پیکاسو شدن در پاریس ۱۹۰۱

به روز شده:  17:54 گرينويچ - جمعه 08 مارس 2013 - 18 اسفند 1391

زمانی که از پیکاسو حرف می زنیم- جدا از جایگاه او به عنوان یکی از تاثیرگذارترین و مهمترین هنرمندان قرن بیستم- به نابغه پرکاری اشاره داریم که شاهکارهای زیادی در نوزده سالگی خلق کرد.

زمانی که رویال آکادمی در نمایشگاه بزرگی با ترکیبی از کارهای خوب و نه چندان قابل اشاره به پیشواز ادوارد مانه رفته است، گالری کورتالد در سامرست هاوس، دو اتاق خود را به نقاشی هایی از پیکاسو در نوزده سالگی اختصاص داده؛ نمایشگاهی که به یکی از محبوب ترین نمایشگاه های لندن بدل شده و هر مخاطبی را حیرت زده می کند و باز برتری کیفیت را بر کمیت اثبات می کند.

"پیکاسو شدن: پاریس ۱۹۰۱ " عنوان این نمایشگاه است که کارهای او را در این سال از گنجینه های خصوصی و موزه پیکاسوی بارسلون تا متروپولیتن نیویورک و هرمیتاژ سن پطرزبورگ گرد آورده است.

۱۹۰۱ سالی است که پیکاسو از اسپانیا به پاریس می آید و دیوانه وار نقاشی می کشد ( حتی گاه روزی سه نقاشی و در مجموع شصت تابلو دریک ماه!) تا اولین نمایشگاه خود را در پاریس برپا کند.

این دوره از کار پیکاسو از جهات مختلف حائز اهمیت است: دوره ای است که پیکاسو شیوه کار و راه و رسم خودش را می یابد ( با تمرکز بر تم مرگ و شادی و لذت زندگی و غم که در آثار بعدی او بسیار تکرار می شوند)، آثارش را با نامش امضا می کند، مرگ دوست نزدیکش تاثیر زیادی بر نقاشی او می گذارد و موفقیت نمایشگاهش راه را برای تثبیت او باز می کند.

عجیب این که این آثار، از هنرمند نوزده سال جویای نام حکایت ندارند، بلکه برعکس خبر از نابغه ای می دهند که در نوزده سالگی انبوهی شاهکار خلق کرده است. شاید حق با مادرش بود که اعتقاد داشت اگر او وارد ارتش شود، یک ژنرال خواهد شد و اگر کلیسا را انتخاب کند، حتماً پاپ می شود، اما پیکاسو می گوید نقاشی را انتخاب کرد و "پیکاسو" شد.

هرچند آثار این دوره به پیچیدگی و عمق آثار بعدتر او نیست- آثار بعدی ای که با مضمون نفوذ به درون پیچیده انسان و برداشتن صورتک (ماسک) از چهره آدمی و نمایش تناقض ها و تضادهای درونی با بهترین شکل ترکیب فرم و محتوا گره خورده اند- اما کماکان از قدرت قلمی شگفت انگیز حکایت دارند که با جرات و جسارت تمام سنت های اجتماعی از یک سو و قواعد از پیش تعیین و تثبیت شده نقاشی را از سوی دیگر به چالش می کشد.

اثری از پیکاسو، متعلق به موزه پوشکین

در این سال پیکاسو یکی از نزدیک ترین دوستانش را از دست داد: کاساگماس شاعر جوانی که در یکی از کافه های پاریس در مقابل دوستانش خودش را کشت.

زمان خودکشی، پیکاسو در سفر بود، اما مرگ کاساگماس تاثیر زیادی بر او گذاشت، تا آنجا که یکی از نقاشی های این نمایشگاه که تصویر کاساگماس در تابوت است، تابلویی است که پیکاسو برای شصت و پنج سال مخفی کرد و با خود نگه داشت.

کاساگماس که به دلیل شکست عشقی و مشکل جنسی خودش را کشت، منبع الهام غریبی شد برای پیکاسو برای نقاشی هایی که شاید به شکلی تلخ نیستند، در عوض نوعی رهایی اخلاقی را گوشزد می کنند. مثلاً در نقاشی "تدفین کاساگماس"، پیکاسو جمعی را سوگوار بر بالای جسد او به تصویر می کشد، اما در بالای تابلو، او را سوار بر اسبی می بینیم که فاحشه های عریانی به همراهش هستند.

پیکاسو (نفر وسط) در استودیوش

بدین ترتیب پیکاسو تمام سنت نقاشی پیش از خود را- با تصاویر مذهبی و عرفانی از بهشت و مفهوم "تقدس"- به چالش می کشد.

از طرفی پیکاسو مرگ دوستش را با رنگ آبی تصویر می کند؛ رنگی که با او می ماند و تعداد قابل توجهی از نقاشی های بعدی با او با غلبه رنگ آبی بر فضا شکل گرفته اند.

از سوی دیگر، در ادامه تقدس زدایی پیکاسو، رقاص های شیک و تمیز و زیبای باله در نقاشی، جایشان را به رقاص های سیرک و کاباره و فاحشه ها می دهند. در "رقاص کوتوله"، با رقاص زشتی روبرو هستیم که جدای از جهان تطهیر شده اشراف، زندگی روزمره و آدم های دم دست تری را نمایندگی می کند؛ با تنوع رنگی حیرت انگیز و با ضربه هایی قلم مویی که ون گوگ را به خاطر می آورد.

پیکاسو همین نوع زنان را در کافه می نشاند یا در "اتاق آبی"، یکی از آنها را برهنه در حال شستن خودش در وسط اتاق می کشد.

اما تصویر او از معصومیت، در"بچه با کبوتر" هم دیدنی است و شیوه ای از کار پیکاسو را می بینیم که بعدتر ادامه یافت.

من پیکاسو- پرتره پیکاسو از خودش

نقاشی از نیمه به دو بخش با دو رنگ مختلف در آمده (برای جدا کردن کف اتاق و دیوار آن) که خواه ناخواه دو جهان مختلف کودکی و معصومیت (با توپی در گوشه کادر) و جهان پرهیاهوی بزرگسالی را در تقابل قرار می دهد. این نقاشی به تازگی به قیمت پنجاه میلیون پوند به یک خریدار خصوصی فروخته شد و شاید این آخرین فرصت برای تماشای آن باشد.

پیکاسو خودش را هم موضوع نقاشی قرار می دهد و دو نقاشی درخشان از خودش در این نمایشگاه، شور و حال جوان نوزده ساله ای را به نمایش می گذارند که می تواند تصویری متفاوت و درخور از خودش خلق کند:

در یکی تنهایی و غم پرتره معروف ادوارد مانک را می توان سراغ گرفت و در دیگری، "من، پیکاسو" چشم هایی نافذ به سوی ما می نگرند و نوید نقاشی را می دهند که چیزهای زیادی به جهان اضافه کرد.

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.