«خانۀ اپرای پاریس»

به روز شده:  17:11 گرينويچ - جمعه 01 فوريه 2013 - 13 بهمن 1391

کاخ گارنیه یا خانه اپرای پاریس.

این هفته در میان حواله جات ایمیلی از یک رفیق روشن ضمیر دل زندۀ ینگه دنیا نشین تصویرهایی داشتم از بیرون و درون ساختمان «اپرای پاریس» که به ش «کاخ گارنیه» هم می گویند. این «اپرا خانه» که در عین حال سالن تئاتر و تالار موسیقی هم هست، با یکهزار و نهصد و هفتاد و نُه (۱۹۷۹) تا صندلی، ساختنش با وجود برخورد با جنگ و تغییر حکومت در فرانسه، از امپراتوری به جمهوری، از پی ریزی تا روز افتتاح همه اش پانزده سال طول کشید، یعنی از سال ۱۸۶۱تا ۱۸۷۵.

اگر بخواهم این کاخ یا معبد هنر را توصیف کنم... چی دارم می گویم؟ مگر می شود یک همچین حیرت انگیز جایی را با کلمات توصیف کرد؟ همین قدر بگویم که وقتی من این سی و چهار تا تصویر جاهای مختلف این اپرا خانه را در یک روز سه نوبت تماشا کردم، در وسط نوبت سوم پیش خودم گفتم:

«اگر امروز سرتاسر اروپا یک امپراتوری بزرگ می بود و امپراتور قدرتمند همچین امپراتوری ای می خواست کاخ سلطنتی با شکوهی شایستۀ پهنۀ فرمانرواییش داشته باشد، باید برای برآورده شدن آرزوش می رفت به درگاه خدا التماس می کرد که به روح «چارلز گارنیه» (Charles Garnier)، معمار «کاخ اپرای پاریس» که صد و چهارده (۱۱۴) سال پیش به دریافت جواز اقامت دائم در بهشت مفتخر شد، و ارواح همۀ هنرمندهای همدست و همپیمانش پانزده سال مرخُصی با زندگی زمینی اعطاء کند، به اضافۀ برقراری [گوش شیطان کر، چشم شیطان کور] یک دورۀ پانزده سالۀ، صلح و امنیت و رفاه عمومی در جهان!

آنوقت آدم می بیند فرمان ساختن همچین کاخی را کی صادر می کند؟ و برای معماری و نظارتش کی با معمار کبیر، چارلز گارنیه، قرارداد امضاء می کند؟ ناپلئون سوّم، آخرین جانشین امپراتورکبیر ناپلئون بُناپارت.

ناصرالین شاه قاجار، بانی تعزیه خانۀ موسوم به «تکیه دولت» در تهران، حتماً در سفرش به پاریس، اپراخانه آن را دیده بود.

از پانزده سال دورۀ ساختمان هنوز شش سال مانده است که هم امپراتوری سقوط می کند، هم امپراتورش ناپلئون سوّم، و دورۀ جمهوری سوّم فرانسه شروع می شود.

امّا لابد آدمهای باشعوری آن دور و بر هستند که نمی گذارند یک مشت بیکار و بیعار عقده ای بیل و کلنگ و پتک بردارند و بیفتند به جان ساختمان نیمه کارۀ «کاخ اپرای پاریس»، بلکه بر عکس دو رئیس جمهوری ، یکی «آدولف تی یر» (Adolphe Thiers)، و دیگری «پاتریس دو مک ماهون» (Patrice de Mac-Mahon)، بودجۀ شش سال باقی مانده را تأمین می کنند و کاخ به مبارکی و میمنت برای ملّت فرانسه و هنر دوستهای جهان افتتاح می شود، بدون اینکه رئیسهای جمهوری این وسط احساس معصیت بکنند، و عجبا وُ واحسرتا که یک امپراتور و دو تا رئیس جمهوری که این کاخ عظیم و مجلّل در عهدشان ساخته شده است، اجازه می دهند که مردم نه اسم آنها را، بلکه اسم معمار ساختمان را رویش بگذارند و به «اپرا خانۀ پاریس» بگویند «کاخ گارنیه».

در سالهایی که «اپرا خانۀ پاریس» یا «کاخ گارنیه» ساخته می شد، در ایران سلطان صاحبقران، قبلۀ عالم، ناصر الدین شاه قاجار، سالهای سیزدهم تا بیست و هشتم سلطنتش را می گذراند، و نُه (۹) سال پیش از شروع ساختمان «اپرای پاریس» فرمان قتل فوری میرزا تقی خان امیر کبیر، بانی اصلی تأسیس «دارالفنون» یا اوّلین «دانشگاه» ایران را صادر کرده بود، و یک بار دو سال پیش از افتتاح «اپرا خانۀ پاریس»، و یک بار سه سال و یک بار هم چهارده سال بعد از افتتاح آن، به اروپا، یا به قول آن روزگاریها، به «فرنگستان» سفر شاهانه کرد و لابد، و چرا که نه، و به احتمال قوی او را به تشریف فرمایی در این معبد هنر اپرا و تئاتر و موسیقی ترغیب و توصیه کرده بودند.

ولی به شهادت تاریخ باید اقرار کرد که آن سلطان صاحبقران فرمان ساختن عمارت با شکوه «تکیۀ دولت» یا «تکیۀ بزرگ شاهی» را، به طوری که مورّخان گفته اند، چند سال پیش از اوّلین سفر فرنگ، به منظور اجرای مراسم تعزیه و برگزاری آیینهای سوگواری و روضه خوانی در ایام عاشورا در طهران صادر کرده بود.

در این زمینه بیشتر بخوانید

برنامه های قبلی

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.