یاد یاران در شورای کتاب کودک

به روز شده:  15:23 گرينويچ - سه شنبه 26 فوريه 2013 - 08 اسفند 1391
محمود کیانوش، لیلی آهی، توران میرهادی

از چپ به راست: محمود کیانوش، لیلی آهی، توران میرهادی (شرح عکس در انتهای مطلب)

دیروز بود که در تهران، در محلّ «شورای کتاب کودک»، که فکر می کنم همان «مدرسۀ فرهاد» بود، جمع شده بودیم تا کتابهایی را که در طیّ آن سال... کدام سال؟ به یادم نیست ... برای کودکان و نوجوانان منتشر شده بود، برای بررسی و انتخاب بهترین کتاب سال هر گروه سنّی از خانم توران میرهادی بگیریم و به خانه ببریم و بخوانیم، و امروز در لندن جوان برومندی به من می گوید: «پنجاهمین سالگرد تأسیس شورای کتاب کودک است. مایل هستی چیزی دربارۀ آن دوره بنویسی؟»

می گویم: «البتّه!» و یاد آن دوره در ذهنم بیدار می شود. به هر دو نفر از ما، که به اصطلاح «داور» بررسی و انتخاب کتاب بودیم، نسخه ای از کتابهای یک گروه سنّی داده می شد. اگر حافظه ام خطا نکند، ترتیب کار این بود که خانم توران میرهادی و یارانش، از آن جمله خانم لیلی آهی، خانم نوشین انصاری و خانم ثریا قزل ایاغ، قبلاً زحمت آگاهانۀ گزینش کتابهای با ارزش از حیث مضمون و زبان در میان انبوهی از کتابهای خوش ظاهر و بد محتوی را کشیده بودند، و مثلاً من و جمال میرصادقی موظّف می شدیم که در حدود شش، هفت کتاب یک گروه سنّی را بخوانیم و یکی از آنها را به عنوان «بهترین» اتنخاب بکنیم. بعد اگر هر یک از ما دو نفر کتاب متفاوتی را انتخاب کرده بود، با هم صحبت می کردیم و همین طور با خانم توران میرهادی، و بالاخره در مورد یک کتاب معیّن همنظر می شدیم.

فکر می کنم آن سال من و جمال میرصادقی کتاب «بعد از زمستان در آبادی ما»، نوشتۀ «سیاوش کسرایی» را انتخاب کردیم. سیاوش کسرایی خودش هم یکی از دو داور کتابهای یک گروه سنّی دیگر بود، امّا تصوّر نکنید که من و جمال میرصادقی در انتخاب کتاب او رفیق بازی کرده بودیم. کتاب او از هر حیث از چند تا کتاب خوب دیگر بهتر بود. «محمّد زهری»، و همسر گرامی او، دکتر ماندانا باوندی، هم از داوران بودند.

یکی از مهمترین معیارهای انتخاب کتابهای مناسب برای کودکان و نوجوانان در شورای کتاب کودک، که هرسال فهرستی از آنها در نشریۀ این شوری چاپ می شد، این بود که مضمون کتاب با دنیای واقعی و طبیعی کودک ارتباط کامل داشته باشد و نویسنده نخواسته باشد ذهن و روح کودک را گرفتار و آشفتۀ اندرزهای حکیمانه و اخلاقی کند و از او بخواهد که کودکی نکرده، بزرگسال شود. یکی دیگر از معیارهای مهمّ این بود که کتاب با زبانی ساده، روشن و درست و متناسب با حدود حیطۀ فکری و کلامی کودک و نوجوان نوشته شده باشد و علاوه بر این از حیث مضمون و قالب سنجیده و استوار باشد، در حدّی که بتوان آن را «ادبیات کودک و نوجوان» خواند.

این معیار نشان می داد که بر عکس تصوّر بسیاری از دست اندر کاران ادبیات کودک، نوشتن برای کودکان دشوارتر از نوشتن برای بزرگسالان است. به همین دلیل من معتقد بودم و هستم که مثلاً شاعری که می خواهد برای کودکان شعر بگوید، باید قبلاً در حیطۀ شعر بزرگسالان خود را از لحاظ جهان بینی شعری و تسلّط بر هنرمایه های این نوع ادبی و شناخت فرهنگ لفظی و معنایی کلام فارسی به مرتبۀ قبول اهل ادبیات و خرد رسانده باشد، و علاوه بر این، کودکی و نوجوانی خود را فراموش نکرده باشد و در حدّ یک فرد تحصیلکردۀ روشن بین و منطقی با روانشناسی کودک آشنایی داشته باشد، نه اینکه بخواهد شاعری را حرفه ای بداند و به مصداق مثلی معروف، آن را با گول زدن بچّه ها یاد بگیرد. در غرب بسیار بوده اند و هستند شاعران بزرگی که برای کودکان هم شعر گفته اند و خوب هم گفته اند، امّا هرگز کسی آنها را «شاعر کودکان» ننامیده است، چون اهل شعر آنها را از ابتدا با شعرهای اصلیشان که برای بزرگسالان بوده است، شناخته اند و «شاعر» شناخته اند. شاعری «حرفه» نیست.

پوستر روز جهانی کتاب کودک سال ١٩٧٦

پوستر روز جهانی کتاب کودک سال ١٩٧٦

خوب، این چند جمله ای در ارتباط با همکاری من با شورای کتاب کودک تا پیش از آمدنم به انگلستان و ماندگار شدنم در دیار ابر و باران و باد و حسرت آفتاب! و امّا شورای کتاب کودک برای ما همین انتخاب بهترین کتاب سال گروههای سنّی مختلف نبود. ما جمعی بودیم سرشار از شور و حرارتِ دانستن و در دانستن به همدیگر یاری دادن و برای درست اندیشیدن و درست دانستن، از همدیگر انتقاد کردن، و در انتقاد از همدیگر نرنجیدن. هرگز آن هیجانی را که در بحثها ما را می گرفت و ارزش دوستیهامان را بالا می برد و به زندگی ما معنایی بزرگ می داد، فراموش نکرده ام.

بعد هم که به انگلستان آمدم، ارتباطم تا مدّتی با شورای کتاب کودک و نشریۀ آن قطع نشد. فکر می کنم که در سال ۱۳۵۵ در انگلستان بودم، یا سفری کوتاه به وطن کرده بودم که خانم توران میرهادی از من خواست که شعری برای پوستر «روز جهانی کتاب کودک» بگویم. در تمام دورۀ هفت، هشت ساله ای که من برای مجلّه های «پیک» مخصوص کودکان و نوجوانان شعر گفته بودم، هرگز یک شعر سفارشی نساخته بودم. امّا وقتی که خانم توران میرهادی از من چنین درخواستی کرد، انگار دلم از من در خواست کرده بود، و انگار این خانم توران میرهادی بود که این رباعی را در ذهن من زمزمه کرد:

هر چیز که زیر آفتاب آمده است،
با حکمتی، از روی حساب، آمده است.
خواهی که درآوری سر از کار جهان،
بگشای و بخوان که در کتاب آمده است!

دوستان عزیز همیشه، همکاران آن سالهای شورای کتاب کودک، هر کجا هستید، به تن درست و به دل شاد و به ذهن آرام و روشن باشید.

لندن، اسفند ماه ۱۳۹۱

شرح عکس بالا: عکسی از گوشۀ ایرانی در کنفرانس مجمع بین المللی کارشناسان «ادبیات کودکان در خدمت آشنایی و همکاری جهانی» در سال ١٣٤٥، در کانون پرورش فکری کوکان و نوجوانان. از چپ به راست: محمود کیانوش (با سیگاری در میان انگشتها)، خانم لیلی آهی، و خانم توران میرهادی از شورای کتاب کودک.

در این زمینه بیشتر بخوانید

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.