رخت دانمارکی بر تن غزلیات سیمین بهبهانی

به روز شده:  11:59 گرينويچ - جمعه 15 مارس 2013 - 25 اسفند 1391

ماریانه لارسن و مهستی یزدی مجموعه ای از اشعار سیمین بهبهانی را به دانمارکی ترجمه کرده اند

چندی پیش دانشگاه کپنهاگ میزبان رونمایی از نخستین ترجمه آثار سیمین بهبهانی به زبان دانمارکی بود. مراسمی که با حضور جمعی از ایرانیان، نویسندگان و شاعران ایرانی و افغان، همچنین شماری از مدعوین فرهنگی دانمارکی برگزار شد.

مترجمان، نام «عشق در رگ­ها» را برای کتاب خود برگزیده‌اند که عنوانی است برگرفته از شعر «میان هر رگم از عشق جوی می جاری‌ست/ چنین که مست تو هستم چه جای هوشیاری‌ست».

مراسم با سخنان فریدون وهمن، استاد پیشین ایرانشناسی دانشگاه کپنهاگ و مولف فرهنگ لغت دانمارکی- فارسی، آغاز شد. سپس مهستی یزدی و ماریانه لارسن، مترجمان آثار سیمین بهبهانی، گزیده شعرهای او را به دو زبان فارسی و دانمارکی خواندند. ناشر این کتاب، انتشارات ونکونستن (Vandkunsten) است.

بیشتر از سه دهه از آغاز مهاجرت ایرانی‌ها به دانمارک می‌گذرد اما برگردان آثار فارسی به دانمارکی، متناسب با این قدمت و جمعیت ایرانیان مقیم دانمارک نیست. اسفندیار صنایع مدیر انتشاراتی «دیار کتاب» در کپنهاگ است و ۱۲ سالی می‌شود که آثار ادبی زبان فارسی را در دانمارک منتشر می‌کند.

اسفندیار صنایع در معرفی آثاری که از فارسی به دانمارکی ترجمه شده می‌گوید: «شادی آنجلینا بازغی شعرهای فروغ فرخزاد را برگردانده، بوف کور صادق هدایت را ورنر یول آندرسن در سال ۱۹۸۹ با عنوان Den blinde Ugle ترجمه کرده. آرش شریف‌زاده‌عبدی ۱۰۱ رباعی خیام و برخی آثار منظر حسینی را به دانمارکی برگردانده. به طور کلی حجم آثاری که ترجمه شده زیاد نیست. حالا هم ماریانه لارسن و مهستی یزدی، آثار سیمین بهبهانی را به دانمارکی برگردانده‌اند که کار ارزشمندی است.»

ماریانه لارسن خود شاعر است و از سال ۱۹۷۱ که در بیست­ سالگی مجموعه شعر Koncentrationer (غلظت) را منتشر کرد، چهل کتاب اعم از شعر و رمان منتشر کرده است. لارسن تاکنون جوایز ادبی مهمی مثل اوتو بنزون، یوهانس اوالد، مارتین آندرسن و جایزه بنیاد ملی هنر را نصیب خود کرده است.

لارسن که به زبان چینی هم مسلط است، در سال ۱۹۷۵ "علف­های هرز" اثر لو شین (Lu Xun) نویسنده و شاعر چینی را به دانمارکی برگردانده. مهستی یزدی فارغ التحصیل ارتباطات است و در دانشگاه اودنسه خاورمیانه‌شناسی خوانده است. او غیر از فعالیت در ترجمه شعر، به فارسی و دانمارکی شعر می‌گوید و از آثار دانمارکی‌اش نمونه‌ای در یک گلچین شعر دانمارکی به چاپ رسیده است.

"لارسن و یزدی عقیده دارند هنگام برگردان شعر از فارسی به یک زبان دیگر، فرایند ترجمه اگر با مشارکت یک ایرانی مسلط به جهان شعری آن شاعر همراه باشد، نتیجه کار می‌تواند بسیار بهتر از ترجمه انفرادی باشد."

مهستی یزدی اینک در مقطع دکترای ادبیات در دانشگاه روسکیلده دانمارک تحصیل می‌کند و تمرکز پایان نامه‌اش هم روی آثار سیمین بهبهانی است.

پیشنهاد ترجمه

خانم یزدی پیشنهاد برگردان آثار سیمین بهبهانی را به لارسن داد. لارسن پیش از آن، آشنایی مختصری با بهبهانی داشت و ترجمه چند شعرش از انگلیسی به دانمارکی را خوانده بود. سیمیمن بهبهانی خود نیز سال ۱۹۹۹ برای برپایی شب شعر به دانمارک آمده بود.

لارسن و یزدی عقیده دارند هنگام برگردان شعر از فارسی به یک زبان دیگر، فرایند ترجمه اگر با مشارکت یک ایرانی مسلط به جهان شعری آن شاعر همراه باشد، نتیجه کار می‌تواند بسیار بهتر از ترجمه انفرادی باشد.

مهستی یزدی در توضیح نحوه گزینش آثار بهبهانی برای ترجمه می‌گوید: «مجموعه آثارش را که سال ۲۰۰۶ منتشر شده مرور کردیم. ۹ مجموعه شعری از "جای پا" تا "تازه‌ترینها". سعی کردیم موضوع و زمان، متنوع باشد. هم کرونولوژی و هم درونمایه به گونه‌ای باشد که دربرگیرنده گونه‌های شعری او باشد. از عاشقانه‌ها گرفته تا اشعار انتقادی و اجتماعی.»

وسواس در کیفیت تهیه رخت دانمارکی برای غزلیات دانمارکی، چنان بود که کار ترجمه یک سال به طول انجامید. آغاز ترجمه نیز با رضایت خود خانم بهبهانی بود. ابتدا مترجمان با او تماس گرفتند. سیمین بهبهانی از آنها خواست نمونه‌ای از ترجمه‌شان را بفرستند و سرانجام نیز پذیرفت تا لارسن و یزدی آثارش را به دانمارکی برگردانند.

آیا غیر از تشخص آثار ادبی، فعالیت‌های اجتماعی شاعر هم در برگرداندن آثار او به زبان دانمارکی نقش داشته؟

خانم لارسن می‌گوید وجهه اجتماعی بهبهانی در این مسئله تاثیر زیادی داشت. چون او صدایی است که در جامعه شنیده شده. دولتمردان هم به سیمین گوش می‌سپارند و به خاطر تبعات برخورد با او، نمی‌توانند خیلی سربه سرش بگذارند.

مهستی یزدی نیز می‌گوید: «در ادبیات ایران، همواره صدای مردان بلند بوده و رسا، صدای زنان هم خاموش یا خفیف، اما حالا صدای سیمین شنیده می‌شود. او باعث افتخار زنان ایرانی است.»

دانشگاه کپنهاگ میزبان رونمایی از نخستین ترجمه آثار سیمین بهبهانی به زبان دانمارکی بود

خانم یزدی «شکستن فرم غزل» را دشوارترین بخش در ترجمه غزلیات بهبهانی به زبان دانمارکی معرفی کرد و گفت همراه با لارسن به جای قالب، معنا را مبنا قرار داده‌اند که مهم‌ترین تصمیم آن‌ها در برگردان شعرها بوده است.

دردسرهای ترجمه

یافتن دقیق معادل‌ها نیز دردسرهایی به همراه داشته است. مثلاً «شمع فروزان» در دانمارکی می­ شود شمع روشن. شمعی که روشن است، در ادبیات دانمارکی حرارت و فروغ شمع فروزان در ادب فارسی را ندارد. بر همین منوال، برگردان بسیاری از تصاویر ترسیم شده در شعر سیمین با همان صراحت و تیزی، به غایت دشوار بوده است.

اصطلاحات شعری متعددی مانند "آنی که افتد و دانی"، به جای ترجمه تحت‌اللفظی، باید مجدداً در زبان دانمارکی خلق می‌شدند. مهستی یزدی می‌گوید ماریانه با شیوایی کلام و تسلط خیره کننده‌اش به ادبیات دانمارکی توانسته چنین کند. به باور او اگر سیمین قالب کلاسیک غزل را شکست و شهره است به غزل‌بانوی شعر ایران، معادل او در شعر دانمارکی، خود ماریانه است.

از ماریانه و مهستی پرسیدم آیا پیش آمد که ترجمه شعری را آغاز کرده باشند اما به دلیل همین مشقات رهایش کنند؟ می‌گویند بارها. حتی تعداد اشعاری که به ناشر داده شد هم کمتر از کارهایی بود که ترجمه کردند. قبل از آن هم ماریانه شعرهایی که قابلیت تبدیل به زبان دانمارکی داشت را برگزید.

خانم لارسن می‌گوید این ترجمه دوپا داشت. شناخت بسیط از شعر سیمین را از جانب مسهتی داشتیم و شناخت از مخاطب دانمارکی را هم از جانب من. یک پا در شناخت شعر سیمین و یک پا در شناخت زبان و جامعه دانمارک. ما شعرها را کلمه به کلمه ترجمه نکردیم. تلاش ما ثبت تصاویر و درج معانیِ سیمینی بود.

"ماریانه بر این باور است که وقتی داستان ترجمه می‌شود، ترجمه می‌شود. اما وقتی شعر ترجمه می‌شود، بازآفرینی می‌شود."

ماریانه بر این باور است که وقتی داستان ترجمه می‌شود، ترجمه می‌شود. اما وقتی شعر ترجمه می‌شود، بازآفرینی می‌شود. الزام در انتقال جو شعر، مترجم را ناگزیر می‌کند به ایجاد مجدد. ترجمه شعر، تفسیری است از همان شعر.

چاپ ترجمه شعر در دانمارک به خاطر تسلط عموم دانمارکی‌ها به زبان انگلیسی رونقی ندارد. آثار ترجمه از سایر زبان‌ها نیز با موانعی مانند دشواری‌ در ترجمه و عدم استقبال مخاطب مواجه است. ماریانه می‌گوید ما در دانمارک نوعی از سانسور را داریم، سانسور ناشران! آنان به خاطر استقبال مخاطب از رمان و داستان کوتاه، به آسانی زیر بار نشر شعر، خصوصاً شعر ترجمه نمی‌روند.

ماریانه سپس از من پرسید، وضعیت سانسور در ایران چگونه است؟ می‌گویم شمشیری است سه لبه. یک وجه از آن، همین است که در دانمارک دارید. قسمت دوم، گرانی کمرشکن کاغذ که صدمه شدیدی به صنعت نشر زده. بخش اصلی هم سانسور دولتی است، تیزترین قسمت تیغ سانسور در ایران که آثار را قبل از انتشار، بررسی می‌کنند. اغلب، قسمت‌هایی از آن را حذف می‌کنند و گاهی نیز کل اثر را غیر قابل چاپ تشخیص می‌دهند.

او با شنیدن این توضیحات، ابراز خوشحالی می‌کند از وقت و انرژی فروانی که در یک‌سال گذشته همراه با مهستی یزدی، صرف ترجمه آثار سیمین بهبهانی کرده. در پایان گفتگو، از خانم لارسن می‌پرسم چگونه می‌توان به روند برگردان آثار نویسندگان و شاعران ایرانی به زبان دانمارکی کمک کرد؟

می گوید: "ایجاد روابط متقابل، بازدید مستمر نویسندگان ایرانی از دانمارک و برعکس، برپایی شب شعر و داستان در کپنهاگ و تهران به هر دو زبان، توافق و تفاهم‌نامه دو دولت برای عرضه و حمایت از آثار ادبی دو کشور، غیر از این ها راهی وجود ندارد. البته ما شعرهای سیمین بهبهانی را بدون این‌که چنین شرایطی وجود داشته باشد ترجمه کردیم. اما این فقط یک کتاب است. وقتی بستر فرهنگی که اشاره کردم مهیا باشد، آن‌گاه می‌توان جریان‌سازی کرد و عناوین پرشماری از رمان‌ها، مجموعه داستان‌ها و شعرهای فارسی را در قفسه‌های کتابفروشی‌های دانمارک دید."

در این زمینه بیشتر بخوانید

BBC © 2014 بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست

بهترین روش دیدن این صفحه بر روی آخرین مرورگر مجهز به CSS است. با اینکه مرورگر کنونی تان قابلیت نمایش سایت را دارد ولی امکان بهترین تجربه تصویری را به شما نمی دهد . لطفا در صورت امکان مرورگر خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.