فیلم‌بینی در نوروز؛ فیلم‌های روی پرده

Image caption فروش بالای شوکران در تعطیلات عید، دید منفی به اکران نوروزی فیلم‌ها در ایران را تغییر داد

تا سال ۱۳۷۹ تعطیلات نوروز بدترین زمان برای نمایش فیلم در سینماها بود و هیچ تهیه‌کننده‌ای دلش نمی‌خواست فیلمش را در این زمان اکران کند. فرض بر این بود که مردم در تعطیلات یا در سفرند یا مشغول دید و بازدید، ضمن اینکه تلویزیون با برنامه‌های ویژه مردم را در خانه نگه می‌دارد. در عمل هم فیلم‌هایی که در نوروز اکران می‌شدند فروش خوبی نداشتند. گرچه معمولا فیلم خوبی در این ایام نمایش داده نمی‌شد.

اما در سال ۱۳۷۹ بهروز افخمی که در آن زمان نماینده مجلس هم بود، آخرین ساخته‌اش "شوکران" را در تعطیلات نوروزی به سینماها فرستاد.

شوکران با بازی هدیه تهرانی، سوپراستار آن روزهای سینمای ایران و فریبرز عرب‌نیا که او هم هنوز از سال‌های اوج محبوبیتش فاصله نگرفته بود، برخلاف تصور رایج، فروش بسیار بالایی داشت و به پرفروش‌ترین فیلم آن سال تبدیل و بر اساس بعضی آمارها دهمین فیلم پرمخاطب سینمای ایران بعد از انقلاب شد.

از آن سال به بعد دید منفی سابق نسبت به اکران نوروزی فیلم‌ها از بین رفت و در ایام عید هم می‌شود فیلم‌های خوبی در سینماها پیدا کرد. خلاصه که اگر سریال‌های رنگ و وارنگ و برنامه‌های ویژه نوروزی تلویزیون‌ها برایتان راضی‌کننده نیست، می‌توانید سری به سینماها بزنید که به دلیل تعطیلات قاعدتا از مواقع دیگر سال خلوت‌تر هم هستند.

در این نوشته نگاهی داشته‌ایم به بعضی از فیلم‌هایی که در نوروز به سینماها آمده‌اند.

قاعده تصادف

یک گروه تئاتر بعد از ماه‌ها تلاش موفق شده‌اند شرایط اجرای تئاترشان را در یک کشور اروپایی به وجود بیاورند، اما پدر بازیگر نقش اصلی با خروج دخترش از کشور مخالف است. تلاش این گروه برای عبور از بحران باعث اختلاف بین اعضای گروه و جنجال می‌شود.

به سختی می‌توان بین قاعده تصادف و تنها دو بار زندگی می‌کنیم، فیلم قبلی بهنام بهزادی (کارگردان و فیلمنامه‌نویس) وجه اشتراکی پیدا کرد، مگر اعتراض و اجباری که در فضای کلی هر دو فیلم در دو ساختار و نوع و ژانر مختلف وجود دارد و باعث می‌شود بیشتر، جوان‌ها بشوند مخاطب فیلم.

قاعده تصادف هرچند فیلمنامه‌ای همه‌جانبه و عمیق ندارد و شخصیت‌هایش هنوز جا دارد که پخته شوند و متفاوت از همدیگر باشند، اما یکی از بهترین‌های امسال خواهد بود. جوان‌های معترض و روشنفکر، معضلی که به راحتی می‌تواند مابه‌ازای بیرونی داشته باشد، و پدری که نماد قدرت است و به همان‌ شیوه در جایگاه یک قیم، دیکتاتورمابانه عمل می‌کند، فضای بسیاری ایجاد می‌کند برای همذات‌پنداری جوانان امروز ایران.

بعد از نمایش قاعده تصادف در جشنواره فیلم فجر، بعضی‌ها گفتند که این فیلم تقلیدی است از فیلم درباره الی. اما واقعیت این است که جز چند صحنه معدود که فضایی شبیه آن فیلم دارد، قاعده تصادف از اساس با درباره الی متفاوت است. اگر در درباره الی خودخواهی و دورویی آدم‌ها باعث درگیری‌شان بود، در قاعده تصادف این هدف و آرمانشان است که آنها را به تضاد می‌کشاند.

ابتدا قرار بود قاعده تصادف با حضور بازیگران حرفه‌ای مثل ترانه علیدوستی و صابر ابر ساخته شود، اما نهایتا با حضور بازیگران بعضا تئاتری و تازه‌کار و بعضی دیگر نه به آن اندازه تضمین شده، جلوی دوربین رفت. حاصل کار هم اگر نقصی داشته باشد، در بازیگری نیست.

قاعده تصادف در جشنواره فجر سال ۹۱ دو سیمرغ بلورین گرفت: برای فیلمنامه (بهنام بهزادی) و صدابرداری (یدالله نجفی و رشید دانشمند).

تهران ۱۵۰۰

در سال ۱۵۰۰ خورشیدی، پیرمردی به نام اکبرآقا حدودا ۱۶۰ ساله که در انتظار مرگ است، دلش می‌خواهد در قطعه هنرمندان بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شود. او نوه‌اش را که در کره ماه درس می‌خواند، به زمین فراخوانده و از او می‌خواهد که فیلم سیاه‌بازی‌های او در دهه ۱۳۶۰ را برای اثبات هنرمندی‌اش پیدا کند. حالا همه شهر را ربات‌ها فراگرفته‌اند. دختر با کمک یک راننده تاکسی‌ جوان به جستجوی فیلم می‌پردازند.

تهران ۱۵۰۰ نوشته و ساخته بهرام عظیمی، اولین انیمیشن ایرانی است که با چهره و صدای بازیگران مطرح سینما مثل هدیه تهرانی، بهرام رادان، حبیب رضایی و مهران مدیری ساخته شده است و بعد از جمشید و خورشید دومین انیمیشن ایرانی است که در سینماها نمایش داده می‌شود.

مخاطب این فیلم بزرگسالان هستند، اما فیلم برای کودکان و مخصوصا نوجوانان هم می‌تواند جالب باشد. البته جذابیت اصلی تهران ۱۵۰۰ از نظر تکنیکی است که انصافا خوب از کار درآمده است. اما از نظر ایده، فیلم پرمایه‌ای نیست. انگار در ذهن فیلمساز، تهران در ۱۱۰ سال آینده هیچ تغییری نکرده است به جز این که اتوبان‌ها هوایی شده‌اند و ماشین‌ها بدون راننده. گویا در تخیل فیلمنامه‌نویس، مناسبات اجتماعی و انسانی تهران آینده تفاوتی با تهران امروز نمی‌کند.

به هر حال، هر اولینی می‌تواند دیدنی باشد و از این‌جهت که راه را برای بقیه باز می‌کند، ارزشمند است.

بهرام عظیمی را با انیمیشن‌های تبلیغاتی اداره راهنمایی و رانندگی و با شخصیت سیا ساکتی می‌شناسیم که آن هم خودش نوآوری در تبلیغات فرهنگی به حساب می‌آمد. جذابیت دیگر تهران ۱۵۰۰ آن است که داستانش در عید می‌گذرد و با آن که تولید و نمایش فیلم با تاخیرهای متوالی همراه شده، باز هم اکران نوروزی یک فرصت برای این فیلم است.

نکته دیگر این که حضور مهتاب نصیرپور در تهران ۱۵۰۰ شاید آخرین حضور او بر پرده سینماهای ایران تا اطلاع ثانوی باشد. او بعد از سال ۸۸ به همراه همسرش محمد رحمانیان که هر دو عملا ممنوع‌الکار شده بودند، از ایران مهاجرت کردند.

یکی دیگر از اکران‌های نوروز امسال حوض نقاشی (به کارگردانی مازیار میری) است. این فیلم با وجود بی‌بهره بودن از بسیاری عناصر مخاطب‌پسند و با وجود نداشتن قصه‌ای جذاب، توانست سیمرغ بلورین مخاطبان را در جشنواره فیلم فجر از آن خود کند. شاید اشاره‌های جانبی به معضلات ناشی از تحریم اقتصادی آمریکا در فیلم، داغ دل مردم را تازه کرده است و در نتیجه، چشم بر ضعف‌های مشهود فیلم بسته‌اند. شاید هم دیدن شهاب حسینی، بازیگر محبوب، در نقش یک عقب‌مانده ذهنی کنجکاوی مخاطبان را برانگیخته است.