دردسرهای دنیای کتاب در سال ۱۳۹۱

سال ۱۳۹۱ برای حوزه کتاب و ادبیات ایران سال خوشی نبود. بحران اقتصادی و تورم دامنگیر این حوزه نیز شد و گذشته از مشکلات مالی ناشران، مدیریت سلیقه‌‌ای نیز همچون سال‌های گذشته همچنان عرصه را بر ناشران و فعالین حوزه نشر تنگ و تنگ‌تر کرد. شاید بتوان گفت مشکلاتی که حوزه کتاب در سال ۹۱ با آن روبرو شد، دیگر منحصر به ناشر و نویسنده نبود.

بحران اقتصادی در ایران و تورم روزافزون بیش از پیش از بنیه مالی کتاب‌خوانان کاست و از آن سو افزایش بهای کاغذ به شکل تصاعدی نیز تاثیر چشمگیری بر قیمت کتاب گذاشت. نتیجه آن شد که اگر کتابی از دالان‌های وزارت ارشاد نیز جان سالم به در می‌برد، بایست در قفسه کتاب فروشی به انتظار میماند تا کتاب‌خوانی توان مالی خرید آن را پیدا کند.

آنچه در پی می‌آید مروری است بر مهم‌ترین اتفاقات حوزه کتاب و ادبیات در ایران در سالی که گذشت.

قیمت ارز و گرانی کاغذ

بحران ارز در سال ۱۳۹۱ به اوج خود رسید. دو نرخی شدن بهای ارز سبب شد تا برخی از ناشران به کاغذ تهیه شده با ارز دولتی دست پیدا کنند و برخی دیگر مجبور بودند کاغذ با ارز آزاد بخرند. در این میان برخی از افراد وابسته به دولت نیز بودند که کاغذ با ارز دولتی می‌خریدند و به قیمت ارز آزاد می‌فروختند. بحران ارز و دلالی‌های صورت گرفته در بازار سبب شد تا بهای هر بند کاغذ حتی به بیش از ۱۰۰ هزار تومان نیز برسد. افزایش بهای کاغذ که از سال ۱۳۹۰ شروع شده بود در پاییز سال ۹۱ به اوج خود رسید. زمانی که کاغذهای انبار شده تمام شد و ناشران برای چاپ عناوین جدید خود نیز به کاغذ داشته‌اند. برای نخستین بار بازار کتاب ایران شاهد چاپ کتاب‌های بود که بر جلدشان قیمتی ذکر نشده بود تا کتاب‌فروش بتواند به صورت روزانه بهای کتاب را افزایش دهد. چهره‌های فرهنگی بسیاری نسبت به افزایش بهای کاغذ و کمبود آن در بازار نشر هشدار دادند. حتی غلامعلی حداد عادل در آبان ماه نگرانی خود را درباره این مسئله ابراز کرد، اما در آن سو محمد حسینی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، اعلام کرد که با توجه به افزایش بهای ارز گران شدن کاغذ امری طبیعی است و دولت نمی‌تواند ارز ۱۲۰۰ تومانی به خرید کاغذ اختصاص دهد، چرا که کاغذ جز کالاهای مرجع به شمار نمی‌رود و به همین خاطر در اولویت کار دولت قرار نمی‌گیرد.

نمایشگاه بین‌المللی تهران و نمایشگاه فرانکفورت

۲۵ مین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در اردیبهشت ماه در حالی کار خود را آغار کرد که همان حرف و حدیث‌های همیشگی درباره مکان نمایشگاه، مصلای تهران، شنیده می‌شد. مشکل تهویه، ترافیک و غرفه‌های نامناسب و کوچک همچنان جز مشکلات اصلی و ظاهرا رفع‌نشدنی نمایشگاه کتاب تهران هستند. این نمایشگاه یک غایب بزرگ داشت و آن نشر چشمه بود. چشمه یکی از تاثیرگذارترین انتشاراتی ها در حوزه ادبیات داستانی است و در انتهای سال ۹۰ زمزمه‌های تعلیقش آغاز شد و سپس با عدم حضور این انتشارات در نمایشگاه تعلیق‌اش قطعی به نظر آمد. نشر آگه نیز از روز سوم به این نمایشگاه پیوست و به سیاق هر سال تعدادی کتاب نیز از نمایشگاه جمع‌آوری شد. در نمایشگاه سال گذشته تعدادی ناشر خارجی شرکت کرده بودند که بر اساس اخبار در نمایشگاه سال ۹۲ حضور نخواهند داشت. چرا که نمایشگاه بین‌المللی تهران مقداری پول به این ناشران بدهکار است و هنوز نتوانسته به دلیل تحریم ها و مشکل در انتقال ارز این پول را به حساب آن ها واریز کند.

نمایشگاه کتاب فرانکفورت، بزرگ‌ترین و مهم‌ترین نمایشگاه کتاب در جهان، نیز روز ۱۹ مهرماه سال ۱۳۹۱ کارش را آغاز کرد. حضور در این نمایشگاه برای اداره کتاب ایران همواره اهمیت دارد و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی آن را فضایی بین‌المللی و مکانی مناسب برای عرضه کتاب‌های اغلب اسلامی‌اش می‌بیند. سال ۱۳۹۰ ایران نتوانست نماینده رسمی و دولتی خود را راهی این نمایشگاه کند. اما در سال ۹۱ جمعی از ناشران توانستند خود را به این نمایشگاه برساند. اما بحث ارز که همچون ترجیع‌بند سال گذشته مدام تکرار می‌شود، در این نمایشگاه نیز خود را نشان داد. مسئولان تصمیم گرفتند برای جلوگیری از خروج ارز از ایران غرفه‌هایشان را خود در داخل ایران درست کنند و همراه خود با فرانکفورت ببرند تا با این ترتیب ارزی هزینه این حواشی نشود.

بحث دیگری که پس از بازگشت تیم ایرانی شرک کننده در این نمایشگاه پیش آمد، انتقاد مصطفی رحمان‌دوست، شاعر، از مشکل تیم ایرانی در انگلیسی صحبت کردن بود. رحماندوست در گفت‌وگویی که پس از بازگشت از فرانکفورت با خبرگزاری مهر انجام داد گفت که من می‌خواستم سئوالی بپرسم و از تیم خواستم آن را به انگلیسی ترجمه کند که هیچ کس در تیم انگلیسی بلند نبود. رضا امیرخانی، نویسنده، نیز پس از بازگشت از فرانکفورت از عملکرد تیم ایرانی انتقاد کرده و گفته بود که "ما سازوکار نمایشگاه بین‌المللی فرانکفورت را نمی‌شناسیم."

برکناری بهمن دری

Image caption برکناری بهمن دری خبر خوبی برای بسیاری از اهالی کتاب بود

شاید مهم‌ترین برکناری در سال ۱۳۹۱ برای علاقه‌مندان حوزه کتاب خبر برکناری بهمن دری، معاون فرهنگی وزیرفرهنگ و ارشاد اسلامی، در شهریورماه سال ۱۳۹۱ باشد. کسی که در ماه‌های پایانی معاونت‌اش با اعمال سلیقه‌های شخصی، برای ناشران و بازار نشر مشکلات فراوانی به وجود آورد. دری بر خلاف همتای پیشینینش، محسن پرویز، در حرف‌زدن شعارهای تازه‌ای می‌داد اما در عمل به مراتب سلیقه‌ای‌تر از پرویز برخورد می‌کرد و برای ناشران محدودیت‌های بسیاری به وجود آورده بود. اغلب مشکلات ناشران در نمایشگاه کتاب تهران به خاطر سیاست‌های دری بود. او حتی تهدید کرده بود که اگر ناشری در ایام نمایشگاه تخلفی کند او را در صحن مصلا محاکمه خواهد کرد.

آقای دری در ماجرای تعلیق نشر چشمه نقشی مهم‌ داشت. او هیچ‌گاه به شکل رسمی در مقابل خبرنگاران نگفت که چرا نشر چشمه تعلیق امتیاز شده است، اما در گفت‌وگویی که با روزنامه ایران انجام داده بود، در انتهای گفت‌وگو از یکی از کتاب‌های نشر چشمه صحبت کرده بود که «سراسر ضد قیام کربلا و ضد امام حسین» بوده است. با این حال حسن کیاییان، مدیر نشر چشمه، پاسخ این صحبت‌های بهمن دری را داد. آقای دری نخستین کسی بود که به «تعداد» کتاب‌های ممنوع‌الچاپ ناشران توجه نشان داده و گفته بود «وقتی غیرقابل انتشارها تعدادشان زیاد می‌شود و حجم اصلی کار ناشر را در بر می‌گیرد آن هنگام نشان‌دهنده نوعی کجروی و ترویج تفکری خاص و مضر و غلط است.» نکته‌ای که به نظر می‌رسد یکی از مهم‌ترین دلایل تعلیق نشر چشمه در ابتدای امر باشد.

نامه در اعتراض به مجوز دولتی نشر

تعدادی از نویسندگان و مترجمان ایرانی با انتشار نامه‌ای سرگشاده خواهان لغو مجوز کتاب شدند. این نویسندگان موضوع گرفتن مجوز نشر از وزارت ارشاد در قرن بیستم و یک را کسر شان فرهنگ کتاب و کتاب‌خوانی در ایران خواندند و آن را تمهید وزارت ارشاد برای به گروگان گرفتن آزادی بیان، ‌خلاقیت و معاش نویسنده نامیدند.

این نامه که به امضای بزرگان و فعالان ادبیات ایران، از جمله نام‌هایی چون سیمین بهبهانی، علی اشرف درویشیان، رضا براهنی، بابک احمدی، عبدالله کوثری و علی صالحی رسیده بود، در رسانه‌ها بازتاب گسترده‌ای پیدا کرد اما وزیر ارشاد و مسئولان هیچ واکنشی در قبال آن نشان ندادند.

این نامه در حالی منتشر می‌شد که سال قبل از آن، در تیرماه ۹۰، رهبر ایران، آیت‌الله خامنه‌ای و محمد حسینی، وزیر ارشاد به وضوح از پدیده ممیزی دفاع کرده و آن را ضروری خوانده بودند.

کتاب‌های توقیفی و ناشران تعلیقی

از جمله کتاب‌هایی که در سال ۱۳۹۱ از کتاب‌ فروشی‌ها جمع شد، کتاب تاوان نوشته «ایان مک‌یوئن» به ترجمه مصطفی مفیدی بود. این کتاب توسط نشر نیلوفر منتشر شده بود و بر اساس گفته‌های محمد اللهیاری، مدیر اداره کتاب وزارت ارشاد، از ناشر خواسته شده بود تا بخش‌هایی از کتاب اصلاح شود، اما ناشر بدون اعمال این اصلاحیات کتاب را منتشر و توزیع کرده بود و همین امر باعث جمع‌آوری کتاب از بازار شد.

«دموکراسی یا دموقراضه» نوشته مهدی شجاعی یکی از کتاب‌های جنجالی سال ۱۳۹۱ در ایران بود. کتابی که ابتدا گفته شد سه چاپ از آن منتشر و بعد توسط وزارت ارشاد توقیف شده، و بعدتر ناشر کتاب، با انتشار نامه‌ای اعلام کرد که این کتاب مجوز دارد و چاپ هم شده، اما به درخواست نویسنده‌اش تاکنون توزیع نشده است.

سالی، نه برای کتابفروشها

سال ۱۳۹۱ با توجه به بحران‌های اقتصادی‌اش برای کتاب‌فروشی‌ها هم سال خوبی نبود. یکی از اخبار تاسف‌بار برای علاقه‌مندان حوزه کتاب، تعطیلی کتاب‌فروشی انتشارات طرح نو بود. حسین پایا، مدیر این انتشارات پس از اعلام این خبر گفت که مشکلات اقتصادی شرایط را برای موسسات فرهنگی سخت‌تر کرده است. او حتی خبر داد که یک ماه به خاطر بدهکاری‌اش به بانک رفاه در زندان بوده است.

بر اساس صحبت‌های آقای پایا، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی سه سال تلاش کرده تا به عناوین جدید این انتشارات مجوز ندهد، امتیاز نشر این انتشارات باطل نشده اما فعالیت‌های آن کاملا محدود شده است.

Image caption سال ۱۳۹۱ با توجه به بحران‌های اقتصادی‌اش برای کتاب‌فروشی‌ها هم سال خوبی نبود

کتاب‌فروشی تیموراده نوین واقع در خیابان قائم مقام فراهانی از دیگر کتاب‌فروشی‌های تعطیل شده در سال ۱۳۹۱ است. علت پلمپ این کتاب‌فروشی، شکایت ورثه یکی از واحدهای مسکونی بالای این کتاب فروشی عنوان شده که گفته‌اند این کتاب فروشی برای آن‌ها مزاحمت ایجاد کرده است.

جایزه جلال و قیمت سکه

می‌گویند جایزه جلال گران‌ترین جایزه ادبی ایران است. جایزه‌ای که هر ساله در روز اول آذرماه، همزمان با سالروز تولد جلال آل احمد برگزار می‌شود و برنده‌اش صاحب ۱۱۰ سکه طلا می‌شود. می‌گویند گران‌ترین است اما بعد از ۵ دوره برگزاری این جایزه، تنها دو تن توانسته‌اند آن ۱۱۰ سکه را از آن خود کنند.

سال ۹۱ نیز روز اول آذر مراسم اهدای این جایزه با حواشی بسیار برگزار شد. اما باز هم کسی برنده آن ۱۱۰ سکه و البته لوح تقدیر نشد. علی شجاعین صائین، مدیر عامل خانه کتاب، در گفت‌وگویی که پس از برگزاری این مراسم با خبرآنلاین داشت گفته بود که این به خاطر بخل و خست آن‌ها نیست که این جایزه برنده ندارد و افزایش بهای سکه هیچ تاثیری در تصمیم داوران این جایزه نداشته است.

اندکی بعد از برگزاری مراسم، یکی از داوران این جایزه، محمدرضا سرشار، داستان نویس و منتقد ادبی، کل برگزاری این دوره از جایزه جلال را باطل خواند و طی نامه‌ای گفت که منتخبان و نتیجه این دوره از جایزه جلال وجاهت قانونی ندارد، چرا که از بین ۹ داور این مسابقه تنها چهار داور حضور داشته و تصمیم گیری کرده‌اند، در نتیجه کل این جشنواره باطل است و باید برگزار شود.

کتب توقیفی، کتاب‌فروشی‌های تعطیل شده و ناشران تعلیقی در سال ۱۳۹۱ بعد از بحران کاغذ و گرانی کتاب مهم‌ترین کلیدواژه‌های جهان ادبیات و کتاب در ایران هستند. بر اساس آماری که علی اسماعیلی، معاونت فرهنگی وزارت ارشاد، در آبان ماه اعلام کرد، آمار چاپ کتب ترجمه‌ در ایران در هفت ماهه نخست سال ۱۳۹۱، ۱۳ درصد کاهش داشته که با توجه به این که ممیزی‌های ارشاد اغلب دامن آثار ترجمه شده را می‌گیرد، کاملا می‌شود دید که سیاست‌های ارشاد در ممیزی و دادن مجوز تا چه میزان عمیقی بر صنعت نشر و ادبیات داستانی ترجمه ای ایران تاثیر داشته است.

مطالب مرتبط