فیلم‌بینی در نوروز؛ فیلم‌ - تئاترها

نگار جواهریان و حسن معجونی در تئاتر ایوانف
Image caption نگار جواهریان و حسن معجونی در تئاتر ایوانف

چند سالی است تماشاچبان تئاتر برای دیدن بیشتر نمایش‌های روی صحنه، سه چهار هفته بیشتر فرصت ندارند. دیگر این طور نیست که تئاترها اگر سالن‌هایشان را پر نگه داشتند، بتوانند ۵ ماه و بیشتر به اجرا ادامه بدهند. گرچه این محدودیت خوبی‌هایی هم دارد. یکی این‌که سالن‌ها از همان روز اول پر از تماشاچی هستند. یکی دیگر هم این‌که نوبت نمایش به تئاترهای بیشتری می‌رسد. گرچه تئاترهایی با کیفیت پایین هم در این میان کم نیستند.

همه این‌ها به همراه تبلیغات محدود تئاتر و ممیزی‌های چند مرحله‌ای یک سال اخیر که گاهی ده روز از سالنی را که در اختیار نمایش است، هدر می‌دهد باعث شده خیلی از تماشاچیان مشتاق نتوانند تئاتری را که می‌خواهند ببینند.

حالا برای اولین بار درآستانه نوروز ۹۲ تماشاخانه ایرانشهر که یکی از سالن‌های خصوصی تئاتر در تهران است، فیلم‌ - تئاتر تعدادی از نمایش‌هایی را که در طول سال در این سالن روی صحنه رفته‌اند، روی دی‌وی‌دی به بازار عرضه کرده است. در این فیلم‌ - تئاترها تلاش شده با فیلمبرداری و صدابرداری حرفه‌ای، حس و فضای تئاتر به مخاطب منتقل شود، گرچه در نهایت جای اجرای زنده را نمی‌گیرد.

در نتیجه اگر نمایش زنده را از دست داده‌اید و یا به علت زندگی نکردن در تهران اساسا امکان دیدن این نمایش‌ها را نداشته‌اید، این فیلم - تئاترها را امتحان کنید. حتی اگر در تهران هم زندگی می‌کنید در هر صورت در ایام تعطیلات عید تئاترها تعطیل است و انتخابی بهتر از این برایتان مهیا نیست.

تا الان فیلم ۵ نمایش منتشر شده و قرار است فیلم ۹ نمایش دیگر هم به زودی منتشر شود.

‌ایوانف

کارگردان تئاتر: امیررضا کوهستانی - کارگردان تلویزیونی: مجتبی اسماعیل‌زاده

ایوانف درحالی‌که همسرش دراثر بیماری در آستانه مرگ است، دلباخته دختر جوانی است. هم عذاب‌ وجدان دارد و هم همه از او بدشان می‌آید. همسر ایوانف می‌میرد و ایوانف از این دوراهی خلاص می‌شود، اما این خلاصی را تاب ندارد.

ایوانف از همان نمایش‌هایی بود که در زمان اکران چندبار بازبینی شد و اجراهایی کمتر از پیش‌بینی‌اش به‌دست آورد. این نمایش با استقبال بسیار مواجه شد، اما نتوانست زمان اجرایش را تمدید کند. امیررضا کوهستانی ایوانف را براساس نمایشنامه چخوف نوشته، اما با مناسبات امروز ایران. در یک ساختار تلفیقی، آدم‌ها و مکان‌ها با اسم‌های روسی‌شان و با همان اتفاقاتی که در فضای روسیه‌ای نمایشنامه چخوف میفتد، در دنیای امروز ایران زندگی را می‌گذرانند. ایوانف امیررضا کوهستانی مانند ایوانف اصلی چهار پرده است، اما منتظر پایانی متفاوت باشید.

حسن معجونی انتخاب خوبی است برای نقش ایوانف. خلاقیت‌های اجرایی با تکیه بر طراحی صحنه مانند همه کارهای کوهستانی در این یکی هم به چشم می‌خورد. مهمترین انتقادی که به ایوانف وارد شده از سوی کسانی بوده که مخالف تغییراتی این‌چنینی در نمایشنامه‌های کلاسیک هستند. در ایوانف هیچ اثر بصری از روسیه و اجراهای کلاسیک نیست.

خشکسالی و دروغ

Image caption بازی باران کوثری در این تئاتر مشکلاتی برای آن درست کرد

کارگردان تئاتر: محمد یعقوبی - کارگردان تلویزیونی: مجتبی اسماعیل زاده

همسر سابق یک وکیل با او تماس می‌گیرد. همسر فعلی وکیل از مرد می‌خواهد قرار ملاقاتش را با او به هم بزند. پرده بعدی نمایش، چند سال قبل است که مرد با همسر سابقش زندگی می کند و همسر فعلی او در آستانه جدایی از شوهر سابقش است. برادر زن در این میان نقش موثری دارد.

این اجرای خشکسالی و دروغ که به فیلم تبدیل شده، دومین اجرای این نمایشنامه در سه سال اخیر است. اجرای دوم نمایش به دلیل حضور باران کوثری و بخش‌هایی از متن، بارها مورد بازبینی و حتی یک بار توقف در میان اجراها قرار گرفت. نمایش هر شب در معرض توقیف بود ولی بالاخره توانست اجراها را به پایان برساند. با وجود استقبال زیاد، اجرای نمایش تمدید نشد و از اجرای آن در شیراز هم نیم ساعت مانده به اجرا جلوگیری شد.

خشکسالی و دروغ مثل همه نمایش‌های یعقوبی در فضای امروز ایران می گذرد و ساختاری کاملا رئالیستی دارد.

از آن‌جا که نمایش‌نامه های یعقوبی بیشتر به سینما نزدیک هستند در تبدیلشان به فیلم‌ـتئاتر هم اجرای موفقی از آب درآمده است و به راحتی می‌تواند مخاطب را سرگرم کند. اجرایی با ریتم مناسب و کشش قابل قبول که در کارگردانی تلویزیونی‌ هم این مزایا حفظ شده است.

گرچه خشکسالی و دروغ از نظر عمیق بودن متن و طرح مسائل اجتماعی در سطح کارهای قدیمی یعقوبی مثل پس تا فردا، یک دقیقه سکوت، دل سگ و گل‌های شمعدانی نیست. اما همچنان بازی‌ها روان است و روابط میان زن و شوهر، خواهر و برادر، دو دوست، برادرزن و شوهرخواهر واقعی و باورپذیر از کار درآمده است و دغدغه‌های امروزی آدم‌های سی و چند ساله را می‌توان در نمایش دید.

در این تئاتر علی سرابی، پیمان معادی، باران کوثری و آیدا کیخایی بازی می‌کنند.

عجایب المخلوقات - مکبث

Image caption نمایش‌های رضا ثروتی به شدت فرم‌گرا هستند

کارگردان تئاتر: رضا ثروتی - کارگردان تلویزیونی: بابک برزویه

این دو نمایش مثل همه کارهای رضا ثروتی به شدت فرم‌گرا هستند و ساختاری پرفورمنس‌گونه دارند. اجراهایی که نمونه مشابهشان در نمایش‌های ایرانی کم است. تماشاچی بیشتر شاهد قاب‌ها و جلوه‌های بصری و اجراهایی سخت و فرمیک از بازیگران است.

در نمایش مکبث، همان نمایشنامه مکبث نوشته ویلیام شکسپیر به شیوه‌ای مدرن اجرا می‌شود. اما در عجایب المخلوقات از دیالوگ خبری نیست. آواها هستند که در کنار مجموعه تصاویر، مفاهیمی را به تماشاچی منتقل می‌کنند بدون آن که قصه‌ای سرراست تعریف کنند. یک نمایش سوررئال. اثری شبیه تئاتر سیاها که در سال ۱۳۷۸ ماه‌ها روی صحنه بود.

این تابستان فراموشت کردم

Image caption پایان ‌بندی غافلگیرکننده این نمایش کاستی‌هایش را جبران می‌کند

کارگردان تئاتر: بهاره رهنما - کارگردان تلویزیونی: بابک برزویه

در اپیزود اول زن ایرانی ساکن کانادا بعد از سال‌ها دوری از معشوقش قرار است از طریق اسکایپ او را ببیند. در این انتظار، زن، خاطراتش، تلخی‌ها، دلخوری‌ها و خوشایندهای رابطه‌اش را مرور می‌کند. در اپیزود دوم مادر شخصیت اپیزود اول در روزهای نزدیک به انقلاب ۵۷ دستگیر می‌شود و مشغول بازجویی پس دادن به مامور ساواک است. او هم در پی ابتلا به عشق مردی گرفتار این بازجویی شده است. بازجویی زن در انتها به جایی غافلگیرکننده می‌رسد.

این تابستان فراموت کردم تئاتری رئالیستی است که نقطه قوت آن بازی بازیگرانش مخصوصا نسیم ادبی در اپیزود دوم است. به طور کلی اپیزود دوم این اثر خیلی بهتر از اولی است. کارگردانی بهاره رهنما در اولین تجربه نکته چشمگیری ندارد. اما پایان‌بندی نمایش، کاستی‌های آن را جبران می‌کند.