'در تهران نمی شود قاب زیبا بست'

به روز شده:  10:44 گرينويچ - سه شنبه 29 ژانويه 2013 - 10 بهمن 1391
پرویز

پرویز قصه مرد پنجاه ساله مجرد و بیکاری را بازگو می کند که با پدرش زندگی می کند

پرویز فیلم تازه مجید برزگر، یکی از فیلم های انتخاب شده در جشنواره روتردام است که بلافاصله پس از روتردام در جشنواره گوتنبرگ هم نمایش خواهد داشت.

پرویز قصه مرد پنجاه ساله مجرد و بیکاری را بازگو می کند که با پدرش زندگی می کند. اما ازدواج مجدد پدر و بیرون کردن او از خانه، پرویز را به سمت خشونت سوق می دهد.

گفت و گو با مجید برزگر را بخوانید.

اگر نگاهی به کارنامه شما داشته باشیم، در فیلم های کوتاهتان به دنبال نوعی سینمای تجربی با تکیه بر نماد و استعاره بودید، اما اولین فیلم بلندتان حال و هوای دیگری داشت و حالا پرویز هم به شکل دیگری متفاوت از فیلم قبلی به نظر می رسد...

به نظرم پرویز ادامه منطقی فصل باران های موسمی است و سعی کردم اشکالاتی را که در آن فیلم می دیدم، رفع کنم و ویژگی هایش را یک مقدار پرورش بدهم. به نظرم این اتفاق افتاده است.

اما در مورد فاصله ای که این دو فیلم با فیلم های کوتاه من دارد، بله درست است. دوره ای در فیلم های کوتاه به شکل تجربی کار کردم ولی بین آخرین فیلم کوتاهم و اولین فیلم بلندم فاصله افتاد و در این فاصله کاری نکردم.

"فیلم درباره قدرت است و بخش های ترسناک آن. پرویز آدمی است ظاهراً بی استفاده و منفعل که در زندگی اش هیچ کسی نبوده و شغلی نداشته ولی در یک اتفاقی که می افتد و به او برمی خورد، شروع می کند به تغییر کردن."

من سینما خوانده ام و برای سال های زیادی فیلم کوتاه کار کرده ام. اما پس از این فیلم های کوتاه تغییر ذائقه پیدا کردم و سلیقه من درسینما عوض شد.

حالا فکر می کنم زبان امروز سینما آن چیزی که در فیلم های کوتاه پیگیری می کردم نیست و الان شکل دیگری پیدا کرده، به اضافه ظرفیت های سینمای ایران که فکر می کنم در هر دو فیلم بلندی که ساخته ام پیشنهادات و توصیه هایی داشته ام.

این را البته از موضع بالا نمی گویم. این جریانی است که در سینمای ایران دارد شکل می گیرد. سینمایی که اساسا قابلیت تولیدات بزرگ را ندارد و تجربه تا به امروز نشان داده که فیلم های بزرگش شکست خورده، اما هر چه سینمای ایران به سمت مستقل تری رفت، خیلی بهتر دیده شد و اگر ملاک باشد- البته من تاکید رویش نمی کنم- در جشنواره های خارجی و مخاطب های حرفه ای و احیاناً بازارهای خارجی موفق تر شد.

این همان پیشنهادی است که صحبت اش را می کنم و فکر می کنم دارد جواب می دهد. فصل باران های موسمی در ایران اکران عمومی نشد و پرویز هم تا به امروز نشده، اما در چند نمایش محدود در ایران هم به نظرم مخاطب خودش را پیدا کرد.

فیلم در قالب و ساختار، رئالیستی است و فکر می کنم که سعی کرده اید رئالیستی باشد، اما در مضمون به شکلی استعاری است و این شخصیت به شکلی نمادین است....

باز ادامه همان شکل و فرمی است که من در سینما به آن رسیده ام و از نظر خودم فکر می کنم که شکل درست، برخورد رئالیستی است. البته به طور عمومی سینمای ایران یک رئالیسمی را دنبال می کرد که یک کمی خطرناک بود. این نوع موقعیت ساختن و استفاده از نابازیگران و بداهه سازی در فیلم، شدیداً متضاد با کاری است که من کرده ام.

"می دانید که تهران این روزها خیلی شهر خشنی است. نمی دانم که این میزان عصبیت از کجا آمده، اما مدام می شود دعوا دید. کمترین برخوردها منجر به خشن ترین دعواها می شود. داستان من درباره مردی بود که بسیار زندگی آرامی دارد ولی شروع می کند به کشتن آدم ها."

پرویز، حالا خوب یا بد، با یک فیلمنامه کامل نوشته شده با همه جزئیات و تمرینات زیاد و طراحی میزانسن کار شده، اما این را طوری اجرا کرده ایم که به نظر برسد همه چیز دارد بداهه اجرا می شود. تعداد کمی از فیلم های سینمای ایران از نسل جدید و حتی نسل قدیم را می شود پیدا کرد که به این شکل کار شده اند.

من سعی کرده ام که قصه خودم را که درباره یک شخصیت است به اسم پرویز با طراحی خودم بسازم اما طوری این کار را بکنم که به نظر بیاید که یک مستند درباره این شخصیت است.

در صحنه اول یک قدرتی را در پرویز می بینیم که در ادامه چنین نیست...

همان طوری که می گویی فیلم درباره قدرت است و بخش های ترسناک آن. پرویز آدمی است ظاهراً بی استفاده و منفعل که در زندگی اش هیچ کسی نبوده و شغلی نداشته ولی در یک اتفاقی که می افتد و به او برمی خورد، شروع می کند به تغییر کردن.

سکانس اول فیلم در واقع دقیقه سی فیلم است. یک فلاش بک است. قدرت از جایی است که پرویز در خانه جدیدش است. در سکانس اول که او با پدرش حرف می زند در این خانه است.

این قصه و مضمون از کجا می آید؟ چطور شد که که به آن توجه نشان دادید؟

واقعاً نمی دانم از کجا، اما داستانی داشتم درباره یک مرد میانسال و بسیار آرام در تهران. می دانید که تهران این روزها خیلی شهر خشنی است. نمی دانم که این میزان عصبیت از کجا آمده، اما مدام می شود دعوا دید. کمترین برخوردها منجر به خشن ترین دعواها می شود. داستان من درباره مردی بود که بسیار زندگی آرامی دارد ولی شروع می کند به کشتن آدم ها.

قصه واقعی بود؟

نه، واقعی نبود. اما آن چیزی که در شهر می بینم این قصه را شکل داد. قصه را با دوستم حامد رجبی مطرح کردم و با هم فیلمنامه را نوشتیم. حامد هم ایده ای داشت درباره پدر و پسری که با هم زندگی می کنند. این دو تا قصه را با هم ترکیب کردیم و از بردیا یادگاری، دوست دیگرمان که نویسنده و شاعر است هم دعوت کردیم و سه نفری فیلمنامه را نوشتیم. بازنویسی های خیلی زیادی داشت و بالاخره به این شکل درآمد و نوشتنش دو سال طول کشید.

راجع به خشونت حرف زدید... شاید کمتر فیلمی را در سینمای ایران دیده ایم با این میزان خشونت پرویز....

به نظرم همین طور است... بدون این که نشان بدهیم یک اضطرابی در آن هست. البته چند صحنه خشن هم دارد ولی بیش از آن چیزی که نشان می دهیم سعی کرده ام که با یک شکل غیرکلیشه ای و غیر متعارفی این میزان خشنوت و عصبیت به تماشاگر منتقل شود. همین طور پیش می رویم تا در پایان هم که پرویز به سمت پدر می رود و مفهوم پدرکشی که اصل موضوع بود برای ما. من هم این شکل خشونت را ندیده بودم.

منظورتان در سینمای ایران است دیگر...

بله در سینمای ایران. در سینمای جهان که نمونه اش را داریم؛ از هانه‌که تا کوریسماکی... به هر حال خودم هم فکر می کنم که فیلم یک مقدار آزاردهنده است، ولی چاره ای نداشتم. در این روزگار و دوران تنها کاری که می توانستم بکنم همین است.

"قبل از این که فیلم را بسازم مطمئن بودم که می خواهم تمام فیلم را با دوربین روی دست کار کنم. همه فیلم مثل فیلم قبلی روی دست گرفته شد و همه فیلم را باز مثل فیلم قبلی با یک لنز گرفتم؛ با یک تک لنز نرمال که تقریباً به اندازه چشم آدمی است"

فیلم مشخصاً همین دوران و روزگار خود من است، یعنی نگاه من است به همین ایام و جامعه امروز. ضمن این که تلاشم را کردم که فیلم یک مقدار فراتر از ایران هم باشد، یعنی مفاهیمی در آن باشد که فکر کنیم این شخصیت می توانست در دهه هفتاد میلادی در پاریس باشد یا همین امروز در لندن یا هر جای دیگر.

این دوربین لرزانی که در فیلم وجود دارد، چه ضرورتی داشت؟ فکر نمی کنید که این میزان دوربین روی دست و لرزش ها گاه حتی می تواند آزاردهنده باشد؟

قبل از این که فیلم را بسازم مطمئن بودم که می خواهم تمام فیلم را با دوربین روی دست کار کنم. همه فیلم مثل فیلم قبلی روی دست گرفته شد و همه فیلم را باز مثل فیلم قبلی با یک لنز گرفتم؛ با یک تک لنز نرمال که تقریباً به اندازه چشم آدمی است. اینها جزو استراتژی و تصمیم گیری اولیه و قطعی من بود در کارگردانی فیلم. قرار نبود آزار بدهد.

تردیدی ندارم که فیلم های اینچنینی و نه رمانتیک و عاشقانه، اگر قرار است در تهران ساخته شود جز با دوربین روی دست جواب نمی دهد.

این میزان اضطراب که در آن شهر است و این میزان شلوغی و شلختگی تنها با دوربین روی دست میسر می شود. تقریبا نمی شود در تهران یک قاب زیبا بست، مگر این که بخواهی دروغ بگویی.

به نظر می رسد که همه فیلم شما چه در ساختار و چه در مضمون شبیه فیلم های گاس ون سنت است...عمدی داشتید؟

"رفتاری که با بازیگر می کنم، نوع دکوپاژ و نوع قصه و میزان استفاده از صدا و سکوت و موسیقی، بیشتر از آموزه هایی می آید که برسون در سینما داشت. و فکر می کنم امروز هم از گاس ون سنت تا بلا تار و برادران داردن ریشه هایی در برسون دارند."

قبل از گان ون سنت فیلمسازان مهمتری هستند که آنها را بیشتر دوست دارم. خیلی متاثر از گاس ون سنت نیستم و خیلی هم کارهایش را ندیده ام. فقط دو سه فیلمش را دیده ام. او و فیلمسازان دیگری که جریان آلترناتیو در سینمای امروز هستند، جنسی از سینما هستند که به نظرم ریشه هایش جای دیگری است.

خودم به نظرم بیش از همه متاثرم از روبر برسون. رفتاری که با بازیگر می کنم، نوع دکوپاژ و نوع قصه و میزان استفاده از صدا و سکوت و موسیقی، بیشتر از آموزه هایی می آید که برسون در سینما داشت. و فکر می کنم امروز هم از گاس ون سنت تا بلا تار و برادران داردن ریشه هایی در برسون دارند.

پایان فیلم را نمی بندید و به شکلی آن را باز می گذارید؛ به نوعی خلاف تمام ساختار فیلم تا به آن لحظه...

در واقع باز باز هم نیست. مطمئنیم که بعد از این نما، فاجعه ای در راه است. بعد از اتفاقاتی که افتاده، این سیر همچنان به سمت فاجعه می رود....

اما این که می نشیند که با هم حرف بزنند...

بله، می گوید «تو می گویی یا من بگم؟» حدس می زدم که اینجا تماشاگر مطمئن است که یک فاجعه در راه است و من فقط نشانش نداده ام. پایان فیلم اتفاقاً از تنها جاهایی بود که از ابتدای نوشتن فیلمنامه، نسبت به آن مطمئنم بودیم و می خواستیم که فیلم این طور تمام شود

در این زمینه بیشتر بخوانید

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.