از نقالی تا ارکستر سمفونیک در گفت وگو با بهزاد رنجبران

به روز شده:  17:55 گرينويچ - شنبه 09 فوريه 2013 - 21 بهمن 1391

بهزاد رنجبران پس از دریافت دیپلم از هنرستان عالی موسیقی در ایران، به تحصیل در دانشگاه ایندیانا پرداخت

چندی پیش، پس از ۷۰۰ سال، نوای یکی از پرآوازه ترین آثار سعدی بنام «بنی آدم اعضای یکدیگرند» به زبان فارسی و با گروه کر کلیسای «سنت جان» در بزرگترین کلیسای گاتیک آمریکا در نیویورک طنین انداخت. این قطعه غیر مذهبی در کنار آثار مذهبی دیگر در این کلیسا به بهانه ۶۷ مین سالگرد اجلاس سازمان ملل برگزار شد.

خالق موسیقی این اثر بهزاد رنجبران آهنگساز ایرانی است که چهره ای شناخته شده در موسیقی کلاسیک است. این قطعه موسیقی «ما همه یکی هستیم» نام دارد و از نادر آثار رنجبران محسوب می شود که برای زبان فارسی نوشته شده است.

خود وی از این برنامه به عنوان تجربه ای دلگرم کننده و نشانه استعداد سطح بالای یادگیری گروه کر که همه آمریکایی بودند و شعر را تقریبا بدون لهجه اجرا کردند، یاد می کند.

بهزاد رنجبران در سال ۱۳۳۴ در تهران متولد شد، در ۹ سالگی به هنرستان عالی موسیقی فرستاده شد و همزمان با دروس علمی به یادگیری موسیقی و به آموختن ساز ویولون پرداخت. در آن زمان هنرستان عالی موسیقی به آموزش موسیقی کلاسیک می پرداخت و هنرستان موسیقی ملی تمرکز خود را به موسیقی ایرانی و سازهای ایرانی قرار داد.

او پس از دریافت دیپلم از هنرستان عالی موسیقی در ایران به آمریکا رفت و به تحصیل در رشته آهنگسازی و ساز ویولون در دانشگاه ایندیانا پرداخت. آقای رنجبران دکترای خود را در رشته آهنگسازی از دانشگاه «جولیارد» در نیویورک گرفت و اکنون در همین دانشگاه به تدریس مشغول است.

آثار رنجبران توسط هنرمندانی مثل یویوما، رنه فلمینگ و جاشوا بل و همچنین ارکسترهایی از جمله ارکستر سمفونیک لندن، فیلادلفیا، سیاتل، آتلانتا، سن لوییس و ارکستر سلطنتی لیورپول اجرا شده است.

سه گانه پارسی

از مهمترین آثار رنجبران که با الهام از اشعار فارسی نوشته شده، سه گانه پارسی نام دارد، این سه گانه سیمرغ، خون سیاوش و هفت خوان رستم نام دارد . وی می گوید: «تجربه و نیاز به ارکستر بزرگ دو عاملی بود که زمینه نوشتن آثاری در مورد شاهنامه را برای من فراهم آورد.»

کنجکاوی و آشنایی وی به شاهنامه به دورانی بر می گردد که مادرش جایزه ای ادبی را با کتاب شاهنامه ربود و خاطره عکسی که بر روی کتاب چاپ شده بود، در ذهن بهزاد ۹ ساله نقش بست.

ارکستر سمفونیک لانگ بیج در سال ۱۹۹۱ پیشنهاد ساختن قطعه ای موسیقی را به بهزاد رنجبران داد و او موضوع سیمرغ را برای آن انتخاب کرد. سپس قطعه داستان خون سیاوش سفارش ۱۹۹۴بود که به صورت باله در شهر نشویل ایالت تنسی به روی صحنه آمد. آخرین قسمت این سه گانه با هفت خوان رستم به پایان می رسد. ارکستر سمفونیک لندن هر سه قطعه سه گانه را نواخت که به صورت یک آلبوم به نام سه گانه پارسی «Persian Trilogy» توسط انتشارات دلوس «Delos» در آمریکا و در ایران توسط انتشارات هرمس چاپ شد.

خصلت اسطوره ای شاهنامه

موسیقدانان دستگاهی به خاطر خصلت اسطوره ای شاهنامه کمتر به آن پرداخته اند. بهزاد رنجبران می گوید: « از نظر من عظمت داستان های شاهنامه نیاز به ارکستر بزرگ را می طلبد. این یکی از دلایلی است که موسیقیدانان دستگاهی ایران کمتر به شاهنامه پرداخته اند. اجرای خون سیاوش یا سیمرغ حدود ۸۰ نوازنده تشکیل شده که بیش از ۳۰ نوع ساز مختلف در آن به کاربرده شده. برای هر یک از این سازها باید نت به صورت جداگانه نوشته شود.»

بهزاد رنجبران در یوسف آباد تهران زندگی می کرد. در آن دوران به سادگی می توانست نظاره گر قله دماوند باشد و در دنیای کودکانه خود سیمرغ را تصور می کرد که به دور قله قاف می چرخد. ۲۰ سال بعد وقتی او به نوشتن قطعه سیمرغ پرداخت، این خاطرات در او دوباره زنده شد.

قسمت اول قطعه سیمرغ درکوهستان اتفاق می افتد، قسمت دوم در زیر نور مهتاب است. در قسمت سوم حقیقت باز می شود و زال به جامعه بشری برمی گردد این بازگشت که در طلوع آفتاب تحقق یافته در این قطعه به شنونده منقل می گردد. جنبه احساسی و داستانی شاهنامه در سه گانه پارسی محسوس است.

به مناسبت ۴۰ مین سالگرد انجمن بین المللی مطالعات ایرانیان در تورنتو در سال ۲۰۰۸ برای اولین بار ارکستر سمفونیک تورنتو همه این سه قطعه «سه گانه پارسی » را در یک کنسرت اجرا کرد.

بهزاد رنجبران برای این تدارک این اجرا به ایران رفت و مرشد ترابی، از پیشکسوتان شاهنامه خوانی و نقالی، را با خود همراه کرد. رنجبران روی این مطالب کار کرد و تلفیقی بین نقالی مرشد ترابی و ارکستر سمفونیک به وجود آمد. ترجمه انگلیسی مطالبی که از شاهنامه خوانده می شد بر روی صحنه، همراه با تصاویری از منیاتور ظاهر گشت. بنابراین شاهنامه فردوسی از سه جنبه بازگو شد، نقالی مرشد ترابی، مینیاتور و موسیقی سمفونیک رنجبران.

خون سیاوش

"سیاوش وطنش را رها می کند و به توران می رود؛ من احساس او را درک می کردم، چه خود نیز وطنم را ترک کردم. با وجود اینکه قطعه خون سیاوش را خودم نوشتم و بارها اجرا شده ولی همیشه از نظر عاطفی مرا تحت تاثیر قرار داده."

بهزاد رنجبران

سیاوش بزرگترین شخصیت اسطوره ای ایرانیان است. در ایران قبل از اسلام حدود۷۰ نوع جشن های مختلف وجود داشت. ایرانیان به بهانه های مختلف جشن سرور و شادی می گرفتند و تنها در یک روز به شیون می پرداختند و آن سیاوشگان بود.

باله خون سیاوش ۷ قسمت دارد سه قسمت در ایران، سه قسمت در توران و قسمت وسط در برزخ اتفاق می افتد، صحنه ای که سیاوش تصمیم به ترک ایران می گیرد.

بهزاد رنجبران می گوید: «این قطعه جنبه شخصی هم برایم داشت به ویژه آنکه سیاوش وطنش را رها می کند و به توران می رود؛ من احساس او را درک می کردم، چه خود نیز وطنم را ترک کردم. با وجود اینکه قطعه خون سیاوش را خودم نوشتم و بارها اجرا شده ولی همیشه از نظر عاطفی مرا تحت تاثیر قرار داده. آقای ترابی که به تورنتو آمدند و نقالی کردند، روی قسمت نقالی سیاوش با هم مرتب کار می کردیم. قسمت مرگ سیاوش را به دفعات تکرار کردیم، چه مجبور بودیم آن را کوتاه کنیم، ایشان با دفعات آن قسمت را که سیاوش کشته می شود نقالی کردند و من هر بار با روبرو شدن با مرگ سیاوش به شدت متاثر می شدم.»

هفت خوان رستم

"آرزوی بهزاد رنجبران اجرای سه گانه پارسی در ایران به ویژه در شهر طوس زادگاه فردوسی با نقالی است. او بر این باور است که فردوسی سطح نقالی را به سطح ادبی ارتقا داد"

قطعه هفت خوان نه تنها داستان دلاوری رستم بلکه سمبل رشادت ها، انسان دوستی ها و قهرمان ها به مثابه انسان های معمولی نیز هست. برای مثال آن پدرو مادری که از فرزند عقب مانده خود نگه داری می کنند و یا فرزندانی که از والدین سالخورده خود مواظبت می کنند. از این منظر این قطعه به قهرمانان گمنام تقدیم شده. موسیقی در یک قطعه به هم پیوسته نوشته شده و درنهایت تداعی اینکه این زندگی است که پبروز می شود و نه فرد.

آرزوی بهزاد رنجبران اجرای سه گانه پارسی در ایران به ویژه در شهر طوس زادگاه فردوسی با نقالی است. او بر این باور است که فردوسی سطح نقالی را به سطح ادبی ارتقا داد.

آثار دیگر با الهام از اشعار فارسی

«آوازهای ابدیت» بر روی اشعار خیام از آثار دیگر این آهنگساز ایرانی است که توسط رنه فلمینگ، خواننده سوپرانو، خوانده شده و ارکستر سمفونیک سیاتل آمریکا برای اولین بار اجرا شد.

«راز آشکار» برای دسته کر و ارکستر مجلس بر روی اشعارمولوی نوشته شده، قطعه «فواره های فین» ،«شیراز»، «اصفهان» و «باغ افسونی» که متاثر از بام ارم شیراز است .بخش هایی از آثار او را تشکیل می دهد.

سه قطعه برای آواز و پیانو از سه شاعر معاصر اخوان ثالث، نیما یوشیج و احمد شاملو به زبان انگلیسی در حال چاپ است

قطعات دیگر

از نگاه او موسیقی سمفونیک موسیقی بین المللی است. اکنون اکثر کشورهای دنیا ارکستر سمفونیک دارند و امروز موسیقی سمفونیک فقط متعلق به اروپا نیست. مجموعه سازهایی که متعلق به بشریت است. او ادامه می دهد:

«در ایران نیز ارکستر سمفونیک یک سابقه حدود ۸۰ سال دارد. برای یک آهنگساز مهم است که آثاری که خلق کرده اجرا شود. در شرایط ایران به ارکستر سمفونیک توجه لازم نمی شود. در پیش از انقلاب، ایران از پیشکسوتان خاورمیانه ارکستر سمفونیک در خاورمیانه بود. وجود نداشت و اکنون ما می بایستی دارای دهها ارکستر سمفونیک باشیم.»

بهزاد رنجبران مرشد ترابی، از پیشکسوتان شاهنامه خوانی و نقالی، را با خود همراه کرد و تلفیقی بین نقالی مرشد ترابی و ارکستر سمفونیک به وجود آورد

اما آثار بهزاد رنجبران تنها بر روی ایران و تاریخ ایران تمرکز ندارد، از جمله می توان به کنسرتوهایی که برای ویولون، ویولونسل و پیانو است اشاره کرد. نمونه دیگر آن قطعه «ساراتوگا» است که توسط ارکستر سمفونیک فیلادلفیا در ساراتوگا به مناسبت ۴۰ مین سالگرد این جشنواره ساراتوگا توسط این ارکستر اجرا شد. در سال۱۷۷۷ نیروهای استقلال طلب آمریکا بر نیروهای انگلیسی چیره می شدند. این قطعه در بزرگداشت ساراتوگا نگاشته شده است.

از آثار دیگر بهزاد رنجبران می توان از قطعه بیداری در سال ۲۰۰۵ که به سفارش فستیوالی در کره جنوبی روی موضوع جنگ و صلح نوشته شده، نام برد. این اثر در منطقه غیر نظامی بین دو کره با سازهای زهی اجرا شد. در این قطعه او روی انهدام فیزیکی کار نکرده بلکه بر روی آسیب های احساسی و روحی جنگ که معمولا کمتر قابل لمس بوده و شاید بهتر می توان آن را از دیدگاه هنری بیان کرد، کار کرده است.

پیام این قطعه بخش خوشبین به آینده انسان است. بهزاد رنجبران می گوبد: «ما اجازه نمی دهیم که جنبه های مخرب جنگ ما را به عنوان انسان های وحشی مطرح کند. انسان می تواند جنبه های منفی خود را ترمیم کند و انسانیت خود را از بین نبرد. به علاوه طبقات محروم هیچ نفعی از جنگ نمی برند. درحقیقت این قطعه تقدیر از دسته دیگری از قهرمانان است که در مقابل رفتن به جنگ غیر عادلانه مقاومت می کند.»

آثار بهزاد رنجبران در بسیاری از ارکسترسمفونیک های جهان اجرا می گردد. علاقمندان ایرانی در آلمان شاهد نوای اسطوره میترا نوشته وی بودند که روز ۲۷ ژانویه توسط ارکستر لایپزیک اجرا شد. میترا از اسطوره های ایرانی است که نماد، خورشید، عشق و گرمی در مقابل ظلمت و تاریکی است و سابقه آن به پیش از زرتشت و به ۱۵۰۰ سال قبل از میلاد بر می گردد.

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.