'اسکورپیو' در آپارات

به روز شده:  21:11 گرينويچ - چهارشنبه 27 فوريه 2013 - 09 اسفند 1391

'اسکورپیو' در آپارات

این هفته در آپارات فیلم'اسکورپیو' ساخته مشترک فریده صارمی و امید هاشملو به نمایش در می آید.

تماشا کنیدmp4

برای پخش این فایل، نرم افزار "جاوا اسکریپت" باید فعال شود و تازه ترین نسخه "فلش" نیز نصب شده باشد

پخش ویدیو با ویندوز میدیا پلیر

این هفته در آپارات فیلم'اسکورپیو' ساخته مشترک فریده صارمی و امید هاشملو به نمایش در می آید.

درباره فیلم

آپارات

نمایی از فیلم 'اسکورپیو'

سال ۱۳۵۰ سه نوازنده‌ی جوان گرد هم آمدند تا آهنگ‌های پرشور راک و لاتین را برای علاقه‌مندان موسیقی روز دنیا اجرا کنند. بهرام امین سلماسی (گیتار بیس)، عین اله کیوانشکوه (درامز) و بهرام سعیدی (گیتار) به همراه اریک آرکونت (پرکاشن) و آندرانیک آساطوریان (پیانو) گروه اسکورپیو را تشکیل دادند. مهارت این گروه در بازنوازی آثار پیشگامان موسیقی راک مورد توجه بسیاری قرارگرفت و طولی نکشید که در باشگاه‌های شبانه و سالن‌های رقص هواداران زیادی پیدا کرد. ۴۰سال بعد، خاطرات گروه اسکورپیو روند شکل گیری جریان موسیقی راک در ایران را بازگو می‌کند.

ویژگی فیلم

فیلم 'اسکورپیو' ساخته مشترک فریده قاسمی و امید هاشملو بیننده را سر راست می برد به حال و هوای سه چهار دهه پیش و تصویری از یک وضعیت فراموش شده ارائه می دهد: حال و هوای موسیقی راک در زمان ورودش به ایران. فیلم از منابع آرشیوی خیلی خوبی استفاده کرده بود و دیدنی بود . فیلم هایی از این دست کم ساخته شده است.

درباره کارگردانهای فیلم

آپارات

فریده صارمی (ایستاده) و امید هاشملو (سمت راست) سر صحنه فیلم 'اسکورپیو'

فیلم اسکورپیو ساخته فریده صارمی و امید هاشملو است. دو پژوهشگر و مستند سازی که علاقه شخصی شان به موسیقی راک آنها را به سمت ساخت این فیلم برده است.

نگاه کارگردانهای فیلم

'اسکورپیو' خاطره نسلی در دهه ی پنجاه است: نسل جوان پر شوری که شاهد پوست انداختن هم سن و سالان خود در اروپا وآمریکا بود و رؤیای یک زندگی مدرن و پر زرق و برق در سر داشت. نسلی که خود را جا مانده از دنیای پیشرو نمی دید و می خواست با آن همصدا باشد.چهل سال ازشکل گیری گروه اسکورپیو گذشته و خاطرات آنها در شهری پر از ترانه و موسیقی بسیار دور و ناآشناست.

خلاصه فیلم هفته گذشته 'ملکه و من' ساخته ناهید پرسون سروستانی

آپارات

ناهید سروستانی و فرح دیبا در نمایی از فیلم ملکه و من

'ملکه و من'حکایت دیدار یکی مخالفان حکومت شاهنشاهی با فرح پهلوی و آشنایی این دو با همدیگر است. ناهید سروستانی مستند ساز مقیم سوئد، خودش در روزگار نوجوانی و در روزهای انقلاب از مخالفان حکومت شاه بود و با سازمان های کمونیستی ضد حکومت همکاری می کرد. اما بعد از انقلاب حکومت اسلامی برادر جوان او را اعدام کرد و او هم از ایران گریخت. حالا این دو زن تبعیدی در شرایطی متفاوت و پر از سوظن به همدیگر می‌خواهند با هم گفت و گو کنند. در طول فیلم دوستی نامتعارفی در جریان ساخت فیلم، بین این دو زن فیلم شکل می گیرد، گرچه به نظر می آید که هنوز تردیدهای دوطرف نسبت به همدیگر باقی مانده است. فیلم ملکه و من در دو بخش به نمایش در می آید.

نظرات بینندگان درباره فیلم هفته گذشته

شهاب

فیلم، گفتاری صادقانه بود از انسانهایی که سرنوشت، زندگی ساده آنان را پیچیده کرده است. فیلم زیبایی بود.

شاپور

فیلم را باید بدون در نظر گرفتن علاقه های سیاسی دید. واضح است که خانم سروستانی دیگر نه در موقعیت یک مبارز ، بلکه در مقام یک فیلمساز با توضیح اختلافات ِ نظری و سیاسی که با رژیم پهلوی داشته بدنبال تعیین موقیت هر دو طرف برای بیننده است. این که فیلمساز در جای جای فیلم از خودش می گوید ، در حقیقت قصد دارد تا با ایجاد فاصله بین خودش و شهبانوی ایران، آن کشش دراماتیکی که همیشه در قصه هایی که یک طرف آن شاهزاده و طرف دیگر گداست را ایجاد کند. توضیح این که پدرش بیمار بوده، مادرش با قالی بافی خرج خانواده را می داده، بسیار به دراماتیک شدن فیلم کمک کرده است. در این تقابل و کشمکش، بیننده فیلم را با کنجکاوی بیشتری دنبال می کند و فیلمساز آگاهانه این کار را انجام داده هر چند که می دانسته با مقابل شدن با ملکه ای که امروز خود و خانواده اش در بین ایرانیان محبوبیت بسیاری دارند، دشمنان بسیاری در میان بیننده هایش پیدا خواهد کرد. از طرف دیگر ملکه هم با اجازه ای که به یکی از دشمنان دیرینه اش داده تا هر آنچه که هست را به تصویر بکشد. موقعیت و جایگاه خاص ِ اجتماعی خودش را در میان دوستان و طرفدارانش به خطر انداخته است. باید هم به ملکه و هم به خانم سروستانی برای شجاعتی که در این مواجهه به خرج داده اند آفرین گفت.

آرمان

جای بسی تاسف است . یک قسمت از فیلم که فیلمساز دارد از شهبانو سوال می پرسد میگوید : شما را در ایران همیشه در حال کارهای مثبت نشان می دادند اما بعدا که رفتید بعنوان دو خائن فراری از ایران خارج شدید ، که این قسمت اصلا در حضور فرح پرسیده نشده و ایشان در تدوین این را اضافه کردند. به نحوی که بیننده حس می کند دارند این سوال را در حضور شهبانو می پرسند .متاسفانه ایشان صداقت و امانت را رعایت نکردند.

میر

فیلم عالی است. این فیلم همه جوانب زندگی و روحیه اشرافی و لوکس پرستی و همچنین رنجهای بی شمار خانم سروستانی ، که به نوعی عقوبت همان روحیه و سبک زندگی است، را نشان می دهد.

مریم

کاملا مشخص است که خانم سروستانی با چه انگیزه ای این فیلم را ساخته اند. اولا که خودشان را اثبات کنند و شهبانو را خراب کنند ولی این فیلم نتیجه برعکسی داشته است.

جاهایی که ایشان شهبانو را با خودشان مقایسه می کردند، کاملا قیاس مع الفارغ بود.

سینا

در قسمت اول دو داستان ملکه و خانم راوی با هم پیش نمی رفت. انگار که داشت فقط داستان انقلاب را تعریف می کرد . داستان انقلاب را اکثر ما ایرانی ها آشنایی داریم.

دیگو

فیلم تک صدایی بود. کارگردان باید در باره شاه سابق تغییر نظر دهد چون شاه به نظر من برای مردم ایران مرد بزرگی بود.

میثم

فیلم جالبی بود. لذت بردم. از امریکا و سیاسیونش بیشتر فهمیدم،وقتی نشان داد که هواپیمای امریکا قبل از رساندن شاه به مصر هواپیما را نشانده و منتظر ایران است که شاه را تحویل آنها دهد و دیپلماتهای خودش را تحویل بگیرد، واقعا متحیر شدم! نه به ویسکی خوردن رییس جمهور امریکا با شاه در کریسمس آن هم در تهران، نه به آدم فروشی شان. آن هم بعد از مدتی کوتاه. سیاست خیلی کثیفی است.

رزیتا

برنامه خوبی بود. خانم کارگردان خصمانه فکر می کرد ولی ناخواسته زیبایی را به ما نشان داد.

روزبه

فرح به خوبی و به نیکی می دانست وهنوزهم می داند که درایران قبل ازانقلاب چه برایران وایرانی گذشته. ولی متاسفانه اواین سخنان واین حقایق را برنمی تابد. چرا که اگر چنین باشد باید به سوالات بی شماری که هر یک از ایرانی ها از او دارد پاسخ گوید . که به نظرم این کار از او برنمی آید. اگر فرح خود را دیکتاتور نمی داند و یا حداقل دیگر نمی داند باید با هر کسی که خواهان مصاحبه و بحث با اوست صرفه نظر از عقاید و فکر مصاحبه کننده بدون تردید به این کار دست زند تا بتواند نشان دهد که به عقاید دیگران احترام می گذارد. اما همانطور که در آغاز فیلم دیدیم او وقتی می فهمد که فیلم سازنظرات چپ دارد، نخست ازهمکاری با او سربازمی زند و بعدها شاید تحت فشار بعضی از اطرافیانش به این کار دست می زند. او هنوز هم چپ را نشانه عقب ماندگی و درماندگی ایران و ایرانی می انگارد. و خود و شوهر و اطرافیانش را پاک نهاد و نیک سرشت می انگارد.

پرهام

بنده به جهت گیری‌های سیاسی ایشان کاری ندارم. نکته جالب برای من در این فیلم، کنار هم قرار گرفتن دو تبعیدی متفاوت با روحیات متفاوت بود. این طور نگاه کردن‌ها به نظرم دید جدیدی از اتفاقات ۴۰ ساله اخیر به دست میدهد. ضمنا برای خودم دیدن ملکه ایران با دید یک زن شوهر مرده با مشکلات خانوادگی و غیره جالب بود. اگر برخورنده نباشد، فرح پهلوی حتی به نظرم به عنوان کسی که زمانی ملکه ایران بوده و شخصیتی سیاسی و اجتماعی داشته، یک مقداری ساده به نظر می آمد.

ماندانا

فیلم خیلی ضعیفی بود. هیچ چیز جدیدی نداشت. چون چند تا فیلم درباره زندگی فرح قبل از این ساخته شده که همه چیز را گفته و این فیلم چیزی نداشت که من نشنیده باشم .در ضمن فیلم باید بی طرفانه باشد، در حالی که خانم کارگردان زندگی وکینه های شخصی خودش را قاطی فیلم کرده و باعث شده که فیلم حالت قضاوت شخصی را داشته باشد.

آمنه

بسیار فیلم زیبایی بود. تقابل دو دیدگاه مختلف در این فیلم دیده می شد. من فقط از جواب خانم فرح آنجا که گفت تو باید به من نامه می نوشتی و از وضعیت بد اقتصادی خانواده ات می گفتی و یا درخواست پول می کردی اصلا قانع نشدم ، چون احتمالا این شرایط خیلی از مردم آن موقع بود و این جواب اصلا منطقی نیست.

آریون

در یک صحنه خانم فیلمساز می گوید که چقدر او و خانواده اش به زندگی شاه و بچه های شاه حسرت می خوردند ،همان حسرتی که با لاخره باعث انقلاب ایران شد. عجیب است که ما هم مانند این خانم و خواهر و برادرهایشان، همان شاه و بچه هایش را در تلویزیون می دیدیم ولی عوض این که مثل این خانم حسودیمان بشود و عضو این حزب و آن حزب علیه حکومت بشویم، تشویق می شدیم که به مدرسه برویم تا بتوانیم روزی مانند شاه و بچه های او زندگی مرفه و خوبی داشته باشیم.

ماندانا

خسته نباشید خانم سروستانی . دقیقا اطلاع ندارم ولی فکر کنم جزو اولین ها بودید که موفق شدید ملکه سابق و خاندان پهلوی را با حضور و سخنان خودتان روایت کنید .مسلما زحمات و گاها بی احترامی هایی که متحمل شدید ارزش ساخت این فیلم را داشت.

ریتم کلی فیلم را دوست داشتم .موسیقی و تدوین به نظرم خوب بود . فقط صحبتهای یک طرفه فیلمساز که بعداً روی فیلم گذاشته شده بود به نظرم منصفانه نبود. گرچه شاید فیلمساز نمی خواسته با ایراد بحث و اختلاف نظر رودر رو ، روند ساخت فیلم را به مخاطره بیندازد.

آرش

متاسفانه خانم سروستانی کمی بی انصافی کردند و تلاش در تخریب شخصیت شهبانو داشتند. ایشان همان طور که در مورد شرایط کودکی خود گفتند ، با تهیه این فیلم بیشتر تلاش در بهبودی زخم ها و کمبودهای کودکی خود داشتند ،میتوانستند عادلانه تر برخورد کنند. به هر حال شهبانوهمانطور که دانست شما یک کمونیست هستید، شما را پذیرفت و نباید دورویی می کردید و همچنین به کاربردن کلمه دیکتاتور برای شخص شاه بسیار بی شرمانه بود. شاه اگر دیکتاتور بود هنوز در حال حکومت بود.

روناک

همه این فیلم به نوعی فریبی بود در جهت خوب جلوه دادن رژیم پهلوی بود.

لی لی

خیلی خوب بود. خیلی زیاد با خانم سروستانی همذات پنداری می کردم. صمیمیت و صداقت ایشان با خودش با فرح و با دوربین عالی بود.

لیلا

این فیلم نه مستند بودونه داستانی. یک پناهنده ایرانی سعی دارد با مواجهه (ومقایسه گذشته دردناک خود)باملکه سابق برای خودش به نوعی احترام وارزش یک فیلمساز تجربی که سابقه کارسیاسی ومبارزه دارد، را کسب کند. ازطرفی ملکه سابق به او(باتردید)اجازه می دهد از خانه ومشغولیاتش فیلم بسازد تاچهره یک وطن پرست را که برای مردم نگران است وبرای بچه های مریض ایران دل میسوزاند، به خود بگیرد ولی اگرفیلمساز بخواهد هرآن چه فکرمی کند را درفیلم نشان دهد، مورد موافقت شهبانو قرارنمی گیرد واگر بخواهد فیلمش ساخته شود و به اعتبارش به عنوان مستندساز افزوده شود، مجبوراست خودش را سانسور کند و با سلطنت طلبان همراهی کند. ازاو درباره ساواک وشکنجه ونبود آزادی بیان و دزدیهای دربارهیچ نمی پرسد، چون خاطرعلیاحضرت آزرده می شود و امکان ساخت فیلم ازبین می رود. خودش را برای کارسیاسی درزمان اعلیحضرت این طور توجیه می کند : "من جوان بودم ونمی دانستم چه می کنم" ازطرف دیگر به خبرنگارسوئدی می گوید: فرح نیمه شب بمن زنگ زد و پرسید: فیلم به چه صورت تهیه می شود؟ آیاچهره منفی ازمن می سازد؟ یا با مردی که زندانی زمان شاه بوده همدردی می کند. مستند هم نیست چون فقط ازشهبانو با سر و وضع آراسته ودرجاهای ازپیش تعیین شده فیلمبرداری می کند. حتی برخورد دانشجوهای ایرانی که تصادفا" اسم یکی شان فرح است وصحبتهای پیشخدمت رستوران، صحنه پردازی آتابای واطرافیان ملکه است. خلاصه نکات تازه ای اززندگی ایشان درفیلم نمی فهمیم، جز آن که سختیهای زمانه اورابسیارمتواضع کرده وازنخوت قدیم هیچ نشانی در وی نیست. اگرچه ندامتی ازگذشته ندارد ولی بسیارواقع بین ترشده است.

یوسف

به نظر بنده خانم سروستانی کار درستی انجام داده است زیرا به کدام دلیل می توان از عملکرد یک پادشاه مطلقه دفاع کرد،هما ن کسی که صد ها دوست وهمکار خود را بعد از مدت ها همکاری در کنار هم در زندان انداخت وخود نا جوانمردانه از ایران خارج شد وآن بیچا ره ها را به امان خدا رها کرد بعدآ همه آن بیچاره ها توسط آخوند ها به فجیع ترین شکل اعدام شدند.ممکن است در کار خانم سروستانی اشکالاتی از لحاظ یک فیلمساز حرفه ای وجود داشته باشد ولی همین که برای بار اول در طول این همه سال از یک ملکه ایرانی فیلمی تهیه می شود در نوع خود کم نظیر وقابل تقدیر است.

آرش

دو زن یکی دارای سواد, فرهنگ, جایگاه و طبقه اجتماعی بالا ودیگری که سراسر عقده و کینه است رو در رو می شوند. یکی می گوید: خدا کند فیلمت خوب از آب در بیاد تا بتوانی پول دار شی، عتیقه بخری. آن یکی در دلش غُر میزند. یکی میگوید الان چی هنوز هم به افکار چپ پابندی؟ آن یکی در دلش میگوید: آره اما به زبانش می گوید: نه! چون برای رسیدن به هدفش هر وسیله ای را موجه می داند. خوب شد این فیلم ساخته شد تا ما فهمیدیم چه کسانی رفتند؟ و چه کسانی می خواستند جای آنها بنشینند و چه کسانی عاقبت نشستند.

بابک

عملکرد ضعیف دولت اسلامی باعث نمی شود که فکر کنیم شاه و ملکه سابق خوب و دوست داشتنی بودند.آنها بدتر از هر دولتی بودند.

نرگس

عالی بود. خیلی وقت بود مستندی به این جذابی و پر کششی ندیده بودم . تبریک به خانم سروستانی . داستان خودش و خانم فرح را خیلی خوب بهم ربط داده بود. من سلطت طلب نیستم ولی از شخصیت ساده و گرم فرح خیلی خوشم آمد.

رئوف

به نظر من، مستند ساز سعی کرده یک مستند تلفیقی بسازد از زندگی خودش و ملکه. این ایده ی خوبی است: تقابل زندگی یک فرد عادی با زندگی یک ملکه. اما خانم ناهید سروستانی، از موقعیتی که برایش پیش آمده نتواسته خوب بهره ببرد. احساس می کنم، پرسشهاش خیلی کم جان و کلیشه ای کرده است. می توانست به بخشهایی از زندگی فرح بپردازد که نویسندگان و روشنفکران را به خودش جذب کرد و خدماتی که به لحاظ فرهنگی انجام داده بود و بخصوص به آن قسمت از زندگی دردناکش که به هنگام خروج از ایران دچارش شده بود و به پشت کردن دوستانشان در هنگام عزل از قدرت. مستند ساز بیشتر جلو دوربین ظاهر می شود تا کسی چون ملکه که قرار است مستند در مورد او ساخته شود.

همایون

فیلم ارزشمند و در عین حال صمیمی ای بود. شاید بهتر باشد که نقد شخصیت را با نقد فیلم یکی نکنیم. گذشته ی تاریخی ما در زمان پهلوی بی تردید نقد علمی خاص خودش را دارد و می طلبد. من مایلم این فیلم را سند دیگری بدانم که به این صورت تا به امروز به تاریخ ما راه نیفتاده بود. چقدر نزدیکی این دو آدم - کارگردان و فرح پهلوی - و برخورد انسانی شان خوب از آب درآمده بود.

جواد

ای کاش یک مستندساز حرفه ای و فارغ از مسایل و گروههای سیاسی به سروقت شهبانو فرح می رفت. بی نهایت باصفا بود و ایرادش فقط شخصیت و کم و کسری های درونی گوینده بر روی قصه فیلم بود و بس.

علی

با این که خانواده مادرییم زخم خورده رژیم پهلوی هستند ولی از شخصیت خانم دیبا به عنوان یک زن ایرانی در این فیلم خوشم آمد.

فرزاد

به نظر من در کل مستند خوبی بود. هر دو طرف ایراداتی داشتند. مثلا خانم ناهید هدفش از انقلاب کردن را مریضی پدر و فقر عنوان می کند در حالی که در واقع به این سادگی ها هم نبوده است و خانم فرح هم هنوز آن حس پادشاهی و از بالا با مردم صحبت کردن را دارد(البته خیلی تعدیل شده) به طوری که ناهید خیلی جاها مجبور است، خودش را سانسور کند و فرح را به چالش نکشد که مبادا ایشان ناراحت شوند و فیلم ناتمام بماند.




آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات: کلیک aparat@bbc.co.uk

زمان پخش برنامه آپارات

به وقت تهران به وقت کابل به وقت دوشنبه به وقت گرینویچ
پنجشنبه

۲۱:۰۰

۲۱:۰۰

۲۱:۳۰

۱۷:۳۰

تکرار جمعه

۱۱:۰۰

۱۱:۰۰

۱۱:۳۰

۰۷:۳۰

تکرار جمعه

۲۴:۰۰

۲۴:۰۰

۰۰:۳۰روز بعد

۱۹:۳۰

تکرار شنبه

۱۳:۰۰

۱۳:۰۰

۱۳:۳۰

۰۸:۳۰

تکرارچهارشنبه

۲۴:۰۰

۲۴:۰۰

۰۰:۳۰روز بعد

۱۹:۳۰

تکرار پنج شنبه

۱۶:۰۰

۱۶:۰۰

۱۶:۳۰

۱۱:۴۰

*ممکن است هنگام پخش خبر فوری، محتویات این صفحه و این برنامه بدون اعلام قبلی تغییر کند.

[an error occurred while processing this directive]

در این زمینه بیشتر بخوانید

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.