«این آیرونیک هست یا نیست؟»

به روز شده:  17:57 گرينويچ - جمعه 01 مارس 2013 - 11 اسفند 1391

دو پرستار و مربّی در یکی از پناهگاههای الاغان ستمدیدۀ جهان می خواهند بازی کردن با توپهای لاستیکی بزرگ و دسته دار را به الاغها و کرّه هاشان یاد بدهند.

از من می پرسید: «کلمۀ انگلیسی آیرونی (Irony) و صفتش آیرونیک (Ironic) فارسیش چی می شود؟»

در چند تا لغتنامۀ انگلیسی به فارسی برای آیرونی این معنیها را داده اند: «طعنه‌، وارونه گویی‌، گوشه و کنایه و استهزاء، مسخره‌، پنهان‌ سازى، تمسخر، سُخریه‌، طنز».

امّا راستش را بخواهید، هیچکدام از اینها معنی دقیق این کلمه نیست. تازه خیلی از خود انگلیسیها هم از بابت معنی دقیق این کلمه مشکل دارند، در حدّی که یک «وب سایت» درست کرده اند به اسم «ایزیت آیرونیک» (www.isitironic.com)، و بعضی از مردم از این «وب سایت» می پرسند فلان موضوع یا فلان اتّفاق آیرونیک هست یا نه؟ بعد بعضی از مردم دیگر رأی می دهند که هست یانه! اگردر یک مورد معیّن نسبت رأیها از شصت، هفتاد در صد بیشتر بود، می شود گفت: «بله، این مورد تقریباً ایرونیک است.»

من هم مثل خود این انگلیسیها همین طوری یک چیزهایی به نظرم آیرونیک می آید. مثلاً حالا می آیم خیلی جدّی یک موضوعی را برای شما تعریف می کنم و ازتان انتظار دارم که خوب درباره ش فکر بکنید و بعد بگویید به نظر شما، وجداناً، در اوضاع و احوال دنیای امروز، اینی که می گویم، آیرونیک هست یا نه.

یک ماچه الاغ ستمدیده و کرّۀ دلبندش که آنها را تازه از بیچارگی و بیکسی و آوارگی نجات داده اند و به یکی از پناهگاههای پُر از امن و آسایش الاغان ستمدیدۀ جهان آورده اند.

بیاییم اوّل فرض کنیم که شما و بچّۀ شش، هفت ساله تان نشسته اید جلو تلویزیون و یکی از صدها، شاید هم هزارها، سازمان خیریۀ حمایت از الاغهای فقیر و گشنه و مریض و ستمکش دنیا چند تایی الاغ لاغر و مافنگی با دو، سه تایی کرّه الاغ خوشگل و مامانی و تو دل برو، توی یک پناهگاه خرّم به شمای تماشاچی نشان بدهد، با یک خانم پرستار جوان و خوشگل که سر یکی از کرّه الاغها را عین یک مادر مهربان به سینه اش چسبانده باشد و مشغول ماچ کردن پیشانی بلند و لطیف او ...

و بعد بیاییم فرض کنیم که شما و بچّۀ شش، هفت ساله تان نشسته اید جلو تلویزیون و حالا یکی از صدها، شاید هم هزارها، سازمان خیریۀ حمایت از کودکان قحط زده یا جنگ زده، چند تا بچّۀ پوست و استخوانی گشنه و مریض و چشم گود افتاده و رو به مرگ را در گوشۀ بی آب و گیاهی از آفریقا به شمای تماشاچی نشان بدهد ...

بچّۀ شش هفت سالۀ شما که این دو تا صحنۀ رقّت برانگیز را ببیند، و ضمناً بشنود که سازمان خیریۀ دوّمی برای نجات این بچّه ها از شما درخواست حدّ اکثر ماهی سه پوند [£۳] کمک مالی می کند، و سازمان خیریۀ اوّلی برای مراقبت از آن الاغها و کرّه الاغها از شما حدّ اقلّ ماهی چهار پوند و هشتاد و شش پنی [£۴.۸۶] کمک مالی می خواهد، فکر می کنید بچّۀ شما ازتان خواهد خواست که پرداخت آن ماهی سه پوند برای بچّه های آدمیزاد را به عهده بگیرید، یا این چهار پوند و هشتاد و شش پنی برای کرّه الاغها را؟

الاغ خوشبختی به اسم «کارل» که در یکی از شهرهای ساحلی انگلستان با حرفۀ شریف سواری دادن به بچّه ها در ساحل امرار معاش می کند و از زندگانی خودش کمال رضایت را دارد.

عجیب است! آدم، دلش که هیچ، مغزش که او را «آدمیزاد» کرده است و این بخت را به ش داده است که گاهی وقتها «انسان» هم باشد، آتش می گیرد! شعارهایی که اغلب این سازمانهای حمایت از حقوق الاغها می دهند تا دل شما را برای سرنوشت الاغهای جهان به رحم بیاورند، در مقایسه با سرنوشت صدها میلیون از آدمهای جهان، مصداق این حرف سعدی است که «از دوزخیان پرس که اعراف بهشت است!»

مثلاً اگر یک مسیحی برود، (که واقعاً هم رفته است،) در «ارض قدس» یک پناهگاه بزرگ و مجهّز برای حفاظت و مراقبت از الاغهای اسرائیلی و فلسطینی تأسیس بکند، (که واقعاً هم کرده است،) و بگوید:

«هزارها الاغ در این نقطه از جهان همه روزه مورد غفلت و ستم واقع می شوند. بیایید برای نجات جان آنها به ما کمک مالی بکنید!»

به نظر من این جریان باید «آیرونیک» باشد. حالا شما لطفاً نظر بدهید که هست یا نیست.

در این زمینه بیشتر بخوانید

برنامه های قبلی

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.