ادبیات، جنگ و سینمای ایران در گفت‌وگو با فولکر شلوندورف، فیلمساز آلمانی

به روز شده:  18:29 گرينويچ - پنج شنبه 28 فوريه 2013 - 10 اسفند 1391

فولکر شلوندورف از شناخته شده ترین فیلمسازان سینمای آلمان است که اوج کارش به دهه هفتاد و فیلم طبل حلبی بر اساس رمان گونتر گراس بازمی گردد؛ فیلمی که نخل طلای جشنواره کن و اسکار بهترین فیلم خارجی را برای او به ارمغان آورد.

شلوندورف به همراه خانواده اش در سال ۱۹۵۶ به پاریس مهاجرت کرد، اما بعد برای ساخت اولین فیلمش در سال ۱۹۶۶ به آلمان بازگشت. تهیه کننده این فیلم، لویی مال فیلمساز مشهور فرانسوی بود.

شلوندورف طی پنج دهه در آلمان، فرانسه و آمریکا به فیلمسازی ادامه داده است. آخرین فیلم او با نام آرامش در دریا در جشنواره گوتنبرگ به نمایش درآمد. گفت وگوی زیر در حاشیه این جشنواره صورت گرفته است:

شما همان سال هایی که موج نوی سینمای آلمان آغاز شد، کارتان را شروع کردید. چقدر خودتان را وابسته به این موج می دانید و چقدر شباهت بین کار خودتان با کارهای فیلمسازانی چون ویم وندرس و ورنر هرتزوگ می بینید؟

"وقتی که تنش زیادی در جامعه وجود دارد، این را می شود در فیلم ها دید"

با کمال تواضع باید بگویم که ما پیشگامان این حرکت بودیم. ورنر یک کم دیرتر آمد و وندرس هم دیرتر از او و فاسبیندر خیلی دیرتر. اینجا مساله نسل مطرح است. وقتی که اولین کارم را می ساختم نمی دانستم که دیگران دارند چه می کنند. من در پاریس بودم و به شکلی موج نو فرانسه را به مونیخ آوردم. در مونیخ، الکساندر کلوگه و چند نفر دیگر به همین نتیجه رسیده بودند و می خواستند به شکلی رادیکال کار کنند که وجه دیگرگونی از جامعه ما را ترسیم کند... به هر حال سال های زیادی از آن گذشته...

در طول دوره کاری شما، فیلم های زیادی هست که از ادبیات اقتباس کرده اید؛ از گونتر گراس تا حتی مارسل پروست...

این گناه اولیه من بود! وقتی اولین فیلمم را ساختم خیلی جوان بودم، بیست و پنج سالم بود و تجربه زیادی از زندگی نداشتم. رمانی را انتخاب کردم که تجربیات مشابهی با آن داشتم. برای فیلم دوم، فیلمنامه را خودم نوشتم اما خوب نشد. بعد برگشتم به ادبیات، باز خوب جواب داد. دوباره خودم نوشتم اما باز موفق نبود. این بود که فکر کردم بهتر است کاری را انجام بدهم که در آن موفقم [می خندد]. اما به هر حال حالا پانزده سال است که از ادبیات اقتباس نکرده ام. همه چهار پنج فیلم آخرم را خودم نوشته ام، اما ظاهراً کسی به این موضوع توجه نمی کند! برای همین معروف شده ام به اقتباس‌گر ادبی. اما راستش تفاوت زیادی بین آنها نمی بینم. وقتی که فیلمنامه را داری و بر اساس آن فیلم را می سازی، به کتاب و رمان فکر نمی کنی. تمام تلاشت را می کنی که فیلم خوب بسازی، چه ایده خودت باشد چه یک اقتباس ادبی. فکر می کنم همیشه یکسان هستم. اما وقتی که فیلمنامه را خودم ننوشته باشم، قضیه فرق می کند. اما اگر فیلمنامه خودم باشد، چه ایده خودم یا اقتباس، همه چیز در ذهنم هست و فرقی نمی کند.

طبیعتاً می شود گونتر گراس را به زبان سینما ترجمه کرد، که شما در طبل حلبی این کار را انجام دادید، اما درباره مارسل پروست چه؟ مثلاً عشق سوان که شما به فیلم تبدیلش کردید، اساساً ادبیات خالص است...

نمایی از فیلم 'آرامش در دریا'

فکر می کنم همه چیز ممکن است.... عشق سوان ناممکن به نظر می رسد به دلایل زیادی. خیلی خوب بود که روی آن کار کردم، اما به دلایلی روشن بود که جواب نخواهد داد. در پروست ملودرام وجود ندارد و نمی توان نبود ملودرام را با ستاره سینما ترکیب کرد. سلین را هم نمی شود فیلم کرد. این روزها یک مقدار فراموش شده. فکر می کنم حتی مشکل تر از پروست است.

نمی خواهید امتحان کنید؟

فیلمشناسی فولکر شلوندورف

تورلس جوان(۱۹۶۶)

درجه قتل(۱۹۶۷)

میکائیل کولاس(۱۹۶۹)

اخلاقیات روت هالبفاس(۱۹۷۱)

یک زن آزاد(۱۹۷۲)

آبروی از دست رفته کاتارینا بلوم (۱۹۷۴)

ضربه نهایی (۱۹۷۶)

طبل حلبی (۱۹۷۹)

دایره فریب (۱۹۸۱)

عشق سوان (۱۹۸۴)

داستان دست ساز(۱۹۹۰)

مسافر(۱۹۹۱)

غول (۱۹۹۶)

نخل بادبزنی (۱۹۹۸)

افسانه ریتا (۲۰۰۰)

روز نهم (۲۰۰۴)

اعتصاب (۲۰۰۶)

اولزان (۲۰۰۷)

آرامش در دریا(۲۰۱۲)

نه... دیگر نمی خواهم از ادبیات فیلم بسازم.... البته حالا نمی خواهم در این مورد قسم بخورم، ولی چند پروژه ای که دارم، همه اوریجینال هستند.

شما در سال ۱۹۳۹ به دنیا آمدید...

در این مورد من مقصر نیستم! [می خندد]

سال شروع جنگ... شاید برای همین جنگ غالباً در آثار شما حضور دارد... حتی در فیلم آخرتان دوباره به جنگ دوم جهانی برگشته اید...

بله، من شش سالم بود که جنگ تمام شد. دو سال آخر جنگ را به یاد می آورم، بخصوص سال آخر را خیلی خوب به یاد دارم. وقتی پنج سالم بود مادرم در جنگ کشته شد. این چیزی بود که نمی شد فراموش کرد. وقتی که در دهه پنجاه ما جوان و نوجوان شده بودیم، درباره چیزی که اتفاق افتاده بود احساس مسئولیت می کردیم. هر چند آن زمان ما بچه بودیم، اما هویت ما با آن گره خورده بود. فکر می کنم برای همین است که من هنوز به آن می پردازم و سعی دارم بفهمم چطور این اتفاق افتاد. هنوز بعد از ده تا پانزده فیلم در این مورد، جوابش را نمی دانم.

"من در هر جشنواره ای که می روم سعی می کنم فیلم های سینمای ایران را تعقیب کنم"

همین را الان درباره ایران نمی فهمم. چطور یک ملت فرهنگی و به شدت متمدن می تواند گیر این حکومت توتالیتر بیفتد؟ این چطور ممکن است؟ باید به یکی از آخرین موردها یعنی آلمان نگاه کنیم. ما فرهنگ و فلسفه و احترام به فردیت داشتیم، اما چطور این اتفاق در آلمان افتاد؟ این سوالی است که هنوز به دنبال جوابش هستم، این که چطور مردم تحصیلکرده توانستند این کار را بکنند، این هنوز برایم یک راز است.

در آخرین فیلم تان، آرامش در دریا، که موضوعش جنگ دوم جهانی است، در جاهایی به ملودرام پناه می برید...

این طور فکر می کنید؟ اما من سعی کردم که آن را واقعی بسازم.این طور نیست که شخصیت ها علیه هم بجنگند. در فیلم در واقع تمام شخصیت ها علیه تاریخ می جنگند....

منظورم استفاده از عناصر ملودرام برای درگیر کردن تماشاگر است. به شکلی در صحنه هایی می خواهید اشک در چشم تماشاگر بیاورید...

من متخصص اشک در آوردن نیستم، اما وقتی که این فیلمنامه را نوشتم، خیلی گریستم.... این بخاطر موضوع فیلم است. من گریه کردم چون این مردمان خیلی زیبا و دوست داشتنی هستند و خیلی ساده و قوی. اگر همین الان قصه فیلم را بگویم باز اشک از چشمانم راه می افتد. این به شکلی به مخاطب منتقل می شود.

به عنوان سوال آخر، چقدر سینمای ایران را تعقیب کرده اید و درباره آن چه فکر می کنید؟

من در هر جشنواره ای که می روم سعی می کنم فیلم های سینمای ایران را تعقیب کنم. این روزها فیلم های خوبی از سینمای ایران می شود دید، همین طور از سینمای ترکیه و شیلی. وقتی که تنش زیادی در جامعه وجود دارد، این را می شود در فیلم ها دید. غالب کشورهای اروپا در حال حاضر منفعل هستند و این در سینما هم تاثیر می گذارد. البته این دلیل خوبی برای ایجاد تنش در اروپا نیست!

موضوعات مرتبط

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.