک در ستایش استالین. بولگاکف اما نمی‌پذیرد، بنابراین اجرا متوقف شده و فشارها و تهدیدها از سوی حکومت بر نویسنده تشدید می شود. او که از تهدید و شکنجه به ستوه آمده برای رهایی از آزار حکومت تظاهر به نوشتن نمایشنامه می‌کند، اما در واقع ساعت‌ها پشت ماشین تحریرش می‌نشیند بی آنکه بتواند حتی کلمه‌ای بنویسد.

چند سال پیش از این، در ۱۹۲۸، بولگاکوف نمایشنامه خود «گارد سفید» را در مسکو به صحنه برده بود که بسیار به مذاق دیکتاتور خوش آمده بود؛ از این رو دستور داده بود این نمایش تا یک سال در تئاتر مسکو بر صحنه باشد. استالین پانزده بار به تماشای این نمایش نشست.

"چند سال پیش از این، در ۱۹۲۸، بولگاکوف نمایشنامه خود «گارد سفید» را در مسکو به صحنه برده بود که بسیار به مذاق دیکتاتور خوش آمده بود؛ از این رو دستور داده بود این نمایش تا یک سال در تئاتر مسکو بر صحنه باشد. استالین پانزده بار به تماشای این نمایش نشست."

یک شب زنگ تلفن آپارتمان بولگاکوف به صدا درمی‌آید. صدایی ناآشنا از آن سوی خط آدرسی مشکوک به او داده و تقاضای کمک می‌کند - ایستگاه مترو، دری مخفی در تونل -. بولگاکوف پی آدرس رفته و خود را در اتاقی زیر کاخ کرملین با استالین تنها می‌یابد.

استالین در ابتدا با زبانی نرم و دادن وعده‌های گوناگون سعی در جلب نظر بولگاکوف می‌کند،اما وقتی به سختی عقیدۀ نویسنده پی می‌برد، با اعمال تهدید و فشار راهی دیگر برای او باقی نمی گذارد، ماشین تایپ را مقابل او گذاشته وی را مجبور به نگارش می‌کند. استالین حتی در لحظاتی خود مشغول به نوشتن آنچه دلخواهش است می‌شود.

در بهار سال۱۹۳۰، بولگاکف که از محاصره و خفقان به ستوه آمده ،تصمیم به مهاجرت از روسیه می گیرد. اما این امر چندان برایش آسان نیست. او اجازۀ خروج از کشور را ندارد، استالین در نامه‌ای به او چنین می‌نویسد: چرا می‌خواهی روسیه را ترک کنی؟ مگر اینگونه نیست که نویسنده باید در زادگاه خویش باشد؟

بولگاکف پاسخ می‌دهد: همینطور است، اما من در کشورم نمی‌توانم آثارم را منتشر کنم.

استالین دستور می‌دهد تا او را در تئاتر مسکو استخدام کنند، اما نویسنده که همواره اندیشۀ رهایی را در سر می‌پروراند دست از بیان اعتراض در پسِ نوشتن نمی‌شوید و روزگار دیکتاتوری زمانه خویش را به شکلی نمادین در آثارش به تصویر می‌کشد. با مقاومت نویسنده فشارها نیز بر او تشدید می شود، سرانجام بیماری کبدی ارثی نویسنده عود کرده و به مرگ وی منجر می‌شود.

"بولگاکف اما تنها هنرمند قربانی خودکامگی و استبداد استالین نبود، در زمان حکومت او بسیاری از شخصیت‌های مشهور هنری سرکوب و در برخی مواقع دستگیر، شکنجه و اعدام شدند. کسانی چون ایزاک بابل و وزولود مایرهولد و اوسیپ ماندلشتام از این جمله‌اند."

بولگاکف اما تنها هنرمند قربانی خودکامگی و استبداد استالین نبود، در زمان حکومت او بسیاری از شخصیت‌های مشهور هنری سرکوب و در برخی مواقع دستگیر، شکنجه و اعدام شدند. کسانی چون ایزاک بابل و وزولود مایرهولد و اوسیپ ماندلشتام از این جمله‌اند. شاعر معروف روس، «آنا آخماتووا»، همیشه تحت فشار و سرکوب بود . شوهر اولش، نیکولای گومیلیف (شاعر و نظامی)، در سال ۱۹۲۱ تیرباران شد و پسرش، لف گومیلیف (تاریخ‌دان)، دو دهه در گولاگ محبوس بود.

استالین در جایی از نمایش چنین می‌گوید: «کشتن دشمنانم برایم امری آسان است.هرچیزی در دستان من است. بولگاکوف؟ مسلم است که او را تسلیم خویش می کنم. من مادامی که بتوانم براو چیره شوم،بر کسان دیگر نیزچیره خواهم شد.مردم همیشه در مقابل قدرت شکننده‌اند.»

نبرد نویسنده

بخش اعظمی از رویدادهای نمایشنامه دیکتاتور و شاعر زاییدۀ تخیل نویسنده آن است. اما بخش هایی از این اثر کاملا مطابق با واقعیت‌اند. در واقعیت تاریخی، هیچ نشانه‌ای از همکاری بولگاکف با استالین در دست نیست اما رهبر دیکتاتور شوروی، همیشه در ذهن نویسنده به سان یک هیولا وجود داشته است.

مثلا در سال ۱۹۳۰، تلفنی از طرف استالین به بولگاکف می‌شود که به او پست جدیدی در تئاتر مسکو پیشنهاد می‌کند. یا در سال ۱۹۲۸ گارد سفید از آن جهت به روی صحنه آمد که استالین از آن خوشش آمده بود.

جان هوج در این اثر واقعیت‌ها و مغالطه‎های تاریخی را با فانتزی مدرن درهم می‌آمیزد. او با پهن کردن روایتی خیالی بر بستری از واقعیت تاریخی،توانسته فضایی فراواقعی در سایۀ طنزی هول آور را پیش چشم مخاطب به اجرا بنشاند. اثری نزدیک به قوارۀ آثار بولگاکف، او استعداد شگرفی در تبدیل واقعیت تلخ به روایتی مفرح داشت.

واپسین صحنۀ آثار طنزآمیز او که از آغاز مخاطب را به فضایی سوررئال کشانیده، با مرگ و نسیانی غافلگیرکننده به پایانی تراژیک ختم می‌شود.او همواره با ارتقاء مسالۀ شرارت به عرصۀ متافیزیک،واقعیت از ریخت افتاده را دگرگون کرده و با شوریدن به روزمرگی‌های مبتذل،محور اصلی آثارش را به سوی رودررویی‌های اساسی فرد با نیروهای متخاصم محیط خود، زورگویی حاکمان و بیرحمی انسان بر انسان سوق می‌داد.

اگرچه امروزه بولگاکوف را با رمان هایش، و در صدر آنها مرشد و مارگریتا می‌شناسند، اما شهرت او در زمان حیاتش بیشتر به سبب نگارش نمایشنامه‌هایش بود. با وجود چندین اثر توقیف شده، دو نمایشنامۀ «روزگار خانواده توربین»(که در ۱۹۳۲ پس از توقیف مجددا اجرا شد) و« نفوس مرده» او را به شهرت رساند. اما سالها پس از مرگش بود که به عنوان رمان‌نویس شناخته شد. در سال ۱۹۶۰ چهار رمان او در شوروی منتشر و به چندین زبان ترجمه شد.

دیکتاتور و شاعر با تکیه بر ظاهری شوخ طبعانه، پیام‌هایی بسیار جدی را در خود می‌پروراند. جزئیاتی که تنها منحصر به شوروی دهه سی نیست بلکه می‌تواند در امروز و هر کجای جهان که بر آن جباری حکومت می‌کند، آزادی بیان سرکوب و اندیشه محبوس می‌شود و روشنفکران و نویسندگان حق نفس کشیدن ندارند، جاری باشد.

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.