'به من نگاه کن' و 'تو کار سختی انجام دادی که زنده شدی' در آپارات

به روز شده:  01:31 گرينويچ - جمعه 15 مارس 2013 - 25 اسفند 1391

'به من نگاه کن' و 'تو کار سختی انجام دادی که زنده شدی' در آپارات

این هفته در آپارات فیلم 'به من نگاه کن' ساخته سوسن بیانی و 'تو کار سختی انجام دادی که زنده شدی' ساخته مصطفی آل احمد به نمایش در می آید.

تماشا کنیدmp4

برای پخش این فایل، نرم افزار "جاوا اسکریپت" باید فعال شود و تازه ترین نسخه "فلش" نیز نصب شده باشد

پخش ویدیو با ویندوز میدیا پلیر

این هفته در آپارات دو فیلم 'به من نگاه کن' ساخته سوسن بیانی و 'تو کار سختی انجام دادی که زنده شدی' ساخته مصطفی آل احمد به نمایش در می آید.

درباره فیلم 'به من نگاه کن'

آپارات

نمایی از فیلم 'به من نگاه کن'

بعضی ها ممکن است تا کنون به سالن های نمایش نرفته باشند و یا نمایشی را ندیده باشند. بعضی ها هم ممکن است بازیگری پیشه ای جذاب و آسان برای کسب شهرت به نظرشان برسد. البته ممکن است، باشند کسانی که بخصوص در سینما و تلویزیون ، به دلیلی خاص و با زحمتی کمتر به سرعت به شهرت می رسند، اما در عالم واقع ، ورود و موفقیت در دنیای نمایش و بازیگری به این آسانی ها هم نیست. به خصوص در تاتر و صحنه های نمایش که ارتباط مستقیمی بین بازیگر و تماشاگر و نیاز به انتقال گسترده یک انرژی به صورت رو در رو هست و هیچ کدام از تمهیدات سینمایی به کار نمی آید.

از طرف دیگر، هنر نمایش کاری گروهی است که در آن عده ای با یک هدف مشترک دور هم جمع می شوند تا به تماشاگر یک مفهوم نمایشی را القا کنند . این گروه ها معمولا در ایران بعد از مدتی با پایان یک نمایش از هم می پاشند و هر کس پی کار خود می رود، اما اثرات فیزیکی و روحی نقش ها تا مدت ها با بازیگران می ماند و خاطرات اش با دیگران.

در فیلم به من نگاه کن، سوسن بیانی مستندساز ، به سراغ یکی از این گروه های نمایشی در ایران رفته است . گروه نمایش "نرگس سیاه" روزگاری در بین اهالی نمایش در ایران با اجرای چند نمایش متفاوت شهرت یافت. این گروه حاصل گردهم جمع شدن چند جوان در موتورخانه حاشیه تاتر شهر در تهران بود. این چند جوان قصد داشتند تجربه های متفاوتی را در تاتر ایران داشته باشند. این فیلم درباره آنهاست .

درباره فیلم 'تو کار سختی انجام دادی که زنده شدی'

آپارات

نمایی از فیلم 'تو کار سختی انجام دادی که زنده شدی'

در فیلم 'تو کار سختی انجام دادی که زنده شدی' ساخته مصطفی آل احمد، کارگردان، برای بیان تصویری خودش از یک ماجرای ساده در مرز بین مرگ و زندگی به دنبال خلق صحنه های غیر متعارف است و در آن سعی می کند، بیننده اش را هر لحظه شگفت زده کند، به گونه ای که امکان هرگونه پیش بینی از بیننده اش گرفته شود.

ویژگی فیلم

فیلم ۳۵ میلیمتری 'تو کار سختی انجام دادی که زنده ماندی'، تلفیقی از توهم و رویا و اجتماعی از اشیائ آشنا در مکان هایی نامتعارف برای آن اشیا است. یک فیلم کاملا تجربی از سینمای سور رئالیستی که مثل نمونه های مشابه اش ، شاید چندبار باید دیده شود تا ارتباط اجزائ آن بیشتر برای مخاطب روشن شود.

خلاصه فیلم 'سیمین، ساکن جزیره سرگردانی' ساخته حسن صلح جو

پوستر فیلم 'سیمین، ساکن جزیره سرگردانی'

'سیمین، ساکن جزیره سرگردانی' فیلمی درباره سیمین دانشور نویسنده معاصر ایرانی است که سال گذشته در هجدهم اسفند ماه در سن ۹۱ سالگی درگذشت. وی نخستین زن ایرانی است که به زبان فارسی به صورت حرفه ای داستان نوشته است . در این فیلم زندگی سیمین دانشور از نگاه ۱۶ نفر از نویسندگان ، محققان و اندیشمندان و هنرمندان معاصر روایت می شود . و از این منظر به حضور زن مدرن ایرانی از دوره قاجار تا امروز می پردازد .

نظرات بینندگان درباره فیلم

امیر حسین

بار دیگر دیشب ، یکشنبه ، برای دومین بار فیلم مستند شما را درباره مرحومه خانم دانشور دیدم .
اینبار به تنهایی و با مداقـه بیشتر . بار اول با دوستان فیلم را در نگاهی کلی تحسین کردیم . فارق از نکات نگفته و کمتر گفته بسیار در باره آن بانوی ادیب و همسر گران سنگ شان و نقش پررنگشان در تاریخ و تاریخ ادبیات معاصر ، لایه مهم تری را در نگاه تحلیلی فیلم به سیمین و زمانه اش و تاثیرات بیش از ۴ دهه حضورش در بطن حوادث این سرزمین یافتیم .
اما بازبینی دیشب برایم نکات فراوان دیگر داشت که مهم ترینش نه محتوی اثر که ساختار مستند و روایتی است که کارگردان به آن رسیده . بی مبالغه می گویم کمتر مستند شخصیت محوری را در این سالها چنین قوام یافته دیده‌ام که کم هم مستند نمی‌بینم .
آنچه من دیدم نه یک مستند تلویزیونی دو چندان خوش ساخت که فیلمی در قواره بهترین مستند های ایرانی است و با نمونه های برتر بین المللی در این ژانر برابری دارد .

سعید

سیمین ساکن جزیره سرگردانی بسیار عالی بود، البته ساختار خوبی هم داشت به ویژه پلانهای سیاه و سفیدی که در لندن گرفته شده بود. فضاسازی خوبی ایجاد کرده بود. بازخوانی های کتاب در فضای سیاه و سفید و زنجیر کردن آنها بر طبق محتوا نیز مستند را فاخرتر کرده بود. اتفاقی که در رسانه های دیگر فارسی زبان نمی توان دید. هرچند که این ارزشگذاری برای بیننده از سوی فیلم ساز است و نه رسانه پخش کننده. کاش همنشینی برای بررسی و نقد هم فراهم می شد تا سبکهای گوناگون در ساختار و شاکله فیلمها بیشتر مورد بررسی قرار گیرد.

ارمغان

'سیمینِ ساکن جزیره سرگردانی"' با مطلع و مقطعِ قصیده حماسیِ 'سو و شون' آغاز و انجام می گیرد. از تیتراژ اول تا پایانی ، همه چیز مرتب و هارمونیک و روان و بدون وقفه پیش می رود. حتی اتفاق نظرِ مشاهیرِ حاضر در فیلم بر سر راز داریِ اسرار سیمین بانو ،زیبا و قابل تامل است. انتخاب تصاویر و فیلمها و قرار گرفتن مناسب آنها در جای جای قصه، تماشاگر را با آن تاریخ و سیر پر نشیب و فرازش همراه می کند. گذشته از آن فضای فیلم کاملا زنانه و لطیف است. تصنیف های زیبای خانم ها مرضیه و دلکش و سیمین غانم به این لطافت می افزاید. تدوین هوشمندانه فیلم به تعداد گفتگوها را نه تنها ملال آور نمی کند که به اشتیاقِ دیدن و شنیدن می افزاید! مقارن شدن صحنه نمای بیرونیِ عمارت اعیانیِ ابراهیم گلستان با خانه ساده و سبز سیمین و صدای ممتد زنگ تلفن بسیار زیبا از کار در آمده است و این نوع کنار هم نشستن تصاویر در فیلم به وفور پیدا می شود. اثر در حد قامتِ برازنده بانوی داستان ایرانی ،فاخر و ممتاز بریده و دوخته شده است.
و سرانجام، سرگشتگی می ماند و صدای شیرین سیمین دانشور و نمای مبهمِ گردش اسب سفید که 'سحر' را نوید می دهد.

امیر

به لحاظ فرمی و تکنیکی و روایت، فیلم سر راستی است اما در محتوی محافظه کار است و میان مایه. پرهیز از مباحث چالشی مهمی مانند رابطه جلال و سیمین و تلاش در جهت عدم سوگیری فیلم را به سوی نوعی بی خاصیتی می برد. در بزرگی و مقام جناب گلستان شکی نیست، اما چرا نام ایشان در تیتراژ ابتدا آمد و به ترتیب حروف الفبا از راویان سپاس گزاری نشد؟ احتمالا در راستای همان روحیه هم بوده که از نامه ی گلستان به دانشور در مورد جلال پرسشی مطرح نشد؟ ولی از حق نباید گذشت فیلم برداری و نور و تدوین فیلم خوب بود اما متوجه لزوم و حضور آن روایت فرعی نشدم. به نظرم کارکردی نداشت.

توضیح کارگردان: اسامی بر اساس حروف الفبا بود.

آیدا

بسیار جالب بود، فقط کم بود و صحبتها اکثرا دوپهلو و کوتاه بودند.

نیما

عالی بود، دیالوگ‌ها خیلی خوب به هم مرتبط می‌شدند و شخصیت‌ها خیلی عالی انتخاب شده بودند اما همه این‌ها به کنار، حس آشنایی غریبی که فیلم به خوبی ایجاد می‌کرد، لبخند و اشک را بر لب و چشمانم همراه هم کرده بود.

حبیبه

من برخلاف سایرمستندهایی که براساس زندگی یک شخص ساخته می شود، از این فیلم خوشم نیامد، چون کسانی که طرفِ مصاحبه قرارمی گرفتند (ازجمله ابراهیم گلستان ) خیلی دست به عصا صحبت می کردند. بیشترازعقاید سیاسی اش صحبت به میان آمد تاجنبه ی فرهنگی و ادبی یا شخصی زندگی خانم دانشور.

رُزا

برایم این بسیار جذاب بود: دیدن و شنیدن نظرات این همه از نویسنده با ایدئولوژی های متفاوت که در مورد نویسنده شهیر و صاحب سبک ' سیمین دانشور ' عزیز صحبت می کردند.

بهرنگ

خیلی سخت است که بدانی سرگردانی ولی نتوانی از آن رهایی پیدا کنی، چیزی که آدمهای نسل من این روزها با آن زندگی می کنند هم همین است. سیمین دانشور این را خوب فهمیده بود: به امید روز رهایی از استیصال.

مجتبی

از فیلم خیلی لذت بردم. من را با زوایای ناشناخته زندگی سیمین آشنا کرد. سکانس پایانی فیلم و بخصوص نمای پایانی اون فوق العاده زیبا و تاثیر گذار بود.

محمد

بسیار خوش‌ساخت و هنرمندانه بود. چقدر از نگاه و برداشتهای غیر صفر و صدی در گفتارهای فیلم راجع به زنده‌یاد سیمین دانشور لذت می‌برم. ما آدمها چرا باید انتظار داشته باشیم که بقیه، درست مثل خود ما، انسانها را در معاشرتها و مناسبت هاشان «فیلتر» کنند؟ به قول یکی از شخصیتهای مورد مصاحبه در فیلم، سیمین دانشور از یک سو با غلامحسین ساعدی در تعامل بود و از سوی دیگر با امام موسی صدر. منزل خانم پرتو نوری علاء در فیلم بسیار مطبوع و فرح‌بخش بود! چه نسیم روح‌پرور و چه منظرۀ دلنشینی. دوباره به تماشای فیلم می‌نشینیم.

ستاره

چیزی که برایم جالب بود، اظهار نظرهای متفاوتی بود که مطرح شد. خیلی جالب بود که اعمال سیمین جایی که با نگرش سیاسی مصاحبه شونده ها تفاوت داشت اعمالش تقبیح می شد(مثل رفتاری که با خمینی و نظام داشت) وجایی که رفتارش همسو با خط فکری همان مصاحبه شونده ها بود کارش ستایش می شد(مثل جریان خاتمی و شیرین عبادی).سیمین زیرک بود. فهمیده بود. آدمها را مرزبندی نمی کرد. از جنبه سیاسی از صافی رد شان نمی کرد. برای سیمین انسانیت فرد مهم بود. برای همین است که همه سرگردان رفتارش هستند چون ما یاد گرفتیم آدمها را از یک صافی رد کنیم و طبق چیزی که می ماند و چیزی که رد می شود، دیدگاه مان را نسبت به آن شخص تغییر می دهیم. برای همین است که مصاحبه شونده ها هم خودشان به درستی نمی دانستند، در مورد سیمین چطور قضاوت کنند. چون خودشان خط مشی سیاسی شان کاملا مشخص است. با دیدن این مستند فقط ارادت من نسبت به سیمین چند برابر شد.همیشه یادش در قلب من زنده است.

مهدی

فیلم جالبی بود، بخصوص استفاده از فیلم های قدیمی، تهران آن زمان، سخنرانی آل احمد و آهنگ های قمر به فضای فیلم طراوت تازه ای داده بود. همچنین شاعرانه بودن این فیلم مثل اکثر کارهای کارگردان جالب بود. آن چه مزاحم بود تکه های یک سطری خوانش قصه های سیمین توسط نویسندگان بود که فیلم را خیلی خط خطی می کرد و باعث این می شد که تماشاچی تمرکز لازم را روی فیلم از دست بدهد و همچنین من نفهمیدم که چرا برخی مصاحبه شوندگان مانند منیرو روانی پور و ابراهیم گلستان نمی خواستند تمامی حرف های "گفتنی" را بگویند؟ چه حکمتی در آن نهفته بود، نمی دانم و آنها نیز توضیحی نمی دادند. اشاره به عقیم بودن آل احمد که در "سنگی بر گوری" نوشته شده است جایش در این فیلم خالی بود.

نیلی

من فیلم ساز نیستم و اطلاعات تخصصی هم راجع به فیلم سازی ندارم ولی به عنوان یک مخاطب علاقه مند به نویسنده و زندگی ایشان، در جریان سیر تحول و نگارش کتاب هایشان به خوبی قرار گرفتم.

سودابه

سپاس برای انتخاب آهنگ های زیبا و فرصت دیدن آدمهای دوست داشتنی که خیلی دلمان برایشان تنگ شده بود ولی نفهمیدم حضور مهاجرانی بین این همه نویسنده و شاعر و فیلمساز به چه معناست؟ و ایشان کجای این موضوع جای می گیرد؟

مهرنوش

وای که چه کرد با من این فیلم، با بغضی در گلو فیلم را شروع کردم، نوستالژی آن تصاویر سیاه و سفید یک طرف، آهنگهای قدیمی یک طرف، حضور سیمین یک طرف، نگاه خاص صلحجویی طرف دیگر. با خشمی ناگفته از دورویی و تناقض تنی چند حاضر در این فیلم، ادامه دادم و با حسرت نبودن سیمین بری ها به انتها رسیدم. نگاه منصفانه و عدم اسطوره سازی و بازگویی نظرات متفاوت عالی بود.
یک انتقاد از زیرنویسی اسامی دارم که در مورد فیلمهای دیگران هم گفته ام، اسامی آن قدر ریز و کمرنگ هستند که مجبوری برای خواندنشان، توجهت را از فیلم بکشی بیرون و تمرکز کنی بر خواندن و این به تداوم لذت بردن از فیلم و رشته حضور ذهن، لطمه میزند. فیلم را خیلی دوست داشتم.در خود کتاب جزیره سرگردانی نویسنده توضیح می دهد که منظورش از جزیره، جوان های سرگردان ایران هستند که میان سنت و مدرنیته گم شده اند، جوان هایی که راه بجایی نمی برند، که انگار گمشده اند. این تعبیری که آقای مهاجرانی برای جزیره کردند که مصداق ایران است، صادق نیست. کتاب ساربان سرگردان را نخواندم، ولی احتمالا این را هم بنا به سلائق شخصی خودشان به خمینی نسبت دادند که خمینی همان ساربان است. امید که بتوانم کتابش را به دست بیاورم و مستدل این را هم رد کنم.

میلاد

چرا به گم شدن رمان این قدر کم توجه کردید؟ کاشکی با کم کردن شخصیت هایی که قرار بود صحبت کنند، بیشتر بر نقد داستان و شخصیت سیمین وقت صرف می کردید. این طوری نه نظر مخالف درباره اش هست نه موافق همه نصفه نیمه هست. به نوعی - سفر سیمین به آمریکا پتانسیل یک مستند جدا را هم داشت اما به این موضوع هم خیلی کم اشاره شد - ولی در کل خسته نباشید منتظر فیلم هایی این گونه درباره ی نویسندگان ایرانی هستیم.

احسان

بسـیار جامع و عالی بـود . تدوین خوبی داشت . جمله جنابِ مخملباف در مورد بُت پرستی خیلی تـأثیر گُذار بـود : « تا هستی دق مرگت می کُنند و وقتی که مُـردی ازت امـام زاده می سـازند » خـوانـِش پـایـاتی به واقـع تـأثیـر گُذار و خوب در آمده بود. معلـوم بـود که رویش کار شُده بود . به کُل عالی بود و موفـق باشی.

مهدی

فیلم ابتدا ریتمی تندی داشت اما در ادامه به راه آمد . نگاه کارگردان هم پنهان بود. بیننده نمی توانست جهت گیری فیلم را تشخیص دهد و همین به ارزش های آن می افزود .در مجموع خوب بود.

حسین

البته انتظار من شاید به خاطر دو تا از کارهای کارگردان که از همین برنامه آپارات پخش شد و بسیار عالی و درس آموز برای من بود، خیلی خیلی بالا باشد ولی من این انتقادها را به فیلم دارم. به نظرم فیلم (برای کسی مثل من که آثار سیمین را نخوانده ام)نتوانست مرا وارد فضای داستانی دانشور کند و ترغیب ام کند برای خواندن آثار او. بعضی از چیزها گذری اشاره شد، یا باید اشاره نمی شد یا آنکه بیشتر پرداخت می شد و مخاطب را گم و گیج نمی گذاشت، مثل ِقضیه گم شدن کتاب. بعضی از مصاحبه شونده ها حضورشان، به شناخت مخاطب از نویسنده کمک نمی کردند و حضورشان اضافه بود. تصاویر از دگرگونی سیاسی (و داستان ِتکراری تاریخ ِمعاصر و آرشیو های آن) خیلی خام به اثر اضافه شده بود و بیش از آن که فیلم درباره خانم دانشور نویسنده باشد، مستندی سیاسی شده بود. خواندن بخشی از رمان های سیمین توسط افراد به نظرم ایده ی کلیشه ای بود. با مهر و احترام

بختیار

تدوین بسیار عالی و قوی بود.حتی من که از فیلم سررشته ندارم در طول فیلم توجه ام جلب شد. در ضمن به نظر من به شدت از نظر دسترسی به صاحبنظران و لوکیشن های مرتبط و دارای پتانسیل شناساندن خانم دانشور در مضیقه بودید. اما دست مریزاد که با محدودیت ها و کمبودها چنین مستند پر کشش و تاثیر گذارای که در عین واقع گرایی تمام عیار، احساسات مخاطب را با خود همراه می کردد را خلق کردید. پاینده باشید.

داود

یک نکته ای که در فیلم برایم جالب بود سیر زمانی فیلم بود. یک شیب ملایم که تاریخ را در کنار زندگی سیمین هم پا نشان داد.

پوریا

من رو پای کار نشاندید. ساعتی که سیمین دائم کوک می کرد و ور می رفت تکرارخوبی بود و این که فیلم تلاش می کرد سیمین و جلال را به استقلال خودشان برساند و این

که روایت در فیلم به جز مختصری دچار سکته نیست و این که لحن خونسرد است. اسم هم متناسب است.و خیلی چیزهای دیگر اما مشکل اساسی من با فیلم همان نقطه قوت فیلم است یعنی تاکید بر استقلال این دو شخصیت.

محمد

فوق العاده بود. انتخاب موسیقی، انتخاب صحنه ها برای روایت افراد، سیر دلنشین اتفاقها و همه و همه.

محسن
ای کاش امکان این را داشتید که به عنوان یک گروه فیلمبرداری ، همچون فیلم آرگو ، آزاد و بدون هیچ قید و بندی به ایران سفر می کردید و آزادانه می رفتید پای صحبت بی رو در بایستی در و همسایه های سرگردان سیمین دانشور و از آن زاویه نزدیک ، زوایای دیگری از شخصیت و زندگی سیمین سرگردان را نیز به این مستند زیبا و همه شمول خود اضافه می نمودید. مستندی که روایتهای گوگونانی نداشته باشد، مستند نیست. همان گونه که نقدهای یک کتاب است که آن کتاب را کتاب می کند.
مثل این نقد: در نهایت باید افزود که «جزیرة سرگردانی» حکایت سرگشتی آدمی است در راه دور و درازی که با همه‌ حیرانی باید رفت .
اما کجا باید رفت؟ وقتی که «تاریخِ انسان،مجموع همه‌ زمان‌های اوست وهیچکدام جایی گذاشته نشده که پیداشان کنیم.» همه ، ساربان سرگردانی ‌می‌شویم که ناگهان ‌می بینیم دنبال سرابیم و تزئینات سیاسی و «برای زندگی کردن دراین گوشه‌ دنیا آدم باید از فولاد باشد تا دوام بیاورد.

امیر

سیمین دانشور زنی ست که در عین زن بودن خویش را تا مقام انسان شدن _ با تمام در گیری های نسبی و نقصان های بشری_ بالا کشیده و از این منظر در دایره تنگ زنانه گی باقی نمانده و این قابل ستایش است . در کشور هائی به مانند ایران هر کسی در هر کسوت و پیشه ای نا خواسته درگیری اجتناب نا پذیری با سیاست و شرایط سیاسی زمان خود دارد حتی اگر یک نویسنده ی ادبی باشد و سیمین نیز از این قاعده مستثنی نیست و بررسی زندگی و سیر تحول شخصی او نیز نمی تواند بدون در نظر گرفتن سیاست انجام گیرد . آقای صلح جو فیلم خوبی بود و تفاوت نگاه و نظر افراد مصاحبه شونده هم نشان دهنده امر طبیعی اختلاف نظر و دیدگاه ایشان بود. سکانس پایانی فیلم که خوانش بخشی از رمان سو وشون بود به زیبائی تعبیری از این تفاوت خوانش و تفاوت دیدگاه ها بود.

حسن

از فیلم دو چیز در ذهن من می ماند :اول این که سیمین هم مانند زنان دیگر، از اینکه او را زیر سایه شوهرش بدانند خرسند نیست و می خواهد قائم به ذات باشد. زن و مرد ازدواج می کنند ولی از هم فاصله می گیرند. دوم این که شعارهای دست دومِ آزادی خواهانه که تا حالا کار خاصی برای ایران نکرده اند، هنوز هم اهمیت دارند و این فیلم به یکی از آنها به عنوان نقطه ی اوج یا حسن ختام، روی آورده است.



آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات: کلیک aparat@bbc.co.uk

زمان پخش برنامه آپارات

به وقت تهران به وقت کابل به وقت دوشنبه به وقت گرینویچ
جمعه

۲۱:۰۰

۲۲:۰۰

۲۲:۳۰

۱۷:۳۰

تکرار شنبه

۱۳:۰۰

۱۴:۰۰

۱۴:۳۰

۰۹:۳۰

تکرار یکشنبه

۲۴:۰۰

بعد۰۱:۰۰

۰۱:۳۰بعد

۲۰۸:۳۰

تکرارچهارشنبه

۲۴:۰۰

. بعد۰۱:۰۰

۰۱:۳۰ بعد

۲۰:۳۰

تکرار پنج شنبه

۱۱:۰۰

۱۲:۰۰

۱۲:۳۰

۰۷:۳۰

*ممکن است هنگام پخش خبر فوری، محتویات این صفحه و این برنامه بدون اعلام قبلی تغییر کند.

[an error occurred while processing this directive]

در این زمینه بیشتر بخوانید

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.