۲۴۸ دلیل برای دوست داشتن هنر؛ نگاهی به چند مستند در جشنواره هنر مونترال

Image caption نمایی از 'رویای واگنر'

سی و یکمین جشنواره جهانی هنر مونترال طی یازده روز از ۱۴ مارس تا ۲۴ مارس در این شهر برگزار شد.

« ۲۴۸ دلیل برای دوست داشتن هنر» عنوان گزارش مراسم افتتاحیه جشنواره امسال در یکی از روزنامه‌ها با اشاره به تعداد فیلم‌های برگزیده امسال از ۲۸ کشور جهان بود.

از مد و زیبایی تا مجسمه‌های برانکوزی و تابلوهای دالی؛ از بیتل‌ها و ایمی واینهاوس، تا هایدن، بروکنر و مالر؛ از دیکنز تا ویلیام گولدینگ، جوزف کنراد، سلمان رشدی و گورویدال؛ از هانری کارتیه برسون و فرانک لوید رایت تا هنر اسلامی در موزه لوور؛ از جهان اسطوره‌ای واگنر تا جهان‌گردان رقصنده نیوزیلند؛ اینها تنها بخشی از آثار متنوع جشنواره امسال بود که در موزه هنرهای معاصر مونترال، سینماتک کبکوا، مرکز فیلم کانادا، دانشگاه کنکوردیا و سالن شماره پنج پلاس دزآر به نمایش درآمد.

نمایش ویدیو‌آرت و مولتی مدیا در مرکز جدید فی، کلاس درس استادان، سخنرانی و میزگرد در آمفی تئاتر کتابخانه ملی و سومین بازار جهانی فیلم از رویدادهای جنبی جشنواره بودند.

در بخش مسابقه امسال در مجموع سی و هفت فیلم کوتاه و بلند برگزیده برای دریافت جوایز نقدی و بورس‌هایی که از طرف نهادهای فرهنگی در نظر گرفته شده رقابت کردند.

در میان این آثار فیلم‌هایی درباره سالوادور دالی، تاریخ هنر سورئالیسم، رویای واگنر، زندگی ویلیام گلدینگ، جاناتان میلر، هوگت اولین‌یی- بازیگر نود ساله کبکی، هارپر لی برنده جایزه پولیتزر برای تنها رمان زندگی‌اش: "کشتن مرغ مقلد"، نوزایی بلشوا تئاتر مسکو، قرن کارتیه برسون عکاس هنر خیابانی، جان کیج و سفر به درون صدا، ذوق رقص در فراسوی مرزها، مرکز موسیقی هلسینکی و راز‌های کلیسای جامع ساگرادا، نشان از تلاش گروه انتخاب آثار برای پوشش همه هنرها داشت.

در بخش سینما با تمرکز بر شماری از فیلم‌های شاخص و تأثیر گذار مستندهایی در باره آثار برتر هیچکاک، بونوئل، دیوید لین، روسلینی، ژاک دمی، برناردو برتولوچی و دیوید لینچ زیر عنوان: یک فیلم، یک دوران، به نمایش درآمد.

موزه لوور و هنر اسلامی

Image caption بخش اسلامی در موزه لوور

«دست‌های سخت» عنوان فیلم مستندی‌ است که ریشار کوپن درباره بخش تازه اسلامی موزه لوور ساخته است. این بخش که در یکی از حیاط‌های قدیمی موزه به نام ویسکونتی قرار دارد، در سال ۲۰۰۳ بازسازی آن آغاز شد و در ماه اکتبر سال گذشته در پایان عملیات توسط فرانسوا اولان رییس جمهور فرانسه گشایش یافت.

«فرانسه خانه چهار میلیون مسلمان است». مسئولان موزه لوور با اشاره به این نکته در عصری که سایه‌ اسلام‌هراسی بر بخشی از طیف‌های جوامع اروپایی افتاده، با اختصاص یکی از بناهای تاریخی موزه لوور به هنرهای اسلامی گامی در جهت معرفی تاریخ هنر و تمدن اسلامی برداشته‌اند. سوفی ماکاریو مدیر این بخش موزه لوور می‌گوید: «ما باید به این فرهنگ غنی با تمام افتخاراتش برگردیم، نه این که آن را به دست جهادی ها و تصورات تیره و تارشان بسپریم.»

هزینه عملیات بخش تازه موزه لوور صد میلیون یورو معادل صد و سی میلیون دلار بوده است. سه هزار اثر هنری از کتیبه‌ها و مینیاتورهای ایرانی تا نقش برجسته های هندی و افغانی و ظروف تزیینی مصری و مراکشی، و قدیمی‌ترین نامه‌های عاشقانه مسلمانان در زمینی به مساحت سه هزار متر مربع به تماشای دایمی علاقه‌مندان گذاشته شده است.

تمامی اشیاء و آثار موزه هنرهای اسلامی لوور به دوران صدر اسلام در قرن هفتم تا اواخر قرن نوزدهم میلادی تعلق دارد.

حیاط ویسکونی، محلی که به این بخش در موزه لوور اختصاص داده شده به فاصله سه قرن از زمان هانری چهارم تا ناپلئون به سبک نئو کلاسیک ساخته و تزیین شده است. معمارانی که در سال ۲۰۰۳ جهت آماده کردن آن برای منظور جدید انتخاب شدند تصمیم گرفتند یک طبقه کامل در زیر زمین به کل ساختمان بیفزایند. ریشار کوپن، سازنده فیلم ضمن گفتگو با مهندسان این طرح و چگونگی احداث آن به داخل سالن‌ها می رود و ضمن پرده‌برداری از اشیای هنری رد پای بعضی از آن‌ها را در سرزمین‌های مبدأ مثل هند شمالی دوران مغول دنبال می‌کند. فیلم به این ترتیب آن قدر حرف برای گفتن دارد که می‌توانست به دو یا سه بخش مستقل تبدیل شود. به عنوان مثال توضیحات جالب توجه چگونگی احداث بنایی که در نوع کم نظیر است، همزمان با نمایش اشیایی که هر کدام تاریخ خود را را دارند، تا حدی از تمرکز تماشاگر می‌کاهد و توجه او را به جهات مختلفی می‌برد.

برای احداث موزه هنرهای اسلامی در لوور، کشورهای عربستان سعودی، کویت، مراکش و آذربایجان به دولت فرانسه یاری رسانده‌اند.

سلمان رشدی در مستند فتوا

در روز صدور فتوای قتل سلمان رشدی نویسنده آیات شیطانی، مراسمی در کلیسای ارتدکس سن سوفیا در لندن برقرار بود. این مراسم در بزرگداشت بروس چتوین سفرنامه نویس انگلیسی که چندی پیش درگذشته بود برگزار می شد. بسیاری از نویسندگان از جمله سلمان رشدی دوست نزدیک چتوین قرار بود در این مراسم شرکت کنند. آن روز سه شنبه چهاردهم فوریه ۱۹۸۹ روز والنتاین و یک روز آفتابی بود. تلفن خانه سلمان رشدی لحظاتی قبل از خروج او از خانه به صدا درآمد و او خبر صدور حکم قتلش را از خبرنگاری شنید. ناگهان تمام آفتاب استثنایی آن روز سه شنبه زمستانی لندن از برابر چشم‌‌های رشدی گریخت و همه جا به نظرش تاریک شد. او در مستند "فتوا" می‌گوید به هر حال در این مراسم شرکت کرد، اما مراسم تحت شعاع حکم او با هجوم خبرنگاران به هرج و مرج کشیده شد.

Image caption مستند فتوا درباره حکم قتل سلمان رشدی یکی از فیلم های قابل توجه جشنواره بود

الن ینپوپ سازنده و مجری فیلم مستند فتوا، سلمان رشدی و همسرش را در آن روز از دست خبرنگاران فراری می‌دهد. زن و شوهر سوار ماشین‌شان می‌شوند و بی هدف در خیابا‌ن‌ها به راه می‌افتند. همسرش او را از بازگشت به خانه که آنجا هم در محاصره خبرنگاران قرار گرفته منع می‌کند و در نهایت سلمان رشدی چشمش به خانه خودش تا هفت سال دیگر نمی‌افتد. مأموران وزارت کشور به سراغش می‌آیند و اختیار زندگی او تا ده سال بعد به دست آن‌ها می‌افتد. در چهار سال اول حتی برای رفتن به دستشویی هم تحت محافظت بود. مارتین ایمیس نویسنده انگلیسی و پل تروکس از نزدیکان سلمان رشدی مشاهداتشان را از آن روز تاریخی نوشتند. در مستند فتوا با حضور رشدی- خواهر، فرزندان، همسر سابق او و نویسندگانی چون ایان مک ایوان، حنیف قریشی، پل آستر و همسرش نظرها و خاطره‌های خود را از آن روزها و سال‌های پس از آن ‌می‌گویند. این فیلم زیر عنوان ادبیات و سانسور نمایش داده شد.

زندگی در میان دو آب

"املی نوتوم، یک نگاه از میان دو آب"، فیلمی از لوکا شیاری، درباره این نویسنده محبوب بلژیکی چهل و شش ساله است که تقریباً سالی یک رمان می‌نویسد. نوتومب که در خانواده‌ای دیپلمات دوران کودکی خود را در ژاپن گذرانده، همراه با دوربین لوکا شیاری پس از شانزده سال از آخرین دیدارش در سال ۱۹۹۶، به این کشور باز می‌گردد و با افراد زیادی از جمله دایه ژاپنی‌اش نیشیو سان دیدار می‌کند.

Image caption نمایی از فیلم 'املی نوتوم، یک نگاه از میان دو آب'

اقبال خوانندگان ژاپنی از ترجمه آثار املی نوتوم که در اصل به زبان فرانسه نوشته شده‌اند بسیار چشمگیر است و چهار اثر زندگی‌نامه‌وار او که در آن‌ها به ژاپن می‌پردازد معمولاً میان بیست رمان صدر جدول پرفروش‌ترین رمان‌های خارجی در این کشور قرار دارد.

رویای واگنر

واگنر آهنگساز بزرگ آلمانی را بلندپروازترین هنرمند رمانتیک قرن نوزدهم خوانده‌اند. او دشواری‌های زیادی را تحمل کرد تا سرانجام با احداث بنای با شکوه بایروت به آرزوی خود برای اجرای اپرای حماسی حلقه نیبلونگ با استفاده از پیشرفته‌ترین دستاوردهای فنی زمان خود جامه عمل بپوشاند.

رابرت لوپاژ کارگردان صاحب‌نام فرانسوی کانادایی که به صحنه‌آرایی‌های خلاقانه آثارش مشهور است، پس از تلاشی چندین ساله موفق شد اپرای واگنر را به طور کامل طی چهار برنامه همراه با ارکستر مترو پولیتن نیویورک به رهبری جیمز لیواین و جانشین او فابیو لوئیسی به روی صحنه ببرد. هدف لوپاژ در در این پروژه چالش با رویای واگنر به یاری امکانات فنی امروزی بود. امکاناتی که چه از نظر صحنه و چه از نظر حرکت و بازی، نمایش های شگفت‌انگیز سال‌های اخیر سیرک دو سولی را تداعی می‌کند .

در مستند "رویای واگنر" ساخته سوزان فرومک سیر تحول این پروژه از نخستین گام‌ها تا روز اجرا دنبال می‌شود. در ابتدا شاهد تلاش بی وقفه صدها کارگر و نجار و معمار در کارخانه‌های بزرگی هستیم که الوارهایی به سنگینی و بزرگی کشتی را برای ساختن گردونه‌ای عظیم به این سو و آن سو می‌کشند. در مرحله بعد الوارها مثل شستی‌های پیانو در کنار هم قرار می‌گیرند و زمانی که متوجه می‌شویم صحنه چهار نمایش به مدت نزدیک پانزده ساعت همین شستی‌های غول‌آسایی‌ است که قرار است خوانندگان در حال خواندن آواز بر روی آن راه بروند، بجنگند و با طناب‌های نامریی میان رنگین کمانی از نورهای خیره کننده پرواز کنند و در فضا شناور شوند نفس در سینه حبس می‌کنیم.

مرکز موسیقی هلسینکی- پرلود

فنلاند، سرزمین ژان سیبلیوس، آهنگساز بزرگ قرن بیستم، مثل بیشتر کشورهای اروپایی در جنگ دوم جهانی خسارات بسیاری تحمل کرد. بازسازی این کشور از دهه پنجاه میلادی که در آن مسابقات المپیک برگزار شد تا امروز به طور آهسته و پیوسته ادامه داشته است. سالن کنسرت دانشگاه هلسینکی محل اجرای آثار سیبلیوس به رهبری خود او به خاطر خسارات ترمیم نشده جنگ کفاف نیازهای نسل‌های نو را نمی‌داد. در دهه هفتاد میلادی سالن دیگری به نام فینلاندیا ساخته شد که جز موسیقی، برای سمینارها و سخنرانی ها هم مورد استفاده قرار می گرفت و از نظر آکوستیک شرایط مطلوبی نداشت. در آخرین دهه قرن گذشته پاسخی ملی به آرزوی قلبی دوستداران هنر موسیقی داده شد و دولت فنلاند به طرح تازه‌ای برای احداث یک مرکز موسیقی مجهز به پیشرفته‌ترین امکانات فنی و رفاهی در بهترین نقطه شهر میان موزه هنرهای معاصر و پارلمان جامه‌ عمل پوشاند. به این ترتیب، مرکز موسیقی هلسینکی که از آن به نام شهر موسیقی یاد می‌کنند بنا شد و با هزینه ای در حدود صد و هشتاد میلیون یورو در سال ۲۰۱۱ آماده و مورد بهره‌برداری قرار گرفت.

در مستندی که متی رینیکا و می‌ایسا لاتیکا از این بنای زیبا و رستوران‌ها، تفریگاه‌ها و پارک‌های اطرافش ساخته‌اند مراحل مختلف ساخت مجموعه، بحث‌های مدیران بر سر افزایش هزینه‌ها، جنب و جوش هنرمندان و در نهایت به ثمر رسیدن تلاش‌ها در سایه اراده‌ای ملی را شاهدیم. فیلم مرکز موسیقی هلسینکی جایزه بزرگ جشنواره امسال را از آن خود کرد.