'وقت چیدن گردوها' در آپارات

این هفته در آپارات فیلم 'وقت چیدن گردوها' به کارگردانی ایرج امامی پخش می شود.

درباره فیلم

Image caption پارسا پیروزفر در نمایی از فیلم

'وقت چیدن گردوها' یکی از فیلم هایی است که در ایران هنوز اجازه نمایش ندارد. شاید یک دلیل مهم آن به تصویر کشیدن احساسات یک طلبه جوان بوده است. آن هم طلبه ای که عاشق یک دخترجوان شده است. این موضوع همیشه در جمهوری اسلامی برای فیلم سازها جزو موارد حساس بوده و از حریم های معمولا مشکل ساز برای ورود فیلم سازها به حساب می آید.

در فیلم 'وقت چیدن گردوها' ایرج امامی سازنده این فیلم به سراغ یک طلبه جوان رفته که به مکانی مقدس در یک روستا سفر می کند و در آنجا به دختر متولی آنجا دل می بندد.

ویژگی فیلم

فیلم 'وقت چیدن گردوها' داستانی عاشقانه در بستری آمیخته به دنیای جهل و خرافات است. ساختن این نوع فیلم ها در ایران معمولا راه رفتن روی لبه تیغ است . از یک طرف داستان سو استفاده از باورهای مذهبی و آیینی مردم در میان است و از سوی دیگر ساختن فیلمی است درباره قشری است که در حال حاضر بر جامعه ایران حکومت می کند یعنی روحانیت. این فیلم در سال ۱۳۸۲ ساخته شده و دومین کار بلند سازنده اش در مقام کارگردان است و هنوز اجازه نمایش در ایران را ندارد.

درباره کارگردان

Image caption ایرج امامی ، کارگردان

ایرج امامی بازیگر و کارگردان تئاتر سینما و تلویزیون مقیم انگلستان فارغ التحصیل دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران و دانش اموخته دکترای تئاتر در دانشگاه ادینبورگ در بریتانیاست. وی کار بازیگری را از تئاتر آناهیتا آغاز کرد و کار حرفه ای خود را به عنوان بازیگر نویسنده و طراح دکور و گریم در اداره تئاتر وزارت فرهنگ و هنر ادامه داد. او طی دوران فعالیت هنری اش تاکنون در ده ها نمایش ایرانی و غیر ایرانی در جایگاه نویسنده بازیگر و کارگردان شرکت داشته است. او سالها بعنوان دستیار جان رایت به ساختن فیلم و تئاتر عروسکی در تئاتر فرشته کوچک لندن مشغول بود و در سال ۱۳۶۰اولین فیلم بلند سینمایی عروسکی ایران را با نام 'ابراهیم در گلستان' ساخت و از آن زمان در تولیدات زیادی از تولیدات شبکه های بی بی سی و کانال چهار و ای تی وی انگلستان همکاری داشته است.در کارنامه هنری ایرج امامی یک مجموعه کوتاه پنجاه قسمتی برای تلویزیون .فیلم کوتاه امیرارسلان و تهیه کننده گی فیلم مستند سفر ایرانی (به سفارش زد دی اف / ارته) ، فیلم سینمائی 'وقت چیدن گردوها'. و کارگردانی و تهیه کننده گی فیلم سینمائی 'رو به غروب' (برنده جایزه بهترین فیلم سینمائی جشنواره ماربلا اسپانیا) دیده می شود.

نگاه کارگردان

من در نوجوانی به قصه ای از نویسنده تاجیک صدرالدین عینی برخوردم با نام کفش پیش درمانی یعنی کفش که در پیش در می ماند. دوست داشتم که این داستان را تبدیل به نمایش و یا فیلم کنم تا این که موقعیت ساخت این فیلم پیش آمد و با تهیه کننده برای ساخت آن به توافق رسیدیم. این داستان شرح زندگی خود صدرالدین عینی است.

قصه های ماندگار همیشه ماندگارند و این داستانهای عاشقانه همیشه زنده هستند و ماجرای فریب دادن مردمی که اعتقاداتی دارند نیز یک داستان همیشگی است.

با توجه به حساس بودن نقش من آقای پیروزفر را برای این انتخاب کردم که ایشان بازیگر تاتر بود و می توانست این نقش را به خوبی از کار در بیاورد و از طرف دیگر در مقابل شخصیت زن فیلم شخصیت مرد فیلم می بایست از ظاهر و فیزیک خوبی برخوردار می بود.

قصه همان طور که صدرالدین عینی می نویسد این است که یک آدمی بدون هیچ تجربه عشقی پا به یک عشق به اصطلاح شیخ صنعانی می گذارد و از طرف دیگر پدر دختر از سادگی او سو استفاده می کند.

این فیلم می توانست طور دیگری پیش رود و طور دیگری تمام شود ولی ما به فکر این نبودیم و داستان فیلم و بازیها و کارگردانی اش همانی است که در فیلم آمده است.

من در کارهایم به عمد قسمتهایی را مبهم باقی می گذارم که خود تماشاگر آنها را حدس بزند و درک کند و در این کار نیز من به عمد بخشهایی را برای ابهام باقی گذاشتم.

نگاه منتقد

پرویز جاهد

Image caption پرویز جاهد، منتقد سینمایی

قبل از انقلاب ما شخصیت آخوند و یا روحانی در سینما به عنوان شخصیت اصلی نداشتیم ، معمولا شخصیتهای فرعی بودند و عموما به صورتی منفی، کمدی و طنزآمیز به تصویر کشیده می شدند. بعد از انقلاب و در دهه اول پس از آن با توجه به فضای انقلاب بوجود آمد و نقش انقلابی روحانیت ، در این فیلمها روحانیت بیشتر بصورت آدمهای انقلابی به تصویر کشیده می شدند که با رژیم شاه و ساواک مبارزه می کنند. مانند نقش مدرس که خسرو شکیبایی آن را بازی کرد. بعد از آن و در دهه هفتاد روحانیت بیشتر نقشهای فرعی در فیلمها داشتند و تصویری موقر و پاک و منزه از آنها در فیلمهای ایرانی تا دهه دوم پس از انقلاب به نمایش در می آمد. فیلمساز ما در آن دوران نتوانسته است تصویری رئالیستی از روحانیت در آن دهه نشان دهد.در دهه هشتاد رویکرد دیگری به روحانیت داریم که بیشتر به واقعیت نزدیک است ولی روحانیون این فیلمها خارج از دایره حکومتند مانندشخصیتهای فیلمهای ظلا و مس و مزاحم نشوید و زیر نور ماه و مارمولک می بینیم که در این آخری باب شوخی نیز با این قشر باز شده است.

پارسا پیروز فر بازیگر خوبی است ولی به نظر من شخصیتی که او نقشش را بازی می کند در فیلم به خوبی پرداخت نشده است که او بتواند با بازی اش تغییری در آن شخصیت بدهد و یا آن را برجسته کند. من این آدم را در آن روستا باور نمی کنم. هویت این آدم برای ما گنگ است.ما نمی دانیم که او چه طیفی از روحانیت ایران را نمایندگی می کند.

موضوع فیلم فقط عشق نیست. چالش دیگر فیلم بین روحانی خوب و آدم مذهبی بد است . جدال بین خیر و شر است. متولی این فیلم به نظر من کلیشه ای و سطحی است. با یک بازیگر مشهور این نقش کلیشه ای تر می شد. به نظر من داستان این فیلم به خوبی پرداخت نشده است.

شتاب زدگی در ساخت این فیلم دیده می شود که می تواند تابع شرایط بیرونی ساخت فیلم باشد. خیلی از فیلمها قربانی شرایط تولید و فشارهایی که به گروه سازنده و تهیه کننده و کارگردان وارد می آید، می شوند.

آدرس پست الکترونیک برنامه آپارات: aparat@bbc.co.uk

*ممکن است هنگام پخش خبر فوری، محتویات این صفحه و این برنامه بدون اعلام قبلی تغییر کند.

مطالب مرتبط